چطور کسی را که عاشقشم، عاشق خودم کنم؟

 من یه دختر ۱۵ساله هستم و از سال پیش عاشق یه دختر که توی یه کلاس دیگه از مدرسمون بود شدم تا حالا دو بار گل و دوبار هدیه برای ایشون گرفتم، روز تولدم اعتراف کردم که عاشقشم ولی بنظرم واکنشش خوب نبود من عاشقشم اما می خوام بدونم اون دوستم داره یا نه اگه دوستم نداشت میخوام کاری کنم عاشقم بشه تورو خدا خواهش میکنم کمکم کنید.

خدمت شما عرض کنم که ما در جریان دقیق وضعیت شما از گذشته نیستیم اما انسان زمانی که چشم به این جهان می گشاید به تدریج دلبستگی اش به پدیده ها و موضوعات انسانی و غیر انسانی و حتی اشیاء مشخص می شود دلبستگی های به انواع و اقسام مختلفی تقسیم می شوند از ایمن گرفته تا ناایمن و -دوسوگرا و نا ایمن- اجتنابی  برا اساس این سبک های دلبستگی دوران کودکی تا حد زیادی می توان نحوه دلبستگی افراد را در بزرگسالی مشخص کرد افرادی که دچار وابستگی شدید عاطفی به فردی می شوند به دلیل عدم تعادل در محبت دیدن والدین ممکن است دچار مسایلی در آینده شوند محرومیت های هیجانی و یا توجه و محبت هیجانی بیش از اندازه ممکن است باعث وابستگی و یا خودبزرگ بینی شود که هر دوی این ویژگی ها در حد افراط آن باعث اختلال در روند سلامت روان می شود.
  نکته مهم دیگر اینکه ما نیاز به دوست داشتن و تأیید و ابراز علاقه مندی در ذاتمان وجود دارد، این موضوع باعث می شود که ما انسان ها یک موجود اجتماعی باشیم و در جامعه شناسی و روان شناسی هم این موضوع وجود دارد مثلا در سلسه مراتب نیازها، نیاز به تأیید، تعلق، محبت و احترام مطرح شده است. اما مشخص نیست شما به چه دلیلی به صورت افراطی  به فردی وابستگی شدید پیدا کرده اید که مرزی بین خود و ایشان نمی توانید قایل شوید و احساس می کنید بخشی از وجود شما است که بدون ایشان نمی توانید زندگی کنید. اصرا به اینکه کسی شما را دوست داشته باشد تا حدی نشانه بی ارزش کردن، اهمیت ندادن و احترام نگذاشتن به خود است که معمولا در شخصیت های مهر طلب این ویژگی ها وجود دارد این گونه افراد نیاز به دوست داشتن دارند در حالی استاندارد و مناسب این است ما از محبت و توجه دیگران لذت می بریم و متقابل پاداش این احترام را می دهیم اما نیاز نداریم. پس مشخص است در طور تاریخچه ارتباطی شما همیشه شما وابستگی یک طرفه بوده اید پس با یک دورن نگری و تأمل علت این وضعیت را در خود جست و جو کنید. بهترین وضعیت در ارتباطات احترام متقابل است یعنی فردی با شما نسبت به یک یا چند ویژگی شخصیتی مشترک است و این سبب دوستی می شود این دو در زمینه های دیگری دوست های دیگری هم دارند و خودخواه نیستند یعنی از اینکه طرف مقابل در کنار ایشان دوست های دیگری نیز دارد ناراحت نیستند و نگران نیستند از طرفی خود شان هم در زندگیشان با افراد دیگری دوست هستند که هر دوستی جایگاه خودش را دارد پدر، مادر، اعضای خانواده، همسایه، خویشاوندان و... ممکن است ما را دوست داشته باشند و ما هم آن ها را دوست داشته باشیم اما در کنار آنها ما دوستان دیگری داشته باشیم و آن ها هم همینطور. پس برای بهتر شدن این نیاز افراطی یک طرفه و خود خواهانه راهکارهای زیر مناسب است:
۱- سعی کنید با خود شناسی بر احساس و هیجانات خود مسلط شوید و به صورت یک طرفه و تخیلی سرمایه گذاری عاطفی انجام ندهید.
۲- با احترام به خود و استقلال شخصیتی و برطرف کردن نیازها و کمبوده ها با اعتماد به نفس کامل و با هدف گذاری، ارتباطتان را تنظیم کنید.
۳- با دیدن نقاط مثبت و خوبی های خودتان و اعتماد به خود در زندگی سعی کنید اساس بی نیازی از دیگران را در خود بنا کنید و در ارتباطات مجذوب کل شخصیت فرد نشوید بلکه به خود بگویید مثلا شوخ طبعی ایشان باعث ارتباط است نه سایر ویژگی های شخصیتی ایشان
۴- سعی کنید به جای تمرکز و سرمایه گذاری روی یک نفر، روی چند نفر برای برقراری دوستی فکر و هدف گذاری کرده و به تمایل طرف مقابل نسبت به ارتباط با شما اهمیت قایل شوید.
۵- سعی کنید خوبی های دیگران را در خود ایجاد کنید و در انتخاب کاملا آزاد از اسارت خواسته ها و نیازهای درونی باشید .به عبارت دیگر دوست کسی نیست که نیمه ناقص من را کامل کند بلکه من باید با بینش و معرفت و کار و تمرین کامل باشم تا از ارتباط لذت ببرم تا در صورت عدم تمایل خود فرد یا طرف مقابل به ادامه رابطه، آسیب نبینم.

موفق باشید

facenama

دیدگاه‌ها

عشق یک طرفه فقط بین دختر هاست

عشق یک طرفه فقط بین دختر هاست؟

اغا من ارازم عاشق یه پسری که

اغا من ارازم عاشق یه پسری که هم کلاسیمه شدم من ۱۵سالمه من اون پسرو از جونم هم بیشتر دوس دارم ولی حس میکنم اون منو به عنوان یک دوست قبول داره و نمیخاد بپذیره که من عاشفشم به خدا من قصد بدی ندارم فقط عاشقشم همین
اگه راهنماییم کنید منت گذاشتید روسرم مر۳۰

تصویر مشاور شهر سوال

دوست نوجوان، خوشحالیم که برای

دوست نوجوان، خوشحالیم که برای پاسخ سوال خود به ما مراجعه کردید. دوستی دو نوجوان در سن و سال شما و علاقه داشتن به یکدیگر تا حدی که هنگام جدایی دلتنگ یکدیگر شوید، فی نفسه مسئله بدی نیست و بیانگر صمیمیت شماست. البته لزومی هم ندارد دوست بودن و صمیمیت به قدری شدت پیدا کند که از حالت عادی و طبیعی خود خارج شود. احتمالا علاقه شما به دوستتان هم هم از نوع شدید باشد اما به کار بردن واژه «عشق» برای شما و دوستتان مناسب نیست. به دو نکته توجه کنید، اول همانطور که در متن ابتدای صفحه هم عرض شد، به واسطه یک دوستی یا ارتباط خود را بی ارزش نکنید و سعی کنید حرمت خود را حفظ کنید، و دوم اینکه در رابطه دوستانه اصرار نداشته باشید از ابتدا یک دوستی عمیق و صمیمانه را شروع کنید، بلکه به خودتان و دوستتان فرصت بدهید. به تدریج و با آشنایی بیشتر با یکدیگر در صورت مهیا بودن شرایط مختلف روابط دوستانه شما خودبخود عمیق تر خواهد شد.
موفق باشید.

سلام دختری هستم ۱۷ ساله.پسری

سلام دختری هستم ۱۷ ساله.پسری رو دوست دارم و مدتیه ک با هم دوست بودیم.ولی کاملا در حد و حدود مجاز و هیچ قصد بدیم در این بین نبوده.حتی پیشنهاد ازدواج هم داده بود .گاهی از رفتارا ضدونقیضش دچار سردرگمی میشم .حس میکنم اونقدر ها ک باید براش مهم نیستم.و تا حدی هم مغرور هستم و حاضر به از خودگذشتگی بیش از حد نیستم.و این ک اطلاعات درستی هم راجع ب رفتار با جنس مخالف ندارم.خواهش میکنم راهنمایی کنید ممنون

تصویر مشاور شهر سوال

ضمن عرض سلام و تشکر از حضور

ضمن عرض سلام و تشکر از حضور شما و درمیان گذاشتن مشکلتان با کارشناسان این مرکز. خواهر عزیز، روابط عاطفی، از مهمترین بخشهای زندگی هر فرد به ویژه دختران محسوب می شوند، به همین خاطر ایجاد چنین روابطی از مسیر نادرست و غیر اصولی، و شکل گیری وابستگی ها و عشق و علاقه های بعدی و در ادامه رفتارهایی که به تبع ان پدید می آید، میتواند ضربات و صدمات سختی را بر روح و روان شما وارد سازد و در نتیجه زندگی و سرنوشت شما را تحت الشعاع خود قرار دهد. جلوگیری از این مسئله از همان ابتدای شکل گیری روابط و آشنایی بسیار راحت و آسان تر است تا اینکه پس از مدتی بخواهید جلوی سیلاب مشکلات را بگیرید. البته اگر قصد ازدواج در میان باشد، قطعا این مسئله بسیار پسندیده و نیکو خواهد بود اما باید توجه داشته باشید که این موضوع هم باید به شکل رسمی (از طریق خانواده ها) پیگیری شود و نه بصورت مخفیانه توسط خود شما و طرف مقابل یا اینکه فقط در حد حرف باشد. اما در خصوص رفتار ایشان، البته از سن و سال ایشان چیزی نفرمودید اما به طور کلی رفتار ضد و نقیض و یا مشاهده عدم ثبات در رفتارهای ایشان میتواند ناشی از سن پایین یا ناشی از اختلالات شخصیتی ایشان باشد که تشخیص این مسئله تنها با مراجعه حضوری به یک مشاور روانشناس مقدور است. البته این کار در صورتی توصیه میشود که هر دو طرف واقعا قصد تشکیل خانواده و ازدواج داشته باشید، در غیر اینصورت بهتر آنست که این رابطه نادرست را پایان دهید.
برای شما آرزوی موفقیت داریم

سلام من پسری هستم ۱۸ ساله

سلام من پسری هستم ۱۸ ساله.امسال یعنی آخر همین هفته کنکور دارم - اما گرفتار یه عشق یا دوستی شدیدا عاطفی یا ... شدم
من یه پسرو دوس دارم خیلی زیاد که تقریبا دوسال از من کوچیکتره
بخدا قسم اصلا هم احساسم احساس شهوی و جنسی نیست - حتی به رساله مرجعم هم مراجعه کردم
اما احساس میکنم اون فقط باهام رفیقه و دوسم نداره - وقتی بهش پیام میدم یا چت میکنم سریع میره ولی هنوز آنلاینه
سریع از دستم عصبانی میشه - و ناراحتم میکنه
اون به من حرف میزنه اما من دلم نمیاد چیزی بهش بگم
حدود دو بار هم باهم قهر کردیم اما دوباره آشتی کردیم
آخرین آشتیم با اون برمیگرده به ۲روز پیش - نمیدونم چیکار کنم که اونم منو دوس داشته باشه
البته دوستان میگن که رفتارش بخاطر اینه که خیلی دوستت داره
و توی سایت خودتون هم یکی اینطوری نوشته بود
خلاصه الان خیلی سردرگم هستم - درضمن نمیخوام به کنکورم لطمه ای وارد بشه - و برای رفتن به دانشگاه یک سال دیگه صبر کنم
کمکم کنید

تصویر شهر سوال

خدمت شما عرض کنم که انسان

خدمت شما عرض کنم که انسان زمانی که چشم به این جهان می گشاید به تدریج دلبستگی اش به پدیده ها و موضوعات انسانی و غیر انسانی و حتی اشیاء مشخص می شود دلبستگی های به انواع و اقسام مختلفی تقسیم می شوند از ایمن گرفته تا ناایمن و -دوسوگرا و نا ایمن- اجتنابی برا اساس این سبک های دلبستگی دوران کودکی تا حد زیادی می توان نحوه دلبستگی افراد را در بزرگسالی مشخص کرد افرادی که دچار وابستگی شدید عاطفی به فردی می شوند به دلیل عدم تعادل در محبت دیدن والدین ممکن است دچار مسایلی در آینده شوند محرومیت های هیجانی و یا توجه و محبت هیجانی بیش از اندازه ممکن است باعث وابستگی و یا خودبزرگ بینی شود که هر دوی این ویژگی ها در حد افراط آن باعث اختلال در روند سلامت روان می شود.
نکته مهم دیگر اینکه ما نیاز به دوست داشتن و تأیید و ابراز علاقه مندی در ذاتمان وجود دارد،این موضوع باعث می شود که ما انسان ها یک موجود اجتماعی باشیم و در جامعه شناسی و روان شناسی هم این موضوع وجود دارد مثلا در سلسه مراتب نیازها ، نیاز به تأیید، تعلق ، محبت و احترام مطرح شده است. اما مشخص نیست شما به چه دلیلی به صورت افراطی به فردی وابستگی شدید پیدا کرده اید که مرزی بین خود و ایشان نمی توانید قایل شوید و احساس می کنید بخشی از وجود شما است که بدون ایشان نمی توانید زندگی کنید. اصرا به اینکه کسی شما را دوست داشته باشد تا حدی نشانه بی ارزش کردن ، اهمیت ندادن و احترام نگذاشتن به خود است که معمولا در شخصیت های مهر طلب این ویژگی ها وجود دارد این گونه افراد نیاز به دوست داشتن دارند در حالی استاندارد و مناسب این است ما از محبت و توجه دیگران لذت می بریم و متقابل پاداش این احترام را می دهیم اما نیاز نداریم . پس مشخص است در طور تاریخچه ارتباطی شما همیشه شما وابستگی یک طرفه بوده اید پس با یک دورن نگری و تأمل علت این وضعیت را در خود جست و جو کنید. بهترین وضعیت در ارتباطات احترام متقابل است یعنی فردی با شما نسبت به یک یا چند ویژگی شخصیتی مشترک است و این سبب دوستی می شود این دو در زمینه های دیگری دوست های دیگری هم دارند و خودخواه نیستند یعنی از اینکه طرف مقابل در کنار ایشان دوست های دیگری نیز دارد ناراحت نیستند و نگران نیستند از طرفی خود شان هم در زندگیشان با افراد دیگری دوست هستند که هر دوستی جایگاه خودش را دارد پدر ، مادر ، اعضای خانواده ، همسایه، خویشاوندان و... ممکن است ما را دوست داشته باشند و ما هم آن ها را دوست داشته باشیم اما در کنار آنها ما دوستان دیگری داشته باشیم و آن ها هم همینطور. پس برای بهتر شدن راهکارهای زیر مناسب است:
۱- سعی کنید این وابستگی را به علاقه مندی تبدیل کنید
۲- سعی کنید با خود شناسی بر احساس و هیجانات خود مسلط شوید و به صورت تخیلی سرمایه گذاری عاطفی انجام ندهید.
۳- با احترام به خود و استقلال شخصیتی و برطرف کردن نیازها و کمبوده ها با اعتماد به نفس کامل و با هدف گذاری، ارتباطتان را تنظیم کنید.
۴- با دیدن نقاط مثبت و خوبی های خودتان و اعتماد به خود در زندگی سعی کنید اساس بی نیازی از دیگران را در خود بنا کنید و در ارتباطات مجذوب کل شخصیت فرد نشوید بلکه به خود بگویید مثلا شوخ طبعی ایشان باعث ارتباط است نه سایر ویژگی های شخصیتی ایشان
۵- سعی کنید به جای تمرکز و سرمایه گذاری روی یک نفر ، روی چند نفر برای برقراری دوستی فکر و هدف گذاری کرده و به تمایل طرف مقابل نسبت به ارتباط با شما اهمیت قایل شوید.
۶- سعی کنید خوبی های دیگران را در خود ایجاد کنید و در انتخاب کاملا آزاد از اسارت خواسته ها و نیازهای درونی باشید .به عبارت دیگر دوست کسی نیست که نیمه ناقص من را کامل کند بلکه من باید با بینش و معرفت و کار و تمرین کامل باشم تا از ارتباط لذت ببرم تا در صورت عدم تمایل خود فرد یا طرف مقابل به ادامه رابطه ، آسیب نبینم .
قطعا اضطراب و مسایل پشت کنکور پناه بردن به ایشان را برای کاهش اضطراب بیشتر می کند بسیاری از روان شناسان عشق و وابستگی را نوعی وسواس می نامند همانطور که فرد به شست وشوی غیر عادی برای کاهش اضطراب وابسته می شود و فردی دیگر برای کاهش اضطراب خودش به مواد وابسته می شود بعضی از افراد به دلیل اینکه شخصیت آن ها قسمت های خالی زیادی دارد و عدم اعتماد به نفس به دلیل این احساس خالی بودن شخصیتی و ضعیف بودن من و خود دچار اضطراب می شوند و همیشه در کنار دیگران خود را کامل می بینند و به واسطه این هم جواری وابستگی و نگرانی از ازدست دادن باعث چسبیدن شدید می شود فرد را به باتلاق نگرانی ها و وابستگی ها و اختلالات روانی سوق می دهد موفق باشید.

سلام،من پسری ۱۸ساله هستم که

سلام،من پسری ۱۸ساله هستم که دو سال پیش عاشق دختر همسایه مان شدم و بهش گفتم دوسش دارم.بعد پدرش فهمید و منو تهدید کرد که فراموشش کنم،ولی نمیتونم،خیلی دوسش دارم،چند وقته پیش دختر همسایمون یه کارایی کرد که فهمیدم عاشقم شده،نمیدونم چکار کنم،از عشقش دارم دیوونه میشم،لطفا راهنماییم کنید.

تصویر مشاور شهر سوال

دوست عزیز، سلام و خوش آمدید.

دوست عزیز، سلام و خوش آمدید. سنین نوجوانی، بخصوص در آستانه جوانی، دوره بحرانی از لحاظ ویژگی های روانشناختی محسوب می شوند. بنابراین نوعی سرکشی و طغیان و شاید غلیان برخی احساسات روحی روانی و یا جسمی، برای سن شما تا حدی طبیعی است. البته این بدان معنا نیست که اجازه دهید این طغیان شما را به هر سو بکشاند و موجب هر رفتاری گردد، و البته این به معنای توجیه همه رفتارها و اشتباهات نیست. شما باید با توجه به این مسئله، بتوانید بر این طغیان غلبه کنید و تا حد ممکن آن را مهار کرده تا به سلامت از این مرحله عبور کنید. اگر مهر یک دختر در دل شما افتاده باشد و قصد ازدواج داشته باشید، طبیعتا این مسئله بسیار قابل تقدیر و خوشحالی است که شما با چنین مسئله ای روبرو شوید اما به نظر نمیرسد در چنین سن و سالی و در این موقعیت، شرایط ازدواج را داشته باشید. بنابراین از این جهت به پدر دختر حق بدهید که به کلی با این مسئله مخالفت کند (بدون اینکه ما نوع برخورد ایشان را بدانیم و تأیید یا رد کنیم). به هر حال شما در حال حاضر نه تجربه کافی دارید، نه درآمد مناسب، نه تحصیل و موقعیت آنچنانی برای تشکیل زندگی. البته ما در صورتیکه والدین (حتی در چنین سنی) با حمایت از فرزندانشان ایشان را به خانه بخت بفرستند، مخالف نیستیم و آن را تحسین می کنیم اما کمتر چنین مواردی پیش می آید. به هر حال شما میتوانید در صورت حمایت خانواده، این مسئله را به شکل رسمی و با قصد و عنوان ازدواج مطرح کنید و بین دو خانواده اینگونه مطرح شود. البته میشود در صورت داشتن مقدمات شرایط شغلی و مسکن، و با یک عقد ساده محرمیت در آغاز زندگی قدم برداشت و پس از مدتی تلاش و تهیه ملزومات اولیه زندگی به شکل رسمی زندگی مشترک را آغاز نمود. اما به هر حال باید شرایط مختلف مهیا باشد. از سوی دیگر میتوانید فعلا این مورد را فراموش کنید تا مدتی بگذرد و موقعیت مناسب آن فرابرسد که این راه دوم طبیعتا راهی سخت به لحاظ تحمل برای شما خواهد بود. در هر صورت رابطه داشتن شما و دختر خانم به این شکل، به ویژه مخفیانه، نادرست است و هرچند ممکن است لذت های لحظه ای به همراه داشته باشد اما قطعا عواقبی به دنبال خواهد داشت که موجب پشیمانی هر دوی شما می گردد.
موفق باشید

سلام من پسرس ۱۶ ساله هستم

سلام من پسرس ۱۶ ساله هستم جدیدا عاشق دختری شدم که به هیچ عنوان نمی تونم از فکرم خارجش کنم همیشه تو فکرمه دارم دیوونه میشم واقعا بهش وابسته شدم این موضوع خیلی داره منو اذیت میکنه لطفا کمک کنیک با تشکر

باعرض سلام و تشکر متأسفانه

باعرض سلام و تشکر متأسفانه مشخص نیست شما در سن ۱۶ سالگی ، زمانی که باید با شور و هیجان با درس خواندن و پیشرفت تحصیلی انتظارات خود، خانواده و جامعه را برآورده می کردید و مانند تمام پسرهای ۱۶ ساله که در دوره بلوغ با تمرکز بر کسب تجربه و افزایش مهارت های خود و تربیت خویش به سوی کمال و اهداف انسانی که هم احساس خودارزشمندی ، احترام و کارآمدی و غرور و افتخار در میانسالی داشته و هم با آرامش و قدرت، انتخابی عاقلانه و پر افتخار داشته باشید. در حالی شما الان در سن ۱۶سالگی فردی هستیدکه برا اساس غریزه تصمیم گرفته اید و تصمیم بر اساس مسایل زیستی دوران بلوغ نگاه بسیار پایین و دست کم گرفتن مهمترین اتفاق زندگی شما خواهد بود. قطعا شما باید برنامه ای برای اینکه چگونه این وضعیت را کنار بگذارید و ترک ذهنی و بیرونی داشته باشید باید اجرا کنید؛ زیرا طبق گفته روان شناسان وابستگی و عشق در سنین پایین ، تنها حالت بیولوژی و جنسی داشته و فرد در این سنین فقط به این بعد جنسی فکر می کند البته کمبودهای دوران کودکی که در کنار پدر و مادر باید برآورده شود هم در این وابستگی دخالت دارد . پس کمی با خود بنشینید و با نگاهی به خود و سن و موقعیت خود و مراجعه به یک روانکاو و رواندرمانگر با گرایش بالینی شما را به خودتان و موقعیتی که در آن هستید آشنا کند اما تا زمانی که شما به یک مشاوره حضوری اقدام کنید به راهکارهای زیر عنایت فرمایید:
۱- سعی کنید بر روی ترک این رابطه فکر کنید.ابتدا با نوشتن دلایل ترک سعی کنید شناختی نسبت به اینکه چرا من ترک کنم داشته باشید.
۲- آسیب هایی که تا کنون داشته اید و در آینده خواهید داشت را بنویسید.
۳- به خودتان لحظه ای فکر کنید و بگویید چرا من باید گدای محبت یک فردی باشم.
۴- سعی کنید با ریشه یابی وضعیت خودتان ترجیحا با یک متخصص علت این احساس و کمبود محبت تان را کشف و درمان کنید.
۵- سعی کنید برای زندگیتان هدف های دراز مدت و کوتاه مدت ترسیم کنید و منطقی و عاقلانه زندگی کنید. (درس ، شغل ، ازدواج)
۶ - تمام محرک های بیرونی و آثاری که ایشان را در ذهن شما زنده می کند و تداعی می کند حذف کنید.(شماره ،تصویر ، اس ام اس ، مکان و زمان رفت و آمد)
۷- با خود بگویید اگر ازدواج در سن ۱۶ سالگی منطقی بود پس چرا اکثر افراد در این سن مشغول ساخت پشتوانه تحصیلی ، اقتصادی و اجتماعی و جایگاه خودشان هستند ؟ پس وجود فشارهای جنسی و عدم تخلیه هیجان و عواطف در خانواده باعث شده شما اینگونه شتاب زده رفتار کنید .
قطعا و قطعا بدانید این احساس در این سن برای شما مضر است و نشانه کمبود محبت والدینی است و باید در آنجا برآورده شود و سعی کنید با تلاش و کوشش به ذخیر سازی مهارت های زندگی ، مفید بودن برای خود ، خانواده و جامعه و برآورده کردن انتظارات خود ، خانواده و جامعه مشغول شوید. از طرفی شما تا چند سال دیگر ، احساسات و عواطف متنوع و گوناگونی خواهید داشت پس اگر هم این دختر خانم را می پسندید سعی کنید تا زمان مناسب و منطقی به آن فکر نکنید و با خود بگویید باید آن زمان احساسم را ببینم ممکن دیگر چنین احساس کنونی را در آن زمان نداشته باشم .
موفق باشید.

سلام من با ی پسری چند ماه پیش

سلام من با ی پسری چند ماه پیش آشنا شدم خیلی هم دوستش دارم اونم که همبشه میگفت دوستم داره و تا اینکه بخاطر ی دعوای کوچیک از هم جدا شدیم من خیلی التماسش کردم که من عاشقتم و دوستت دارم و جدا نشیم اما گفت که میخام ازدواج کنم و عاشق تو نیستم اما من میخامش و قضیه ازدواجشم فک کنم تا حدودی ازدواجش دروغی باشه و یا الان نمیخاد ولی تصمیمشو داره تو رو خدا کمکم کنین تو ابن مدت کوتاه چجور طرفم رو عاشف خودم کنم که با من با من ازدواج کنه عاشقشم بدجوری

تصویر مشاور شهر سوال

سلام. به شهر سوال خوش آمدید.

سلام. به شهر سوال خوش آمدید. خواهر گرامی، سن و سال خود و آقاپسر را نفرمودید. هدف از دوستی و آشنایی را هم نفرمودید(ازدواج یا غیره) اما به هر حال اولین مشکل کار شما، ارتباط با پسری در غیر مسیر ازدواج است که در این ارتباط بیشترین آسیب های روانی و روحی را (و گاهی جسمی) شما متحمل خواهید شد. اما در مورد این که واقعا تصمیم به ازدواج داشته باشید، باید عرض کنیم حتی در صورتی که ایشان به شما قول ازدواج میدادند و مدتی هم با رفتاری خوش و مناسب در کنار شما ظاهر می شدند نمی توانستیم به صرف این کارها اعتماد کنیم و قطعا توصیه به ازدواج بدون تحقیقات زیاد و دقیق نمی کردیم، چه رسد به این که در همین ارتباط ساده نیز ایشان رسما به شما گفتند علاقه ندارند و در کنار این شما به صداقت ایشان هم شک دارید. هرکدام از این مسائل برای به هم خوردن یک زندگی (یا عدم ورود به زندگی مشترک) کافی است. چطور است که شما با وجود اینهمه دلیل روشن بر عدم صلاحیت یک فرد، همچنان بر خواسته غیرعقلانی دل خود پافشاری میکنید؟!
موفق باشید.

سلام. من پسری۱۶ساله هستم که

سلام. من پسری۱۶ساله هستم که به دختری بزرگتر از خودم علاقه مند شدن که سنش۲۳هست و دختر خاله ام میشود اورا خیلی دوست دارم و همیشه به او فکر میکنم و هیچگاه از ذهنم خلرج نمیشود البته تا حالا به او از احساسم چیزی نگفتم. لطفا کمکم کنید

تصویر مشاور شهر سوال

سلام. به شهر سوال خوش آمدید.

سلام. به شهر سوال خوش آمدید. دوست نوجوان من، شما در سنی به سر می برید که یکی از ویژگی های مهم آن، فوران هیجانات، عواطف و احساسات است. البته همانطور که این دوره گذرا ست ، به این هیجانات و عواطف هم نمی توان اعتماد نمود. بنابراین تصمیم گیری (به ویژه تصمیم گیری انفرادی و بدون مشورت)بر اساس این احساسات و عواطف متزلزل و ناپایدار خواهد بود و به ویژه برای مسائل سرنوشت ساز نباید اینگونه عمل کنید. گذشته از این، هرچند ازدواج دیرهنگام نامناسب است اما ازدواج زودهنگام نیز میتواند آسیب هایی داشته باشد. علاوه بر این که اصلا در این سن معمولا شرایط مختلف تشکیل زندگی (اعم از استقلال مالی، شغل مناسب، تحصیلات کافی و ...) نیز وجود ندارد. نکته مورد توجه دیگر در مورد شما، تفاوت سنی معکوس شما (دختر خانم بزرگتر) است که به خودی خود یکی از موارد هشدار و توجه در ازدواج به شمار می آید، به ویژه که با گذر زمان و رسیدن زمان مناسب ازدواج شما، این تفاوت سن نامناسب تر جلوه خواهد نمود.
همه این موارد به همراه بسیاری از نکات دیگر که گفته نشد، همه در صورتی است که هر دو طرف تصمیم به این کار داشته باشند، حال آنکه علاقه شما در حال حاضر امری یک طرفه است و از مصادیق عشقهای بیهوده و بی هدف به شمار میرود.
امیدوارم هستیم با توکل به خدا و همت خودتان به سلامت از کنار این موضوع گذر کنید و در تلاش مضاعف برای تحصیل، ورزش موفق باشید. برای راهنمایی های بیشتر میتوانید به این لینک مراجعه کنید:
http://www.soalcity.ir/node/1700
موفق و پیروز باشید

سلام منهم توی کلاسمون ب یکی

سلام منهم توی کلاسمون ب یکی وابسته شدم اما...
الان هم داره رفع میشه به خودشم گفتم چون ادم بدی نبودسعی کرده بامن حلش کنه والان هم خیلی به هم دردرسامون کمک می کنیم وازاون رابطه افراطی رنج اور یک رابطه سالم وفاداری باقی مونده.

سلام من ۱۹ ساله هستم و یه

سلام من ۱۹ ساله هستم و یه جورایی عاشق پسر فامیلمون شدم.اون معروفه و شیش سال با یه دختر بود و کل فامیل میدونن ولی الان اصلا حسی ب اون نداره و بخاطر شغلش که معروفه با چند نفر هست و همه دوسدارن باهاش باشن.بعضی وقتا به من پیام میده حرفای عجیب میزنه که ایا عاشق شدی یا اهنگای عاشقونه میفرسته ولی چیزی نمیگه میدونم درست نیست که دوسش داشته باشم مادرم میگه به فکرش نباش اون مال تو نیست ولی من واقعا نمیتونم دارم دیوونه میشم وقتی میبینمش بزور جلوی گریه مو میگیرم خواهشا کمکم کنید

تصویر مشاور شهر سوال

خواهر گرامی، سلام. به شهر

خواهر گرامی، سلام. به شهر سوال خوش آمدید. شاید بهتر می بود سوال خود را در پست هایی با عنوان "عشقهای بی هدف" دنبال کنید. هرچند از چند و چون و جزئیات شرایط و وضعیت شما و پسر مورد نظر شما اطلاعی نداریم اما با فرض این که ایشان به دلیل شغلشان معروف باشند مثلا یک خواننده یا بازیگر یا قهرمان ورزشی باشند، باز هم دلیل نمی شود که فرد مناسبی برای شما باشند. مناسب و متناسب بودن دختر و پسر برای ازدواج و عشق ابدی، چیزی نیست که صرفا با خوب بودن دو طرف حاصل شود. چه بسا افرادی که هر دو انسانهای خوب و دارای شرایط مناسبی بودند اما به لحاظ این که تناسب کامل با هم نداشتند (و البته برخی دلایل دیگر) عشق و حتی زندگی شان نافرجام ماند و به شکست منتهی شد. ضمنا به این نکته توجه داشته باشید که این شما تنها نیستید که نسبت به ایشان (با توجه به وجهه و معروفیتش) علاقمند هستید و قطعا افراد دیگری طبق گفته خودتان چنین احساسی به او دارند. البته این مسئله در مورد همه افراد مطرح و معروف صادق است و ممکن است حتی به یک نفر آدم مشهور، هزاران نفر بلکه صدها هزار نفر علاقمند باشند ولی این مسئله دلیل بر ایجاد ارتباط خصوصی یا اختصاصی با آنها نمی شود. و در چنین شرایطی اگر هم کسی انرژی و زمان و همت خود را روی چنین عشقی پایه ریزی کند، مانند کسی است که بر باد تکیه کرده است...و این مصداق عشقهای بی هدف و نافرجام خواهد بود. در این میان دو دسته بیشترین آسیب ها را می بینند، یکی طرف دختر، به دلیل خصوصیات خاص دختران و احساسات و عواطفی که در میان خواهد بود و دسته دیگر کسانی هستند که معروف نیستند و به شخصی معروف دل بسته اند به دلیل آن که عمدتا تلاشهایشان به نتیجه نمی رسد و گاهی اوقات نیز مورد استفاده (یا سوء استفاده) قرار می گیرند و در نهایت چیزی جزحسرت و پشیمانی دستشان را نخواهد گرفت. پس به پیامهای خاص ایشان که ممکن است کاملا بدون نظر باشد یا در شرایط خاص روحی ایشان و در شرایط نیازهای خاص ایشان بوده است و نه از ته دل و از روی یک علاقه واقعی و عمیق، توجهی نکنید. این که این موضوع را با مادرتان درمیان گذاشتید کار بسیار عاقلانه ای بوده. چون قطعا اگر هم درصدی احتمال علاقه بین شما باشد و قرار باشد رابطه ای در این میان شکل بگیرد بهترین شکل آن از طریق خانواده و به صورت رسمی است تا احتمال آسیب های بعدی به ویژه برای شما کمتر بشود.
برای مطالعه مطالب بیشتر در مورد عشقهای بی هدف و راهکارهایی برای مقابله با آن میتوانید به لینک های زیر مراجعه نمایید:
http://www.soalcity.ir/node/1700
http://www.soalcity.ir/node/1013
http://www.soalcity.ir/node/2585
در پناه خدای مهربان باشید

سلام ، خسته نباشید! من ۲۳

سلام ، خسته نباشید! من ۲۳ سالمه و دو سالی میشه عاشق یا به قول شما دلداده ی یه نفر شدم!
شما میگین ابراز بیش از حد دوس داشتن درست نیس! ولی وقتی کسی رو خیلی دوست دارید و بهش احساس تعلق می کنید چطوری می تونید اونو نادیده بگیرید؟ سوال دوم هم اینکه وقتی نمی دونم آیا دوستم داره یا نه، باید این سردی رفتار رو به پای دوس نداشتن بذارم؟!
یه راه کار عملی می خوام! ممنون بابت راهنمایی تون!

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

هیچ چیز به اندازه اینکه زن رویاهایتان تقاضای ازدواج شما را نپذیرد، برایتان گران تمام نمی شود. پیش خود تصور می کردید که او به شما علاقه مند است ولی احتمالا" برداشتتان از علائم علاقمندی او اشتباه بوده است.

قبل از هرکاري و ادامه دادن به اين ارتباط، سريعا مادر يا خواهر يا واسطه اي را از اين ارتباط آگاه کنيد و از او کمک بخواهيد تا واسطه شما شود.
اين امر ضروري است و قبل از اين که پدر يا ولي شما که نسبت به اين ارتباط حساس است، متوجه شود بايد بزرگتري که آبرومند و مورد اعتماد است از اين مسئله آگاه شود تا در هنگام ضرورت به عنوان واسطه ميانجيگري کند.
دوباره تأکيد مي کنم از نظر شرعي و عقلي و عرفي اين رابطه شما ناپسند و نامطلوب است و ممکن است موجب شود والدين و اطرافيان نسبت به شما بي اعتماد شوند و يا به عنوان سوء پيشينه در سابقه شما ثبت شود و فرصت هاي بهتر آينده را از شما سلب کند.

موفق باشید.

سلام.من عاشق ی دختری هستم ک

سلام.من عاشق ی دختری هستم ک قبلا منو دوس داشت و الان یکی دیگه رو دوس داره ولی اونم ترکش کرده چن هفته ایی میشه دیدم اون رفته بهش گفتم منو دوس داشته باش نا امیدت نمیکنم.اونم گف دلو راضی میکنم ک تو رو دوس داشته باشه.حالا من از کجا بفهمم راس گفته و عاشقم میشه چیکار کنم ؟؟ تا مورد علاقش باشم لطفا کمکم کنید

تصویر مشاور شهر سوال

سلام. به شهر سوال خوش امدید.

سلام. به شهر سوال خوش امدید. دوست عزیز، اگر مقصود شما از این علاقه و رابطه تشکیل زندگی و ازدواج است بحث آن جداست، اما اگر مقصود شما صرفا یک دوستی به اصطلاح خیابانی است، که ضمنا مورد توصیه هیچ کارشناسی نیست، باید عرض کنیم متاسفانه یکی از ویژگی های این نوع دوستی ها همین عدم اطمینان است. یعنی این رابطه بر اساس یک پیمان و عهد خاصی بسته نشده و با اهداف دیگر مانند، سرگرمی، تفریح و گذران اوقات، هوسرانی، کنجکاوی، و در برخی موارد هم ممکن است عشق و علاقه زودگذر در سنین پایین باشد. به هر حال هیچ ضمانت و اعتباری به این گونه اعلام دوستی و ابراز علاقه ها وجود ندارد. بهتر است انرژی و سرمایه خود را بیهوده هدر ندهید و با اندکی صبر و جستجو به دنبال نیمه گمشده خود باشید که بتوانید تمامی لحظات زندگی خود را با وی بسازید.
موفق باشید.

با ارز سلام و خسته نباشيد

با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما دوستان عزيز سوالي از خدمتتون داشتم.چند وقته كه عاشق يه دختر هم سن و سال خودم شدم .فكرمو حسابي درگير خودش كرده به طوري كه شب و روز به اون فكر ميكنم.نمي دونم چطوري بهش بگم كه دوست دارم و واقعا هم خيلي دوستش دارم.لطفا كمكم كنيد.خواهش ميكنم زودتر جواب بديد.

تصویر مشاور شهر سوال

سلام. به مطالب ارائه شده در

سلام. به مطالب ارائه شده در ابتدای همین پست مراجعه کنید. موفق باشید.

با سلام و خسته نباشید من

با سلام و خسته نباشید من دختری ۱۹ساله هستم که تو یه اداره دولتی مشغول کار پیش پدرمم به هرحال به اداره یه اقای وکیلی میومد هی بهم نگاه میگرد و یه چیزیو بهونه میگرد میومد حرف میزد و میخندید همیشه بهم شماره شو نشون میداد ا کارتشو رو میز میگذاش منم یه بار برداشتن زنک زدم ولی دیدم عوض شده میگه اشتباه برداشت کردین بعد بازم حرف زدیم دیدم ازم جیزای خواست که بهم بر میخورد میگف اگه میخوای با من باشی باید منو در حد پرستش دوست داشته باشی و منو محرم خودت بدونی و منو هم از لحاظ جسمانی و هم لحاظ روانی شاد نگه داری و بعد پیام های ناجور فرستاد اخه منم شک میکنم میگم ادمی ۲۹ساله س تحصیل کرده س منم عاشقش شدم بعد ۲ماه اومد پیشم گف بهم زنگ بزن منم بعد ۳روز بش پیام زدم جوابش این شد که من شب در خدمتتون خواهم بود بعدش دیگه هیچی نشد نمیدونم اون ازم خوشش میاد یا نه؟خیلی گیج شدم خیلی عذاب میکشم هرجا میرم جلو شچامه وقتی اسمشو میشنوم وقتی خودشو میبینم دست و پامو گم میکنم قلبم تند میزنه تروخدا راهنماییم کنید خواهش میکنم ممنون میشم جواب منو به ایمیلم بفرستید با تشکر فراوان و خسته نباشید

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

همین ابتدای کار بیان کنیم که این حالتی که ایشان ابراز کردند، اصلاً حالت متعادلی نیست و به هیچ وجه پیشنهادش را قبول نکنید و وقتی اصرار کردند، به ایشان بگویید که با والدین شان اقدام کنند!

قبل از هرکاري و ادامه دادن به اين ارتباط، سريعا مادر يا خواهر يا واسطه اي را از اين ارتباط آگاه کنيد و از او کمک بخواهيد تا واسطه شما شود.
اين امر ضروري است و قبل از اين که پدر يا ولي شما که نسبت به اين ارتباط حساس است، متوجه شود بايد بزرگتري که آبرومند و مورد اعتماد است از اين مسئله آگاه شود تا در هنگام ضرورت به عنوان واسطه ميانجيگري کند.
دوباره تأکيد مي کنم از نظر شرعي و عقلي و عرفي اين رابطه شما ناپسند و نامطلوب است و ممکن است موجب شود والدين و اطرافيان نسبت به شما بي اعتماد شوند و يا به عنوان سوء پيشينه در سابقه شما ثبت شود و فرصت هاي بهتر آينده را از شما سلب کند.

موفق باشید.

سلام من ۱۷سالمه از بچگی یکیو

سلام من ۱۷سالمه از بچگی یکیو همسن خودم بوده دوس داشتم و تو یه شهر دیگه زندگی میکنه چند وقت پیش یه سوال درسی واسم پیش اومد باید از بچه های ریاضی میپرسیدم از دوستامم همه تجربین و اون چیزی که من میخواستم ریاضیا نداشتنش تو فامیلم ریاضی نداریم یه روز اتفاقی پیجشو تو اینستا دیدم اول فالوش کردم بد سوالو ازش پرسیدم اون تمام عکسامو لایک میکرد و من نه چون قصدم از اول این نبود چونتو پیجم فامیلام بودن اینم فامیله هی میگفتن این تو پیجت چی میکنه منم ناچار ازش خواستم ان فالوم کنه ولی اشتباهم این بود که گفتم نخواستم بلاک کنم ان فالو کن این گذشت تا شهریور با دوستم رفتیم کافه این دوستمم خیلی باهام صمیمیه از میزمون عکس گرفت گذاشت تو اینساش منم تگ کرد از قضا صبحش اون پسررو فالو کرده بود همه پستاشو لایک کرد جز این دوستم انفالوش میکنه اونم بلافاصله ان فالو میکنه حالا پیش خودش فک میکنه من میخواستم جلب توجه کنم در صورتی که نمیدونستم حالا محرم شاید ببینمش لطفا بگید من چه گلی به سرم بگیرم.ممنون میشم .

تصویر مشاور شهر سوال

سلام. ضمن تشکر از اظهار نظر

سلام. ضمن تشکر از اظهار نظر شما، بارها این نکته را متذکر شدیم که ارتباطات و دوستی های این گونه به هیچ وجه توصیه نمی شود. اگر شما دوست عزیز، و یکی از به اصطلاح دوستانتان قصد ازدواج دارید، بهتر است این مسئله را روشن اعلام کرده و دنبال کنید و سایر ارتباطات و دوستی ها را به کلی قطع نمایید، تا هم شک و شبهه ای برای دیگران پیش نیاید و هم خیال خودتان دو تا راحت باشد.
موفق باشید.

با سلام‌، من عاشق دختری شدم

با سلام‌، من عاشق دختری شدم‌که ابتدا به عنوان دوست مرا قبول کرده بود، ولی اکنون بعد از یک سالو نیم ،بهش احساس عاشقانه دارم ، ولی دختره فقط میگوید که به عنوان یه دوست معمولی دوستم دارد . ولی رابطه بینمان از رابطه معمولی بسیار فاصله دارد و بیشتر شبیه یک رابطه عاشقانه یک طرفه شده ،دختر در یک کشور دیگر زندگی میکند . چه راه حلی برای به دست اوردن دل او پیشنهاد میکنید. با سپاس.

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما دوست عزیز،

با سلام خدمت شما دوست عزیز، به شما توصیه می شود، به صورت منطقی و واقع گرایانه به مسائل اطراف خود نگاه کنید. به ویژه در مسائل سرنوشت ساز زندگی خود، این مسئله ضروری تر خواهد بود، چون قرار است آینده و عمر خود را با توجه به یک انتخاب، یک تصمیم یا یک اتفاق رقم بزنید.
موفق باشید.

من یکی رو دوسش دارم که فکر

من یکی رو دوسش دارم که فکر میکنم نه تنها منو دوست نداره بلکه ازم متنفره...من هیچ کار خاصی انجام ندادم...فقط وقتی از کنارش رد میشم یخورده نگاش میکنم...اون یه پسر بسیار مذهبی هست...خانواده ی من هم مذهبی هستند،من اصلن واکنشی در برارش از خودم نشون نمیدم ،ولی حس میکنم اون خودشو از من پنهون میکنه.الان بیست روزه که ندیدمش...محل کارش دقیقا در محل عبور من از خونه تا دبیرستان هست. اما دیگه سر کار هم نمیاد.وقتایی هم که نگاش میکردم،اخم میکرد. من خیلی دوسش دارم.اما به خاطر اینکه به من اخم میکنه و دوستم نداره سعی میکنم فراموشش کنم،اما نمیشه؟؟!! خیلی بهش وابستم اصلن نمیتونم بهش فکر نکنم.

تصویر مشاور شهر سوال

خواهر گرامی، اولا نگاه نکردن

خواهر گرامی، اولا نگاه نکردن یا اخم کردن در چنین شرایطی لزوما دلیل بر تنفر یا دوست نداشتن نیست. این امکان هست که ایشان به دلیل رعایت نکات شرعی و مذهبی از نگاه به نامحرم ، به ویژه نگاه های خاص، ابا داشته باشند. ثانیا،برای شما هم سزاوار نیست که با رفتار و یا نگاه های خود، سعی در به گناه انداختن دیگری داشته باشید.
موفق باشید.

م عاشق یکی به اسم پریا هستم

م عاشق یکی به اسم پریا هستم ایشون هروقت منو تو خیابون میبینه یه خورده نگا میکنه چیکار کنم که عاشقم بشه هیچ ارتباطی باهاش ندارم.

تصویر مشاور شهر سوال

اگر شرایط مناسبی دارند، به

اگر شرایط مناسبی دارند، به فکر ازدواج باشید و به خواستگاری ایشان بروید. در غیر اینصورت، ایجاد ارتباط و علاقمند شدن و علاقمند کردن دیگران هیچ نتیجه خوبی ، به ویژه برای دختر خانمی که دوستش دارید، نخواهد داشت.

سلام من دختری ۱۳ ساله هستم من

سلام من دختری ۱۳ ساله هستم من از یک دختری که توی کلاسمان هست خوشم اومده ولی اون زیاد به من محل نمیده و با یک دختر دیگه خیلی صمیمیه و اون رو دوست داره چی کار کنم ازم خوشش بیاد و باهام دوست بشه؟

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام،

با سلام،
۱- همانطور که خودتان هم میدانید یکی از راههای آرامش یافتن و خلاصی از دست افکار مختلف انحرافی، تقویت معنویت و ارتباط با خدا است زیرا که اوست که آرامشگر واقعی است «كسانى كه ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرامش مى‏گیرد، آگاه باشید كه تنها با یاد خدا دلها آرامش پیدا میكند»(الرعد/ ۲۸). این کار خیلی هم سخت نیست. میتوانید هر زمانی که احساسات و افکار ناخواسته به ذهنتان هجوم می آورد با گفتن ذکر، آرام آرام آنها را از خود دور کنید.
۲- محبت و دوستی (مادامی که در حدود شرعی باشد یا به حد افراط و بیماری در نیاید) امری پسندیده و نیکوست. حضرت علی (ع) میفرمایند: «بالتودد تكون المحبه؛ با آشكار كردن مهربانی، محبت شكل گرفته و پدید می آید»(میزان الحكمه، ح ۳۰۵۱). شاید بد نباشد علاقه خود را با دوست خود درمیان بگذارید. پیامبر عزیزمان هم میفرمایند: »هر گاه کسی را دوست دارید به او بگویید» (وسایل الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۵).
۳- با محبت های کوچک و اخلاق خوب میتوانید توجه طرف مقابل را به خود جلب کنید (البته ممکن است بسته به شرایط و حس طرف مقابل این کار زمان ببرد یا خیلی زود به نتیجه برسد). در برخی مناسبت ها میتوانید به او چیزی هدیه بدهید، در برخورد ها محبت آمیز با او صحبت کنید و...و ... البته در همه موارد سعی کنید افراط نکنید تا جایی که باعث تنفر او یا مقاومت بیشتر او گردد.
موفق باشید.

سلام من در استان سیستان

سلام من در استان سیستان وبلوچستان زندگی میکنم وعاشق یه دختر ۱۳ ساله شدم خودم یه ماه دیگه میرم به ۱۸سال و علاقه زیادی به این دختر دارم و تازه ۳ روز آشنا باهاش شدم وخیلی دوستش دارم و من مشکل مالی ومنزل ندارم. و می خوام باهاش عقد کنم ولی نمی تونم چجوری بهش ابراز محبت کنم دختر فامیل دورمون و الان درس نمی خونه یعنی از امسال پدرش گفته که درس نخونه ومنم دوسش دارم می خوام باهاش عقد کنم و بفرستمش مدرسه تا درس بخونه و به یه جایی برسه وخیلیم دوستش دارم. و نمی خونم بی سواد بمونه از لحاظ عقلی خیلی سطح سوادش خوبه و اندازه یک دختر ۱۸.۱۹ ساله درک میکنه زندگی رو بهترین روش برای برقراری ارتباط با اون چیه

تصویر مشاور شهر سوال

سلام.به شهر سوال خوش آمدید.

سلام.به شهر سوال خوش آمدید.
دوست نوجوان، به نظر می رسد برای ازدواج و تشکیل یک زوج خوب و موفق در زندگی، کمی زود به فکر افتاده اید. لازم است چند سالی صبر کنید تا هم به پختگی کافی برسید و هم خود، و دختر خانم مورد نظرتان را از نتیجه این گونه تصمیمات پشیمان نکنید.
لینک زیر، پاسخ سوال شماست.
http://www.soalcity.ir/node/1882
موفق باشید.

من دانشجو هستم وازپسری

من دانشجو هستم وازپسری توکلاسمون خوشم میاداولااون پسره هم خیلی نگام مق کرداما حالااون وقتی سرکلاس حرف میزنه من نگاش می کنم روشوسمتی که پشت به منه می چرخونه کلی روشو ازم می گیره این یعنی این که اون ازمن بدش میاد؟؟؟؟؟؟؟؟

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام.

با سلام.
این گونه رفتاها، معنای ثابت و مشخصی در همه افراد ندارد.
موفق باشید.

سلام من یه دختر ۱۸سالمه ام که

سلام من یه دختر ۱۸سالمه ام که یه پسری رو دو سال پیش به طور اتفاقی دیدم اما اون موقع من با یه پسر فقط در چت بودم و وابستگی شدیدی نسبت بهش داشتم بخاطر همین اون دوست داشتنی که نسبت به اون پسر که بطور اتفاقی دیده بودمش کمرنگ بود اما بارها از دور میدیدمش
ولی طی این تابستون و این شروع مدارس من بیشتراونو میدیدم و بیشتر بهش علاقه پبدا کرده بودم اون پسر ۱۶ سالشه و از من یکسال و ۱۰ ماه کوچیکتره در ضمن دیگه من با اون پسری که توی چت ارتباط داشتیم نیستم
و اینکه دیگه ظاقت نیوردم و این موضوع رو باهاش در میون گذاشتم و بهش گفتم که دوستش دارم از خیلی وقته حتی قضیه اون رابطه اینترنتی رو هم بهش گفتم چون ازم پرسید تا حالا با کسی بودم یا نه و منم حقیقت رو گفتم چون با کسی به غیر از اون رابطه اینترنتی نداشتم و این اولین کسی بود که توی شهر خودم باهاشم و جرات کردم که برم و اعتراف کنم
این پسر بقول خودش دوست دختر های زیادی داره اینو از اول گفت البته دروغ های زیادی هم بهم گفت که هر بار خودش رو میکرد و حقیقت و میگفت
و یه دوست دختر هم داشت که میونشون زیاد خوب نبود اینو خودش گفته و اینکه بعد یه مدت رابطشو باهاش قطع کرد چون من گفتم که با دوست دخترش بمونه و من میرم ولی اون خودش گفت که نه من تو رو میخوام و از این حرفا ولی یه مدت بعد فهمیدم که نه هنوزم باهم هستن چون اون موقع هم بهم گفته بود که زمان میخواد
ولی اینبار به طور جدی بهش گفتم تا اینکه باهاش قطع رابطه کرد
الان با هم هستیم
گاهی اوقات رابطمون خیلی خوبه
ولی گاهی اوقات دعوا میکنیم
من زیاد بهش گیر میدم
و اینکه اون از من میخواد باهاش برم بیرون ولب من نرفتم
و اونم گفت که تا هرموقعی که باشه صبر میکنه
و اینکه میگه واقعا هم منو دوست داره
اما من بین یه دو راهی بزرگ موندم
من خیلی دوستش دارم و نبودش واسم سخته
اما اون حالا میگه که ممکنه خودش واسه زندگی و کار بره تهران
و من میگم اینطوری از هم دور میشیم
چون من قصد داشتم بعد از یکسال که با هم بودیم همه چیو به مادرم بگم و رابطمونو ادامه بدیم تا موقعی که شرایط برامون جور بشه اما حالا نمیدونم لطفا راهنماییم کنید ممنون میشم

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما کاربر محترم

با سلام خدمت شما کاربر محترم شهر سوال، خوش آمدید.
چند نکته به عنوان هشدار و احتیاط باید مد نظر شما باشد. اول این که سنین نوجوانی، سنین هیجانات و غلیان احساسات و وابستگی ها و دلبستگی هاست و نمیتوان به تصمیمات یا احساسات این دوران اعتماد کامل داشت، به ویژه این مسئله برای دختران نوجوان بسیار شدیدتر و عمیق تر است. دوم این که واقعا شما در سن ازدواج نیستید و بر فرض علاقه دو طرف (که خود به تنهایی ملاک درستی برای ازدواج نیست) احتمالا خانواده های شما موافق نخواهند بود. سوم این که خیلی بعید است پسر مورد نظر شما هدفش از این ارتباط، ازدواج و یک رابطه درست و مشروع و قانونی باشد (هرچند ادعای آن را داشته باشد) و تازه سایر شرایط ازدواج هم فعلا برای شما فراهم نیست. چهارم این که شما حق ندارید بدون اطلاع و اجازه پد رو مادرتان چنین تصمیمی بگیرید، و از طرفی به دلیل بی تجربگی و سن و سال نه چندان زیاد، احتمال مخاطرات و خطرات زیادی برای شما در چنین روابطی وجود خواهد داشت.
نتیجه این که، علیرغم نیت پاک و مقدس شما در این علاقه، اما این علاقه (یا عشق) یک عشق بی هدف و در نهایت بی حاصل خواهد بود. پس یا این رابطه را به کلی قطع کنید و به فراموشی بسپارید، و یا به صورت رسمی به اطلاع پدر و مادرتان برسانید که قصد ازدواج دارید و آن را پیگیری کنید (که طبیعتا آقاپسر هم همین کار را باید انجام دهد).
موفق باشید.

باسلام.من دختری۱۳ ساله هستم

باسلام.من دختری۱۳ ساله هستم.خیییییییییییلیییییی شدید عاشق همکلاسیم به نام E که۱۴سالشه شدم(چون من یک سال جهشی خوندم.)
وبهش هم گفتم.ولی ازاونجایی ک یکی ازبچه ها به نام R دوسال پیش باEدوست شد والان کارشون به جایی رسیده که عشق هم هستند البته من قکر میکنم کهRداره احساسات Eرابه بازی میگیره ولی Eعشقش واقعیه!حالا من وقتی به Eگفتم وبعدازاینکه دید چقدبیقراری میکنم بهم گفت توراه منو درپیش نگیر من اگه میدونستم نمیذاشتم که عاشقRبشم /حالا به غیرازاین R یه دختربیتربیت وبیشعورهست که با Eدوست شده واخلاق بدش داره روی Eتاثیر میذاره واگر E یه ذره دوستم داشت اون داره کاری میکنه که این یه ذره هم تموم بشه / ولی چن روز یکبارEبهم یه ابرازعلاقه ای نشون میده!درضمن برای تغییر اخلاق Eبهش گفتم که بااون دوسی ات راکم کن ولی تا۲روزبهم محل نذاشت /حالا Rواون دختره سرراهم هستن وبااین مشکلاتی که گفتم من باید چیکار کنم اگه کم کم هم عاشقم بشه کمکش میکنم که این افت تحصیلی که داشته جبران بشه!بااین افکارخودمم دارم دچارمیشم!چیکارکنم؟خواهش میکنم جواب بدین!ببخشیدسرتون رادرد آوردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام. به متن ابتدای صفحه

با سلام. به متن ابتدای صفحه مراجعه کنید.
موفق باشید

سلام.خسته نباشید.من پسری ۱۵

سلام.خسته نباشید.من پسری ۱۵ ساله هستم و عاشق دختری هستم...تلگرامش هم دارم ولی چت نمیکنم چون می ترسم مشکلی پیش بیاد چون اشنا هستن.احساس میکنم دوسم داره.چیکار کنم عاشقم بشه ممنون میشم اگه جوابم رو به ایمیل بفرستید.ممنون از سایت خوبتون

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما دوست نوجوان،

با سلام خدمت شما دوست نوجوان، به شهر سوال خوش آمدید.
دوست عزیز، آیا به نظر خودتان، الان زمانی است که شما به جای بازی و تفریح با دوستان و همکلاسی ها و بچه های فامیل، گذراندن اوقات خوش به همراه خانواده و تمرکز بر روی اموری مانند تحصیل که آینده شما را رقم می زند، خود را درگیر روابط و مسائل عاطفی بی حاصلی کنید که حاصلی (جز لذت گاهگاهی و در نهایت هیچ و البته درگیر کردن یک فرد دیگر در این رابطه بی حاصل) ندارد؟! تصمیم با شماست.
به هر صورت برای جذب افراد دیگر، نخستین و مهمترین و پایدار ترین شیوه، رعایت اصول اخلاقی و خوش خلقی با دیگران است. قطعا فردی که دارای متانت و ادب باشد، درست سخن بگویند، مؤدبانه رفتار کند و ... حتی اگر قیافه ظاهری آنچنانی هم نداشته باشد، مورد تحسین دیگران خواهد بود (چه این تحسین را به زبان بیاورند و چه نیاورند).
موفق باشید.

سلام من یه دختر ۱۸ سالهم هستم

سلام من یه دختر ۱۸ سالهم هستم پسری رو دوست داشتم که یکسال و چند ماه از من کوچیک تر بود من خودم پیش قدم شدم و اینطوری شد که با هم طی ۲ ماه دوست بودیم اما اون پسری بود که اصلا آروم نبود همش دنبال شر و خرابکاری بود همش با دوستانشان بود تو مهمونی ها و پارتی های شبانه و با همه دخترا هم بگو بخند داشت و بخاطر همین ما از هم جدا شدیم یعنی اون خواست اون گفت که تو یعنی من بدردش نمیخورم گفت من یه آدمی رو میخوام مثل خودم باشه اما من دختر ساده ای بودم یعنی به اندازه خودم کاری رو انجام میدادم حد خودم رو میدونستم اما اون گفت که من رو نمیخواد اوایل اینطور نبود حتی یه باز هم با هم بیرون رفتیم اما بعدش به مرور زمان سرد شد و بلخره رابطمون تموم شد
اما همون شب که رابطمونو قطع کردیم فردا صبحش با من تماس گرفته بود
در صورتی که شب قبل وقتی گذاشت و رفت من هر چقدر باهاش تماس گرفتم جواب نداد و حتی منو توی تلگرام بلاک کرد
اما من جوابی بهش ندادم چون موقع زنگ زدن متوجه نشده بودم
چند روز بعد گذشت من دیدمش
اما اصلا نگاش نکردم
وقتی با دوستم در حال رفتن به خونه بودیم دیدم سوارا تاکسی بود رد شد با لحن خنده و مسخره ای چیزی گفت که نفهمیدم تا اینکه عصر همون روز باز بهم زنگ زد اما من جواب ندادم
و گذشت تا اینکه همین دو سه شب پیش باز زنگ زد و بازم جواب ندادم
و اینکه دیشب تو یکی از برنامه های مجازی پیام داد که گفته بود چطوری اما من حتی پیام رو باز نکردم تا همین چند دقیقه پیش باز پیام داد که کلاس میذاری اما من بازم نرفتم پیام رو باز کنم و جوابی بدم
واقعا موندم چیکار کنم
چون میدونم اون پسری نیست که پشیمون بشه از اینکه ترکم کرده یا اینکه بخواد باز برگرده یا معذرت خواهی کنه
آخه روز آخری که رفت بهم گفت تو خوشگلی اما میتونستی به خودت برسی شاید اون موقع میتونستی من یا کس دیگه ای رو نگه داری
از این حرفش خیلی ناراحت شدم
یعنی من اینقدر واسش کم بود
واینکه در طول رابطمون کارایی کرد که منو متنفر کرد از خودش
اما حالا نمیدونم چیکار کنم جوابشو بدم یا نه
لطفا کمکم کنید راهنماییم کنید ممنون

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما خواهر گرامی،

با سلام خدمت شما خواهر گرامی، به شهر سوال خوش آمدید.
روابط خارج از عرف و چارچوب حتی اگر به ظاهر با ادعای ازدواج در آینده باشد، بسیار مخرب و مضر است. حتی در صورتی که تصمیم ازدواج داشته باشید و پسری که در مقابل شما ست هم چنین تصمیمی داشته باشد (که فهمیدن صداقت ایشان در این ادعا واقعا کار دشواری است)، باز هم رفتار ایشان طبق گفته شما، گویای عدم ثبات ایشان در این قصد و نیت یا حد اقل دمدمی مزاج بودن ایشان است. این که یک روز خود را عاشق شما بداند و یک روز بگوید به درد نمی خورید، این که با خیلی ها سر و سری داشته باشد و از فهمیدن این مطلب توسط شما ابایی نداشته باشد، و این که پس از به اصطلاح کات کردن تماسها، دوباره تماس بگیرد و ... و .. این داستان ممکن است همچنان در طول زمان ادامه یابد (یک روز وصل ، یک روز قطع) و در نهایت هم کسی که بازنده این بازی خواهد بود شمایید. ایشان در نهایت میتواند خداحافظی کند و برود و شما را با کوله باری از خاطرات و قول و قرارها و غصه ها و خدای نکرده آسیب های جسمی تنها بگذارد.بهتر است این رابطه را همانطور که قطع نمودید ، قطع نگه دارید.
لازمه این قطع ارتباط این است که هیچگونه ارتباطی (تلفنی، ایمیلی، تلگرامی و ... نداشته باشید). لازم است شما برای مدتی طولانی خودتان را با تفریحات سالم و دوستان و همکلاسی های خودتان سرگرم کنید. بیشتر با خانواده و پدر و مادر و احتمالا برادر و خواهرتان باشید. شما میتوانید به سادگی و با اندکی صبر و تحمل گذر زمان به طور کامل از ایشان عبور کنید.
موفق باشید.

سلام من دختری ۱۴ ساله هستم که

سلام من دختری ۱۴ ساله هستم که ۶ ماهه تو فکر یه پسر ۱۶ ساله هستم و بهش گفتم که دوسش دارم ولی اون بی تفاوت بود ولی هر موقعه ای که نگاهش میکنم با نگاهش دنبالم میاد و حس میکنم میخواد بهم چیزی بگه ولی باهم اصلا جور نیستیم من باید چیکار کنم؟؟؟ همه ی زندگیم شده اون ... لطفا کمکم کنید یا بگید چیکار کنم که بفهمم عاشقمه یا چیکار کنم بتونم اونو عاشق خودم کنم

تصویر مشاور شهر سوال

کابر نوجوان، سلام. به شهر

کابر نوجوان، سلام. به شهر سوال خوش آمدید.
سنین نوجوانی، بخصوص در آستانه جوانی، دوره بحرانی از لحاظ ویژگی های روانشناختی محسوب می شوند. بنابراین نوعی سرکشی و طغیان و شاید غلیان برخی احساسات روحی روانی و یا جسمی، برای سن شما تا حدی طبیعی است. شما باید با توجه به این مسئله، بتوانید بر این عواطف و احساسات غلبه کنید و تا حد ممکن آن را مهار کرده تا به سلامت از این مرحله عبور کنید. اگر مهر یک پسر در دل شما افتاده باشد و هردو قصد ازدواج داشته باشید، طبیعتا این مسئله به خودی خود بسیار قابل تقدیر و موجب خرسندی است. اما به نظر نمیرسد در چنین سن و سالی و در این موقعیت، شرایط ازدواج را داشته باشید. به هر حال شما در حال حاضر برای تشکیل زندگی نه حمایت کافی دارید، و نه اطلاعات و آمادگی آن را. از سویی پسری ۱۶ ساله به طور عادی نه درآمد مناسب، نه تحصیل و موقعیت آنچنانی برای تشکیل زندگی دارد و نه میتوان اعتماد آنچنانی به وی نمود. البته ما در صورتیکه والدین (حتی در چنین سنی) با حمایت از فرزندانشان ایشان را به خانه بخت بفرستند، مخالف نیستیم و آن را تحسین می کنیم اما کمتر چنین مواردی پیش می آید. از سوی دیگر میتوانید فعلا این مورد را فراموش کنید تا مدتی بگذرد و موقعیت مناسب آن فرابرسد که این راه دوم طبیعتا راهی سخت به لحاظ تحمل برای شما خواهد بود. در هر صورت رابطه داشتن شما و ایشان به شکل مخفیانه، نادرست است و هرچند ممکن است لذت های لحظه ای به همراه داشته باشد اما قطعا عواقبی به دنبال خواهد داشت که موجب پشیمانی هر دوی شما می گردد.
موفق باشید.

سلام. دوستان میشه راهنماییم

سلام. میشه راهنماییم کنین؟ من یه دختر ۲۵ساله ام که توی محیط کار به شدت از یکی از همکارام خوشم میاد و دائم بهش فکر میکنم. حس میکنم واقعا دارم به ایشون علاقه مند میشم چون ایشون دقیقا خصوصیاتی رو دارن ک من دوس دارم ولی نمیدونم حس ایشون نسبت به من چیه. از طرفی من تو محیط کار ۲ ۳تایی خواستگار دارم که به خاطر ایشون جواب رد دادم.واقعا نمیدونم چیکار کنم که بدونم ایشونم به من علاقه داره یا نه. گاهی کارایی میکنه که فکر میکنم از من خوشش میاد مثلا مثل ارتباط چشمی یا شوخی که با دیگر خانما نداره .. و گاهی هم کاملا حس میکنم رفتاراش طبیعیه و بدون هیچ حسی.. دارم دیوونه میشم..چیکار کنم که اونم دوسم داشته باشه و تا دیر نشده ابراز کنه؟؟؟ جدیدا حس میکنم علاقم داره بیشتر میشه

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما دوست گرامی،

با سلام خدمت شما دوست گرامی، به شهر سوال خوش آمدید.
این مسئله کاملا طبیعی است که دو انسان در اثر مجاورت (در کنار هم بودن) به تدریج به هم علاقمند شوند (از کمترین درجه تا بالاترین درجه). همچنین یکی دیگر از مسائلی که در ایجاد و تشدید علاقه نقش دارد، درگیر شدن ذهن انسان با موضوع مورد نظر است. دقیقا مانند این که شما در یک بازه زمانی تمام فیلمهای سینمایی یک بازیگر خاص را که تاکنون ندیده اید، ببینید . قطعا احساس و ذهنیت شما پس از این مدت،و پس از دیدن مثلا۳۰ تا ۴۰ فیلم سینمایی از او، با احساس و ذهنیت شما پیش از این مدت بسیار متفاوت خواهد بود. حال تصور کنید که درگیر شدن ذهن شما با محوریت آن آقا به همراه مجاورت روزانه شما با ایشان (و برخی عوامل دیگر) با هم اثر شدیدتری خواهد داشت.
پس از این احساس خود خیلی شگفت زده نشوید. ضمنا بدانید که به طور طبیعی اکثر آقایان در کنار خانمها (همچون محیط های کاری ) بسیار خوش صحبت، خوش پوش، و ... دارای بسیاری از جذابیتها هستند و این لزوما به معنای منش و شخصیت همیشگی آنان نیست (همانطور که شما هم شاید همین طور باشید.).
اگر واقعا به فکر ازدواج هستید، بهتر است به این افکار و احساسات بیش از این دامن نزنید که این کار حال شما را روز به روز وخیم تر خواهد نمود و در نهایت ممکن است ضربات روحی بدی بخورید. اجازه بدهید به دور از ذهنیت ها و علاقه های اینگونه، بتوانید در این خصوص تصمیم بگیرید.
اولا برای فهمیدن نظر ایشان،بدون این که لازم باشد شأن خود را پایین بیاورید، از یک واسطه موجه و معتبر استفاده کنید که ترجیحا متأهل باشد. طبیعتا اگر ایشان، هم قصد ازدواج داشته باشند و هم نسبت به شما نظر مثبتی داشته باشند، ایشان باید اقدام کنند. در ادامه این مسیر (که تازه اول راه خواهد بود) لازم است بدون درنظر گرفتن اطلاعات موجودتان از ایشان، تحقیقات مفصل و کاملی در مورد ایشان انجام دهید.
موفق و پیروز باشید.

عاشق پسرخالم شدم ۱۴سالشه و

عاشق پسرخالم شدم ۱۴سالشه و من۱۲سالمه. چطوری بش بگم؟

سلام وقت بخیر من الان حدوده

سلام وقت بخیر من الان حدوده یک ماهة که با یه آقا دوست شدم من خودم ۲۳ سالم هستش و اون اقا ۲۵ سالشونه...تو دانشگاه دیدمو عاشقش شدم افا دو هفته بعداز دوستیمون گفت که نتونسته عاشقم بشه و گاهی هنوز به عشقه قدیمش فکر میکنه واقعا دنیا برام جهنم شد اخه تا قبلش همیشه بهم میگفت تنهات نمیذارم برا همین این حرفشو نتونستم هضم کنم...از طرفی هم میگه من به تو حس دارمو دوست دارم درسته عاشقت نیستم اما دوست که دارم و از کناره تو بودن لذت میبرم.اینم بگم که به عشقه قدیمش هیچ احتمالی وجود نداره که برسه و خودشم گفت من دیگه به اون نمیرسم.منم اول گریه کردم پیشش اما بعدش ظاهرا خودمو زدم به بیخیالیو همونجوری مثله قبل دارم عاشقانه میپرسمتمش.میشه بهم بگید چکار کنم که عاشقه من بشه و دیگه تمامه فکرو ذهنش پیشه خودم باشه و خودش کشیده بشه سمتم و بهم پیشنهاد ازدواج بده و عاشقم بشه؟خیلی به کمکتون احتیاج دارم مرسى

تصویر مشاور شهر سوال

با عرض سلام خدمت شما خواهر

با عرض سلام خدمت شما خواهر گرامی، به شهر سوال خوش آمدید.
لازم است این هشدار را مجددا بدهیم که در خصوص ورود به یک رابطه عاطفی با هدف ازدواج یا به اصطلاح دوستانه به شدت مراقب باشید. در ابتدای آشنایی و روابط کنترل ساده تر و جبران اشتباهات راحت تر است. اما در مورد سوال شما، متاسفانه ما نمیتوانیم کاری کنیم یا کمکی کنیم تا فرد مورد نظر شما به شما علاقمند شود!!! اما میتوانیم این نکته را ذکر کنیم که دقت داشته باشید تمام حرفها و حرکات و رفتارهای طرف مقابل شما میتواند مورد ارزیابی شما قرار بگیرد تا در نهایت تصمیم سرنوشت ساز خود را بگیرید. اگر صداقت لازم را در گفتار یا کردار خود ندارد یا خطاهایی از وی سر می زند، به سادگی از کنار آن نگذرید و در تصمیم خود این گونه موارد را درنظر بگیرید. کسی که بخواهید از همه لحاظ (عاطفی- مالی- اجتماعی و ...) بر او تکیه کنید لازم است حرف و عملش یکی باشد. اگر از عشق و علاقه زیاد حرف می زند اما رفتارش این را نمی گوید یا خلافش را نشان می دهد، با اطمینان میگوییم این فرد به درد زندگی نمی خورد. چنین فردی همواره و بعد ها هم حتی پس از ازدواج رفتارهای خود را انجام میدهد ولی با زبانش چیز دیگری میگوید و یا همواره عذرخواهی میکند.
خواهر گرامی، شاید به نظرتان دشوار بیاید کسی که یک ماهی است به او دل بسته اید، دل بکَنید، امااین را بدانید دل کندن اکنون بسیار ساده تر از یک ماه دیگر،شش ماه دیگر یا یک سال دیگر است.
موفق باشید

سلام ممنون میشم راه نماییم

سلام ممنون میشم راه نماییم کنید
من یه پسر ۱۷سالم از ۹ سالگی به دختر همسابمون علاقه مند بودم و تا الانم ده برابر شده
عشقم از شهوتم نیس نه من اونجوری پسرم نه اون اونجوری دختر.به خاطر قیافه و موقعیت مالی خوبمون خیلی دخترا بهم پیش نهاد دادن ولی من چون عاشق اون خانم بودم قبول نکردم.تا چهارشنبه سوری امسال پیش خودم این رازو نگه داشته بودم ولی وقتی شب چهارشنبه سوری دیدمش نتونستم نگه دارم و فرداش بهش گفتم.و فقط قبول کرد که دوست معمولی باشیم منم چون عاشقش بودم قبول کردم و همین هم برام بس بودش.با صداش آروم میشدم با خنده هاش میخندیدم با گریه هاش گریه میکردم .ولی دو هفته پیش بهم گفت دوست ندارم.دیگه روز و شبام یکی شدش چشمامم خون اینقدر گریه کردم که باید عینک بزنم.با خودم گفتم میتونم فراموشش کنم ولی نتونستم .خیلی بی احساسه دوستم ازم یواشکی از گریه کردنام یا بهتر بگم هق هق زدنمو واسش فرستاد و اون یه استیکر خنده فرستاد.و نتونستم فراموشش کنم دوباره رفتم سمتش.بلاکم کردش رفتم یه شماره نو خریدم و تونستم حرف بزنم نمیدونم چی کنم هر شب کارم گریه کردنه چی کنم دارم نابود میشم میشه کمکم کنید؟

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما دوست عزیز.

با سلام خدمت شما دوست عزیز. به شهر سوال خوش آمدید.
جدای از این که خیلی زود وارد چنین فضایی شدید و شاید هنوز سالها تا مهیا شدن شرایط ازدواج شما فاصله باشد، بایستی بدانید این وضعیت نه تنها فایده ای ندارد، بلکه به ضرر خود شما خواهد بود. عشق و علاقه های یک طرفه حتی اگر به وصلت و ازدواج هم منتهی بشود، نتایج خیلی خوبی نخواهند داشت.
علاوه بر مطالعه متن بالای همین صفحه بهتر است به لینک های زیر هم نگاهی بیندازید:
http://www.soalcity.ir/node/318
http://www.soalcity.ir/node/2685
http://www.soalcity.ir/node/1700
موفق باشید.

سلام . نسیم هستم ۲۰ سالمه ...

سلام . نسیم هستم ۲۰ سالمه ... واسه درس شیمی کلاس کنکور میرفتم . دبیرمون مرد بود و من خیلی دوستش دارم . ولی از حس اون نسبت به خودم مطلع نیستم.. یعنی نمیتونم بفهمم چون یروز اونقدر عاشقانه با من برخورد میکنه که تعجب میکنم و یروز اونقدر بی تفاوت که از زندگی نا امید میشم .. لطفا بهم راهی رو نشون بدین که بتونم بفهمم بالاخره دوستم داره یا نه ؟ بخدا دارم دیوونه میشم.

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما کاربر محترم

با سلام خدمت شما کاربر محترم شهر سوال. خوش آمدید.
توصیه اولیه ما آن است که بهتر است اگر قصد ازدواج ندارید (و حتی اگر دارید)، از افتادن به ورطه عشق و علاقه و محبت اینگونه خودداری کنید. این قطعا به نفع خود شماست. اما اگر هم با نیت ازدواج اصرار دارید که وارد چنین فضایی شوید، بهتر است ابتدا اطلاعاتی به دست آورید که بدانید حداقل شرایط ازدواج در طرف مورد نظر شما وجود دارد یا خیر؟ مثلا سن ایشان چقدر است و فاصله سنی با شما به چه میزان است. مثلا این که ایشان مجرد هستند یا متاهل؟ و نکاتی از این قبیل.
نکته دیگر این که اگر واقعا ایشان در رفتار و هیچانات خود دارای ثبات نیستند (طبق گفته شما)، بهتر است در تصمیم و انتخاب خود تجدید نظر کنید و دستکم با احتیاط بیشتری به پیش بروید تا در نهایت موجب پشیمانی شما نگردد.
و نکته آخر این که قاعدتا ایشان بایستی پیشنهاد ازدواج به شما بدهند و عکس این مورد (هرچند خیلی اوقات بد نیست و در مواردی ممکن است خوب باشد) اما بر خلاف عرف است و ممکن است شأن و منزلت شما را در چشم ایشان یا سایرین کاهش دهد. به ویژه اگر خودتان به طور مستقیم بخواهید چنین اقدامی کنید. به هر حال ما توصیه میکنیم این مسئله (ازدواج) را از طریق خانواده ها و به شکلی رسمی تر دنبال کنید تا از عواقب ناگوار احتمالی آن در امان باشید.
موفق باشید.

سلام‌تروخدا زود جوابمو بدین

سلام‌تروخدا زود جوابمو بدین لطفا...من یک سال و نیمه عاشق پسری شدم ک الان ۱۶ سالشه و من ۱۷..اون بسیار پسر خوبیه و من ب عشقی ک بش دارم ایمان دارم و میدونم از سر احساسات زیاد نیست...اون خیلی بیشتر از سنش میفهمه..تو خیابون هم اشنا نشدیم..پسر دوسته بابامه.اونا بروجردن ما مشهد وقتی همو دیدیم.اون از من خوشش اومد..مامانم گف میخاد منو عروس کنه..مامان محمد هم خیلی خوشش اومد از من میگف زینب واس ما باشه...ولی خب گف پسرش سنش کمه حداقل تا ۵ سال دیگ...
تو این ی سال و نیمه من کاملا محمد رو شناختمش..بارها با من کات کرد ولی باز میومد وویس میفرستاد..این اخریا هم عاشق ی دختری شد ک دو روز باهم چت کردن فقط..من خیلی ناراحت شدم..ولی درکش کردم..دختره رفت..و محمدم دیگ فراموش کرد..الان بعد ی سال و نیم رابطمون خیلی بهتر شده..میگه تو واقعا عاشقمی داره میشه دو سال من ب وجودت افتخار میکنم..من واقعا میفهمم دوسم داره چون من خیلی سازش کردم..هیچی کم ندارم..ولی محمد میگه اخه من ایندم معلوم نی..شغل ندارم پول ندارم..شرایط ازدواج رو ندارم...وابسته هم شدیم..محمدی ک ی زمانی حس علاقه نداشت..ولی الان خیلیم دوسم داره..فقط میترسه از اینده حقم داره..ولی من تا هرموقع باشه صبر میکنم ک بش برسم..ولی از ی طرفی هم دوس دارم زودتر برسم بش..۵ سال زیاده واقعا..نمیتونم فراموش و جایگزینش کنم..محاله...چ کنم دارم روانی میشم؟؟!نمیخام حسرتشو بخورم..دو ساله عاشقشم..بنظرتون امیدی هس بش برسم خودم ک ایمان دارم ب رسیدن بهش...

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما خواهر گرامی،

با سلام خدمت شما خواهر گرامی، به شهر سوال خوش آمدید.
با توجه به این که شما از ملاکهای ازدواج سوالی نکرده اید ما هم وارد این موضوع نمی شویم و فرض را بر این میگذاریم که از نظر کلی ملاکهای ازدواج و تناسب بین شما دو نفر وجود دارد (که البته لازم است این مسئله هنگام جدی شدن این موضوع، بررسی شود). اما واقعا در جایی که خانواده ها با هم مشکلی ندارند، هر دو طرف (دختر و پسر) به هم میل دارند و حتی به صورت شوخی یا جدی بین دو خانواده هم این وصلت مطرح شده، جای نگرانی نیست!
البته همانطور که بالا عرض شد لازم است تحقیقات کامل و بررسی ملاکهای ازدواج صورت بگیرد، اما وضعیت شما طوری است که اکثر موانع ازدواج (برای دیگران) را ندارید. پس اصلا نگران نباشد.
در مورد ۵ سال هم اولا یک سال و نیم آن گذشته است ، و در ثانی، این یک حرف بوده و قابل تغییر خواهد بود. قطعا در صورت توافق دو خانواده، و تمایل شما و آقاپسر، میتوان مسئله ازدواج را جدی مطرح کرد، خواستگاری نمود، قول و قرار گذاشت، و حتی دو جوان را به هم محرم کرد تا بعد چند سال (مثلا یکی دو سال) با کمک خانواده و همت خود جوانان، شرایط ازدواج کامل شود. این چنین کاری، در بسیاری از خانواده ها انجام می شود.
پس به شما توصیه میکنیم این مسئله را از طریق خانواده ها دنبال کنید، ارتباط مخفیانه و ارتباط زیاد، معمولا کمکی به شما نمی کند و حتی مخلّ این وصلت خواهد بود. پس سعی کنید حتما از طریق خانواده ها موضوع را دنبال کنید. البته به صورت عرفی و معمول بایستی از طرف خانواده پسر اقدام اول و پیشنهاد صورت بگیرد، و مناسب نیست شما خودتان اقدام کنید، اما در صورتی که موضوع را با خانواده درمیان بگذارید، قطعا بزرگتر ها راههایی را بلد هستند که این مشکل را نیز حل میکند.
آرزوی ما آرامش و سلامتی شماست.

سلام من چند وقته عاشق یه

سلام من چند وقته عاشق یه دختری شدم ک خوانواده هامون با هم رفت و امد دارن نمیتونم از فکرش در بیام خودهش میکنم ک راهنماییم کنید خیلی ممنون

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما دوست عزیز.

با سلام خدمت شما دوست عزیز. به شهر سوال خوش آمدید.
شما هیچ اطلاعاتی از خودتان، دختر مورد نظر و خانواده هایتان ندادید. بهتر است برای رسیدن به پاسخ خود، به متن اصلی ابتدای همین صفحه مراجعه کنید.
http://www.soalcity.ir/node/2699
موفق باشید

سعی کنید خانواده هاتون در

سعی کنید خانواده هاتون در جریان باشه چون ممکنه مشکل پیش بیاد

سلام و خسته نباشید من یه پسر

سلام و خسته نباشید من یه پسر ۱۴ ساله ام و عاشق یه دختر ۱۲ ساله شدم قبلا حسی بهش نداشتم ولی با نگاهاش منو عاشق خودش کرد خانواده هامون رفت و آمد دارن و ب خاطر همین هر کاری میکنم نمیتونم از فکرش در بیام خواهش میکنم کمکم کنین

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما کاربرمحترم.

با سلام خدمت شما کاربرمحترم.
دوست نوجوان، جدای از این که ورود به چنین فضایی هم برای شما و هم برای دختر خانم کمی زود است و همین ورود زودهنگام میتواند تبعات روحی و اجتماعی برای شما داشته باشد، بهتر است بدانید اعلام و ابراز علاقه شما هرچند باقصد ازدواج به یک دختر ۱۲ساله نه تنها مشکلی از شما حل نخواهد کرد، بلکه مشکلاتی را باعث خواهد شد! به هیچ وجه توصیه نمی شود.
البته میتوانید اصل این علاقه را به صورت شوخی و جدی با برخی اعضای خانواده (مانند مادر) مطرح کنید که هم نووعی آمادگی ذهنی برای آنهاست و هم در صورت مساعد بودن شرایط خانواده شما میتوانند این قضیه را به صورت غیر علنی با خانواده دختر خانم مطرح کنند.
موفق باشید.

سلام

سلام
من توي يه مدت كم عاشق يه دختر شدم كه ١ سال از خودم بزرگتره اونقدر عاشقش هستم كه با اينكه ميدونم هيچ شانسي ندارم چون دوس دختر داره بازم به ديدنش راضيم من يه جورايي حس ميكنم زندگيمو اون كنترل ميكنه وقتايي كه ميبينه كه نگاش ميكنم اون روز ديگه دنيا مال منه ولي واي به حال وقتايي كه خودشو از ديدرسم خارج كنه تا ١ ماه ناراحتم من از اين كه عاشقشم خيلي خوشحالم چون فك ميكنم اين عشق واقعيه يه حس و حال عجيب و غير قابل توصيف ولي واقعا نميدونم چي كار كنم به مي پناه ببرم ديگه واقعا خسته شدم اونقدر دلم تنگش ميشه كه نميدونم چي كار كنم ارزوم اينه يه روز تا شب يه دل سير نگاش كنم بدون اينكه ناراحتم كنه كه شايد دوستاش منو مسخره ميكنن از وقتي عاشقش شدم همش ميرم جايي كه اون باشه ١ ماه نديدمش فك كردم ديگه كمتر دوسش دارم ديدم نخير تازه بيشتر عاشقشم ولي احساس مسكنم اون دوس نداه كه من عاشقشم ديگه نميدونم چي كار كنم زندگيم مبهم شده تازه از وقتي عاشقش شدم اعتماد به نفسم رفته زير صفر

سلام من۱۵سالمه .. خیلی وقته

سلام من۱۵سالمه .. خیلی وقته عاشق دختر داییمم و از بچگیمون به هم علاقه داشتیم به دختر خالم گفتم بهش بگه من دوستش دارم و بار اول هیچی نگفته و بار دوم که گفته گفته که دخترخالم به من بگه عاشق کسی دیگست و من خیلی دوستش دارم و همیشه توی فکرمه وقتی اومدن خونمون از هم خجالت میکشیدیم و خاطراتمون رو به هم گفتیم و اون با خیلی خوب بود و در جمع هم با من خوبه و دیگه از هم خجالت نمیکشیم و وقتی میخواستن برن من بهش نگاه میکردم و اون به نگاه کردو خندید و منم بهش خندیدم .......... وقتی دختر خالم جوابشو به من گفت خیلی افسرده شدم و به چیز های مثبت نگاه کردم که افسرده نشم و فکر میکنم شوخی کرده یا هم فکر میکنم اون لبخندش جواب مثبت بوده و حالاهم دیگه افسرده نیستم لطفا راهنماییم کنید

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام و احترام خدمت شما

با سلام و احترام خدمت شما کاربر محترم.
دوست نوجوان ، از متن شما چنین بر می آید که شکر خدا بر مشکل خود غلبه کرده اید و برای مقابله با غم و اندوه این وضعیت راهکارهایی را در پیش گرفتید. بنابراین به نظر نمی رسد نیازی به راهنمایی داشته باشید. اما این نکته را خدمت شما یادآوری میکنیم که سن شما (۱۵ سال) برای یک آقاپسر، به ویژه در شرایط فعلی، خیلی زود است که بخواهید به صورت جدی وارد مقوله ازدواج و عشق و عاشقی بشوید. هرچند ممکن است بگویید این مسئله سن و سال ندارد و ما هم تا حدی می پذیریم، مانند خیلی از زوجها و پدر و مادر ها که از نوجوانی و یا حتی از کودکی همبازی هم بودند و در نهایت هم شریک زندگی یکدیگر شدند. در این صورت هم باز لازم است خانواده از این حس شما نسبت به هم با اطلاع باشند تا در صورت نیاز، زمینه و مقدمات طرح این موضوع بین دو خانواده را فراهم کنند. این نکته را هم بد نیست بدانیم که عشق و علاقه ها در سنین پایین، به هر علتی که باشد (هوا و هوس یا دوست داشتن واقعی یا هر چیز دیگر) امکان و احتمال از بین رفتن آن یا کمرنگ شدن آن یا تغییر فرد مورد نظر با گذشت زمان، بسیار زیاد است. به همین جهت نسبت به علاقه های سنین جوانی، از اهمیت کمتری برخوردارند.
موفق باشید

سلام.خسته نباشید

سلام.خسته نباشید
من ی دختر ۱۹ ساله ام
ب قولتون دلداده ی پسری شدم ک ب شدت مذهبیه
ینی اعتقاداتی برای خودش داره و روابط عاشقی دختر و پسر رو درست و مجاز نمیدونه
قبلا خیلی با هم صمیمی بودیم
مث دو تا ذوست دو تا رفیق ک تو شادی و غم کنار هم بودیم
ولی از وقتی حرفایی بینمون رد و بدل شد این صمیمیت خیلی کمرنگ شد
من الان ک ازم فاصله میگیره میفهمم چقدر بهش وابسته شدم و چقدر این فاصله عذابم میده
حرفش اینه ک نمیخوام احساسی بهت پیدا کنم نمیخوام وابستم بشی
چیکار کنم؟کمکم کنید

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام و احترام.

با سلام و احترام.
خواهر گرامی، شما دو راه پیش رو دارید. یا طی کردن مسیری که در نهایت به وصلت و ازدواج ختم شود، یا قطع ارتباط و خلاصی از این فکر و خیال. شاید دشوار بتوان بگوییم کدام راه از دیگری راحت تر باشد. انتخاب یکی از این دو راه کاملا بر عهده شماست و بستگی به شرایط کلی و جزئی شما و طرف مقابل شما و خانواده ها دارد. طبعا یکی از دشواری های مسیر ازدواج برای شما آن است که ابتدا بایستی طرف پسر به اصطلاح پا پیش بگذارد و در واقع ایشان باید بخواهد تا به خواستگاری شما بیاید. علاقمند کردن ایشان به شما چیزی نیست که ما بخواهیم در آن کمکی بکنیم.اما اگر واقعا تصمیم ازدواج دارید و به نظرتان این فرد، بقدری خصوصیات مثبت دارد که ارزش پیشقدم شدن از سوی شما را دارد، این کار را بکنید. میتوانید از طریق یک واسطه مطمئن پیام این تمایل خود را به ایشان برسانید و البته گام بعدی بر عهده پسر و خانواده اوست. طبعا اگر به جواب مثبتی رسیدید لازم است این راه را ازطریق خانواده ها دنبال کنید.
موفق باشید

سلام خسته نباشید من ۱۹ساله

سلام خسته نباشید من ۱۹ساله هستم یک سال ونیمی میشه با ی پسری دوستم ک همیشه هر وقت بگم بیا بیرون میاد بیرون ولی این اواخر احساس میکنم خیانت میکنه یا شایدم و چون من از ی غشر دیگه هستم سرد شده گاهی اوقات خیلی خوبه ولی گاهی اوقات ن نمیدونم چیکار کنم و اون آقا پسر ۲۳ساله هستش مغرور هم هست من خیلی وابستم ی بار خودکشی کردم خودش اومده بود دم در خونمون با دعوا با خانواده و زوری سوار آمبولانس شده بود تورو خدا کمکم کنید ک چیکار کنم عاشقم بشه بخدا دیگه بیش از حد سر شده اگه بره من میمیرم

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما کاربر محترم.

با سلام خدمت شما کاربر محترم. به شهر سوال خوش آمدید.
دقیقا یکی از عللی که ما همواره دوستان نوجوانمان را از وارد شدن در روابط دوستانه (دختر و پسری) و عاطفی خارج از چارچوب برحذر میداریم، همین است. زمانی که شما صرفا با نیت دوستی و گذراندن وقت و یا حتی با وجود علاقه و عشق و حتی با رعایت وفاداری ، اما، خارج از چارچوب شرع و عرف و فرهنگ و به دور از اطلاع و رضایت خانواده به پسری اجازه میدهید که وارد حریم خصوصی شما شود و تا جای ممکن به شما نزدیک شود، طبعا اکثریت پسرها هم به خود اجازه میدهند که در این رابطه خیلی از اصول را زیر پا بگذارند و تعهد زیادی (مانند یک رابطه شرعی و قانونی ازدواج) نسبت به شما نداشته باشند. به همین دلیل اگر به هر دلیلی احساس کنند جای دیگری و نزد دختر دیگری ، لذت بیشتر ی می برند یا گمان کنند او را بیشتر دوست دارند یا ...هزاران دلیل و بهانه دیگر، به این رابطه پشت پا خواهند زد!
برای عاشق شدن دیگری به شما، راهی وجود ندارد. این دقیقا مثل آن است که کسی که شما از او بدتان می آید بخواهد شما را بخودش علاقمند کند. شما لازم است در برحه های حساس زندگی بر اساس فکر و منطق تصمیم بگیرید.
موفق باشید

سلام,من یه پسره ۲۷ ساله ام

سلام,من یه پسره ۲۷ ساله ام,عاشق یکی شدم ک ۲۵ ساشه ولی متاهله,از عشقش دارم دیونه میشم,اونم میگه دوستم داره چون متاهلم نمیتونم با تو باشم
اینم بگم ک ما همکاریم تو یه قسمتی باهم کار میکنیم,
بنظرتون من چیکار کنم,بهترین و منطقی ترین کار چیه
با من باشه میگم طلاق بگیره بامن ازدواج کنه
خیلی عذاب میکشم بخدا
فکر بد هم نکنید من حتی بهش دست نزدم
لمسشم نکردم
ولی عشقش دیوونم کرد,ولی هیچ هوسی در
کار نیست

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام و احترام خدمت شما

با سلام و احترام خدمت شما دوست گرامی؛
شاید بهتر است اکنون چشمان خود را ببندید، و خود را جای همسر این خانم قرار دهید. فرض کنید که به جای او، شما با این خانم ازدواج کرده اید که خیلی هم به وی علاقمند هستید، اما همسر شما در محل کار، همکاری دارد که جدای از مسائل کاری، صحبتها و روابط عاطفی با همسر شما برقرار کرده است. هر روز و هر شب که همسر شما به خانه برمیگردد، او را می بینید که در حال دادو ستد پیام با شخص دیگری است. هرچه میگذرد احساس میکنید حواس همسرتان کمتر به شماست و کسی را که آرزو میکردید تا آخر عمر درکنارش خوشبخت باشید و با هم زندگی کنید، اکنون به فرد یا افراد دیگری می اندیشد.
فرض کنید همکار همسر شما بسیار علاقمند است به همسر شما، از عشق همسر شما دیوانه می شود! همسر شما هم به او میگوید دوستش دارد ولی بخاطر متاهل بودن نمیتواند...
به نظر شما لازم است بنده این متن چندش آور را ادامه دهم؟ گمان نکنم هیچ همسری و حتی هیچ انسانی که خود را در چنین جایگاهی فرض کند، از خواندن و تکرار این جملات حس خوبی داشته باشد!
دوست عزیز، شاید لازم باشد به خودتان نهیب بزنید و یا تلنگری بزنید! شما بخاطر هوا و هوس خودتان، یک زن شوهر دار را هم درگیر روابط عاطفی با خودتان کرده اید. این کار نه به لحاظ انسانی و نه شرعی و عرفی درست است!
شما میخواهید عشق و زندگی خود را با ویران کردن یک زندگی، بر روی ویرانه های آن بنا کنید؟؟؟
پیشنهاد میکنم کمی بیاندیشید.
موفق باشید.

ميدونين...من شخص خاصيو دوس

ميدونين...من شخص خاصيو دوس ندارم يعني الان...
از بچگي تا الان يه نفرو كه پسره دوسته خانوادگي بود و دوس داشتم.
مسافرت ميرفتيم خانوادگي بيرون ميرفتيم و همه ي اين خاطرات برام موندگار شده.
همه جوره حس ميكنم كه به هيچ عنوان نميشه كه اون منو دوس داشته باشه.
بنابراين يه ساله كه در تلاشم تا ديگ مثه قبل دوسش نداشته باشم.
موفقم شدم اما...
خاطرات خيلي خوبي كه داشتيم خيلي اذيتم ميكنن.
ميترسم اگ دوباره ببينمش همه چيز زنده بشه و نشه كاريش كرد.
ميدونم كه دوسش ندارم و عاشقشم نيسم چون عشق خيلي كلمه ي والا تر از اين حرفاس.
ميدونم شايد اين اصا ربطي به موضوعاته اين سايت نداشته باشه.
ولي ميشه بگين به نظرتون چجوري خاطره هاي اون فرد و خوده فرد و بي ارزش كنم تو زندگيم؟

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام.

با سلام.
راهکارهایی برای مشکل شما ارائه شده که در لینکهای زیر میتوانید به آن دست پیدا کنید:
http://www.soalcity.ir/node/2335
http://www.soalcity.ir/node/1700
موفق باشید.

سلام پسری هستم ۱۹ساله

سلام پسری هستم ۱۹ساله
من عاشقه یه دختری هستم از فامیل هامون هم هستن
من حدوده ۴ماهه پیش بهش ابرازه علاقه کردم ولی اون از اون روزی که بهش پیشنهاد دادم خودشو میگیره کم محلی میکنه اخه من چکار کنم من عاشقشم و نمیتونم کاری انجام بدم

سلام ممنون میشم که مثل سایر

سلام ممنون میشم که مثل سایر دوستان جواب من رو هم بدین با تشکر
راستش من ۱۴ سالمه و این سنی برای عاشق شدن نیست در کل تو سنین نوجوانی احساسات و عواطف انسان فراز و فرودهای زیادی داره و احساسات زود گذر هستن من مشکل اصلیم اینه که زود به یکی اعتماد میکنم و وابسته میشم و این کار از هر طریقی که باشه به احساسات و عواطف من لطمه ی بزرگی وارد میکنه.از شما خواهش میکنم به من راهنمایی کنید که چطوری خودمو کنترل کنم و به محض دیدن کسی خیلی زود بهش دل نبندم اگر کمکم کنید خیلی ممنون میشم چون تنها چیزی که باعث مشغله فکری و افت تحصیلی من شده همین ی مورده که میدونم با تصحیح اون میتونم خیلی بهتر از الان باشم بازم ممنونم بابت سایت خوب و خیلی خیلی عالیتون

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام و احترام خدمت شما

با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز،
همانطور که خودتان هم میدانید و اشاره کردید، عشق و عاشقی و یا به عبارتی وابستگی عاطفی به صورت مکرر و زودگذر در سنین نوجوانی زیاد پیش می آید. و باز هم خودتان اشاره کردید که این گونه احساسات قابل اعتماد نیستند و ثبات ندارند. معمولا افرادی که دارای شخصیت وابسته هستند یا به این نوع شخصیت نزدیک هستند، چنین حالاتی را بیشتر تجربه میکنند. البته در این افراد، اضطراب بالایی وجود دارد بنابراین برای درمان این اضطراب، بهتر است به یک مشاور یا روان درمانگر مراجعه شود. علاوه بر رفع اضطراب، افزایش سطح خودآگاهی و خود‌شناسی نیز جزء تفکیک ناپذیر تکنیک رهایی از وابستگی است. خود‌شناسی به معنای شناخت، کشف و باور توانمندی و استعدادهای منحصر به فرد خود و شکوفایی آن‌ها و همچنین شناخت قدرت انسان و نیروی فکر و ایمان و شناخت کرامت‌ها و ظرفیت‌های خود برای رسیدن به رشد و کمال انسانی است؛ بنابراین با این مهارت و همچنین شناخت افکار، احساسات، رفتار‌ها و انتظارات خود، می‌توانید از وابستگی‌ها‌‌ رها شوید. همین که اطلاعات و آگاهی خود را در این زمینه بالاببرید میتواند در درک و کنترل این احساسات به شما کمک کند. تلاش کنید علاوه بر بالا بردن توانایی‌هایتان، خود را فردی لایق و با ارزش بدانید و برای خود احترام و ارزش بیشتری قائل شوید. پس از آنکه احساس ناتوانی و محرومیت در شما از بین رفت باید به مسئله بازگشت دوباره به زندگی سرشار از آرامش و به دور از وابستگی بازگردید.
موفق باشید

سلام با عرض خسته نباشید خدمت

سلام با عرض خسته نباشید خدمت شما من تقریبا سه ماه هست که علاقه عاطفی شدیدی نسب به یک دختر خانومی که یک از خودم کوچیکتره پیدا کردم! خواستم ببینم ایا اصلا تلاش در راستایه اینکه اونو نسبت به خودم علاقه من کنم کاره خوبی هست یا خیر؟ و اگر نیست چرا؟ با اینکه میدونم تا حدی به من علاقه داره! با تشکر

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام و احترام خدمت شما،

با سلام و احترام خدمت شما،
دوست عزیز، سنّ خود را اعلام نکردید. اگر در سنین نوجوانی هستید و خودتان میدانید که هنوز شرایط ازدواج را به هر دلیلی ندارید، قطعا این کار شما (اعلام علاقه خود به دختر خانم و به نوعی تحریک و وسوسه ایشان در افتادن در یک رابطه احساسی و عاطفی و غیره) صلاح نیست و بیش از همه به ضرر دختر خانم خواهد بود. قطعا شما هم راضی به این نخواهید بود که کسی که از صمیم قلب دوستش دارید به خاطر لذت بردن مقطعی شما، دچار آسیب های روحی و عاطفی بشود.
اما اگر در سنین ازدواج یا نزدیک ازدواج هستید و شرایط ازدواج مهیاست یا در حال مهیا شدن است، بهتر است این مسئله را با خانواده مطرح کنید و از ایشان بخواهید که به صورت جدی پی گیر این مسئله باشند. اگر خانواده ها همراه و همدل با زوجهای جوان باشند، میشود با اندکت بضاعت ، دختر و پسر جوان را به هم رساند، حتی اگر بخواهند میتوانند با توافق هم، یکی دو سالی فرصت دهند تا شرایط مهیا شود و در این مدت دختر و پسر با هم رفت و آمد داشته باشند. این کار شدنی است.
موفق باشید

سلام من عاشق یه دختری هستم

سلام من عاشق یه دختری هستم ولی نمیدونم چطوری باهاش دوست بشم وقتی اونو میبینم انگار دنیا بر سرم میچرخه و اون دختر هم کم میاد بیرون از خونشون و وقتی میبینم نمیدونم چجوری دوست بشم فقط کمی وقتا میاد بیرون پیش خونشون درخت شدم اما نمیتونم باهاش دوست بشم و وقتی میاد بیرون همیشه مادرش کنارشه لطفاً کمکم کنید تا از دردهایم دور شوم ؟؟؟

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شم کاربر محترم

با سلام خدمت شم کاربر محترم شهر سوال. خوش آمدید.
دوست عزیز، اگر در سن و سالی هستید که زمان ازدواج شما نزدیک شده ، بهترین گزینه برای شما مطرح کردن خواسته دلتان با خانواده است. اگر هم چنین نیست بهتر است این را بدانید که با برقراری ارتباط با دختر خانمی به این شکل، به ویژه دختر خانمی که سنگین و با شخصیت است و اهل اینطور مسائل نیست، نه تنها مشکل عشق و قلب شما را حل نمی کند (هرچند ممکن است در برخی اوقات لذت های کوتاه جسمی و ذهنی داشته باشد) ، بلکه مشکل شما را بیش از پیش دامنه دار مینماید وگذشته از این، فرد دیگری را هم در این مشکل داخل میکند. بدی آن هم این است که درگیر شدن دخترخانم ها در چنین روابطی، ضربات و آسیب های بسیار سنگین تر و خطرناکتری به نسبت پسران، برای آنها خواهد داشت.

سلام من پسری ۱۸ساله هستم عاشق

سلام من پسری ۱۸ساله هستم عاشق دختری ۱۴ساله شدم که واقعا بخاطرش عوض شدم حتی حاظرم جونمم به خاطرش بدم ،شیش ماهی هست عاشقش شدم ،ایشون هم تابه حال علایقی نسبت به من نشون داده مثلا مهمونی که هستیم موقعه شام میاد روبه رو من میشینه و وقتی مهمونی تموم میشه جلوم وایمیسه تا بیام باهاش خداحافظی کنم و...، متسفانه من فقط وقتی میره مدرسه فرصت دارم باهاش حرف بزنم اما تابه حال باهاش حرف نزدم حرفامون تابه حال سلام و خداحافظی بوده. نمیدونم تو اولین بار برا صحبت کردن چی بهش بگم و سر صحبتو چطوری باز کنم و بگم دوسش دارم و... و دلیلشم اینه که میترسم جواب منفی بشنوم وفقط قصدمم ازدواج هست. لطفا راهنمایی کنید ممنون

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت کاربر محترم شهر

با سلام خدمت کاربر محترم شهر سوال، لطفا به پرسش و پاسخ متن اصلی همین صفحه (http://www.soalcity.ir/node/2699) و نیز لینک زیر مراجعه کنید:
http://www.soalcity.ir/node/1882
موفق باشید.

سلام من دختری ۱۶ساله هست عاشق

سلام من دختری ۱۶ساله هست عاشق یه دختر از مدرسه شدم هر وقت منو می بینه تو چشام زل می زنه وقتی اونو میبینم قلبم می لرزه ولی نمیدونم دوسم داره یانه چطور عشقمو نسبت به اون ابراز کنم .......خواهشا جواب بدین

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما دوست عزیز.

با سلام خدمت شما دوست عزیز. به شهر سوال خوش آمدید.
برای این که در روابط خود با دیگران کمتر به مشکل بر بخورید راهکارهایی توصیه شده که در لینک زیر میتوانید آن را مشاهده کنید. اما ابتدا باید یاد آوری کنیم که از این که دوستتان را دوست داشته باشید و نسبت به او مهر و محبت داشته باشید نگران نباشید، ممکن است این دوستی با بعضی ها کمرنگ تر باشد و با بعضی از دوستان پررنگ تر و شدید تر. یعنی به اصطلاح صمیمی تر باشید. و این طبیعی است که بین دوستان صمیمی روابط دوستانه بیشتری حاکم باشد مثل اینکه از دوری هم بیشتر ناراحت و غمگین شوند! اما این نکته را بدانید که اولا نباید روابط شما از حد عادی خارج شود و تبدیل به یک مشکل و اختلال گردد، و ثانیا بدانید که هر گونه وابستگی (شدید) چه به دوست، چه به والدین، به معلم، همکار و خلاصه هرکسی، خوب نیست و لازم است در این زمینه حد اعتدال را رعایت کنید. یعنی این که وابستگی شدید به استقلال و نهایتا امنیت روانی شما ضربه وارد میکند، پس اگر هم نسبت به کسی صمیمی هستید، نباید بقدری به آن دامن بزنید که تبدیل به یک وابستگی شدید گردد!
موفق باشید
http://www.soalcity.ir/node/792

سلام من عاشق یکی از هم

سلام من عاشق یکی از هم کلاسیام شدم هر دو تامون پسریم اون تازه امده توی مدرسه ما ( یک سالی میشه) ولی به من توجهی نداره فقط در حد سلام و احوال پرسی و سولات درسی فقط همین منم خیلی اونو دوستش دارم وابسته هستم بهش ولی نمیتونم بهش بگم من خیلی دوستت دارم و هر روز به خاطر این افسرده هستم میخام ببینم شما میتونین یک راه حلی به من بدین اونو یک کاریش کنم که منو دوست داشته باشه یا اگر این کار امکان پذیر نیست چه کار کنم ؟؟؟

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام و احترام خدمت شما

با سلام و احترام خدمت شما کاربر محترم شهر سوال.
دوست نوجوان، ما تا جایی که بتوانیم آماده راهنمایی و کمک فکری به شما هستیم اما برخی مسائل (که معمولا رمّال ها و دعانویسان ادعا دارند)، مثل اینکه کاری کنیم کسی به شما علاقمند بشود، را ادعا نمیکنیم. اما چند نکته را یادآور می شویم: اول این که توصیه میکنیم برای روابط دوستانه پاک و بی غل و غش خود، از واژه عشق ، که در اکثر اوقات بار معنایی خاصی دارد، استفاده نکنید (هرچند ممکن است این مسئله اندکی در محاورات رایج باشد). ممکن است شما با همکلاسی یا مثلا پسر خاله یا مثلا پس همسایه تان دوست باشید و اتفاقا صمیمیت بسیار زیادی هم بین شما باشد، اما بدانید این دوستی و صمیمیت حتی اگر به حدی باشد که حاضر باشید در حق یکدیگر فداکاری کنید، باز هم یک رفاقت و دوستی است. به کار بردن واژه عشق، که همواره برای علاقه بین زوجین و علاقه های ازدواجی به کار می رود، ناخواسته ذهن انسان را منحرف خواهد کرد. نکته دوم این که در هم امور صبور باشید، اگر تازه با کسی آشنا شدید و دوست دارید با وی رفاقت داشته باشید عجله نکنید، اجازه دهید این مسئله به صورت طبیعی و البته با تمایل و تلاش شما پیش برود، ضمن این که در گذر زمان تحلیل بهتری از رفتار و شخصیت طرف مقابل خواهید داشت و تصمیم پخته تری خواهید گرفت. نکته سوم این که امام صادق(ع) از قول پدرش امام باقر(ع) نقل فرمودند که رسول­خدا(ص) فرمود: هر گاه کسی را دوست دارید به او بگویید. ( کتاب المحاسن برقی، ج ۱، ص ۲۶۶؛ وسایل الشیعه شیخ حر عاملی، ج ۱۲، ص ۵۵. چاپ آل البیت). بنابراین در اعلام علاقه و دوستی تردید نکنید و خجالت نکشید. نکته چهارم این که در هیچ کاری ، ازجمله در محبت و دوستی، افراط نکنید. زیاده روی و افراط در هر کاری آن را خراب خواهد نمود... پس حواستان جمع باشد!
موفق باشید.

سلام اواخر پارسال اتفاقی منو

سلام اواخر پارسال اتفاقی منو ی آقایی سر راه هم قرار گرفتیم بعد ایشون از اخلاق من خوشش اومد خواست ک همو ملاقات کنیم منم چون تا الان ک۲۶سالمه با هیچ پسری ررابطه نداشتم و دوست نبودم رفتن سر این قرار و این ملاقات برام قابل هضم نبود و بنظر بی معنی میومد یعنی دوست بودن با پسر بنظرم کار بیخودی بود و از طرفی از داداشم و خانواده می ترسیدم
اولش بهش حسی نداشتم و قاطعانه دعوتش رو رد میکردم
چهار ماه تو تلگرام شب و روز در جریان زندگی هم بودیم چهار پنج بار هم تو محل کارش همو دیدیم از هم خوشمون اومده بود
اون تو این مدت خیلی تلاش کرد ک من ملاقات قبول کنم و میخواست رابطمون صمیمی تر بشه
منم چون اولین بارم بود با ی پسر ارتباط داشتم یکم سختم بود ابراز احساس کردن و خودمونی شدن با اینکه دلم باهاش بود
خلاصه تو اون چهار ماه با اینکه دیگه بهش علاقمند شدم هنوز رسمی بودم باهاش
خودم خیلی اذیت میشدم ک نمیتونم راحت باشم باش
یعنی کلا آدم راحت و لارجیم ولی در مقابل اون نمیدونستم چطوری رفتار کنم
خودم از رسمی بودن خسته شدم اونم تمام تلاششو کرد
تا ی روز زد ب سرم گفتم من ک نمیتونم ب اون بگم خوشم میاد ازت ب اونم ک اجازه ندادم باهام راحت باشه پس این رابطه فقط داره خودمو از بین میبره و وابسته میشم بهتره تمومش کنم
یبار بهش گفته بودم تمومش کنیم گفت نه خواهش میکنم
ولی ایندفعه خیلی یهویی بدون اطلاع و بدون هیچ اتفاق خاصی ی پیام خداحافظی دادم و قانع کردم ک باید تموم شه
بنده خدا خیلی محترمانه پذیرفت و گفت شاید من لیاقت شمارو نداشتم

حالا پنج ماه میگذره من دیگه هیچوقت اون دختر سابق نشدم همش تو گذشته گیر کردم و حسرتش رو میخورم

ک چرا پسری ب اون خوبی سر راهم قرار گرفت این همه تلاش کرد همش با بچه بازی و فقط بخاطر خجالت از ابراز کردن احساسم،ترس از خانواده م از خودم دورش کردم
چرا هیچوقت نذاشتم بفهمه دوسش دارم

هیچوقت حسمو بهش نگفتم و نفهمید
یعنی یجوری رفتار کردم انقد رسمی ک اونم حس کردم سرد شد
و الان هیچ ارتباطی با هم نداریم و اون از تنهایی خسته شده بود بعضی وقتا میگم نکنه رفته با یکی دیگه
خیلی دوسش داشتم و دارم نمیدونم باید چکار کنم چون من ی دخترم نمیتونم بر م جلو از طرفی خودم ردش کردم حالا برگردم بگم چی، هزار تا حرف از توش در میاد تورو خدا کمک کنید بعد از رفتن اون از دنیا متنفرم هیچی خوشحالم نمی کنه دوس دارم خودمو بکشم آخه سنمم بد سنیه وقت ازدواج و تشکیل خانواده
خوشم نمیاد ب هیشکی جز اون فکر کنم آخه این چ دین و مذهبیه ک پسر عاشق یکی شه راحت میتونه مستقیم یا غیر مستقیم بگه بهش
ولی دختر بیچاره باید بریزه تو دلش و اشکش بشه مرحم دلش و فقط منتظر معجزه و گذر زمان بشه شاید برگرده

چکار کنم از همه چی بریدم
دوس دارم حس اونو نسبت ب خودم بدونم بعد از اون ررفتارها!!!!!!
دوس دارم زمان ب عقب برگرده و باهاش راحت باشم و حرف دلمو بزنم

پسرایی ک میخونن بنظرتون اگه شما بودین هنوز ب همچین دختری فکر میکردین؟؟؟؟
رسمی بودم،ملاقات رد کردم،خداحافظی دادم،بعدشم تو اینستا بلاکش کردم،هیچ خواسته ایشو برآورده نکردم و هیچ خاطره ای بجا نذاشتم

هر چند ک من تو دلم چیز دیگه ای بود و هیچوقت بوروز ندادم فقط بخاطر ترس و خجالت
ولی اون بنده خدا از کجا باید حدس میزد تو دل من چی میگذره

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام.

با سلام.
متاسفیم که در حال حاضر شرایط روحی خوبی را سپری نمی کنید، اما توجه داشته باشید که خیلی از دوستان شما در همین صفحات شهر سوال، میخواهند راهی پیدا کنند تا بتوانند مانند شما قطع ارتباط کنند اما به هر دلیلی (از سوی خودشان یا طرف مقابل) نمی توانند . بنابراین در مقایسه با این افراد شما یک قدم جلوتر هستید.
این که چرا این رابطه شکل گرفت و چگونه گذشت فعلا بحث مانیست اما بارها تذکر دادیم که این گونه روابط چه از ابتدا با نیت ازدواج باشد (و حتی صراحتا گفته شود که قصد ازداواج است) و چه بدون نیست ازدواج، آسیب هایی دارد که شاید رایجترین مشکل و آسیب آن، شرایطی است که خود شما الان در حال تجربه کردن آن هستید. شکست روحی و روانی و حالاتی شبیه افسردگی!
به نظر میرسد اگر واقعا آقاپسر فرد مناسبی بود برای ازدواج و میل به ازدواج با شما هم داشت، بهتر بود پیش از قطع یکباره ارتباط به وی میفهماندید که لازم است ایشان از طریق خانواده برای خواستگاری اقدام کند. بدین ترتیب فشار این مسئله برای شما کمتر میشد و ضمن این که هم شما و هم خانواده شما بصورت جدی به این مورد فکر میکردند و با تحقیق و پرس و جو از کانال های مختلف، به این نتیجه می رسیدید که آیا این فرد به درد شما می خورد یا خیر! در آن صورت ترس و اضطرابی هم از اطلاع خانواده نمیداشتید!
باز هم اگر چنین امکانی هست، میتوانید پیام خود را به ایشان برسانید. اما این رابدانید که ادامه این رابطه (یا حتی شروع دوباره آن) بدون هدف مشخص و با افق کاملا مبهم، هیچ سودی بحال شما ندارد (البته ممکن است بطور موقت شما را آرام سازد) بلکه در نهایت حسّ کنونی شما را تشدید کرده و بدتر می نماید. همانطور که میدانید طبیعت همزیستی و همراهی و همصحبتی انسانها، ایجاد علاقه و محبت بینشان است، این مسئله در دو جنس مخالف، بیشتر و عمیق تر است و گسترده تر خواهد شد، و باز، این مسئله در خانمها (دخترخانمها) بسیار جدی تر خواهد بود. به همین نسبت ضرباتی که طرفین از جدایی و یا مشکلات بین یکدیگر متحمل می شوند ، در خانمه به مراتب بیشتر و آسیب زا تر است.
موفق باشید

سلام من پسری ۱۷ساله ام....

سلام من پسری ۱۷ساله ام.... عاشق یکی از بستگانم که ۲۸سالشع هستم...نمیدونم این عشق از کجا شروع شد اما اینو میدونم که محبت های بی اندازه اون نسبت به من باعث شد که من ازش خوشم بیاد....
شب نیست که به اون فکر نکنم....اونم منو دوست داره خودش بهم گفته اما فک نمیکنم اون عاشق باشه...فقط دوستم داره.....میشه کمکم کنید که راهیو پیدا کنم که اونم عاشق من شه؟؟؟؟؟
ممنون میشم کمکم کنین

سلام من عاشق یه دختر شدم که

سلام من عاشق یه دختر شدم که سنش از من بزرگتره و یه طرفه هم هست تو یه کشور خارجی هم هست چیکار کنم؟

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام و احترم خدمت شما،

با سلام و احترم خدمت شما،
مورد شما، نمونه یک عشق و علاقه بی هدف و بلکه بی نتیجه است! بهترین گزینه برای شما فراموش کردن است! لینک زیر را ببینید:
http://www.soalcity.ir/node/1700
موفق باشید

سلام

سلام
۲۴ سالمه و به یه اقایی از همکارام که ۴ سال از من بزرگتره دلبستم. این علاقه ۲ سالی هست شکل گرفته و نمیدونم چیکار کنم. تو محیطی کار میکنیم که همه جوان هستیم و اکثرا مجرد. کسی رو ندارم که ازش بخوام واسطه بینمون بشه. چند بار از مشاورین مذهبی کمک گرفتم همه گفتن کارت رو ول کن. چند ماهی از اون فضای کاری فاصله گرفتم اما فراموشم نشد. الان دوباره برگشتم سر کارم. منو ایشون هر دو مذهبی هستیم و هرگز به رابطه دوستی و گناه فکر نمیکنم. خسته شدم از این وضعیت و هیچ کسی رو ندارم کمکم کنه. خودم هم نه میخوام و نه میتونم که مستقیما حرف دلم رو بزنم. دلم هم نمیخواد اگه جوابشون منفی حرمت ها شکسته بشه یا کارم رو مجبور بشم ول کنم چون کارم رو دوست دارم.

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام و احترام،

با سلام و احترام،
خواهر گرامی، با توجه به این که قاعدتا پیشنهاد بایستی از سوی آقا مطرح شود، بنابراین اینگونه احوالات و دلبستگی های شما طبیعتا راه به جایی نخواهد بود و ممکن است با واکنشی منفی روبرو شوید. به قول شاعر، تا که از جانب معشوق نباشد کششی، کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد! این که میفرمایید کسی را ندارید و همه مجرد هستند و ... حقیقتا کمی مبهم و نامفهوم است! اگر هدف شما از این علاقمندی، تشکیل زندگی مشترک و ازدواج است، پس به قول معروف شتر سواری دولا دولا نمی شود، و لازم است خانواده ها هم از این مسئله مطلع باشند! اگر اینچنین باشد، پس قطعا میتوانید در خانواده، دوست یا آشنایی صمیمی پیدا کنید که در این زمینه به شما کمک کند. هرجند همانطور که عرض شد قاعدتا این پیشنهاد از سوی آقا مطرح می شود، اما در شرایط خاصی مثل این که مورد آقا خوب و منحصربفرد باشد، اشکالی ندارد از طریق یک واسطه و به صورت غیر علنی ، آقا را متوجه کنیم که چنین میلی در شما یا در خانواده شما برای این وصلت هست! که اگر ایشان هم متمایل باشند نسبت به این قضیه اقدام کنند. البته همانطور که خود شما هم اشاره کردید، لازم است روابط عادی به خاطر این مسئله خدشه دار نشود و لازمه این کار هم مهارت و زیرکی و دقت کسی است که میخواهد به عنوان واسطه از میل و علاقه آقا اطلاع پیدا کند. اما خواهر گرامی، توجه داشته باشید که با توجه به اینکه شما نمیدانید واقعا از سوی آقا هم علاقه ای هست یا خیر، بهتر است این آمادگی را داشته باشید که حتی با پاسخ منفی مواجه شوید. تا بعدا کمتر دچار آسیب و اذیت شوید.
موفق باشید.

سلام

سلام
من ۲۰ سالمه و عاشق پسری شدم در دانشگاه متاسفانه دیگه تحملم سر اومد من بعد ۳ هفته رفتم بهش فهموندم که دسش دارم دنبال یه بهانه بودم که فقط بااش حرف بزنم و بهانه جور شد و حرف زدم. میدونستم و حرکات و کاراش نشون میداد که دوسش دارم و به خطر همین بهش گفتم. الان ۱ هفته است که باهمیم ولی چون پسره کار می کنه و باشگاه میره و قراره دانشگاهش رو عوض کنه میگه که سخته براش برا من وقت بزاره و میگه که داری دلمو میبری . چیکارکنم؟ میگه برام خیلی ارزش داری ولی نمیدونم چیکار کنم .
من خیلی دوسش دارم خیلی
حالا نمیدونم چیکار کنم؟
در حرکاتش معلومه دوسم داره . حالا میخوام راضیش کنم که توی این شرایطی که میگه نمیتونم برات جا بازکنم کنارش باشم . خودش میگه یه حرفی بزن که من بتونم بتونم جا باز کنم ؟ راهنماییم کنید که بتونم نگهش دارم ؟

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام و احترام خدمت شما

با سلام و احترام خدمت شما کاربر محترم،
شاید کوتاهترین پاسخ به سوال شما برای اینکه بتوانید کسی را که دوستش دارید نگهدارید، "ازدواج" باشد! قطعا با ازدواج خواهی توانست تا حد زیادی به بودن و پایبند بودن او به خودتان، اطمینان حاصل کنید، وگر نه هیچ تضمینی وجود نخواهد داشت.
خواهر گرامی، اینگونه که شما با عجله و به سرعت وارد این رابطه شدید، حتی در قصد خود شما برای ازدواج و تشکیل خانواده و برآورده کردن نیاز به یک همدم و مونس از راه درست، شک میکنیم! چه برسد به پسری که از قبل هم به دنبال شما نبوده و صرفا با شروع رابطه از سوی شما وارد این رابطه شده است!
پیشنهاد ما به شما این است که ابتدا تکلیف خودتان را با خودتان مشخص کنید تا در مرحله بعد بتوانید تکلیفتان را با بقیه روشن کنید. آیا شما واقعا هدفتان گذراندن وقت و به اصطلاح تفریح کردن با جنس مخالف است؟ یا واقعا نیت شما تشکیل یک زندگی مشترک است؟
اگر گزینه اول (تفریح و گذران وقت )پاسخ شماست که ما توصیه ای برای شما نداریم. اما اگر واقعا چنین چیزی نست و شما مایلید تا در یک شرایط مطلوب ، با کسی که دوستش دارید(یا خواهید داشت) تشکیل یک زندگی مشترک همراه با آرامش و تعهد نسبت به یکدیگر بدهید، قضیه فرق میکند. در چنین شرایطی اولا مهم است که طرف مقابل هم شما را بپسندد و میل و علاقه اولیه نسبت به شما داشته باشد. قطعا شما نخواهید توانست به زور خودتان را وارد زندگی کسی بکنید و اگر هم چنین کاری بشود، قطعا موقتی خواهد بود. طبق معمول و عرف هم باید پیشنهاد ازدواج از سوی پسر به دختر (یا خانواده ها) داده شود. در حال حاضر بهتر است این رابطه پنهانی را خاتمه دهید و از پسر دلخواهتان بخواهید تا به صورت رسمی به خواستگاری شما بیاید. اگر پاسخ او در این مورد منفی باشد یا بهانه تراشی کند، بدانید که ماندن شما با ایشان و ادامه این رابطه نه تنها سودی به حال شما ندارد بلکه عواقب و آسیب های مختلفی میتواند به دنبال داشته باشد.
موفق باشید.

با سلام پسری هستم ۱۷ ساله

با سلام پسری هستم ۱۷ ساله حدود ۱ سالی هست که من عاشقه دختر همسایمون شدم و اونم انچنان از من بدش نمیاد ولی نمیدونم چجوری برم باهاش صحبت کنم که اره رو ازش بگیرم ایدی تلگرامشم دارم ولی از نظر خودم رودر رو بهتره تا تلگرام فقط کمک میخوام برای گفتن حرفم که چی بگم که قبول کنه خیلی برام مهمه روزو شبم شده فقط فکر به اون لطفا کمکم کنید با تشکر

من ۱۶ سالمه ۳ ساله یه پسریو

من ۱۶ سالمه ۳ ساله یه پسریو دوس دارم البته خیلی باهم صمیمی هستیم یعنی تا حدی که هروز باهم میریم بیرون دور میزنیم اما مثل ۲تا دوستیم اما حواسم نبودنی بهم نگا میکنه لبخند میزنه جوری که همه ی دوستامم باهام بودنی متوجه شدتن جچوری نگام میکنه خلاصه به نظر شما دوستم داره؟ منکه تو این ۳ سال نفهمیدم چیکار کنم:)))

سلام من ۱۷ سالمه و عاشق یه

سلام من ۱۷ سالمه و عاشق یه پسری شدم اما توی مجازی بعد از یک سال بهش این موضوعو گفتم و اونم خیلی عاقلانه برخورد کرد و گفت که مجازی بدرد نمیخوره و باید فراموشم کنی .... الان دو سال از اون ماجرا میگذره ولی من هنوزم دوسش دارم... بنظرتون باید چیکار کنم؟؟:(

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام واحترام.

با سلام واحترام.
کاربر گرامی، باباطاهر همدانی، وضعیت مشابه شما را در یک بیت اینچنین سروده است که (چه خوش بی‌مهربانی هر دو سر بی. که یکسر مهربانی دردسر بی). طبیعتا عشق و علاقه ای که یکسویه باشد به سرانجام مطلوبی نخواهد رسید، حتی اگر به وصلت هم منجر بشود! این مسئله امکان دارد که گاهی اوقات خواسته دل ما با واقعیت مطابقت نداشته باشد یا خواسته دل ما چیزی باشد که به وضوح میدانیم عاقبت درستی ندارد. در این شرایط لازم است که تصمیم گیری ما بدون غلبه احساسات و با منطق و درایت باشد. طبیعتا هر انسان عاقلی خوشی یک ساعته یا یک ساله را به دردسر و مصیبت همیشگی ترجیح نمی دهد! شما هم همینطور!
موفق باشید.

سلام عاشق کسی ام که۶ ساله

سلام عاشق کسی ام که۶ ساله باهمیم اوایل خیلی عاشقم بود ولی از وقتی که از شهرمون رفتن رابطه مون خیلی کمرنگ شد تاحدی که سالی یه بار به دیدنم میادبهم میگه فراموشم کن و برو ازدواج کن چون من شرایط ازدواج باتورو ندارم و نمیتونم خوشبختت کنم همش پا رو دلم میزاره نمیدونه چقدر دوسش دارم و نمی تونم فراموشش کنم همه خاستگارامو بخاطرش رد میکنم چون میترسم ازدواج کنم و بازم نتونم فراموشش کنم نکته اینجاس برای رسیدن بمن هیچ تلاشی نمیکنه آیا راهی هست که این رابطه رو مثل قبل کنم و دوباره عاشقم شه؟ممنون میشم راهنماییم کنید

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام و احترام خدمت شما

با سلام و احترام خدمت شما کاربر محترم.
خواهر گرامی، رابطه ای که از ابتدا به اشتباه پایه ریزی شده ، قاعدتا به سختی بتوان پذیرفت که در نهایت به جای درستی ختم بشود. به قول شاعر خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج! البته ما از چند و چون و زیر و بم وضعیت شما و فرد مورد نظرتان و روابط بین شما اطلاعی ندارم و طبعا قضاوت دقیق و درستی هم نمیتوانیم داشته باشیم، اما چیزی که بطور کلی میتوان گفت همین است. در یک رابطه شرعی و قانوین به نام ازدواج به دلایل مختلف و به خاطر پیوندهای گوناگونی که ایجاد می شود، اگر هم اختلافی یا مشکلی پیش بیاید تا حد زیادی این امکان وجود دارد با استفاده از همان پیوندهای باقیمانده بخشهای آسیب دیده روابط را ترمیم نمود. اما در یک رابطه ای که بدون هیچگونه تعهد شرعی و قانونی و حتی در اکثر اوقات هیچگونه تعهد اخلاقی و عرفی شکل می گیرد، طبیعتا نه ضمانتی به ادامه آن هست و نه امیدی!
نکته دیگر این که، جدای از اینکه واژه عشق و عاشقی را دقیقا چطور معنا کنیم، این که حقیقتا عشقی از ابتدا وجود داشته باشد هم زیر سوال است. آدمها خیلی اوقات در ظاهر و در ابتدای روابط با عشقهای به ظاهر آتشین ظاهر می شوند ولی پس از مدتی به دلایل کاملا مختلف و گوناگون (اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، جغرافیایی، تمایلات جنسی و غیره) با رسیدن به یک موقعیت جدید یا فرد جدید ، به کلی نسبت به رفتار و ادعای اولیه خود تغییر می کنند. و البته همین مسئله نشان دهنده این است که واقعا عشق و محبتی از همان ابتدا هم در بین نبوده است.
توصیه ما به شما آن است که اگر به دنبال یک زندگی سالم و آرام هستید، بهتر است نسبت به انتخاب و تصمیمات خود کمی تجدید نظر کنید و خودتان زمینه را برای خلق موقعیت های بهتر و جدید بوجود بیاورید.
موفق باشید.

با سلام پسری هستم ۱۷ ساله ک

با سلام پسری هستم ۱۷ ساله ک چند ماه عاشق دختر همسایمون شدم اونم از من بدش نمیاد ولی نمیدونم چطور باهاش دوست بشم چون هر دفعه ک میخوام برم جلو از خودم مطمعن نیستم و میترسم ک پیشنهادمو قبول نکنه لطفا کمکم کنید ممنون

تصویر مشاور شهر سوال

سلام. به متن ابتدای صفحه

سلام. به متن ابتدای صفحه مراجعه کنید.
موفق باشید.

با سلام

با سلام
من عاشق هم کلاسیم توی دانشگاه شدم که ترم اول تو یه کلاس بودیم از اولی که اون پسر رو دیدم قیافش و ظاهرش توجهمو جلب کرد ولی جلسات بعد اون اومد و جلوی من نشست و حرکتاش برام جالب بود که مثل من بود دوجلسه ی بعد اون و دوستاش اومدن پشتم نشستن و من ناخوداگاه میشنیدم که به هم چی میگفتنو بعضی حرفاش واقعا خنده دار و قشنگ بود و به دل میشست از اونجا بود که عاشقش شدم خیلی ازش خوشم میومد تو کلاس که حرف میزد فقط دلم میخواست صدای اونو بشنوم وقتی میدیدمش بغضم میگرفت ولی خودمو کنترل میکردم جلسه آخر شد من به خاطر اون جلسه آخرو رفتم ومیدونستم که هر جلسه حاضر میشه چون درسش براش اهمیت داشت و درسشم خوب بودحتی فهمیده بودم بسکتبالیسته وقتی کلاس تموم شد من الکی شورو کردم بیرون کلاس با تلفن حرف زدم تا اون بیاد که اونو دوتا از دوستاش اومدن رفتن تو آسانسور منم رفتم تو اونجا نگاهمون بهم افتاد چند ثانیه قبلشم چند باری چشم تو چشم شده بودیم بعدا که تو گروه تلگرام اومد ایدیشو پیدا کردم و چون یک جلسه کلاسو نرفته بودم رفتم بهش پیام دادمو ازش جزوه خواستم خیلیم مودبانه جوابمو داد ولی گفت جزوه رو ندارمو دوستم داره ای دیشو میدم برید از اون بگیرید اونی که جزوه رو داشت قبلا از نگاهاشو حرکاتش حدس میزدم از من خوشش میاد ولی من نه منم بهش گفتم میشه لطفا شما برای خودتون گرفتین برا منم بفرستین که اونم قبول کردو برام فرستاد بعدم که موقع امتحانا دیدمشو و ی بار که چشم تو چشم شدیم ناخوداگاه رومو برگردوندم به خدا دارم دیوونه میشم از بس به عکساش نگا کردمو ایندمو باهاش تصور کردم دیگه نمیدونم چیکار کنم به مامانمو بابامم گفتم ولی همش میگن اون باید ازت خوشش بیاد چکار کنم عاشقم شه تو رو خدا کمکم کنیدببخشید که انقد توضیح دادم

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام و احترام خدمت شما

با سلام و احترام خدمت شما خواهر گرامی.
این گونه رخدادها در دوران جوانی و نوجوانی که دوران فوران و غلیان احساسات و عواطف به شمار می آید، تا حد زیادی طبیعی است. البته این بدان معنا نیست که به طور کلی بدان اهمیت ندهید. به هر حال هرگونه آشنایی، به هر دلیل و هر شکلی این پتانسیل را دارد که در نهایت به یک پیوند پایدار تبدیل گردد. پس مهم آن است که مسیر درستی را طی کنید و دقت کنید در این مسیر تا جای ممکن اسیر احساسات زودگذر نشوید. طبیعتا یک پیوند سرنوشت ساز مانند ازدواج نیازمند به کارگیری عقل و منطق در کنار احساسات و نیز استفاده از تجربه و فکر دیگران است. مهمترین کار خوبی که شما در این قضیه انجام داده اید، مطرح کردن این مسئله با خانواده است که قطعا این کار کمک بسیار زیادی به شما خواهد نمود تا از آسیب های احتمالی آن مصون باشید. همانطور که خانواده شما فرمودند درست و منطقی این است که پیشنهاد و اقدام از طرف پسر (و خانواده ایشان) اتفاق بیفتد. اما به هر حال شما در مورد این که اصلا فرد مورد نظر شما علاقه ای به شما یا این پیوند دارد، بهتر است اطلاع داشته باشید تا بیش از این در یک عشق و علاقه بی هدف و نافرجام ذوب نشوید. برای این کار میتوانید به کمک خانواده و از طریق همکلاسی ها یا دوستان مشترک از میل و نظر ایشان آگاه شوید. که البته صرف علاقه و میل ایشان هم نمیتواند کار زیادی از پیش ببرد، چون لازم است ایشان قصد ازدواج داشته باشند. اما به هر حال این مسئله تا حدود زیادی به تصمیم گیری شما کمک خواهد کرد.
ضمنا توجه داشته باشید که علاوه بر ملاقات های حضوری و دیدار های حضوری، فکر و خیال شما و درگیر شدن ذهن شما با ایشان میتواند در نهایت موجب دلبستگی و وابستگی شما بشود و این کار صرفا موجب اذیت بیشتر خود شما خواهد شد.
موفق باشید.

باسلام.من عاشق یه پسری که

باسلام.من عاشق یه پسری که ۳ماه از من بزرگتره،شدم.اونم از طریق یه سایت.اما رفتاراش و اخلاقاش و کاراش منو دیوونه خودش کرده
اما ماهنوز همدیگررو ندیدی.ازتون میخوام که کمکم کنین که ولم نکنه و عاشقم باشه.من بارها بهش حسمو گفتم.اونم میگه که دوستی مجازی فایده ای نداره.باید ببینیم همدیگرو.اونوقت مشخص میشه که تکلیف ما دوتا چیه.اما همیشه انرژی منفی به خودش میده.
ازتون میخوام که کمکم کنین و بگین که چیکار کنم که عاشقم بشه و انرژی های منفی روازخودش دور کنه واینکه،امیدوار به اینده باشه.(جواب مثبت بده که این رابطه ما ادامه پیدا کنه).
رابطه ما هم تنها درحد تلفنیه

تصویر مشاور شهر سوال

دوست عزیز، هرچند سن خودتان را

دوست عزیز، هرچند سن خودتان را اعلام نکردید، اما به احتمال زیاد از دوستان نوجوان ما هستید.
ما ضمن احترام به حس علاقه شما ، لازم میدانیم این هشدار را به شما بدهیم که مبادارصرفا با دنبال کردن این حس (به ظاهر خوشایند) وارد یک رابطه شوید ، آن را ادامه دهید و بدتر از آن این که این رابطه را گام به گام به سوی مراحل خطرناک ببرید، که در نهایت در این گونه موارد پشیمان اصلی دختر خانم ها هستند. به نظر می رسد اگر قصد ازدواجی وجود ندارد (به صورت جدی)، لزومی ندارد که این رابطه را تشدید نمایید.
موفق باشید.

من۱۴سالمه و عاشق ی دختر

من۱۴سالمه و عاشق ی دختر ۱۵ساله ک تو مدرسمونه شدم زاستش از سال قبل خیلی از دوستام بودن ک میگفت از عشقشون ب دخترای دیگه و من تو دلم مسخرشون میکردم ولی باهاشون همدردی میکردمو اینا خلاصه دو هفته از امسال ک گذشت دیدمش اولاش ک خیلی بنظرم جالب نبود ولی بعدش ازش خوشم اومد همینطور علاقم بهش بیشتر میشد و نمیتونستم کاری کنم از حرکاتش ظاهرش باطنش همه چیزش وجودش رو دوس داشتم جوری شده بود ک صبحا فقط ب عشقش بیدار میشدم میدونین اون خیلی تو مدرسه طرفدار داره و تقریبا الان خودش هم تا حدودی فهمیده ولی اون هم خیلی مغروره هم بیخیال و برای من اونقدری بزرگ شده ک دیگه نمیتونم فراموشش کنم بخاطر اون دستمو خط خطی کردم سر صمیمی ترین دوستم ک یسری ب موهاش دست زده بود داد زدم و تازگیا هم هم خودش هم بقیه خیلی با موضوع اون اذیت میکنن و سر کارم میزارن منم تازگیا کارم شده مشت زدن ب دیوارو کلی هم بخاطرش هق هق میکنم میدونین گاهی اوقات جوری نگام میکنه ک حس میکنم دوسم داره ی بارم مچ دستامو گرفت کلی با خودش و دوستاش خندیدیم اما بازم حس میکنم ازش دورم خیلی خیلی زیاد شاید دوتامون منتظریم یکی مون بیاد بگه دوست دارم منم تا حدودی غرور دارم اینم بگم هر دومون از هم دوری میکنیم من اصن خعلی ضایعم چون صورتم سرخ میشه و اینا خخ چکار کنم؟تابهش برسم من قصد بیخیال شدنشو ندارم

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام و احترام خدمت شما

با سلام و احترام خدمت شما کاربر محترم شهر سوال. خوش آمدید.
دوست نوجوان، رفاقت و دوستی و رفتار های دوستانه، یک عمل دوطرفه است. قطعا ادامه ان در حالت عادی نیازمند میل دو طرف به این رفاقت و همچنین رعایت برخی چارچوب هاست. در غیر اینصورت یعنی اگر یک طرف میل به این رابطه نداشته باشد، این رابطه حالت غیر عادی و آزارنده پیدا خواهد کرد. اگر هیچکدام از دو طرف میل به این رابطه نداشته باشند، طبعا این رابطه از بین خواهد رفت.
شما برای حفظ یک رابطه به دو نکته بایستی توجه کنید: یکی این که یک سری قواعد و مسائل عرفی مانند قوانین نانوشته ای وجود دارد در روابط دوستانه که به صورت کلی لازم است همه ما رعایت کنیم (مثلا احترام گذاشتن به یکدیگر و بی احترامی نکردن). اما یک سری از مسائل هم وجود دارد که با توجه به تنوع شخصیتی افراد و تفاوتهای فردی هر فردی در رابطه با دوستان خودش بهتر است رعایت کند. مثل این که مثلا دوست شما انسانی زودرنج و حساس است و ممکن است از برخی کلمات یا جملات بیش از سایرین رنجیده خاطر شود. (جدای از این که ایشان هم بایستی سعی کنند تا در روابط دوستی سعه صدر بیشتری داشته باشند) شما هم برای حفظ این رابطه و ناراحت نکردن دوستتان با توجه به این خصوصیت ایشان لازم است یک سری مسائل را به طور ویژه در تعامل با دوستتان رعایت کنید.
نکته مهم دیگر این است که در رفتارها و احساسات خود افراط و تفریط نکنید و تعادل داشته باشید چون این کار ممکن است موجب آزار دوست شما یا اطرافیان بشود و در نهایت رابطه دوستان خودتان به دست خودتان خراب خواهد شد.
موفق باشید.

سلام من دختري هستم كه بيشتر

سلام من دختري هستم كه بيشتر از هر كس و هر چيز عاشق پسري شدم و نميدونم اون من رو دوست داره يا نه ؟! ميخوام بهم كمك كنيد كه بدونم عاشقمه يا نه و اينكه چطور ميتونم اون رو عاشق خودم كنم
لطفا بهم كمك كنيد خيلي حالم بده

من پسر ١٧ساله اى هستم عاشق

من پسر ١٧ساله اى هستم عاشق دختر خاله پدرم شدم هم سن هستيم .در حدى عاشقش هستم كه وقتى مى بينم دو سه روز به فكرش مى مانم و كلا گيج ميشم.الان مطمئن نيستم كه او هم من را دوست داره يا نه.لطفا راهنماييم كنيد تا بهش برسم
اينو هم بگم اولين و اخرين دخترى هستش كه عاشقش شدم

تصویر شهرسوال

ضمن سپاس از ارتباط شما با اين

ضمن سپاس از ارتباط شما با اين مرکز و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما برادر گرامي!
همانگونه كه مي دانيد، نيازهاي عاطفي و غرايز ايام جواني، آدمي را به سوي «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مي‏دهد كه البته اين يك امر طبيعي و غريزي است و كمتر مي‏توان راهي براي گريز از آن پيدا كرد. از آنجا كه جاذبه بين دو جنس مخالف (زن و مرد) مخصوصا در سنين جواني بسيار شديد است، آنچه مهم مي نمايد كنترل عقلايي بر احساسات و پرهيز از مخاطراتي است كه ممكن است فرد را به گرفتاري‏هاي مختلف روحي و جسمي دچار سازد.
برادر عزيز، شما در سؤالتان هدف از اين علاقه را نفرموديد و نمي دانيم که چه انگيزه اي براي اين علاقه داريد آيا انگيزه ي شما دوستي و روابط عاشقانه است که اين کار قطعا به لحاظ شرعي صحيح و بايد به رابطه ي معقول و منطقي تبديل شود و يا منظورتان ازدواج است که هنوز شما در سن مناسب ازدواج قرار نگرفته ايد و توصيه مي شود در اين سنين از برقراري چنين روابط و علاقه هايي که تبعات بسياري را دارد خودداري نماييد.
در هر صورت هر گونه ابراز علاقه آن هم مستقيم مشکلات مختلفي از جمله بي اعتمادي را به بار خواهد آورد. بنابراين سعي کنيد عاقلانه رفتار نماييد تا پشيمان نشويد.
موفق باشيد.

سلام خسته نباشید من پسری هستم

سلام خسته نباشید من پسری هستم ۲۴ساله به خاطر شغلم که نصاب وارد خونه یکی شدم و اونجا عاشق خواهر صاحب خونه شدم با هزار تا پیگیری بدبختی تونستم به دختر عشقم بهش بفهمونم اوایل در ارتباط بودنمون خوب بود اونم منو دوست داشت خودش بارها میگفت که دوس نداره احساساتش بروز بده غرورش برمیخوره یه مدته که احساس میکنم سرده نسبت بهم .میدونم دوسم داره الانم ولی بروز نمیده خانوادم در جریان هستن ولی به خاطر فوت یکی از بستگانم نمیتونم با خانواده اقدام کنم میخوام کمک کنید که چیکار کنم که نزارم ازم دور بشه خیلی دوسش دارم کمکم کنید که تمام احساسش بهم رو کنه عاشقونه کنارم باشه کمکم کنید

تصویر شهرسوال

دوست گرامي، سلام؛ از اعتماد

دوست گرامي، سلام؛ از اعتماد شما به اين مجموعه از شما تشکر مي کنيم.
گفتيد که شخصيت او طوري است که احساساتش را بروز نمي دهد. ممکن است تفاوت شخصيتي داشته باشيد. بنابراين توصيه مي کنيم که به يک مرکز مشاوره برويد و تست شخصيت بدهيد و تناسب تان را از نظر شخصتيي بررسي کنيد.
از طرف ديگر ممکن است او اعتماد زيادي به اين رابطه نداشته باشد و با خود فکر کند ممکن است در آينده رهايش کنيد و اين رابطه به ازدواج ختم نشود. بنابراين بهتر است انتظاراتان را کمي کاهش بدهيد و رابطه عاطفي عميق را به بعد از عقد موکول کنيد.
همچنين ممکن است هر فردي در شرايط مختلف حال متفاوتي داشته باشد. ممکن است چند روز يا چند ماه مشکلات مالي يا خانوادگي داشته باشد و در نتيجه نتواند به کسي محبت کند.

سلام من عاشق اقوام دورم هستم

سلام من عاشق اقوام دورم هستم ۳ ساله که دوسش دارم باید چطوری عشق خودم را بهش بگم

تصویر شهرسوال

سلام بر شما

سلام بر شما
ممنون از اعتمادتان به اين مركز
بزرگوار مشخصات شما همچون سن و تحصيلات و شغل و جنسيت و تفاوت سني و قوميت...خيلي مؤثر است در پاسخگويي.
قبل از هر چيز معيارهاي ازدواج موفق را خوب خوب يادبگيريد. شما هم مثل بقيه تمايل به داشتن زندگي آرام و شاد را داريد ولي اگر گزينش درست نباشد در دام مشاجرات و طلاق مي افتيد، چيزي كه اين روزها به وفور مي بينيم.
ازدواج تازه اگر موفق باشد يكي از عوامل خوشبختي است ولي ازدواج ناموفق ويرانگر پايه هاي خوشبختي مي تواند بشود.
ازدواج نبايد بر اساس احساسات صرف شكل بگيرد. گاهي دو خواهر با اين كه از يك رگ و ريشه هستند نمي توانند به دليل تفاوت هاي اخلاقي و شخصيتي با هم كنار بيايند در ازدواج بايد اين امر را بررسي كنيم كه آيا ما با هم تناسب عميق مذهبي، اخلاقي، شخصيتي، هوشي، خانوادگي، اقتصادي، فرهنگي، سني و... داريم؟
جلسات متعدد دو نفره و خانوادگي و تحقيقات مفصل از كانال هاي مختلف و مشاوره حضوري ازدواج لازمه يك ازدواج موفق است.
اگر شما خانم هستيد با توجه به فرهنگ ايراني ما به صلاح شما نيست خودتان خواستگاري يا درخواست بدهيد. چون مردان اغلب ظرفيت ندارند و اين را به حساب امتيازات خود مي دانند و ممكن است اين موضوع را عالم فهم كنند و پُز بدهد. يا اگر ازدواج كرديد پيوسته او و خانواده اش به رو بياورد و سركوفت بزند.
نيز اين احتمال هست كه ايشان اصلا به دلائلي نخواهد با شما ازدواج كند، جواب رد شنيدن براي شما بسيار سنگين خواهد بود
بنابراين اگر واسطه (نه پيك) امين و باتجربه و رازدار داريد كه غيرمستقيم ايشان را تشويق كنند به خواستگاري از شما از ايشان كمك بگيريد.
اگر واسطه نبود با خيالپردازي و فكر كردن به او اوضاع خود را وخيم نكنيد. فعاليت هاي عملي و ذهني خود را بيشتر كنيد. در جمع خانواده حاضر شويد. اگر چيزهايي داريد كه شما را به ياد او مي اندازد از دسترس دور كنيد.
تذكر:
اگر خيلي اضطرابي هستيد و بي قرار. خواب كافي نداريد و پيوسته ذهنتان مشغول است با روانپزشك مشورت كنيد. قبل از هر چيز شما نياز به آرامش و شادي داريد.
اگر شما آقا هستيد باز با ما مكاتبه كنيد تا پاسخ را متناسب شما بدهم. چرا كه پاسخ بالا باتوجه به اغلب سؤالاتي كه از سوي خانم ها طرح مي شود پاسخ داده شده است.

براي مطالعه بيشتر
مطلع عشق، اميرحسين بانكي، نشر حديث راه عشق
همسرگزيني با عشق يا خرد، دكتر يونس نابدل، نشر ارجمند
عشق ويرانگر، مؤسسه فرهنگي خدماتي رسا

نظرات