خصوصیات یك مرد خوب برای ازدواج چیست؟



همسر خوب به مفهوم درست و واقعی همسری است که با شما تناسب داشته باشد. آنچه از نگاه دینی به عنوان ویژگی های همسر ایده آل شمرده شده است بیان می شود:
1. دیندار بوده و به مسائل و احکام دینی پایبند باشد و خود و زندگی اش را آلوده به گناه نکند.
2. خوش اخلاق و خوش برخورد باشد.
3. شرافت خانوادگی داشته باشد.
4. زیبایی
5. از نظر اقتصادی، تحصیلات، فرهنگ خانوادگی، تناسب داشته و هم کفو خانم باشد.

حتما به تناسب طرفین در این موارد دقت کنید:
1. اعتقاد و مذهب، 2. سن، 3. تحصیل، 4. وضعیت مالی،  5. فرهنگ و آداب ورسوم،  6. زیبایی، 7. جسم
چرا که آن مرد ایده آل شما هم برای خود یکی از این لیست ها دارد و برای زن ایده آل خود خصوصیاتی را تعیین کرده است. برای همین همان مقدار که در مورد ویژگی شوهر ایده آل تحقیق می کنید مهارت های لازم برای بر عهده گرفتن نقش همسر در زندگی زناشویی را فرابگیرید. برای این که به آنها جواب مثبت بدهید اول باید از داشتن این خصوصیات مطمئن شوید. برای این کار باید تحقیق کنید.
تحقیق از طریق:
1. خویشان و فامیل ها 2. دشمنان  3. دوستان  4. همکاران  5. همسایگان  6. معلمان  7. مراجع رسمی(حراست محل کار و ...)

همه مردان دوست دارند شوهران خوبی برای همسر خود باشند و همسرانشان از بودن در کنار ایشان احساس رضایت کنند. اما این امر به خودی خود حاصل نمی‌شود، بلکه مرد باید در رفتارها و برخوردهایش با همسر، اموری را رعایت کند تا همسرش او را به عنوان یک شوهر خوب بشناسد. در اینجا برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک شوهر خوب را بیان می‌کنیم.
 
1. شوهر خوب، زنش را شریک زندگی‌اش می‌داند؛
زن، انسانی است که باید با او ارتباط برقرار کنیم. او کسی نیست که کنترلش کنیم و در راه ارضای نیازهای خودمان به دنبال تسلط بر او باشیم. زن موجودی است که باید او را بشناسیم و بدانیم او نیز اهداف خاص خود را دارد. زن، کودک هم نیست. او شریک زندگی‌ای است که شوهرش باید راه ارتباط برقرار کردن با او را بیاموزد.
در ازدواج، مرد و زن شریک یکدیگر می‌شوند. وقتی شوهر از صمیم قلب زنش را شریک زندگی اش ببیند، تصمیم‌گیری را به یک کار مشترک بدل می‌کند. شوهر عاشق، شوهری است که درباره آنچه برای زنش از همه مهم‌تر است فکر می‌کند و مصمم است تا روند تصمیم‌گیری را در این جهت هدایت کند. اگر زن نیز عاشق شوهرش باشد به آنچه برای شوهرش از همه چیز مهم‌تر است فکر می‌کند و در نهایت، بهترین تصمیم را می‌گیرد.
 
2. شوهر خوب، زنش را بی قید و شرط دوست دارد؛
عشق بی قید و شرط یعنی اینکه ما فرد مقابل را دوست داریم و صرف‌نظر از واکنش‌های او در جهت آسایش و سعادت او تلاش می‌کنیم. تفکر امروزی مردم، بیشتر حسابگرانه است: «اگر مرا دوست داشته باشی من هم تو را دوست خواهم داشت.» ما حتی در زندگی زناشویی نیز خود‌محور هستیم. کانون تلاش‌های ما رفع نیازهای خودمان است.
در مقابل، عشق بی قید و شرط، بر روی رفع نیازهای دیگری تکیه می‌کند. در زندگی زناشویی، این شوهر است که در پی عالی‌ترین منافع و مصالح زن می‌رود. شوهر حتی اگر با تلاش‌های زن هم کاملاً موافق نباشد از آن‌ها حمایت می کند. این شوهر است که به زن کمک می کند تا به اهداف و آرزوهایش برسد، زیرا برای او به عنوان یک شخص احترام قائل است. شوهر نمی‌گوید: «اگر فلان کار را برایم بکنی من هم ظرف‌ها را می‌شویم». شوهر می‌گوید: «من ظرف‌ها را می‌شویم چون می‌دانم خسته‌ای».
همة ما دوست داریم فکر کنیم کسی ما را بی قید و شرط دوست دارد. کودک، خواهان این نوع عشق از طرف والدینش است. زن و شوهر نیز خواهان عشق بی قید و شرط یکدیگرند. شوهر قرار است پرچمدار عشق بی قید وشرط باشد. او قرار است آهنگ گام‌ها را تعیین کند.
اما بسیاری از شوهران منتظرند تا زنانشان، نقش رهبری را در عشق بی قید و شرط به عهده بگیرند. آن‌ها عقب می‌نشینند و می‌گویند: «هر وقت زنم تصمیم گرفت مهربون باشه، من هم به او محبت می‌کنم».
این مرد، شوهر تأثیرپذیر و عاجزی است که در این موقعیت، فوق‌العاده بد عمل می‌کند.
شوهر سالم و کار آمد، الگوی عشق بی قید و شرط است. از آنجا که این نیاز برای سلامت عاطفی انسان بسیار اساسی است، بیشتر زنان، واکنش مثبت به شوهری نشان می‌دهند که بی‌قید و شرط آن‌ها را دوست دارد. بسیاری از زنان با این احساس ناراحت کننده زندگی می‌کنند که اگر رابطه جنسی نداشته باشند یا به دلخواه شوهر عمل نکنند، محبت شوهر از آن‌ها دریغ خواهد شد. این نمی‌تواند مبنای خوبی برای یک ازدواج سالم باشد.
 
3. شوهر خوب، زنش را اولین اولویت‌ زندگی خویش قرار می‌دهد؛
همه ما در زندگی اولویت‌هایی داریم. شاید ما هرگز فهرست اولویت‌هایمان را ننوشته باشیم، اما در ذهنمان می‌دانیم کدام یک مهم‌تر از بقیه است. این اولویت‌ها بیشتر اوقات خود را در اعمال ما نشان می‌دهند.
برای بسیاری از مردان، شغل و حرفه تقریباً در صدر فهرست اولویت‌ها قرار دارد. مردان مقدار زیادی از احساس ارزشمندی‌شان را از شغلشان می‌گیرند. این الزاماً تضادی با رابطة مردان با زنانشان ندارد، مگر اینکه شغل آن‌ها تمام فکر و ذکرشان را به خود مشغول کرده باشد. افراد، مهم‌تر از اشیاء و امور هستند. این اصل اساسی خانواده‌های کارآمد است. یک شوهر خوب هرگز اجازه نخواهد داد شغلش جای وقت با همسر بودن را بگیرد.
رقیب دیگر موقعیت زن، مادر شوهر است. این امر به‌ویژه در سال‌های اول ازدواج صادق است. اگر مردی رابطة نزدیکی با مادرش داشته باشد و یا از نظر آسایش جسمی یا عاطفی به او وابسته باشد، ممکن است مادرش از حضور یک زن جدید در زندگی او احساس خطر کند. ممکن است تقاضاها یا خواسته‌های مادر پس از ازدواج پسرش بیشتر و شدیدتر شود و پسر ممکن است شب‌ها زنش را تنها بگذارد تا به کمک مادرش بشتابد. چنین الگویی به‌طور اجتناب‌ناپذیر احساس نفرت و انزجار را در زن به وجود می‌آورد.
در یک ازدواج سالم، از همان روز اول ازدواج، باید اولویت زندگی تغییر ‌کند. پیش از ازدواج، اولویت مرد، نگهداری و مراقبت از والدینش بود. پس از ازدواج، نگرش او در احترام گذاشتن به والدینش تغییر نمی‌کند، اما شیوة زندگی‌اش باید عوض شود. او دیگر نمی‌تواند به محض اینکه مادرش تلفن کرد از جا پریده و به خانه او برود، زیرا او اکنون زن جدیدی وارد زندگی‌اش شده که خواسته‌های خاص خودش را دارد. اگر از همان اول ازدواج، زن در اولویت قرار بگیرد آن وقت رابطه شوهر با والدینش می‌تواند به طور کامل و سالم ادامه یابد. اولویت اول را به زن دادن به هیچ وجه احترام مرد به والدینش را کم نمی‌کند، بلکه الگوی سالمی را به وجود می‌آورد که به مرور زمان می‌تواند ستایش و تحسین والدین را نیز کسب کند.
کودکان نیز ممکن است خواهان مقام اول در زندگی مادر یا پدر باشند. هرگز نباید اجازه چنین کاری را داد. پس از به دنیا آمدن بچه‌ها، معمولاً شوهر از زنش انتقاد می‌کند که دیگر به او توجهی ندارد، زیرا مرد احساس می‌کند در نظر زنش، بچه‌ها جای او را گرفته‌اند. این نگرانی قابل توجیهی است و در واقع اغلب اوقات حقیقت دارد. اما این امر در مورد شوهر نیز می‌تواند صادق باشد، به‌خصوص در زندگی زناشویی‌ای که زن نیازهای عاطفی مرد را به اندازه کافی برطرف نمی‌کند و مرد نسبت به او احساس بیگانگی می‌کند. چنانچه مرد احساس کند از جانب زن طرد شده، ممکن است وقت و انرژی خود را بیشتر صرف بچه‌ها کند، زیرا از طرف آن‌ها محبت و توجه بیشتری می‌بیند. یک شوهر کارآمد، اگر چنین رفتاری را در خود مشاهده کند، فوراً آن را ناسالم تشخیص می‌دهد و گام‌های لازم را برای اختصاص یافتن وقت و انرژی خود به رفع نیازهای زنش برخواهد داشت و به او نیز یاد خواهد داد تا بنا بر وظیفة خود نیازهای شوهرش را برطرف کند.
 
4. شوهر خوب، متعهد به کشف و رفع نیازهای همسرش است؛
بسیاری از مردان، به سادگی پی به نیازهای زنشان نمی‌برند و در نتیجه، هیچ تلاشی در جهت رفع آن نیازها نمی‌کنند. برخی از شوهران معتقدند که اگر شغل خوب و دائمی داشته باشند و حقوق و درآمد خوبی کسب کنند نقش خود را به عنوان شوهر انجام داده‌اند. آن‌ها هیچ شناختی از نیازهای عاطفی و اجتماعی زن ندارند.
منظور این نیست که بگوییم شغل و حرفة مرد، و تلاش و کوشش او در زمینه شغلی‌اش از نظر زن بی‌ارزش است. معمولاً زنان تلاش‌های شوهرشان را می‌بینند و از کوشش او برای تأمین نیازهای مادی خانواده تشکر می‌کنند. اما این اول کار است اما آخر کار نیست.
نیاز عاطفی زن به عشق، محبت، ملایمت، تشویق و دلگرمی همان‌قدر برای سلامت عاطفی او اساسی است که غذا برای سلامت جسمی او.
شوهری که صرفاً به تأمین نیازهای مادی اکتفا می‌کند و از آن خشنود است، دیدگاه بسیار محدودی از اهمیت نقش خود به عنوان شوهر دارد. وقتی نیازهای مادی مثل غذا، پوشاک و مسکن تأمین شد، نوبت رفع نیازهای درونی زن می‌رسد. اصلی‌ترین نیاز عاطفی زن، نیاز به عشق و محبت است و زن باید احساس کند دوستش دارند. شوهر کارآمد شوهری است که دائماً به همسرش محبت می‌کند و به او نشان می‌دهد که دوستش دارد. به این ترتیب، زن او با قلبی پر از عشق زندگی خواهد کرد و به شوهری  را که این نیاز او را برطرف می‌کند بسیار ستایش خواهد کرد و واکنش مثبتی به تلاش‌های او خواهد داد.
نیاز زن به امنیت نیز اساسی است. این نیاز ابتدا یک نیاز مادی است؛ یعنی در امان بودن از خطرات کوچه و خیابان برای زن مهم است اما بزرگ‌ترین نیاز زن در این زمینه، آن است که عمیقاً از تعهد و پایبندی شوهرش به خود اطمینان داشته باشد. شوهری که زنش را با صحبت درباره طلاق تهدید می‌کند یا ناخودآگاه می‌گوید: «شاید بهتر بود با یکی دیگه ازدواج می‌کردی»، یا «ای کاش یکی دیگه جای تو جلوی من سبز می‌شد»، رفتار ناسالم و معیوبی را نشان می‌دهد. شوهر عاشق و کارآمد، هر کاری می‌کند تا به زنش بفهماند که همیشه و در همه حال کنار او خواهد ماند.
شوهر کارآمد در عین حال، مراقب است تا زنش احساس ارزش کند. اگر زن از ادامة تحصیل احساس رضایت و ارزش کند، شوهر اولین تشویق‌گر او خواهد بود. اگر زن از اینکه خیاط یا گلدوز ماهری است احساس رضایت می‌کند شوهر مهارت او را تحسین خواهد کرد. و اگر زن بخواهد مادر و «خانه‌دار» خوبی باشد شوهر از ته دل از تصمیم او جانبداری خواهد کرد. هر یک از راه‌های کسب ارزش ممکن است مستلزم کار فیزیکی بیشتر از جانب شوهر باشد یا نگرانی عاطفی او را تا حدی بر‌انگیزد، اما او در مورد اختلافات، با همسرش صحبت می‌کند و سعی می‌کند به درک متقابل و وحدت نظر برسند، زیرا خودش را به تأمین آسایش و سعادت زنش متعهد کرده است.
ما انسان‌ها علاوه بر نیازهای جسمانی و عاطفی، نیازهای اجتماعی هم داریم. همسرمان نیز نیازمند ارتباط با افرادی خارج از خانواده است. شاید او دوست داشته باشد به همراه زنان همسایه، غذایی تهیه کند، یا به همراه آنان جلسات قرائت قرآن تشکیل دهد. ممکن است این فعالیت‌ها در صدر اولویت‌های شوهر نباشد، اما به سرعت اهمیتشان افزایش می‌یابد، زیرا مرد در صدد است تا نیازهای زن را بر آورده کند. او تشخیص می‌دهد که اگر به گسترش روابط اجتماعی زن کمک کند احساس رضایت خودش نیز افزایش خواهد یافت. او در مخالفت با این موضوعات، جار و جنجال راه نمی‌اندازد یا آن‌ها‌ را ناچیز و بی اهمیت نمی‌نامد و از قدرشان کم نمی‌کند. او این‌ها را بخش عادی زندگی زنش می‌بیند و به او اجازه می‌دهد تا علائق خود را دنبال و از این طریق نیازهایش را بر آورده کند.
کشف و رفع نیازهای مادی، عاطفی و اجتماعی زن، شاید یکی از دشوارترین نقش‌‌های یک شوهر کارآمد باشد. برای رفع این نیازها شاید لازم باشد مرد بیشترین تلاش‌ها را داشته باشد. شوهر کارآمد کسی است که تنها به رفاه و آسایش خویش نمی‌اندیشد و سعی می‌کند محدودة آسایش خود را به همسر خود نیز ارتباط دهد و هر کار ممکن را برای رفع نیازهای او انجام دهد. با این کار، او نهایت تحسین و ستایش را از سوی همسرش کسب خواهد کرد.
 
5. شوهر خوب با زنش صحبت می‌کند؛
برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند زنان به طور معمول، حدود دو برابر مردان صحبت می‌کنند. به احتمال قوی، مردان بیشتر این گفت و گوهایشان را هم در محیط کارشان مصرف می‌کنند و گاه وقتی به خانه می‌رسند فقط یک کلمه برایشان باقی مانده است. وقتی زن می‌پرسد: «امروز چه طور بود؟» او پاسخ می‌دهد: «خوب». یک چنین مختصر‌گویی هرگز نمی‌تواند الگوی یک شوهر کارآمد باشد. بسیاری از شوهرها باید این الگوی رفتاری خود را کنار بگذارند تا بتوانند نیاز همسر خود را به برقراری ارتباط بر آورده کنند.
مسائل زندگی در ابتدا از طریق ارتباط کلامی، به‌خصوص بحث در مورد افکار، احساسات و آرزوهای ما مطرح می‌شود و با یکدیگر در میان گذاشته می‌شود. افکار و احساسات و آرزوها را نمی‌توان با رفتار ما مشاهده کرد و به آن‌ها پی برد. یکی از عمیق‌ترین آرزوهای یک زن این است که شوهرش را بشناسد. وقتی شوهر از افکار، احساسات و آرزوهای خود حرف می‌زند زن احساس می‌کند شوهر اجازة ورود به دنیای خودش را به او داده است. وقتی شوهری مدت‌های طولانی دربارة احساساتش حرف نمی‌زند، زن احساس می‌کند که شوهر رابطه‌اش را با او قطع کرده و در نتیجه، زن احساس انزوا و تنهایی می‌کند.
ما نمی‌توانیم اجازه دهیم که ارتباط و گفتگوی بین ما متوقف شود یا ارتباط ما به صحنه نبرد عقاید ما و جنگ بر سر اختلاف‌هایمان تبدیل شود. گفتگو و تبادل نظر مثبت، باز، آزاد و همراه با تفاهم از مشخصات یک زندگی زناشویی سالم است. یک شوهر خوب و کارآمد باید ابتکار به خرج داده و این نوع گفتگو و ارتباط را به شیوة معمول زندگی مشترک تبدیل سازد.

6. شوهر خوب، پایبند ارزش‌های معنوی و اخلاقی است؛
در یک خانواده سالم، شوهر، معتقد به یک سری ارزش‌های معنوی و اخلاقی است و سعی دارد آن‌ها را در خود و خانواده پیاده کند. او از تقوایی بهره می‌برد که او را به انجام واجبات، از جمله وظایف مربوط به خانواده وا می‌دارد. این ویژگی، سلامت خانواده و رضایت‌مندی اعضای آن را به ارمغان می‌آورد.
هر چه مرد پایبندتر به باورهای ارزشمند اخلاقی و معنوی باشد بیشتر مورد احترام همسرش قرار خواهد گرفت. هر چه کمتر پایبند این ارزش‌ها باشد یا شکاف بین ادعاهای وی و عمل وی در این زمینه‌ها بیشتر باشد، بی‌احترامی بیشتری را نسبت به خود به وجود می‌آورد. یک شوهر کارآمد واقعا تمام سعی خو را می‌کند تا به زیور تقوا آراسته باشد و آن را در خانواده پیاده کند. این کار، تأثیر مثبتی بر زن و فرزندان او خواهد گذاشت.
هر چند این فهرست کامل نیست، اما شش ویژگی ذکر شده می‌تواند راهنمای خوبی برای مردانی باشد که می‌خواهند نقش یک شوهر خوب و کارآمد را در ازدواج خود ایفا کنند.

* با استفاده از سايت مرکز مشاوره موسسه امام خميني

دیدگاه ها

مطالب شما خیلی تکراری شده اخه دیگه تو این روزگار با این تورم مگه میشه سمت جهیزیه رفت تا بزنی چشم جاریو کور کرد ای بابا من حاضرم پیش چرخ خیاطی مامانم بترشم تا با مردای این روزگار ازدواج کنم اخلاقاشون بدتر از دخترا شده یکی باید هی نازشونو بکشه همین مونده از جیبمونم واسشون خرج کنیم پس عزیزان توصیه میکنم شوهر نکنید چون مرد نمی بینم خداییش دیگه

با عرض سلام و احترام
طبیعی است كه هر فردی برای تصمیم گیری و ابراز عقیده مختار است، و لازم است این آزادی عقیده و نظر از سوی دیگران محترم شمرده شود.
بر این اساس، با كمال احترام به جنابعالی و نظراتتان، با كلیت نظر شما موافق نیستیم، همانطور كه به صورت صددرصد نیز آن را رد نمی كنیم.
هرچند ممكن است دیگران و حتی خود ما نیز شاهد مواردی كه نظر و ادعای شما را تایید كند، باشیم اما این بدان معنا نیست كه همیشه همه جا و نسبت به همه افراد صادق باشد. به اعتقاد روانشناسان الفاظی كه (در روابط بین فردی) بیانگر قطعیت هستند و تعمیم در آنها نهفته است،بهتر است از استعمالات لفظی و ذهنی ما حذف شوند چرا كه سبب بروز خطا در شناخت و تصمیم گیری می شوند. الفاظی چون، باید، هرگز، همیشه، هیچوقت، همه جا و... از این قبیل هستند. و بسیاری از مشكلات بین فردی و خانوادگی از استعمال ذعنی و یا لفظی اینگونه الفاظ ناشی می شوند.
بر این مبنا، به نظر می رسد حضرتعالی نیز از تعمیم ذهنی ناشی از این الفاظ استفاده كرده اید و آن را مبنای نظر خویش قرار داده اید كه به اعتقاد ما نیاز به اصلاح دارد.

آدددددددددم باشه

سلام خسته نباشید.میخواستم بگم چرا پس فرد دلخواه پیدا نمیشه. خسته شدم.همه چیزی که باید داشته باشم و دارم ولی اونی که باید پیدا بشه نمیشه. 25 سال

ضمن عرض سلام و تشکر از حسن اعتماد شما
اینکه فرد مورد نظر شما باید چه ملاکهایی داشته باشد برای ما معلوم نیست، اما باید توجه داشت هرچند ضرورت دارد که هیچگاه بر خلاف معیارهای خو ازدواج نکنیم اما این بدان معنا نیست که معیارهای خود را نیز تعدیل و یا اصلاح ننماییم.
از اینرو لازم است بدانیم معیارهای ذهنی ما هیچگاه به صورت کامل و صددرصد تحقق نخواهند یافت چرا که هر فردی اعم از زن و مرد در کنار نقاط قوتی که دارد دارای نقاط ضعف نیز هست. واصولا اگر ما دنبال شخصی باشیم که صد درصد واجد معیارهای ما باشد و هیچ نقصی نداشته باشد، نه تنها به نتیجه نمی رسیم بلکه همین رویکرد سبب شکست ما در زندگی خواهد شد. آنچه که ضروری است این است که فردی را انتخاب کنیم که بیشترین تناسب را با ما و ملاکهای ما داشته باشد.
بنابراین لازم است ملاکهای خود را آنجا که نیاز به اصلاح دارد اصلاح کنیم و آنجا که نیازی به اصلاح نیست آنها را اولویت بندی کنیم و بر مبنای این اولویت بندی انتخاب کنیم و کسی را که واجد اولویتهای نخست و فاقد اولویتهای بعدی است را در دایره انتخاب خود قرار دهیم.

با عرض سلام من با همسرم 15 ساله ازدواج کردیم و دو دختر 9 و 3 ساله داریم از همان ابتدا مشکلات اختلاف افکار داشتیم از لحاظ سطح تحصیلات و خانواده و فرهنگ خانواده و تفاوت در معنای مفهوم خانواده داریم .همسر من از لحاظ اخلاقی بسیار عالیست ولی معنای مفهوم خانواده را در خانواده از کودکی نفهمیده و الان براش تعریف نشدست و به غیر از اون دو مورد اول بقیه موارد را اصلا نداره و اون دو مورد هم مصلحتی داره و الان من دچار مشکل شدم و نمیدونم چه کنم هر چند که میدونم جواب شما با این مقدمات کوتاه از من نمیتونه صد در صد چاره ساز باشه ولی ممنون میشم راهنمایی کنید

با عرض سلام و احترام؛
همانطور که فرمودید توضیحات حضرتعالی کافی نیست، ضمن اینکه عبارت"غیر از اون دو مورد اول بقیه موارد را اصلا نداره و اون دو مورد هم مصلحتی داره" برای ما مبهم است.

به هر حال توجه شما را به نکات زیر جلب می کنم:
1- خوشحالیم که جنبه های مثبت همسر خود را نیز لحاظ کرده اید. لازم است این رویکرد را تقویت کنید.
2- همه ما افرادی معمولی هستیم که دارای نقاط ضعف و مثبت هستیم. همسر شما نیز از این قاعده مستسنی نیست. پس طبیعی است پاره ای خصوصیات منفی هم داشته باشد.
3- انسانها هیچگاه مانند هم نسبت به مسائل طرز تفکر صددرصد واحی ندارند. این تفاوت ناشی از شرایط، موقعیتها، محل رشد، سن، تحصیلات و... دارد. پس طبیعی است که همسرتان از زاویه نگاه شما به مسائل نگاه نکند.

با توجه به این مطالب لازم است:
الف) روزانه چک لیستی از صفات مثبت همسرتان تهیه کنید و مرور نمایید.
ب) بر صفات مثبت ایشان تمرکز کنید و در سایه این نقاط اشتراک و مثبت، اختلافات خود را در نظر بگیرید
ج) خود را با افرادی که همسرانشان، به مراتب بد اخلاقتر و بی مسولیتتر از همسرشما هستند، مقایسه نمایید.و شکرانه چنین همسری را به جا آورید!
د) فضای خانه و خانواده را به سمت امنیت و آرامش بیشتر سوق دهید تا از این رهگذر دلبستگی ایشان بیشتر گردد.
ه) خاطرات شیرین خود را با ایشان یادآوری کنید و سعی کنید مجددا چنین خاطراتی را دوباره عملی سازید.
ق) بیشتر به ایشان در قول و عمل، در خلوت و جمع، شخصیت بدهید.
م) کتابهای مربوطه در این زمینه را مطالعه فرمایید. کتبی مانند " همسران سازگار نوشته علی حسین زاده" و رازهایی درباره زنان و رازهایی درباره مردان نوشته باربارا دی آنجلیس" و...
در صورت نیاز با شماره 09640 بخش مشاوره تماس بگیرید.
در پناه حق موفق باشید.

شوهر من همه صفات خوب رو داره اما یه مشخصه بد که داره اینه که دوست داره عکسهای س ک س ی خانم ها رو از همه جا جمع کنه! از نظر اون چیز بدی نیست اما من خوشم نمیاد، یعنی عذاب می کشم! با هم حرف زدیم اما به نتیجه ای نرسیدیم!!!!! میگه تو منو محدود می کنی!!!!! به نظر شما من چیکار کنم؟

ضمن عرض سلام و تقدیر از حسن اعتماد شما.
اینکه همه صفات خوب را در همسر خود جمع می بینید، جای تبریک دارد و امیدواریم انشاءالله تعالی این حس اعتماد و مثبت اندیشی که سرمایه بی بدیل هر زندگی مشترکی است، روز به روز ارتقاء بیابد.
توجه داشته باشید که همسر شما مانند سایر افراد، فردی است عادی پس طبیعی است که نتواند تمام خواسته های حضرتعالی را جامه عمل بپوشاند. بنابراین می بایست سعی کنید با تمرکز بر تمام صفت مثبتی که مد نظر شما است این مورد اختلافی را نیز برطرف نمایید و از دامن زدن به این اختلاف پرهیز نمایید.
به نظر می رسد در مواجه با چنین مسئله ای، بهترین شیوه گفتگوی منطقی در قالب احترام، صمیمیت و دلسوزی است. در این راستا لازم است شما به ایشان متذکر شوید:

1- هر محدودیتی منفی نبوده و به معنای بی اعتمادی نیست. چرا که بسیاری از محدودیتها برای شخص منفعت است مانند محدودیتی که قوانین راهنمایی و رانندگی برای رانندگان اعمال می کند و یا محدودیتی که از سر دلسوزی و تعهد شکل می گیرد مانند مادری که برای سلامت فرزندش مجبور است او را محدود نماید. مثلا جلوگیری از رفتن به لبه بام و یا رفتن به سمت ظرف سم!!! پس محدودیت همیشه منفی نیست.

2- از ایشان بخواهید که برای مدتی و یا حتی لحظه ای خود را به جای شما تصور نماید.
به این معنا که اگر ایشان شاهد چنین حرکتی از سوی شما(به فرض مرد بود شما) بودند چه احساسی به ایشان دست می داد؟

3- از عواقب دنیوی و اخروی این رفتار او را بر حذر بدارید. عواقبی مانند نارضایتی خداوند منان و تحت تاثیر قرار گرفتن تربیت فرزندان.

4- با زبان نرم به او القائ کنید که این کار رفته رفته می تواند به یک اعتیاد تبدیل شود و خطر مقایسه کردن را در چشم ایشان پر رنگتر نماید.

5- هدف ایشان را از این کار جویا شوید و به ایشان اطمینان دهید که همانگونه که مد نظر شان است برای او جلوه آرایی و ایجاد رابطه می کنید.

همچنین لازم است با ایجاد فضایی معنوی و اخلاقی در محیط خانه و خانواده، احتمال بروز چنین رفتاری را کاهش دهید.
مسلما میزان ایمان و تقوا و همچنین افرادی که با ایشان در تعامل هستند نقش مستقیمی در این مسئله دارد. پس سعی کنید ارتباط را با افراد صالح تقویت و با افراد ناصالح کاهش دهید.
در پایان متذکر می شوم اگر به لطف الهی و با دعای خیرشما این مسئله برطرف گردید که بهتر،
در غیر اینصورت:
1- ذهن خود را با این مسئله زیاد درگیر نسازید و اجازه ندهید رفته رفته این مسئله شما را خسته کند چون به نفع زندگی و آرامش روانی شما نیست. پس کنجکاوی را در این خصوص کنار بگذارید
2- در این خصوص از ایشان بخواهید به احترام شما این کار را در نزد شما انجام ندهد.
در پناه حق موفق باشید

دوست دارم ازدواج کنم ولی هنوز کوچیکم

عجله کار شیطونه بچه

یک همسر خوب خوش اخلاق است فقط همین اگر مرد خوش اخلاق باشه زندگی با نداری هم شیرین میشه
استاد دانشگاه

سلام
مطالب خوب و مفیدی ارائه کرده اید. آنچیزی که بیش از هر چیز در زندگی زناشویی بخصوص برای زن نقش مهمی در موفقیت و احساس رضایت بازی می کند، مورد احترام قرار گرفتن، محبت و مورد علاقه بودن از سوی مرد و گوش شنوای مرد برای درد دل زنان است. در حقیقت یک زن متعادل از زندگی زناشویی خود توقع بیشتری بجز احترام، محبت و علاقه و تشریک مساعی نمی خواهد.
وکیل دادگستری

سلام

قطعا موارد اعلام شده شما در موفقیت زندگی زناشویی نقش بسزایی دارد ولی در نظر گرفتن احساسات زن و توجه و محبت و احترام به او و گوش شنوا داشتن برای درد دل زن، نیز از فاکتورهای احساس موفقیت و شادی برای زنان در زندگی زناشویی و جلوگیری از بروز طلاق در زندگی می باشد.

ازدواج واقعا مشکل شده

سلام همیشه این افکار پریشانم می کند ((
اگر من دوباره ازدواج می کردم هرگز این گونه ازدواج نمی کردم ...)) نگوئید که به خدا توکل کن راضی از داشته ها داشته باش صبر کن مشکل تو در ارتباط با دیگران هیچ است ...

با عرض سلام و احترام
توضیحات شما بسیار مختصرتر از آن است که بتوان پاسخ مناسبی برای ان ارائه کرد. ضروری است تا چرایی، چگونگی و مدت زمانی را که شما با این افکار مواجه هستید روشن و تبیین گردد. به تعبیری لازم است ما بدانیم کدام یا کدامین عوامل باعث چنین افکاری می گردد و سهم مداخله های درون فردی و برون فردی و... چه میزان است.
بنابراین توصیه ما این است که یا یک مشاوره حضوری را در دستور کار قرار دهید و یا با دوستان مشاور ما در مرکز به صورت تلفنی گفتگو نمایید.
درپناه حق موفق و موید باشید