خصوصیات یك مرد خوب برای ازدواج چیست؟

ازدواج دختر مسلمان با پسر مسیحی؟

همسر خوب به مفهوم درست و واقعی همسری است که با شما تناسب داشته باشد. آنچه از نگاه دینی به عنوان ویژگی های همسر ایده آل شمرده شده است بیان می شود:
۱. دیندار بوده و به مسائل و احکام دینی پایبند باشد و خود و زندگی اش را آلوده به گناه نکند.
۲. خوش اخلاق و خوش برخورد باشد.
۳. شرافت خانوادگی داشته باشد.
۴. زیبایی
۵. از نظر اقتصادی، تحصیلات، فرهنگ خانوادگی، تناسب داشته و هم کفو خانم باشد.

حتما به تناسب طرفین در این موارد دقت کنید:
۱. اعتقاد و مذهب، ۲. سن، ۳. تحصیل، ۴. وضعیت مالی،  ۵. فرهنگ و آداب ورسوم،  ۶. زیبایی، ۷. جسم
چرا که آن مرد ایده آل شما هم برای خود یکی از این لیست ها دارد و برای زن ایده آل خود خصوصیاتی را تعیین کرده است. برای همین همان مقدار که در مورد ویژگی شوهر ایده آل تحقیق می کنید مهارت های لازم برای بر عهده گرفتن نقش همسر در زندگی زناشویی را فرابگیرید. برای این که به آنها جواب مثبت بدهید اول باید از داشتن این خصوصیات مطمئن شوید. برای این کار باید تحقیق کنید.
تحقیق از طریق:
۱. خویشان و فامیل ها ۲. دشمنان  ۳. دوستان  ۴. همکاران  ۵. همسایگان  ۶. معلمان  ۷. مراجع رسمی(حراست محل کار و ...)

همه مردان دوست دارند شوهران خوبی برای همسر خود باشند و همسرانشان از بودن در کنار ایشان احساس رضایت کنند. اما این امر به خودی خود حاصل نمی‌شود، بلکه مرد باید در رفتارها و برخوردهایش با همسر، اموری را رعایت کند تا همسرش او را به عنوان یک شوهر خوب بشناسد. در اینجا برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک شوهر خوب را بیان می‌کنیم.
 
۱. شوهر خوب، زنش را شریک زندگی‌اش می‌داند؛
زن، انسانی است که باید با او ارتباط برقرار کنیم. او کسی نیست که کنترلش کنیم و در راه ارضای نیازهای خودمان به دنبال تسلط بر او باشیم. زن موجودی است که باید او را بشناسیم و بدانیم او نیز اهداف خاص خود را دارد. زن، کودک هم نیست. او شریک زندگی‌ای است که شوهرش باید راه ارتباط برقرار کردن با او را بیاموزد.
در ازدواج، مرد و زن شریک یکدیگر می‌شوند. وقتی شوهر از صمیم قلب زنش را شریک زندگی اش ببیند، تصمیم‌گیری را به یک کار مشترک بدل می‌کند. شوهر عاشق، شوهری است که درباره آنچه برای زنش از همه مهم‌تر است فکر می‌کند و مصمم است تا روند تصمیم‌گیری را در این جهت هدایت کند. اگر زن نیز عاشق شوهرش باشد به آنچه برای شوهرش از همه چیز مهم‌تر است فکر می‌کند و در نهایت، بهترین تصمیم را می‌گیرد.
 
۲. شوهر خوب، زنش را بی قید و شرط دوست دارد؛
عشق بی قید و شرط یعنی اینکه ما فرد مقابل را دوست داریم و صرف‌نظر از واکنش‌های او در جهت آسایش و سعادت او تلاش می‌کنیم. تفکر امروزی مردم، بیشتر حسابگرانه است: «اگر مرا دوست داشته باشی من هم تو را دوست خواهم داشت.» ما حتی در زندگی زناشویی نیز خود‌محور هستیم. کانون تلاش‌های ما رفع نیازهای خودمان است.
در مقابل، عشق بی قید و شرط، بر روی رفع نیازهای دیگری تکیه می‌کند. در زندگی زناشویی، این شوهر است که در پی عالی‌ترین منافع و مصالح زن می‌رود. شوهر حتی اگر با تلاش‌های زن هم کاملاً موافق نباشد از آن‌ها حمایت می کند. این شوهر است که به زن کمک می کند تا به اهداف و آرزوهایش برسد، زیرا برای او به عنوان یک شخص احترام قائل است. شوهر نمی‌گوید: «اگر فلان کار را برایم بکنی من هم ظرف‌ها را می‌شویم». شوهر می‌گوید: «من ظرف‌ها را می‌شویم چون می‌دانم خسته‌ای».
همة ما دوست داریم فکر کنیم کسی ما را بی قید و شرط دوست دارد. کودک، خواهان این نوع عشق از طرف والدینش است. زن و شوهر نیز خواهان عشق بی قید و شرط یکدیگرند. شوهر قرار است پرچمدار عشق بی قید وشرط باشد. او قرار است آهنگ گام‌ها را تعیین کند.
اما بسیاری از شوهران منتظرند تا زنانشان، نقش رهبری را در عشق بی قید و شرط به عهده بگیرند. آن‌ها عقب می‌نشینند و می‌گویند: «هر وقت زنم تصمیم گرفت مهربون باشه، من هم به او محبت می‌کنم».
این مرد، شوهر تأثیرپذیر و عاجزی است که در این موقعیت، فوق‌العاده بد عمل می‌کند.
شوهر سالم و کار آمد، الگوی عشق بی قید و شرط است. از آنجا که این نیاز برای سلامت عاطفی انسان بسیار اساسی است، بیشتر زنان، واکنش مثبت به شوهری نشان می‌دهند که بی‌قید و شرط آن‌ها را دوست دارد. بسیاری از زنان با این احساس ناراحت کننده زندگی می‌کنند که اگر رابطه جنسی نداشته باشند یا به دلخواه شوهر عمل نکنند، محبت شوهر از آن‌ها دریغ خواهد شد. این نمی‌تواند مبنای خوبی برای یک ازدواج سالم باشد.
 
۳. شوهر خوب، زنش را اولین اولویت‌ زندگی خویش قرار می‌دهد؛
همه ما در زندگی اولویت‌هایی داریم. شاید ما هرگز فهرست اولویت‌هایمان را ننوشته باشیم، اما در ذهنمان می‌دانیم کدام یک مهم‌تر از بقیه است. این اولویت‌ها بیشتر اوقات خود را در اعمال ما نشان می‌دهند.
برای بسیاری از مردان، شغل و حرفه تقریباً در صدر فهرست اولویت‌ها قرار دارد. مردان مقدار زیادی از احساس ارزشمندی‌شان را از شغلشان می‌گیرند. این الزاماً تضادی با رابطة مردان با زنانشان ندارد، مگر اینکه شغل آن‌ها تمام فکر و ذکرشان را به خود مشغول کرده باشد. افراد، مهم‌تر از اشیاء و امور هستند. این اصل اساسی خانواده‌های کارآمد است. یک شوهر خوب هرگز اجازه نخواهد داد شغلش جای وقت با همسر بودن را بگیرد.
رقیب دیگر موقعیت زن، مادر شوهر است. این امر به‌ویژه در سال‌های اول ازدواج صادق است. اگر مردی رابطة نزدیکی با مادرش داشته باشد و یا از نظر آسایش جسمی یا عاطفی به او وابسته باشد، ممکن است مادرش از حضور یک زن جدید در زندگی او احساس خطر کند. ممکن است تقاضاها یا خواسته‌های مادر پس از ازدواج پسرش بیشتر و شدیدتر شود و پسر ممکن است شب‌ها زنش را تنها بگذارد تا به کمک مادرش بشتابد. چنین الگویی به‌طور اجتناب‌ناپذیر احساس نفرت و انزجار را در زن به وجود می‌آورد.
در یک ازدواج سالم، از همان روز اول ازدواج، باید اولویت زندگی تغییر ‌کند. پیش از ازدواج، اولویت مرد، نگهداری و مراقبت از والدینش بود. پس از ازدواج، نگرش او در احترام گذاشتن به والدینش تغییر نمی‌کند، اما شیوة زندگی‌اش باید عوض شود. او دیگر نمی‌تواند به محض اینکه مادرش تلفن کرد از جا پریده و به خانه او برود، زیرا او اکنون زن جدیدی وارد زندگی‌اش شده که خواسته‌های خاص خودش را دارد. اگر از همان اول ازدواج، زن در اولویت قرار بگیرد آن وقت رابطه شوهر با والدینش می‌تواند به طور کامل و سالم ادامه یابد. اولویت اول را به زن دادن به هیچ وجه احترام مرد به والدینش را کم نمی‌کند، بلکه الگوی سالمی را به وجود می‌آورد که به مرور زمان می‌تواند ستایش و تحسین والدین را نیز کسب کند.
کودکان نیز ممکن است خواهان مقام اول در زندگی مادر یا پدر باشند. هرگز نباید اجازه چنین کاری را داد. پس از به دنیا آمدن بچه‌ها، معمولاً شوهر از زنش انتقاد می‌کند که دیگر به او توجهی ندارد، زیرا مرد احساس می‌کند در نظر زنش، بچه‌ها جای او را گرفته‌اند. این نگرانی قابل توجیهی است و در واقع اغلب اوقات حقیقت دارد. اما این امر در مورد شوهر نیز می‌تواند صادق باشد، به‌خصوص در زندگی زناشویی‌ای که زن نیازهای عاطفی مرد را به اندازه کافی برطرف نمی‌کند و مرد نسبت به او احساس بیگانگی می‌کند. چنانچه مرد احساس کند از جانب زن طرد شده، ممکن است وقت و انرژی خود را بیشتر صرف بچه‌ها کند، زیرا از طرف آن‌ها محبت و توجه بیشتری می‌بیند. یک شوهر کارآمد، اگر چنین رفتاری را در خود مشاهده کند، فوراً آن را ناسالم تشخیص می‌دهد و گام‌های لازم را برای اختصاص یافتن وقت و انرژی خود به رفع نیازهای زنش برخواهد داشت و به او نیز یاد خواهد داد تا بنا بر وظیفة خود نیازهای شوهرش را برطرف کند.
 
۴. شوهر خوب، متعهد به کشف و رفع نیازهای همسرش است؛
بسیاری از مردان، به سادگی پی به نیازهای زنشان نمی‌برند و در نتیجه، هیچ تلاشی در جهت رفع آن نیازها نمی‌کنند. برخی از شوهران معتقدند که اگر شغل خوب و دائمی داشته باشند و حقوق و درآمد خوبی کسب کنند نقش خود را به عنوان شوهر انجام داده‌اند. آن‌ها هیچ شناختی از نیازهای عاطفی و اجتماعی زن ندارند.
منظور این نیست که بگوییم شغل و حرفة مرد، و تلاش و کوشش او در زمینه شغلی‌اش از نظر زن بی‌ارزش است. معمولاً زنان تلاش‌های شوهرشان را می‌بینند و از کوشش او برای تأمین نیازهای مادی خانواده تشکر می‌کنند. اما این اول کار است اما آخر کار نیست.
نیاز عاطفی زن به عشق، محبت، ملایمت، تشویق و دلگرمی همان‌قدر برای سلامت عاطفی او اساسی است که غذا برای سلامت جسمی او.
شوهری که صرفاً به تأمین نیازهای مادی اکتفا می‌کند و از آن خشنود است، دیدگاه بسیار محدودی از اهمیت نقش خود به عنوان شوهر دارد. وقتی نیازهای مادی مثل غذا، پوشاک و مسکن تأمین شد، نوبت رفع نیازهای درونی زن می‌رسد. اصلی‌ترین نیاز عاطفی زن، نیاز به عشق و محبت است و زن باید احساس کند دوستش دارند. شوهر کارآمد شوهری است که دائماً به همسرش محبت می‌کند و به او نشان می‌دهد که دوستش دارد. به این ترتیب، زن او با قلبی پر از عشق زندگی خواهد کرد و به شوهری  را که این نیاز او را برطرف می‌کند بسیار ستایش خواهد کرد و واکنش مثبتی به تلاش‌های او خواهد داد.
نیاز زن به امنیت نیز اساسی است. این نیاز ابتدا یک نیاز مادی است؛ یعنی در امان بودن از خطرات کوچه و خیابان برای زن مهم است اما بزرگ‌ترین نیاز زن در این زمینه، آن است که عمیقاً از تعهد و پایبندی شوهرش به خود اطمینان داشته باشد. شوهری که زنش را با صحبت درباره طلاق تهدید می‌کند یا ناخودآگاه می‌گوید: «شاید بهتر بود با یکی دیگه ازدواج می‌کردی»، یا «ای کاش یکی دیگه جای تو جلوی من سبز می‌شد»، رفتار ناسالم و معیوبی را نشان می‌دهد. شوهر عاشق و کارآمد، هر کاری می‌کند تا به زنش بفهماند که همیشه و در همه حال کنار او خواهد ماند.
شوهر کارآمد در عین حال، مراقب است تا زنش احساس ارزش کند. اگر زن از ادامة تحصیل احساس رضایت و ارزش کند، شوهر اولین تشویق‌گر او خواهد بود. اگر زن از اینکه خیاط یا گلدوز ماهری است احساس رضایت می‌کند شوهر مهارت او را تحسین خواهد کرد. و اگر زن بخواهد مادر و «خانه‌دار» خوبی باشد شوهر از ته دل از تصمیم او جانبداری خواهد کرد. هر یک از راه‌های کسب ارزش ممکن است مستلزم کار فیزیکی بیشتر از جانب شوهر باشد یا نگرانی عاطفی او را تا حدی بر‌انگیزد، اما او در مورد اختلافات، با همسرش صحبت می‌کند و سعی می‌کند به درک متقابل و وحدت نظر برسند، زیرا خودش را به تأمین آسایش و سعادت زنش متعهد کرده است.
ما انسان‌ها علاوه بر نیازهای جسمانی و عاطفی، نیازهای اجتماعی هم داریم. همسرمان نیز نیازمند ارتباط با افرادی خارج از خانواده است. شاید او دوست داشته باشد به همراه زنان همسایه، غذایی تهیه کند، یا به همراه آنان جلسات قرائت قرآن تشکیل دهد. ممکن است این فعالیت‌ها در صدر اولویت‌های شوهر نباشد، اما به سرعت اهمیتشان افزایش می‌یابد، زیرا مرد در صدد است تا نیازهای زن را بر آورده کند. او تشخیص می‌دهد که اگر به گسترش روابط اجتماعی زن کمک کند احساس رضایت خودش نیز افزایش خواهد یافت. او در مخالفت با این موضوعات، جار و جنجال راه نمی‌اندازد یا آن‌ها‌ را ناچیز و بی اهمیت نمی‌نامد و از قدرشان کم نمی‌کند. او این‌ها را بخش عادی زندگی زنش می‌بیند و به او اجازه می‌دهد تا علائق خود را دنبال و از این طریق نیازهایش را بر آورده کند.
کشف و رفع نیازهای مادی، عاطفی و اجتماعی زن، شاید یکی از دشوارترین نقش‌‌های یک شوهر کارآمد باشد. برای رفع این نیازها شاید لازم باشد مرد بیشترین تلاش‌ها را داشته باشد. شوهر کارآمد کسی است که تنها به رفاه و آسایش خویش نمی‌اندیشد و سعی می‌کند محدودة آسایش خود را به همسر خود نیز ارتباط دهد و هر کار ممکن را برای رفع نیازهای او انجام دهد. با این کار، او نهایت تحسین و ستایش را از سوی همسرش کسب خواهد کرد.
 
۵. شوهر خوب با زنش صحبت می‌کند؛
برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند زنان به طور معمول، حدود دو برابر مردان صحبت می‌کنند. به احتمال قوی، مردان بیشتر این گفت و گوهایشان را هم در محیط کارشان مصرف می‌کنند و گاه وقتی به خانه می‌رسند فقط یک کلمه برایشان باقی مانده است. وقتی زن می‌پرسد: «امروز چه طور بود؟» او پاسخ می‌دهد: «خوب». یک چنین مختصر‌گویی هرگز نمی‌تواند الگوی یک شوهر کارآمد باشد. بسیاری از شوهرها باید این الگوی رفتاری خود را کنار بگذارند تا بتوانند نیاز همسر خود را به برقراری ارتباط بر آورده کنند.
مسائل زندگی در ابتدا از طریق ارتباط کلامی، به‌خصوص بحث در مورد افکار، احساسات و آرزوهای ما مطرح می‌شود و با یکدیگر در میان گذاشته می‌شود. افکار و احساسات و آرزوها را نمی‌توان با رفتار ما مشاهده کرد و به آن‌ها پی برد. یکی از عمیق‌ترین آرزوهای یک زن این است که شوهرش را بشناسد. وقتی شوهر از افکار، احساسات و آرزوهای خود حرف می‌زند زن احساس می‌کند شوهر اجازة ورود به دنیای خودش را به او داده است. وقتی شوهری مدت‌های طولانی دربارة احساساتش حرف نمی‌زند، زن احساس می‌کند که شوهر رابطه‌اش را با او قطع کرده و در نتیجه، زن احساس انزوا و تنهایی می‌کند.
ما نمی‌توانیم اجازه دهیم که ارتباط و گفتگوی بین ما متوقف شود یا ارتباط ما به صحنه نبرد عقاید ما و جنگ بر سر اختلاف‌هایمان تبدیل شود. گفتگو و تبادل نظر مثبت، باز، آزاد و همراه با تفاهم از مشخصات یک زندگی زناشویی سالم است. یک شوهر خوب و کارآمد باید ابتکار به خرج داده و این نوع گفتگو و ارتباط را به شیوة معمول زندگی مشترک تبدیل سازد.

۶. شوهر خوب، پایبند ارزش‌های معنوی و اخلاقی است؛
در یک خانواده سالم، شوهر، معتقد به یک سری ارزش‌های معنوی و اخلاقی است و سعی دارد آن‌ها را در خود و خانواده پیاده کند. او از تقوایی بهره می‌برد که او را به انجام واجبات، از جمله وظایف مربوط به خانواده وا می‌دارد. این ویژگی، سلامت خانواده و رضایت‌مندی اعضای آن را به ارمغان می‌آورد.
هر چه مرد پایبندتر به باورهای ارزشمند اخلاقی و معنوی باشد بیشتر مورد احترام همسرش قرار خواهد گرفت. هر چه کمتر پایبند این ارزش‌ها باشد یا شکاف بین ادعاهای وی و عمل وی در این زمینه‌ها بیشتر باشد، بی‌احترامی بیشتری را نسبت به خود به وجود می‌آورد. یک شوهر کارآمد واقعا تمام سعی خو را می‌کند تا به زیور تقوا آراسته باشد و آن را در خانواده پیاده کند. این کار، تأثیر مثبتی بر زن و فرزندان او خواهد گذاشت.
هر چند این فهرست کامل نیست، اما شش ویژگی ذکر شده می‌تواند راهنمای خوبی برای مردانی باشد که می‌خواهند نقش یک شوهر خوب و کارآمد را در ازدواج خود ایفا کنند.

* با استفاده از سايت مرکز مشاوره موسسه امام خميني

facenama

دیدگاه‌ها

نظراتی که مرتبط با مطلب باشد،

سلام مطلب خوبی بود ولی ای کاش برای من هم خواستگار خوب میومد . ای کاش در این مورد هم آسیب شناسی میشد. لابد فکر میکنید عیب از خودمه ؟ آخه چه عیبی از یک خانواده ی اصیل و متدین نیستم که هستم خوش اخلاق و خوش برخورد نیستم که هستم تحصیلات خوب ندارم که دارم و..... چه امتحان سختیه به خدا . خدایا شکرت

تصویر شهر سوال

بسمه‌تعالی

بسمه‌تعالی
با عرض سلام وتحیت
خواهر گرامی برای تاخیر و یا به سرانجام نرسیدن ازدواج مورد نظر، دلائل فراوانی وجود دارد و طبعا ما در قبال شما اینگونه فكر نمی‌كنیم.
تاخیر در ازدواج و یا نرسیدن به فرد مطلوب نشان ضعف حضرتعالی نیست. آنچنانكه حضرت معصومه سلام الله علیها ازدواج نكردند و حضرت زهرا علیه‌السلام هم اگر وجود نازنینی چون حضرت علی علیه‌السلام نبود، هیچگاه ازدواج نمی‌كردند

ضمن اینكه لازم است توجه شود كه شرایط و ویژگیهای مطرح شده برای همسر مطلوب، نگاهی ارمانی است و منظور این است كه هر چقدر فردی به این معیارها نزدیكتر باشد زندگی مشترك سالمتری را تجربه خواهد كرد. وگرنه اینطور نیست كه لزوما یك همسر موفق و مطلوب همه این ویژگیها را اداشته باشد.

به خدای بزرگ توكل داشته باشید و به آینده امیدوار
هان مشو نومید چون واقف نیی از سر غیب
باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

در پناه خدای متعال موفق باشید.

با توجه به حرفهای شما خیلی از

با توجه به حرفهای شما خیلی از دخترهابایدمجردبمونن چون هم کفوشون پیدانمیشه!!!!!یا خودشونوبامعصومین مقایسه کنن!جوابتون اصلاقانع کننده نیست

تصویر soalcity

سلام

سلام
تصور می کنم که باید به بخشی از پاسخ بیشتر توجه می شد:
لازم است توجه شود كه شرایط و ویژگیهای مطرح شده برای همسر مطلوب، نگاهی ارمانی است و منظور این است كه هر چقدر فردی به این معیارها نزدیكتر باشد زندگی مشترك سالمتری را تجربه خواهد كرد. وگرنه اینطور نیست كه لزوما یك همسر موفق و مطلوب همه این ویژگیها را اداشته باشد.

حضرت زهرا علیه‌السلام هم اگر

حضرت زهرا علیه‌السلام هم اگر وجود نازنینی چون حضرت علی علیه‌السلام نبود، هیچگاه ازدواج نمی‌كردند

این رو شما از کجا فهمیدید برادر؟ مگر باقی ائمه که ازدواج کردند حتما با کسی در شان و مرتبه ی خودشان ازدواج کردند؟ و یا مگر حضرت آسیه که جزو برترین زنان عالم هستند و زن فرعون بودن چیزی از مقام و مرتبه شون کم شده بود (بلکه اضافه هم شده بود).
بهتر است نظرات شخصی خود را به ائمه بزرگوار نسبت ندیهم تا خود زمینه ی ایجاد شبهات دیگر را فراهم نکنیم!

با تشکر

راهكار: براي خواستگاري اسلامي

راهكار: براي خواستگاري اسلامي راه هايي است بايد اونها رو تقويت كنيد:۱.رابطه مادر با فاميل و دوستان و اجتماعات ۲. روابط مردهاي محرمتون با دوستان و... ۳. سپردن به افراد امين مثل معلمي كه چندين سال باهاش رابطه داريد * اين سه گروه رو توجيه كنيد كه قصد ازدواج داريد و در روابطشون دنبال خواستگار بگردن . موفق و مويد! صبر راس ايمان!

کاملا مخالفم

کاملا مخالفم
همش دست خداس
باید خودمون رو اصلاح کنیم
خدا صلاح بندش رو بهتر میدونه
اخلاق و رفتارتون رو بهتر کنید و چله حدیث کسا و سوره یس بگیرید
توکل بخدا

سلام میشه بگید متولدد چه سال

سلام میشه بگید متولد چه سال هستین و چی خوندین؟

سلام میشه بگید متولد چه سال

سلام میشه بگید متولد چه سال هستین و چی خوندین؟وکجا زندگی میکنی

سلام. مطمئن باشید هرجور

سلام. مطمئن باشید هرجور خودتون رفتار کنید ومعتقد باشید همون همسر هم قسمتتون میشه. بنده اعتقاد کامل به این قضیه پیدا کردم.ضرر نداره امتحان کنید و با خدا عهد ببندید. التماس دعا

باسلام قبول ندارم چون از من

باسلام قبول ندارم چون از من اینجوری نشد

من هم کسایی می شناسم که هنوز

من هم کسایی می شناسم که هنوز ازدواج نکردند منتظر یه خواستگار خوب بودند ولی میگن که سن ما بالا رفته دیگه نمی خوان ازدواج کنند برای من هم این سوال پیش امده چون خود من هم هنوز ازدواج نکردم با وضع موجود تو جامعه هیچ کسی به دنبال آدم خوب نمی گرده.همه به دنبال یه جور خاصی هستند من هم با دختر تنها موافقم همه آدما دوست دارن ازدواج کنند ولی بعضیاشون بدون هیچ واسطه ودعایی بهترین ازدواج رو هم می کنند.

من یه سوال دارم ؟!؟!؟!

من یه سوال دارم ؟!؟!؟!
اصلاً مگه مرد خوب وجود داره که شما خصوصیات اخلاقیشو اینجا زدید ؟!؟!؟!؟

مرد خوب وجود داره اما شما

مرد خوب وجود داره اما شما دخترخانوما دنبال سوژه خاص میگردید.به نظر بعضی از شما دوستان مرد خوب کسیه که اول زندگی هم خونه داشته باشه،هم ماشین،هم هم هم.
من شغلم آزاد بود،خانومی رو یکی از آشنایان معرفی کرد،وقتی ه باهاشون صحبت کردن که با هم آشنا بشیم از شغلم اینکه شغلم آزاد بود ایراد گرفتن و حتی حاضر نشدن همو ببینیم،اما حالا که فهمیدن شغلمو عوض کردم برامون پیغام فرستادن.بنظر شما میشه به اینجور آدمی توی مشکلات زندگی اعتماد کرد؟؟؟!!!

وجود داره

وجود داره

من همه این خصوصیات را دارم

من همه این خصوصیات را دارم آیا دختری در ایران پیدا میشه که واقعا قدر شناس باشه و تمام فکرش ماشین شاسی بلند و ... نباشه ؟

سلام دخترای زیادی هستند که

سلام دخترای زیادی هستند که توقعاتشون برا ازدواج پایینه نمی دونم شما چرا فکر میکنید هر پنج تا انگشت مثه همند نمونه ش خودمن یه دختر مجردم از خواستگارم توقع ماشین شاسی بلند-خونه_وموقعیت اجتماعی بالا ندارم ولی انتطار دارم طرفم در حد خودم باشه یه کارمند ساده با یه حقوق بخور ونمیر آیا به نظر شما این توقع بالاییه.

بله پیدا میشه اما آیا پسری

بله پیدا میشه اما آیا پسری هست که قدر یه دختر خوب رو بدونه؟ نه هیچ پسری نیست که وفادار باشه.................

بله که پیدا میشه!!!مگه پسری

بله که پیدا میشه!!!مگه پسری هم پیدا میشه قدر یه دختر خوب رو بدونه وبی وفایی نکنه. من دختری هستم که موارد خوبی برای ازدواج داشتم البته از لحاظ مادی ولی تا حالا پیدا نکردم کسی رو که شخصیته مثبتی داشته باشه وبتونه یه شریک واقعی باشه .پس نگید پسر خوب تو دنیا هست................................!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خداروشکرکه پسره خوب هست.

خداروشکرکه پسره خوب هست.
آره زیادن جوینده یابنده ست
موفق باشین

بله چرا نباشه

بله چرا نباشه

باسلام وعرض ادب

باسلام وعرض ادب
عذر خواهی میکنم که وقت شما رو میگیرم
بله دخترهای زیادی هستند که ملاکهای خیلی خوبی دارند اما کسی به اونها اهمیت نمی ده .عیب از شما یا یه دختر نیست.فرهنگ جامعه رو یه عده ادم کوتاه بین عوض کرده واشاعه دادن.
من از شما یه سوال می پرسم ؟خانواده پسری پیدا میشه که دنبال دختر قد بلند کم جمعیت سفید تحصیلکرده که شغل بابابشم خوب باشه نباشن؟اصلا نجابت براشون مهم هست؟اگر دختری سنش رفت بالا اصلا کسی میره خواستگاریش؟پسرای حالا یه حرفایی میزنن که ادم شاخ در میاره دختره سنش بالا یعنی ۳۰ به بالا باشه میگن بچه دار نمیشه؟(یعنی یه پا دکتر زنان و زایمانن!!!!)واضح تو مشیت الهی وکار خدا دخالت میکنن!!!!!!!!!
بگدریم از حرفا وحدیثا یی که حونواده های پسر (گاهی علارغم میل باطنی پسرشون )میپرسن ومی گن!

کاش واسه منم مثل خواهرم و

کاش واسه منم مثل خواهرم و همکارهام یه همسر هم کف و خوب پیدا میشد ولی نمیدونم چون شانس ندارم یا قسمتم تنهاییه؟

تصویر soalcity

با عرض سلام

با عرض سلام
بهتر است به جای آنکه مشکل خود را به گردن امور خرافی بیندازیم، از آنچه در اختیار داریم استفاده کنیم. مثلا ختم ۴۰ زیارت عاشورا یا نماز جعفر طیار، یا آنکه با حفظ شان و حرمت خود، به گونه ای نزدیکان را ترغیب کنیم که در ازدواج ما وساطت کنند.

اره پيدا ميشه من معيارم ايمان

اره پيدا ميشه من معيارم ايمان طرف مقابله اما كسي رو پيدانكردم واقعا متدين باشه همش متظاهرن غيرتشون اب رفته شدن يه پا دختر. پسر و چه به اصلاح ابرو و ......

به نام حضرت دوست

به نام حضرت دوست
سلام.
اتفاقا به نظر من آدمای متدین و با ایمان کم نیستن ولی در مورد ابرو برداشتن:هرچند اینجانب هیچگاه مرتکب چنین کاری نشدم و بمیرم روزی که بخوام همچین کاری بکنم ولی به نظر من ابرو برداشتن و کارای عجیب کردن شخصی نباید باعث بشه که ما اونو طرد کنیم بلکه چنین کار او فقط نشون دهنده ی اینه که این شخص بی عاطفی و بی توجهی شاملش بوده و فقط و فقط به هر شکل سعی در جلب توجه و مهر دیگران را داره.

سلام

سلام
حرف شما صحیح ولی بنظرتون تنها راه جلب توجه از ریخت در اوردن چهرست ...میشه از جنبه مثبت هم اظهار وجود کرد به جای الاف تو خیابونا گشتن و متلک بار عابرین کردن بره سرکار از طریق مدیریت مالی توانایی خودشو به رخ دیگران بکشه از طریق تحصیلات اعلام وجود کنه پایین اوردن شخصیت عزت نفس بر آدم به دنبال نمیاره سلیقه زیبایی رو بیشر نشون میده نه دست کاری کردن چهره

سلام من خودم دنبال یه دختر

سلام من خودم دنبال یه دختر خوب ومتدین میگردم واسه ازدواج البته فک میکنم بیشتر به مسائل مالی گیر میدن که خیلی مشکله مثلا اول زندگی میخوان شوهر همه چیز داشته باشه ولی اشتباس اگر به شوهرشان اعتماد کنند و به خدا توکل در درجه اول توکل توی سالهای بعد زندگیشون روی روال خیلی خوبی میفته انشاالله همه یه بخت خوب پیدا کنند منم هم انشاالله

نه از اول همه چی داشته باشه

نه از اول همه چی داشته باشه نه اینکه کلا اس و باس باشه اونی که موقع مجردی نتونسته بس انداز داشته باشه چجوری وعده زندگی خوبو موقع متاهلی میده

مواقفم

مواقفم

من پسرم

من پسرم

و ازدواج یعنی داخل شدن وارد یه بدبختی که انتها نداره

از آزادی لذت میبرم...

هیچ مفت خوری رو هم نمیخوام

تصویر soalcity

با عرض سلام

با عرض سلام
اگر نگاه جامع تری داشته باشید، قطعا قضاوت شما متفاوت خواهد بود.
ازدواج یعنی داشتن مونس و همدمی که همیشه و در تمام لحظات در کنار انسان است.
ازدواج یعنی بهره بردن از لذت های زندگی مانند داشتن فرزند
ازدواج یعنی پخته شدن و رشد کردن در قبال پذیرش مسئولیت و مدیریت خانواده
ازدواج یعنی داشتن شریکی همراه که کارهایمان را با معیار محبت و عشق، بین هم تقسیم کنیم
و ...
و البته آنان که با نگاهی متعالی تر، و بالاتر از زندگی هفتاد ساله دنیا می نگرند، بسیار بیش از این می بینند.
ولی نباید فراموش کرد که همه اینها در ازدواج مطلوب است و زمانی که بتوانیم شریک مناسبی برای خود بیابیم.

اینایی که عرض کردید قبول. اما

اینایی که عرض کردید قبول. اما این واسه یه جامعه مطلوبه. وقتی دخترا فقط شریک مال آدم هستند. چاره ای جز انتخاب سبک زندگی غربی نیست.
اینجا در جامعه ما زن رو میخرند و من ارزشی برای زن خریدنی قائل نیستم.
من اسیر نمیشم. و تازه میفهمم دوستانم و بسیاری دیگه از جوونای همسن و سالم حق دارند.
ما آزادی رو انتخاب کردیم.
اگر هم قرار باشه کسی لایق زندگی باشه یقینا تو این جامعه یا پیدا نمیشه یا به سختی پیدا میشه
دوستانم که در اروپا و آمریکا ازدواج کردند، و سالهاست که از ازدواجشان می گذرد، لذت بیشتری از زندگی میبرند.اول از آزادی لذت میبرم اگر هم قرار باشد روزی ازدواج کنم این جامعه بدرد خود همین جامعه میخوره....
دنیا دختر کم نداره... دخترهایی هم هستند که به قلبت نگاه می کنند نه به جیبت
و پدرهایی هم در این دنیا هستند که دخترهاشون رو در تنگنای جنسی قرار نمیدن تا با کیس مناسبتر و با مهریه ی خوب بفروش برسونند..
معذرت میخوام شفاف میگم و بدون تعارف
حقایق جامعه رو باید پذیرفت

تصویر soalcity

به نظر می رسد از یک مورد خاص

به نظر می رسد از یک مورد خاص ناراحت هستید. و حکم آن را به کل جامعه سرایت می دهید. که بی انصافی است.

اتافقا خیر

اتافقا خیر
کافیه به جامعه نگاهی بندازید. اول به خانوادهای نزدیک و دوست و آشنا نگاه کنید.
شما هم مطمئن میشوید

تصویر soalcity

سلام

سلام
اتفاقا بنده در اطراف خود مساله را متفاوت از نظر شما می بینم! در بسیاری از خانواده های مذهبی، مسائلی دیگر و مهم تر مد نظر قرار می گیرد. البته آنان که تنها معنای زندگی شان، پول و مادیات است، منطقا باید همان گونه عمل کنند که شما می فرمایید.

سلام در جواب آقای م بنده

سلام در جواب آقای م بنده دختری هستم که خاستگارای پولدار وتحصیلکرده زیاد داشتم ولی باهیچ کدومشون ازدواج نکردم چیزی که من میخوام شخصیته نه پول که متاسفانه تا حالا همچین موردی پیدا نشده پس اینقدر دید منفی درمورد جامعه نداشته باشین من پولو ماشین نخواستم فقط یه مرد با غیرت که نیست یه مرد پاک یه انسان صادق که واقعا تا حالا ندیدم پس پیدا میشن آدمایی که دنبال دل باشن نه مادیات!!!!!!وبنظر من زیبا ترین اتفاق تو دنیا ازدواجه . آزادی که با دوستی جنس مخالف تا مین بشه آخرش بی وفایی وجداییه که بزرگترین درد غربی ها تنهایی وبی وفاییه البته جسارت نباشه منظورم کلی بود نه شما....

جالبه ! ما راجع به غرب قضاوت

جالبه ! ما راجع به غرب قضاوت میکنیم، بدون اینکه حتی در اون جامعه زندگی کرده باشیم.
اینی که ما جامعه و افکار بسیار عقب مونده ای نسبت با فرهنگ غرب داریم که جای هیچ شکی نیست. راجع به قضیه ی ازدواج در غرب، خوب در اون جامعه "انسان" احترام داره، و میتونه با تصمیماتی که میگیره خودشو بشناسه، هرچند که اون تصمیمات اشتبه باشه.
در جامعه ی ما به اندازه ی یک حیوون برای یک "انسان" ارزش غائل نیستند، نه در حکومت و نه در مردم خود جامعه! یک نگاهی به این جوانان بخت برگشته بکنید که عدم ارضای نیاز های روحی، یعنی نیاز به همدم و همراه در زندگی.... ، و نیاز های جنسی ، از بدو ورود به جوانی تا سنین بالای ۲۸-۲۹ سال ( در بهترین حالت شرایط ازدواج) اونا رو به مرده های متحرک یک جامعه تبدیل کرده.
عجب افتخار بزرگی...
بدترین شرابط زندگی برای جوان ما در همین سنین است که هرگز تکرار نمی شوند..
این شرایط جامعه ی افتخار آمیز و ارزشی !! ایران اسلامی، که مدعیست این مدل زندگی بایستی الگوی زندگی تمام مردم دنیا شود !!!

برای خودم متاسفم، برای همه جوونا ، همه ی مردم.
همین حرفایی که شما زدید در گوش ما هم خوانده اند... تا مثل مردم کره ی شمالی ، وضع و فرهنگ کشور خودمون رو خدای دیگر کشور ها تلقی کنیم، و نسبت به همه ی دنیا جبهه بگیریم و اونا را پایین تر از خودمون تصور کنیم
این طوری باید زنجیر های خود را بپرستیم

تصویر soalcity

سلام

سلام
نمی دانم به سخنان خودتان اعتقاد دارید یا خیر. طبیعتا اگر به آن ها پایبند باشید، حتما باید مدتی در غرب زندگی کرده باشید همین طور که حتما باید مدتی در کره شمالی زندگی کرده باشید چونکه درباره آنها قضاوت کرده اید. هر چند خیلی بعید است که مثلا در کره شمالی زندگی کرده باشید.
اما درباره گله ای که از وضع موجود کرده اید، با شما موافقم. و درست نمی دانم که جوانی که غریزه اش گل گرده است، در ریاضت به سر ببرد و خود را اذیت کند. اگر جوانی نمی تواند ازدواج کند و از طرفی نیاز در او شعله می کشد، مطابق دین ما می تواند به سراغ ازدواج موقت برود. در واقع ضمن این که ما راه حل داریم، راه حل ما، با آنچه شما از غرب می پسندید بسیار متفاوت است. ما می خواهیم که حداقل ضوابط و قاعده هایی در رابطه وجود داشته باشد و با هرج و مرج در روابط بسیار مخالفیم. شاید در کوتاه مدت، عدم هرگونه قید و بندی برای شما خوشایند باشد، اما در بلند مدت تبعات این هرج و مرج دامن شما و سایر جامعه را می گیرد. همان گونه که دامنگیر غرب شده است و خانواده در غرب دیگر معنای چندانی ندارد. (هر چند شما از غرب تنها بخشی که باب میلتان است را می پذیرید.)
البته باید به این نکته نیز توجه داشت که جامعه باید برای بلند مدت برنامه ریزی کند و سن ازدواج را پایین بیاورد. هر چند فعلا تمدن غربی مدام وضع و اوضاع را بدتر کرده و سن ازدواج را افزایش می دهد که ان شاء الله با پایه گذاری تمدنی نوین، این مسیر غلط اصلاح خواهد شد.

اول اینکه ، کره شمالی مصداق

اول اینکه ، کره شمالی مصداق گل درشت (!) نظام کمونیستی در جهان است و مطالبی که راجع به کره شمالی گفتم تمام دنیا با اطلاع هستند.

ببینید جناب ، این قوانینی اسلامی که عرض کردید ( ازدواج موقت )، آیا در جامعه پذیرفته شده است که پشت آن پنهان می شوید تا مشکلات به خودیه خود حل شود ؟
خیر.
بسیاری از قوانین اسلامی مدت هاست که در جامعه ما شکست خورده است ! کاش تعصب را کنار میگذاشتید و میدید..
مسلئه ی بعدی اینست که آیا دید شما از نیاز های یک جوان، فقط نیاز جنسیش است که با تمسخر به آن اشاره میکنید و راه حل پوسیده عنوان میکنید و از آن مثل یک فاتح حل مشکلات (!) میگذرید ؟؟؟؟

خیر جناب

نیاز به همدم بیشترین احساسی است که یک جوان از آن سرشاراست. اما در بهترین و واجبترین دوره ی سنی که باید ان را داشته باشد، محروم است.

عذر میخواهم؛
اما گویا شما یک روحانی هستید... از نوع صحبت هایتان متوجه شدم.
فرار از وضع موجود...

تصویر soalcity

سلام

سلام
به نظر می رسد اگر تعصب و پیش داوری ها را کنار بگذارید، محل سخن روشن است.
شما مدعی شدید برای سخن گفتن درباره غرب، باید آنجا زندگی کرده باشیم و بعد با سخن گفتن درباره کره شمالی، سخن خود را نقض کردید. حال اینکه کره شمالی توسط چه نظامی ایجاد شده است، ربطی به سخن ما ندارد.
درباره ازدواج موقت، روشن است که بنده مساله را از منظر اسلامی گفتم. حال اگر شما مساله را از منظر جامعه فعلی ایران می نگرید، طبیعتا نباید هر چه در جامعه فعلی رخ می دهد را به حساب اسلام بگذارید.
همین طور باید توجه کنید که پشت کردن مردم به یک مساله، نشانه غلط بودنش نیست. به هر حال ازدواج موقت یک ازدواج است و می تواند تمام مزایای ازدواج را داشته باشد، اعم از اینکه شما طالب مساله غریزی باشید یا به دنبال همدم بگردید. تنها فرق ازدواج دائم با موقت، در وجود مسئولیت های کمتر در این نوع ازدواج است. و اینکه بخواهید از آن بهره عاطفی ببرید، در اختیار خودتان است.
و اگر پیش داوری تان را کنار می گذاشتید، برایتان روشن می شد که هیچ تمسخری در کلام بنده وجود نداشت. اما گویا خودتان طالب مسخره کردن هستید و از همین رو، زاویه نگاه خودتان را به بنده نسبت داده اید.

باسلام واحترام

باسلام واحترام
در جواب آقای م شماهم دارید درمورد غرب قضاوت می کنید بدون اینکه اونجا زندگی کرده باشیدپس این نشون میده عصر ما عصر روشن فکریه .فرمودید در جامعه ما به قدر یه حیوون برای انسان ارزش قائل نیستن ولی اینو بدونید که در غرب چون برای انسان ارزش قائل نیستن زنان ومردان با حیوانات ازدواج می کنن بالاخص سگ چون معتقدن سگ حیوانه باوفاییه وهیچوقت ترکشون نمی کنه ازدواج با حیوانات آنقدر در آمریکا و فرانسه و برخی کشورهای اروپایی و آفریقایی آنقدر رو به افزایشه که باعث شده برخی همجنس بازان برای منتشر کردن انحطاط های اخلاقی شان به دنیا به ازدواج با حیوانات روی آورند! لطفا به این سایت مراجعه کنید www.rouzegareno.ir/fa/‎ ....وخود غربی هام دارن به این تیجه میرسن که را ه زندگیشون اشتباست.عذر می خوام افکار عقب مونده و فرهنگ غرب رالطفا تشریح کنید ... !! یعنی موضوع زندگیمون بشه عمر گل لاله و..!!!ودر جای دیگه فرمودید نیازهای جنسی جوونا: همون خداییکه نیاز جنسی را در وجود انسان گذاشت راهو چاهش را هم گذاشت خوب اگه من همیشه پای ماهواره بشینم به سایت های مستهجن سر بزنم و از خدا دور باشم نماز نخونم مشخصه که ...البته در بعضی مواقع قبول دارم که بزرگترهامون هم به نیاز هامون بی توجه هستن با سخت گیری تومسائل ازدواج. واینوبدونید که مشکلات در همه جوامع وجود داره ولی تو توجامعه ما کمتر ....و فک می کنم اشتباهات دیگران در ازدواج دید شمارو منفی کرده خوب برگردید ببینید علتش چی بوده تا شما توزندگیتون دچار نشید وزندگی افراد موفق در ازدواج را مطالعه کنید اونوقته که می بینید ازدواج زیباترین اتفاق تودنیاست.و از علل اصلی این مشکلات دوری ما از بهترین دوست یعنی خداست ما جوونا احساس پوچی می کنیم چون خدا رونداریم وقتی خودمون را بندازیم تو بغل خدا دیگه هیچی جز خدا برامون اهمیت نداره چون مهربانترین مهربانانه و بایادگیری مهارتهای زندگی میتونیم زندگی رو آسون کنیم شاید ما کمتر مهارت زندگی کردن را بلدیم دستورات قرآن زیباترین راه برای زیبا زندگی کردنه.همانطور که خدای مهربون میگه ازدواج کنید تا در کناهم آرامش داشته باشید...و در آخر هرگاه خدا تورا به لب پرتگاه هدایت کرد به او اعتماد کن چون یا تورا درآغوش خواهد گرفت ویا پرواز رابه تو خواهدآموخت...
باتشکر از انتقاد شما...

از کسی پرسیدن فیل چه شکلیه ؟

از کسی پرسیدن فیل چه شکلیه ؟ گفت ، فیل جسه بزرگی داره، و یه خرطوم بلند که شبیه کرم میمونه، همون کرمی که تو خاک باغچه پیدا میشه و باغچه باغبون داره ، باغبون کارش سخته ، اگه باغبون خوب به باغچه برسه گل های قشنگی میده، گل ها رو معمولا تو گل فروشی میفروشن ، شغل گل فروشی شغل مفرحیه....

اصلا طرف یادش رفت سوالش چی بود!

شد حکایت ما

من از جامعه انتقاد کردم، شما دارید از انحراف جنسی آدما که نوعی بیماریه صحبت می کنید !

عجب....

راجع به ازدواج...

راجع به ازدواج...

بله ازدواج زیباست. منتها در جامعه ی ما

تصویر soalcity

سلام

سلام
در این محیط تنها به سوالات کوتاهی که در کامنت ها مطرح می شود، پاسخ می دهیم و اگر قصد گفتگوی مبسوط را دارید می توانید به یکی از تالارهای گفتگوی ما تشریف بیاورید.
http://www.cloob.com/pasokh

خانواده های مذهبی رو پس ندید.

خانواده های مذهبی رو پس ندید...

حاضرم با مدرک بهتون نشون بدم که همین خانواده های مذهبی که چادرشون ازشون جدا میشه، چطوری پسرای جوون بی گناه رو تو ازدواج سرکیسه کردن.

تصویر soalcity

با عرض سلام

با عرض سلام
مذهبی بودن با عمل کردن به دستورات مذهب روشن می شود! و آنکه حقیقتا مذهبی است، دور از آن است که شما می فرمایید.
علاوه بر آنکه موارد بسیاری بر خلاف آنچه شما می گویید وجود دارند.
به هر حال سخن اصلی این است که نباید جامعه را این گونه تیره و تار ترسیم کنیم که حقیقتا نیز این گونه نیست.

سلام تورو خدا جواب منو بدید

سلام تورو خدا جواب منو بدید
با یه اقایی که از همسرش جدا شده، حدود ۱.۵ ساله اشنا شدم. از نظر اخلاقی ادم خوبیه.مودب،چشم پاک، وفادار، پر تلاش، امیدوار، و مهربون. و....
فقط میگه تا ۵ سال پیش نماز میخونده الان نمیخونه و رهبری رو هم قبول نداره البته توهین نمیکنه. البته به امام حسین و خدا و امام زمان و حقوق زن از نظر اسلام اعتقاد داره. حتی به بعضی احکام شخصی در اسلام. من خانوادم مذهبی هستیم و طرفدار نظام. حالا نمیدونم رابطمو باهاش تموم کنم یا بگم دیگه نمیخوام دوستی رو ادامه بدم و واسه ازدواج بیاد جلو؟ اصلا باهاش ازدواج کنم؟ اونوقت بچه های همچین خانواده ای چطوری تربیت میشن؟ مثل پدر؟ یا من که مادرم؟
زود جواب بدین لطفاً

تصویر شهر سوال

باعرض سلام و تشکر

باعرض سلام و تشکر
خدمت شما عرض کنم بهتر بود قبل از اینکه شما وارد رابطه شوید و وابستگی شروع شود به یک تحقیق جامع و کامل و نظر خواهی از مشاور می شدید زیرا در این فضا ممکن است مطالبی که گفته می شود و یا خودتان به آن می رسید به دلیل وابستگی شما توجیه شده و یا اهمیت آنچنانی نداشته و شما نتوانید تصمیم درستی بگیرید اما خدمت شما عرض کنم یکی از موضوعاتی که در این مطرح است تفاهم اعتقادی است در مورد اعتقادات وقتی فردی قوانین یک دینی را قبول کرد باید تمام قوانین را اجرا و به آن احترام بگذارد اگر ایشان به امام حسین وامامان اعتقاد دارد اصل اساسی در گفتار این امامان نماز خواندن است و تمام اهداف ارسال رسالت و سختی هایی که امامان داشتند به دلیل برپا داشتن نماز است البته اعتقادات درجاتی دارد اگر دایره ای را فرض کنیم ممکن است شما وسط دایره باشید و طرف مقابلتان در کنار مرز دایره ولی مهم این است که داخل دایره است مثلا شما نماز اول وقت می خوانید اما ایشان آخر وقت و یا قضای آن را حداقل می خوانند اما کسی که براساس احساسات و عواطف و هیجانات خود به برخی از قوانین دینی که قبول کرده اعتقاد داشته باشد و به برخی اعتقاد نداشته باشد دین را یک امر شخصی فرض کرده است. پس رنگ دینی و معنوی در رفتارها دلیل بر همخوانی شخصیت و تفاهم اعتقادی نیست بنابراین شما برای اینکه بتوانید در یک فضای منطقی و به دور از وابستگی و احساسات ناپایدار ، قضاوت کنید که آیا با ایشان می توانید سازگاری و رضایت زناشویی داشته باشید یا خیر باید با قطع رابطه مستقیم و کنار گذاشتن احساسات به موضوعات زیر اقدام کنید:
۱- بررسی دقیق و هم جانبه نسبت به موضوع علت طلاق و روابط ایشان با همسر و خانواده همسر
۲- وضعیت ارتباطی و سلامت روان اعضای خانواده ایشان
۳- وضعیت محل کار و نظر دوستان و آشنایان و کارفرما و همکاران
۴- دوستان انتخابی و گذشته ایشان در هر جا که بوده اند
۵- بازدید از محل زندگی و جمع آوری اطلاعات از محل زندگی
شما بعد از جمع آوری اطلاعات می توانید به وضعیت ایشان بیشتر آگاه شوید در مراحل بعدی شما با پذیرش ایشان برای خواستگاری گفت و گوی رسمی نسبت به انتظارات ، خواسته ها ، علاقه های شخصی و موضوعاتی که برای شما و ایشان مهم است ، اقدام می کنید بدیهی است اگر در ابتدا این فرآیند اقدام به تست روان شناختی کرده و نظر روان شناس نسبت به همخوانی پروفایل شخصیتی تان را جویا شدید و دوره مشاوره پیش از ازدواج هم رفتید بسیار ریسک زندگی زناشویی تان را پاییین آورده اید .
نسبت به نحوه تربیت فرزند می توانید با همسرتان تعهد و قرار هایی داشته باشید که در مورد بعضی از موارد که ایشان در مذهب و دین واجب است ولی ایشان انجام نمی دهند از ایشان بخواهید که با شما هماهنگ شده و به نظر شما اهمیت بدهند از طرفی عقاید سیاسی خودشان را هم برای خودشان داشته باشند و به عقاید سیاسی و مذهبی شما هم احترام بگذارند در مورد سن هم در ارتباط بعدی می توانید به عنوان یک موضوع مشاوره داشته باشید موفق باشید.

معلومه كه نه!!!!! اين آقا

معلومه كه نه!!!!! اين آقا ابدا هم كفو شما نيست عزيزم.... شما ۱۰۰% تو مسائل اعتقادي و فرهنگي به مشكل برميخوريد خواهر من همين مدلي ازدواج كرد الان بعد دو سال داره جدا ميشه... باور كن ضرر ميكني.... تازه اصلا مسئله ي نظام با اينكه به نظر من خيلي مهمه ولي اصلا اين به كنار شما ميگي اين آدم نمازم نمي خونه الان! افتضاحه كه!!!!!!! باور كن آدما همين جوري سقوط ميكنن دو فردا ديگه مياد ميگه امام زمان ديگه كيه بعدشم خدا نعوذ بالله..... خدا هممون رو هدايت كنه همه رو...... 

سلام واقعا از پاسخگویتون

سلام واقعا از پاسخگویتون ممنونم
محل کارش رفتم و برخورد مردم و دوستا و همکاراشو دیدم خیلی محترمه و موقر .. نه چون من اونجام واقعا پدر مادرایی که میان دیدنش خیلی قبولش دارن اخه سر و کارش با پسربچه ها و نوجوان ها هستش.
هیئتی که میره هم باهاش رفتم اونجام همینطور
میگه خانومم سرد و بی عاطفه بوده و خانواده شم بی تفاوت بودن. اما خانواده خودش تحصیلکرده و برادرش شهید شده و البته برادراش سیاسی با نظام مخالفن اما نماز میخونن
خونه شون هم پیش هیئتشونه کلا ازش تحقیقات کردم تا تونستم
میگه من مشکلی ندارم بچه م مذهبی باشه به شرطی که متعصب نباشه و با عقلش انتخاب کنه
کار و خونه و ماشین هم داره و کلا از بیکاری متنفره
به منم روحیه میده وقتی داغونم

تصویر شهر سوال

باعرض سلام و تشکر

باعرض سلام و تشکر
برای اطمینان بیشتر بعد از انجام تست شخصیت نئو و نظر روان شناس نسبت به وضعیت شخصیتی تان می توانید ازدواج کنید. موفق باشید.

با عرض سلام خواهشا منو

با عرض سلام خواهشا منو راهنمایی کنید
من یک دختر ۲۱ ساله با تحصیلات . باایمان و خوش قیافه و خانواده دار
من تا حالا با بسری حرف نزدم وخواستگارهای با شرایط تقریبا خوب دارم اما یکی از خواستگار هام که تقریبا یک ساله هست میاد میگه من خیلی عاشقتم از ازخیلی وقت بیش اما شرایم خوب نبود بیام خواستگاری الان اومده اما خانوادی من راضی نیستن .بسره چند بار بامن تلفنی حرف زده به نظر من بسر واقعا عاشق وباایمان اما من باز نمیتونم باور کنم که عاشق واقعی هست
شرایطش چندان به دلم نمیشینه مثلا شغل وامکانات همه چیزش و باباش واسش جور کرده اما میگه چون تورو دوس دارم هر کاری بگی میکنم شغل وماشینو....اینم بگم من خواستگارهای بهتر ازش رایط اینو دارم اما اینجوری عاشق من نیستن . به خدا موندم چطور باورش کنم که راست میگه عشقش از روی هوس نیست میترسم بعد ازدواج همه این دوس داشتن هاش بره (اما خودش اینو قبول نداره)خواهشا به من کمکی کنید

تصویر شهر سوال

با عرض سلام و تحیت محضر شما

با عرض سلام و تحیت محضر شما خواهر محترم

طبعا تمایل به یک نفر برای ازدواج مستلزم سطحی از علاقه و تمایل اولیه است، اما علاقه زیاد و در حد عاشق شدن تنها از روی شناخت و ارتباط فراوران میسر است که چنین شناختی پیش از زادواج مقدور نیست.

عشق بدون شناخت، نه تنها در مواردی مفید نیست که مستلزم آسیب است. چون شخص با ذهنیات خود با فرد مقابل ازدواج می کند، اما در واقع شخص مقابل ممکن است روحیات و ویژگیهای دیگری داشته باشد و همین امر زمینه سرخوردگی و...طرف مقابل را فراهم می کند که به دنبال آن سردی روابط و اختلافات ایجاد خواهد شد.

بنابراین لازم است، مبنای ازدواج، علاقه اولیه و شناخت کافی باشد و نه مجذوب و شیدا شدن.

در هر صورت لازم است از ازدواجی که در آن نسبت به شایستگیها و...طرف مقابل تردید جدی( سطحی از تردید طبیعی است) وجود دارد خودداری شود. ضمن اینکه در همه موارد، مشاوره یش از ازدواج به صورت حضوری توصیه می شود.

در پناه خدای متعال موفق باشید.

سلام مریسی از کمکتون اما من

سلام مریسی از کمکتون اما من خوب متوجه نشدم شناخت ما از ظاهری نیست بسر میگه هر حرفی میزنم الان ده سال دیگه هم همین هستم اخلاقو ورفتارش بامن یکی است اما شرایک کاری نه که میگه سعی مو میکنم بهش برسم چون عاشق واقعی هستم .من احساس میکنم حرفاش راسته اما نمیدونم چرا نمیتونم باور کنم خواهشا راه درستر به من نشون بدید من از کجا بهش اعتماد کنم چه جوری بفهمم راس میگه

تصویر شهر سوال

با عرض سلام و تحیت

با عرض سلام و تحیت

در صورتیکه از طریق؛

۱- گفتگو (پیرامون موضوعات اساسی، از قبیل، علاقمندیها، اولویتهای زندگی، توقعات، حساسیتها و....)

۲- تحقیق از اخلاق و منش فرد مانند خوشرویی یا عصبی بودن، خسیس یا دست و دل باز بودن، و...از طریق دوستان، اقوام، همسایگان، همکاران و...

۳- مشاوره پیش از ازدواج

به صلاحیتهای فرد اطمینان نسبی پیدا نمایید، لازم است بنا را بر وضع موجود بگذارید و نه آینده. چرا که هر کسی ممکن است در آینده دچار تغییرات رفتاری و ...گردد.

بنابراین وقتی این اطمینان اولیه حاصل شد، تردید و ترس از آینده چندان موضوعیت ندارد.

در پناه خدای متعال موفق باشید

دختر شیعه ای هستم که قصد

دختر شیعه ای هستم که قصد ازدواج با پسر سنی رو دارم.او اعتقادات مرا قبول دارد اما قصد شیعه شدن ندارد؟چه کنم؟

تصویر شهر سوال

با عرض سلام و تحیت محضر شما

با عرض سلام و تحیت محضر شما خواهر گرامی

موفقیت در ازدواج مرهون رعایت اصل همتایی است. ویکی از تاثیرگذارترین مولفه های همتایی، همتا بودن در اعتقادات و مناسک مذهبی است. این مهم تا بدانجا است که حتی در مواردی برای دو نفر با مذهب واحد هم ایجاد اختلاف می کند چون نگرشها و عملکرد متفاوتی در عمل به مناسک مذهبی دارند. وقتی که در یک مذهب واحد شاهد چنین اختلافاتی در عملکرد هستیم، احتمال اختلافات شدیدتر در ازدواج با دو مذهب متفاوت دور از ذهن نیست.

لذا در نگاه اول و به صورت کلی چنین ازدواجی پیشنهاد نمی شود.

از نظر شرعی در صورتى که خوف انحراف نباشد مانعى ندارد ولى در صورتى که احتمال انحراف عقیدتى باشد جایز نیست.۱

در پناه خدای متعال موفق باشید.

۱. استفتائات،آیت الله مکارم، بخش ازدواج وزناشوئی، ازدواج با فرق ، سوال ۱۳.

چشم هاتو ببند و در دریای عشق

چشم هاتو ببند و در دریای عشق خداوند رها شو مانند برگی که در اب افتاده و بی هیچ دست و پا زدنی خود را به جریان اب سپرده به خداوند
اعتماد کن تا همسر الهی ات را به سویت سوق دهد لبخند زنان در دریای خداوند شنا کن و رها شو......

باسلام.من فوق

باسلام. من فوق لیسانسم وخواستگار دیپلم دارم. ایا ازدواج خوبی از اب درمیاد. ۲۹ سالمه

تصویر شهر سوال

با عرض سلام وتحیت محضر شما

با عرض سلام وتحیت محضر شما خواهر گرامی

شرط موفقیت در یک ازدواج مشروط به رعایت تناسب در مقوله های متفاوت شخصیتی، اخلاقی، خانوادگی ،فرهنگی و...است.

در این رهگذر هرچند بهتر است که در میزان تحصیلات نیز تناسب لازم برقرار باشد، اما می توان گفت این موضوع تابعی از سایر تناسبها است.

در صورتی که طرفین از لیاقتهای لازم برای یکدیگر برخوردار باشند و بواسطه اشتراک در ویژگیهای شخصیتی، رفتاری و... سطح تفاهم مطلوبی داشته باشند موضوع اختلاف تحصیل قابل چشم پوشی است اما در غیر اینصورت تفاوت تحصیلی خود می تواند اختلافات را تشدید نماید.

مثلا اگر خانم شخصیتی سلطه جو، مغرور، انعطاف ناپذیر و... داشته باشد طبعا از میزان تحصیل بالاتر خود در راستای مدیریت همسر و تفاخر به وی استفاده خواهد کرد و طبعا چنین رویکردی آسیبها و اختلافات غیر قابل انکاری را به دنبال خواهد داشت.

به هر حال با توجه به اهمیت موضوع پیشنهاد می شود، به صورت حضوری با یک مشاور خانواده و یا روانشناس گفتگو کنید.

در پناه خدای متعال موفق باشید.

با سلام، ایا عمل خالی کردن

با سلام، ایا عمل خالی کردن باز مانده سفره ای که به اسم ائمه ویا فزرزندانشان مثل حضرت علی اصغر و حضرت رقیه و ابوالفضل و.. بر سر کسانی که حاجت دارند برای گرفتن حاجت خوب است واگر ما به این عمل اعتقاد نداشته باشیم و آن را علناً بگوییم یک جور بی احترامی حتی مختصر به محضر این بزرگوراران است؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
قطعا خود این بزرگواران، از این خرافات بیشتر ناراحت می شوند. و ما نیز وظیفه داریم که با این خرافات در حد توان خود مخالفت کنیم.

سلام

سلام
من دانشجوی ترم ۳ کارشناسی هستم
یکی از همکلاسی های من خواستگارم هس,هردو خانواده مذهبی داریم,اختلاف سلیقه خاصی نداریم,فقط اینکه همسن هستیم!
اما بیشتر از سن خودش درک و شعور داره! ترسم از اینه که با بالا رفتن سن موجب بشه اختلافی ایجاد بشه!درسته؟
لطفآ راهنماییم کنید!
متشکر...........

تصویر شهر سوال

باسلام و تشکر

باسلام و تشکر
خدمت شما عرض کنم همسن بودن و یا بیشتر از سن خود درک و شعور داشتن هم می تواند مثبت باشد و هم می تواند منفی باشد بستگی به نحوه استفاده آن است بهتر است برای ازدواج یک مشاوره پیش از ازدواج حضوری تشریف ببرید موفق باشید.

با عرض سلام

با عرض سلام
من دو سالی بیش میشه که نامزادم و نامزادم همه خوبی ها را داره اما من خوش نیستم و هر لحظه باید حساب بدهم که در خانه حتی چی می کنم و چی نمیکنم، حتی اجازه رفتن به خانه خویشاوندانم را ندارم و هر لحظه آرزوی مرگ می کنم چون به خاطر زن بودنم انسان شمرده نمی شوم و در این دو سال بارها قرص های خواب خورده ام چون با حرف زدن با نامزادم هم به نتیجه نرسیده ام در خانه مامانم هستم اما مامانم اختیارم را نداره و از حالتم خیلی رنج می برم با وجودی تحصیل کرده ام دانشگاه تموم کردم با شخصی نامزادم که تحصیل کرده اما ذهینیتش خیلی بده حتی میشه گفت که اسلامی نیست آیا اسلام میگه زن یعنی زندانی حتی حق گرفتن پول از مامانم را ندارم حتی خانه خواهر، برادر یا هیچ کی نمیتونم برم با وجودی کاری نکرده ام بار ها تهمت زده شده ام چرا؟؟؟؟؟؟ از من می شنوید لطفن در انتخابتان دقیق باشید چون پیشیمانی سودی نداره.

تصویر شهر سوال

با عرض سلام و تحیت خدمت

با عرض سلام و تحیت خدمت حضرتعالی
در ابتدا پیشنهاد می شود جهت بررسی دقیقتر ابعاد موضوع با همکاران بخش مشاوره به صورت تلفنی (۰۹۶۴۰۰) گفتگو کنید.

اطلاعات ما از شخصیت و خلقیات نامزد شما کافی نیست، اما بر حسب آنچه که نگاشته اید، به نظر می رسد ایشان هر چند مذهبی باشند اما از لحاظ شخصیتی فردی غیر نرمال هستند، که در آینده می تواند مشکلات پیچیده تری را به دنبال داشته باشد. چه بسا ایشان فردی خشک و بدبین هستند، که اگر اینگونه باشد نیاز به درمان دارند... وگرنه هزینه گزافی به شما تحمیل خواهد شد.
شما در پول گرفتن و ...لازم نیست از ایشان اجازه بگیرید. زن از شوهر خود برای بیرون رفتن لازم است اجازه بگیرد و نه برای سایر امور...
در خصوص احکام اجازه نیز سعی کنید با کارشناسان احکام گفتگو کنید

در پناه خدای بزرگ موفق باشید.

سلام من یه دختر ۲۱ ساله هستم

سلام من یه دختر ۲۱ ساله هستم چند ساله پسر عموم ک خارج از کشور زندگی میکنه خواستگارمه همه اون ویژگی های بالا رو داره ولی نمیدونم چرا ازش خوشم نمیاد شاید به خاطر سطح پایین تحصیلاتشه خودش میگه اگه با من ازدواج کنی میزارم تا آخر درستو بخونی ولی بعید میدونم مردی از این ک سطح تحصیل خودش از همسرش پایین باشه خوشش بیاد!
حالا موندم این خواستگارمو با این شرایط قبول کنم یا ن؟!

تصویر شهر سوال

با سلام و تشکر

با سلام و تشکر
مسأله احساس به نگرش ها و شناخت های ناهشیار برمی گردد و شما با یک درون نگری این عدم احساس را باید تحلیل کنید و یا با مشاور حضوری درمیان بگذارید به هر حال احساس شما اگر منطقی نباشد باید به تدریج آن را کنار بگذارید. نکته دیگر تفاوت های تحصیلاتی است که ممکن است باعث به وجود آمدن ناسازگاری هایی در روابط زناشویی شود برای پیشگیری از ناسازگاری های ناشی از تحصیلات حتما باید قبل از تصمیم به ازدواج باید یک جلسه مشاوره اقدام کنید در غیر این صورت ممکن باعث جهت گیری هایی در ذهن فرد مقابلتان به دلیل تحریف های شناختی خواهد شد مثلا در هنگام پیشنهاد ها یا انتقادات اگر تحصیلات زن بیشتر از مرد باشد مرد احساس می کند چون تحصیلات زن بیشتر است قصد تسلط دارد و از طرفی مرد ذاتا از تسلط همسر خوشش نمی آید و برای اثبات مرد بودنش تحقیرها و محدودیت هایی در زندگی ایجاد می کند که خیلی از خانم ها گزارش می کنند و دنبال درمان آن هستند البته این یکی از مسایل و مشکلات این تفاوت خواهد بود موفق باشید.

خوب میدونید الان دیگه جامعه

خوب میدونید الان دیگه جامعه ما انگار از این رو شده به اون رو . تو مدرسه ها اگه دختر یا پسری دوست از جنس مخالف نداشته باشن همه تحقیرش میکنن تو همجین جامعه ای که دختران دبستانی از کودکی به فکر زیبا جلوده دادن برای جذب جنس مخالف هستن با یه نگاه تو خیابونا از سر وضع دختر وپسرا ارایش و پوشش های بدن نما .... پسرانی که یقه لباساشونو باز میزارن و موی بدنشو نو میزنن تا برای دخترها دلبری کنند و دخترانی که دیگه برای جذب یک پسر به تن فروشی و قمار ایندشون رو اوردن ....خدایا دختران پاک و مومن رو به شوهرانی پاک و مومن برسان و خوشبختشون کن و به اون ها ارامش و عشق عنایت کن دوستان من دختری که بایک پسر دوست میشه و ازدواج میکنه حتما شوهری از جنس خودش نصیبش شده . دختران نجیب به پشتوانه این ایه قران خیالشون راحت باشه که خدا فرمود از جنس خودتون برای شوما همسری شایسته افریدیم و زنا کار لایق زنا کار هست.خدایا تمام دختران و پسران پاک ایران زمین را سلامتی و خوشبختی عنایت بفرما

سلام

سلام
بعد از ۲۹ سال زندگی تو اجتماع بدون داشتن یه رابطه-ی دوستی با جنس مخالف و داشتن تحصیلات دکتری الات تو محیط

کارم به مشکل برخوردم. یکی از همکارانم که دو سال از من بزرگتره و از لحاظ خانواده، تحصیلات، فرهنگ و وقایعی که تو زندگیش اتفاق افتاده میشه اون رو هم کف دونست از من درخواست کرده که یه مدت با هم باشیم و اگر به تفاهم رسیدیم ازدواج کنیم.البته مستقیم پا نشد بیاد اینو بگه ماجراها داشت. یکی اومد واسطه ازدواج ما بشه ما هم اصلا تا اون موقع توجهی به هم نداشتیم.جفتمون گفتیم نه ولی بدون اینکه به اون واسطه بگیم با هم صحبت کردیم. اون گفت همینجوری ادامه بدیم ببینیم مناسب هستیم یا نه بعد یه مدت احساس کردم قصدش جدی نیست. البته من هم اشتباهاتی انجام دادم. نباید قبول میکردم. الان هم بهش گفتم فقط در صورتی که بیاد خواستگاری حاضر میشم باهاش صحبت کنم. الته حقیقتا مظمئن نیستم با شرایط پیش اومده اصلا اجازه خواستگاری دادن درست هست یا نه
؟به نظرم من یه مقدار سست عمل کردم و اون متوجه شد که بهش علاقمندم و اعتقادم اینه که تو این شرایط ازدواج نمی تونه موفقیت آمیز باشه چون طرفت ممکنه بعدا به روت بیاره؟ حالا بگین چهخ کاری انجام بدم بهتره ؟ اینو در نظر بگیرین که همکار هستیم و همیشه همدیگر رو می بینیم میخوام شان دو طرف حفظ بشه.

تصویر شهر سوال

باعرض سلام و تشکر

باعرض سلام و تشکر

انتخاب همسر یک موضوع بسیار مهمی است که باید با دقت بالایی این انتخاب صورت بگیرد. ارتباط مستقیم باعث وابستگی شده و فرد نمی تواند با منطق و عقل خود تصمیم به انتخاب بگیرد. اما اینکه شما یک شخصیت کاملا محتاط محافظه کار هستید هم خیلی مناسب نبوده به هر حال هر انسانی در دوره از زندگی باید عشق را تجربه کند ولی وارد باتلاق و گرداب مهلک و سهمگین آن نشود . به نظر بنده اینکه ایشان از علاقه شما با خبر شده به دلیل اینکه شروع کننده ایشان بوده است هیچ مشکلی در آینده از این نظر نخواهید داشت.
چون شما هم یک انسان هستید و با درخواست جنس مخالف و ابراز علاقه به صورت طبیعی علاقه مند شده اید پس از این موضوع نگران نباشید. اگر این موضوع را در کنار عاشق نشدن و ممانعت و سرکوب احساسات انسانی بگذاریم متوجه می شویم شما دچار یک نوع بازداری عمدی و ارادی در ابراز عشق و علاقه شده اید. اما موضوع مهم این است که شما تا چه حدی از نظر ویژگی های شخصیتی به هم دیگر شبیه هستید و وابستگی شما و ایشان ممکن است نسبت به منطقی بودن ازدواج شما را فریب دهد پس با یک مشاوره پیش از ازدواج و تست شخصیت به اطمینان خاطر در مورد منطقی بودن یا احساسی بودن ازدواجتان، برسید موفق باشید.

سلام اجازه استفاده از مطالب و

سلام اجازه استفاده از مطالب و جواب هاتون رو تو کتابی که می نویسم دارم؟؟

تصویر شهر سوال

با عرض سلام و احترام؛

با عرض سلام و احترام؛
خیر اشکالی ندارد. و در صورت امکان لطفا منبع هم ذکر شود.

با سلام. خانمی ۴۲ ساله هستم و

با سلام. خانمی ۴۲ ساله هستم و دانشجوی تحصیلات عالی . در سن ۲۹ سالگی تنها معیارم برای ازدواج مومن بودن بود . از جهت ظاهری ، موقعیت خانوادگی ، شغلی و ... شرایط مناسبی داشتم . با مردی ازدواج کردم که فکر می کردم مومن است . بعد دیدم ظاهرا با ایمان است و وسیله ای داشت برای فریب دیگران . من را کتک می زد . چندین بار تا حد مرگ پیش رفتم . بدبین هم بود و دهن بین . خشم کنترل نشدهای داشت . درهنگام عصبانیت هرکاری می کرد . به هرصورت با داشتن یک فرزند بعد از ۵ سال زندگی پر از غم وغصه جدا شدم که پیش پدرش هست . خیلی طول کشید تا آرامش خودم را پیدا کردم . ادامه تحصیل دادم . مشکلی که الان دارم آن است که حدود ۲ سال است استاد راهنمایم که متاهل است و یک دختر ازدواج کرده دارد دائم به من اظهار علاقه می کند . و می گوید همسر دومم شو . او هم به ظاهر که مومن است . هر کاری بگویید کرده ام که فراموشم کند . حتی در او احساس گناه به وجود آوردم . می گوید چیزی که خدا برای من مجاز کرده مشکلی در آن نمی بینم . می گوید زنم تامین کننده من نیست و مشکل دارد . در ابتدا به شدت عصبانی شدم و گفتم نگاهتان هوس آلود است . ولی ول کن نیست . حتی تمام کار پایان نامه ام را خودم انجام می دهم که کمتر من را ببیند . ولی هنوز ول کن نیست . دیگر کلافه شده ام . درست است نیاز به همسر دارم ولی چنین چیزی به عنوان همسر دوم نه من را راضی می کند و نه خانواده ام چنین اجازه ای به من می دهند . اظهار عشقش را به جز هوس نمی بینم . بعد از این همه سختی که کشیدم دنبال عشق دادن و گرفتن عشق و آرامش هستم . چطور می شود کسی که ادعای عشق می کند همزمان کس دیگری را برای معاشرت داشته باشد . می گوید موانع زیادی هست که نمی گذارد یک مرد رابطه اش را تمام کند . ولی فقط عذاب می کشم . به من بگویید چه کنم که این مساله را برای همیشه تمام کنم . وحشتناک است با اظهار علاقه هایش کم کم احساس من را هم تغییر داده ولی نمی توانم وارد چنین رابطه ای شوم . ازکجا معلوم بعد از من هوس نفر سوم را در سر نپروراند . فکر می کنم چون می داند قبلا جدا شده ام به هر شرایطی تن در می دهم ولی تا الان به شدت مقاومت کرده ام . همه اش می گویم خدایا پاداش عفت وتقوایم را از تو می خواهم . دوستان خواهش می کنم به من بگویید چه کنم ؟

تصویر شهر سوال

با سلام و عرض تحیت محضر

با سلام و عرض تحیت محضر جنابعالی
شرایط شما را درک می کنم و از ازدواج ناموفق شما و حاشیه های آن متاسفیم، اما با شرایطی که شما توصیف کردید تصمیم شما برای طلاق، تصمیمی منطقی و بجا بوده است.
در رابطه با وضعیت فعلی نیز لازم است به اندازه کافی به خود فرصت دهید و یکبار دیگر شرایط خود و ایشان را مرور کنید، در صورتی که همچنان در ازدواج با ایشان تردید دارید و وی یا موقعیتش را فاقد معیارهای لازم می دانید، تصمیم نهایی را مبنی بر پاسخ منفی به صورت قاطعانه اتخاذ کنید.
طبعا رسیدن به این مطلوب مستلزم این است که ارتباط شما تا حد امکان کاهش بیابد و بعد از دفاع از پایان نامه، ارتباط را به صورت کامل و برای همیشه قطع کنید.

در پناه خدای متعال موفق باشید.

ازین اساتید هوس باز کم نداریم

ازین اساتید هوس باز کم نداریم متاسفانه بعد از دفاع حتما به رابطه پایان دهید.

با سلام . ممنون از

با سلام . ممنون از راهنمائیهای ارزشمندتان . حدود ۶ سال است از جدا شدنم می گذرد . قطعا وقتی که کار پایان نامه ام تمام شود و دیگر نبینمش مشکلی نیست . و دیگر راحت می شوم . مشکل من الان هست تا بخواهد درسم تمام شودد حداقل یک سال دیگر طول می کشد و در این فاصله نمی دانم چه کنم . هفته گذشته حتی به ایشان پیشنهاد کردم شاید بهتر باشد راهنمایی را به فرد دیگری واگذار کنید . که خیلی عصبانی شد . مطمئنا " اگر هر کس دیگری بود تا الان به شدت با ایشان برخورد کرده بودم ولی چون استادم است نمی توانم به شدت برخورد کنم . آنقدر عصبی شدم که استخاره کردم . محتوای استخاره بر آن بود که باید کجدار ومریض تا کنم . مشکل اینجاست که این رفتار من را حمل برآن کرده که خودم هم بدم نمی آید و با اصرار بالاخره راضیم می کند . باور کنید به قدری آشفته ام که حتی نمی توانم بر کارم هم متمرکز شوم . می دانم که انجام این کار به هیچ وجه نه در شان من و نه در شان خانواده ام است . به خودش هم همین را گفته ام ولی دست بردار نیست . شما را به خدا یک راهنمایی عملی تری برای من داشته باشید . از کار و زندگی افتاده ام

تصویر شهر سوال

با تقدیم سلام و تحیت

با تقدیم سلام و تحیت
از قدیم گفته اند " حرمت امامزاده با متولی آن است"!!
همانطور که گفته شد، اگر پذیرش درخواست ایشان را عملی نمی دانید، ارتباط خود را کم کنید و در عین حال به گونه ای برخورد کنید که ایشان متوجه این واقعیت شوند که شما به پیشنهاد ایشان نه تنها نمی اندیشید بلکه از چنین پیشنهادی آشفته و ناراحتید.
اساس رسیدن به مقصود رفتار شماست، به بهانه رابطه استاد و شاگردی نباید به گونه ای رفتار کنید که در ایشان این ذهنیت پیش بیاید که شما با دست پس می زنید و با پا پیش می کشید!
به یاد داشته باشید همین که شما این فرصت را به ایشان می دهید که در خصوص این موضوع با شما گفتگو کند، ایشان این فرصت را چراغ سبزی از ناحیه شما می پندارد، پس هیچگاه اجازه گفتگوهای حاشیه ای و خارج از پایان نامه را به وی ندهید.در کنار این اقدام لازم است در رابطه با موضوع پایان نامه، در برخورد با وی لحن کلام، حالت چهره و محتوای گفتگو خشک و قاطعانه باشد.
شما می توانید احساس ناراحتی و مشکلاتی را که از این وضعیت به ان دچار شده اید را در قالب یک نوشته و یا بواسطه یکی از دوستان یا دیگر اساتید به وی منتقل نمایید. در این خصوص تصریح کنید که به وی نمی اندیشید، از وی ناراحتید و در کنار او احساس خوشبختی نخواهید کرد.
به هر حال هر کسی موظف است حرمت خویش را خود نگه دارد حتی اگر استاد باشد چرا که " حرمت امامزاده به دست متولی آن است"!
در پناه خدای متعال موفق باشید

سلام ...خواهر بزرگترم (۲۷

سلام ...خواهر بزرگترم (۲۷ )چند ماه پیش خواستگاری داشت و تاچند هفته پیش قرار بود عقد بکنه که بعد از رفتن پیش مشاور و فهمیدن اینکه یکسری ویژگیهای بدش و اینکه خیلی تحت تاثیر خانوادش هست ازهم جدا شدند که در این ۳ ماه برای من یک خواستگار اومد ما همدیگرو دیدیم فعلا داریم حرف میزنیم ولی با وضع موجود که خواهرم جداشده و از لحاظ عاطفی صدمه دیده به نظرتون باید من باید چیکار کنم چون احساس میکنمم حرف زدنم هم باعث ناراحتی او میشه و با توجه به اینکه من کوچکترم عقد کردن من اشتباه نیست؟خودخواهرم میگه مسیله ای نیس ولی.....واینکه من تابحال با پسری حرف نزدم و ملاکهای زیادی در نظر ندارموکسی رو هم ندارم باش مشورت کنم .ازنظر ظاهری بد نیس وخودش میگه در کارهای فنی خبرسو اینکه در شهری دیگره ولی گفته به خاطر من میاد اینجا سکونت کنه و مشکلی نداره.به نظرتون چند ماه لازمه که من بشناسمش خودم که میگم ۳-۴ ماه ولی فکرنکنم خانواده ی اون بخوان اینقدر طول بکشه<اگه ممکنه من رو راهنمایی کنید>

تصویر شهر سوال

با سلام و عرض تحیت محضر

با سلام و عرض تحیت محضر جنابعالی
طبعا لازم است خانواده شرایط خواهرتان را درک کرده و جمایت عاطفی خود را از وی بیشتر نمایند، اما این حمایت، ارتباطی با صرفنظر کردن شما از ازدواج و یا عدم موافقت با خواستگاری ندارد.همانگونه که شما نسبت به اخواهر خود احساس مسولیت می کنید مطمئنا ایشان نیز نسبت به شما و سرنوشتتان چنین احساسی دارند. بنابراین شما نباید به بهانه ناراحتی احتمالی خواهر، فرصتهای پیش رو را از دست دهید.
در قبال شناخت شخص مقابل هم لازم است از گفتگوی رو در رو، تحقیق و مشاوره پیش از ازدواج بهره بگیرید.
لازم است از قبل معیارهای مورد نظر خود را نسبت به همسر آینده، مشخص و شفاف کنید و منطبق بر آنها فرد مورد نظر را انتخاب نمایید.
لازم است در جلسات گفتگو از موضوعاتی نظیر علاقمندیها، توقعات، ویژگیهای شخصیتی و خانوادگی، اهداف زندگی مشترک و...صحبت شود.
در پناه خدای متعال موفق باشید.

با سلام و عرض ادب و احترام .

با سلام و عرض ادب و احترام . باز هم از راهنماییتان ممنونم . خداوند خیرتان دهد . با تمام وجود تلاش می کنم نظرتان را پیاده کنم . شما را به خدا این بنده حقیر را دعا بفرمایید که سخت محتاج لطف خداوندم . در پناه ایزد منان سرافراز و سربلند باشید .

تصویر جواد1900

خانم محترم

خانم محترم
فريب استادتان را نخوريد
ظاهرا دنبال كاميابي هستند
نه ازدواج

آقای جواد با سلام و احترام .

آقای جواد با سلام و احترام . از ارائه نظر و توجه انسان دوستانه تان سپاسگزارم . البته فراموش نفرمایید که ایشان پیشنهاد ازدواج به عنوان همسری دوم را به من داده اند که من این موضوع را نه در شان خودم و نه در شان خانواده ام و نه شخصیتم می دانم . تا الان با سختی بسیار برای اینکه کمتر ایشان را ملاقات کنم با هر دردسر وسختی و گرفتن کمک از دیگران کار پایان نامه ام را جلو برده ام . شاید برایتان جالب باشد که در طول این مدت با کسانی آشنا شده ام که حتی بیشر از استاد راهنمایم می توانند کمکم کنم . خوشحالم که لااقل ازجهت درسی آسیب نمی بینم . آسیب احساسیم را هم تمام تلاشم را کرده ام که با یاری خداوند مدیریت کنم . امیدوارم روزی برسد که کسی که در کنارش خوشبختی و عشق واقعی را احساس کنم ، بیابم . دعاگوی همه.

سلام بر خانم " چه كنم"

سلام بر خانم " چه كنم"
حق با شماست
خواسته ايشان در شان شما نيست.

سلام برای من حدودا یه ماه پیش

سلام برای من حدودا یه ماه پیش یه خاستگاری اومد که من همه جوره پسندیدمش . ایشون مومن با نماز چشم پاک با خدا مثه خودم عاشق راهیان نور و شهداو... بودن از نظر مالی هم الحمدلله توانایی چرخوندن یه زندگی دو نفره رو داشتن . ولی تمام اعضای خانواده من مخالف بودن دلایلشون هم خیلی غیر منطقی بود . مثلا برادرم بخاطر اینکه پیرهن خاستگارم رو شلوارش بود و مدل مو هاش و قیافش مثه بچه بسیجیا بود و چون جلسه اول خاستگاری کت نپوشیده بود شدیدا مخالف بود بابام هم رفته بود بدون تحقیق همون جلسه اول ک تموم شد استخاره کرد ، بد اومد ، موافق نبود . منم که اصرار داشتم باز جلسات ادامه داشته باشه ولی خانواده مخالف بودن و مامانم هم می گفت وقتی رضایت بابات نباشه چجوری میخای ازدواج کنی خلاصه وقتی من اینا رو دیدم مجبور شدم جواب منفی بدم با اینکه واقعا نظرم مثبت بود. یکی از چیزایی که باعث شد ، این بود که اگ اصرار میکردم همه چی پیش میرفت ، اگه در اینده کوچکترین مشکلی پیش میومد خانوادم حتما به من می گفتن که : ما همون اول بهت گفتیم که ای بدرد نمیخوره.

تصویر شهر سوال

با سلام و عرض تحیت

با سلام و عرض تحیت
از فاکتورهای اساسی موفقیت ازدواج این است که پسر و دختر همدیگر را بپسندند و در عین حال از حمایت و موافقت خانواده ها نیز برخوردار باشند. اما لازم است خانواده ها با انعطاف بیشتر تصمیم نهایی را به فرزندان واگذارند.
به این منظور و پیش از اینکه خواستگاری موضوعیت بیابد لازم است اعضاء خانواده با یکدیگر گفتگو کرده و سهم تاثر گذاری هر یک از اعضا تعیین شود. ضمن اینکه در صورتی که قرار است نظر خانواده مبنا قرار بگیرید، لازم است از قبل معیارهای خانواده لحاظ شود و پیش از خواستگاری با خواستگار مورد نظر تطبیق داده شود و جلسه خواستگاری به موافقت اولیه مشروط شود.
به هر حال در صورتی که معیارهای خانواده منطقی نیست، لازم پسر و دختر مستقیم و یا با واسطه سعی در متقاعد نمودن خانواده داشته باشند.

در مورد خواستگاری این فرد نیز از شما، اگر احتمال درخواست مجدد خواستگار وجود دارد برای راضی کردن خانواده تلاش خود را بکار بگیرید و البته دقیق و جدی تر به ارزیابی و کسب شناخت از ایشان بپردازید. در غیر اینصورت در گذشته توقف نکنید و به فرصتهای بعدی که در انتظار شما است بیندیشید.

در پناه خدای متعال موفق باشید

متاسفانه هرچه سن ازدواج بالا

متاسفانه هرچه سن ازدواج بالا می رود . معیارهای اخلاقی دینی و اقتصادی هم بیشتر می شود فردی ک در سن پایین ازدواج می کند خیلی انعطاف پذیر تر و کم توقع تر استو سخت گیری های کمتری دارد

سلام. ۲۶ ساله ام . خواستگاری

سلام. ۲۶ ساله ام . خواستگاری دارم که از همه لحاظ خوبه فقط۱- کارش جزو کارهای اطلاعاتیه ۲- ازمن یکسال کوچکتره ۳- چهره اش خیلی جوونه ۴- تو اولین جلسه منو به خودش جذب نکرد ( به دلم ننشسته). به نظرتون چکارکنم؟

تصویر شهر سوال

باعرض سلام و تشکر

باعرض سلام و تشکر
یکی از موضوعاتی رایجی که ما در ارتباطات انسانی مواجه می شویم و باعث ادامه یا قطع روابط می شود موضوع به دل نشستن و یا به دل ننشتن است . این موضوع به گذشته های بسیار دور یعنی به دوران کودکی برمی گردد وقتی که ما با اطرافمان ارتباط برقرار می کنیم و واکنش نشان می دهیم در این اثر این ارتباطات ما از اشیاء و انسان هایی خوشمان می آید که این موضوع باعث به وجود آمدن طرحواره و یا مدل و الگو می شود به عنوان مثال کودک در سال اول متوجه می شود که دیگران کفش می پوشند از طرفی با توجه به کفش هایی که خریده می شود و هیجان هایی که نسبت به این رنگ و مدل کفش در ذهن الگوسازی می شود این عناصر متنوع در مورد تمام پدیده ها باعث به وجود آمدن طرحواره هایی می شود پس به تدریج ما در بزرگسالی پدیده های مختلف از اشیاء گرفته تا انسان ها را بر اساس درجه شباهت با آن الگوهای ذهنی انتخاب می کنیم و یا رد می کنیم.

آنچه که از این فرایند استعلام ذهنی نسبت به انتخاب و یا عدم انتخاب هشیار انه و آگاهانه است پیام به دل نشستن و یا ننشستن است ممکن است عنصر هر چند جزیی و ریز در این فرد وجود داشته است که با پردازش چهره ایشان در ذهن احساس ناخوشایندی در شما ایجاد شده و طرحواره ها به شما می گویند که به دل نمی شیند مثلا رنگ موی فرد وقتی که در ذهن پردازش می شود به صورت کاملا ناهشیار ذهن متوجه یک صحنه ترسناک در کودکی با رنگ موی همین فرد می شود و ما فورا از فردی که اولین بار دیده ایم و از ایشان هیچ خاطره و تجربه نداریم ، متنفر می شویم و بدمان می آید. و یا از فردی دیگر که یکی از عناصر ظاهری و گاهی کلامی آن یادآور خاطرات خوش است به طور کلی می گوییم خوشم آمد از ایشان . همانطور که مشخص است طرحواره ها ما دچار مشکل اساسی می کنند ممکن است از یک فردی به دلیل شباهت با فردی دیگر خوشمان بیایید ولی رفتارهای محیطی مناسب نداشته باشد و صرفا شباهت باشد. پس شما باید با آگاهی و هشیاری و شناسایی این طرحواره ها از اینکه در کار انتخاب منطقی شما خللی ایجاد کنند و شما را به اشتباه بیاندازند جلوگیری کنید .

با خود بنشینید و این احساس را آنالیز کنید از چه چیز ایشان خوشم نمی آید؟ کدام قسمت ؟ به صورت دقیق و جزیی و ریز مثلا از صورتش از کدام بخش صورتش چرا ؟ آیا در رفتار و اخلاقش هم تأثیر دارد ؟ اینها و خیلی از سوال های دیگر باعث خنثی کردن طرحواره های ناهشیار و اتوماتیک و خرابکار خواهد شد بعد از اینکه به یک بینش اساسی و منطقی رسیدید سعی می کنید تصمیم بگیرید و تا آن زمان به هیچ وجه اقدام نکنید. نسبت به شغل ایشان توانایی خودتان را بسنجید و امتیازها و دردسرهای این شغل را از اهل فن بپرسید و حداقل با ۵ نفر از خانم های متأهل که شغل مشابه شغل این آقا را داردن گفت و کنید و از تجربیات شیرین و تلخ آنها با خبر شوید و از محدودیت ها و امتیازات شغلی هسمرشان در زندگی مطلع شوید . نسبت به موضوع شغل معمولا افرادی که در این پست های حساس هستند هیچ وقت مسوؤلیت خود را افشا نمی کنند و معمولا بعد از افشا به قول معروف به یک مهره سوخته تبدیل می شوند در عوض عده ای هم برای فریب اقدام به گفتن این شغل هستند تا از آن به مقاصدشان برسند پس از این جهت هم تحقیق دقیق انجام دهید و صحت و سقم آن را جویا شوید. نسبت به موضوع سنی هم اگر چه مانعی ایجاد نمی کند ولی برای پیشگیری از خطرات احتمالی ناشی از این تفاوت حتما بعد از تصمیم قطعی نسبت به مسایلی که از ناحیه اختلاف سنی متوجه زندگی شما خواهد شد از مشاوره حضوری کمک بگیرید تا با آگاهی و آمادگی بتوانید خطرات احتمالی را مدیریت کنید . موفق باشید.

سلام.به نظر من درست نیست از

سلام.به نظر من درست نیست از این لفظ استفاده کنیم که این آقا بد بود و من جواب رد دادم،یا کلا بگیم آقایون بد هستند. آدمها فقط باید توی جایگاهی قرار بگیرند که براشون بهتره ، تا بهترین باشن حتی بدترین آقایون.وقتی یه آقایی در کنار منه نوعی نمیتونه خوب باشه پس لزوما بد نیست.ما باید بگردیم کسیو پیدا کنیم که در کنار ما تبدیل بشه به بهترین مرد. و من دارم تمام تلاشمو میکنم.صبور باشید خانوما.بالاخره یکی در کنار شما و شما در کنار اون بهترین میشید.
موفق باشید

ان شا الله.

ان شا الله.
ولی کاش همه مسایل زندگی ادما سر موقع و به وقتش انجام شه مثه ازدواج که اگه سر موقع باشه خیلی از زوجین در کنار ارامش معنوی ، نشاط معنوی هم دارند.

درست میگید.یه کم دعا چاشنیه

درست میگید.یه کم دعا چاشنیه تلاشمون برای انتخاب درست بکنیم همه چی سر جای خودش و به موقع انجام میشه.
قبول کنید سر موقع ترین زمان برای ازدواج برای هر کسی همون موقعیه که بهترین انتخاب رو میکنه و ازدواج میکنه. خدا خودش میدونه بهترین موقع کی هست، پس بیا خیلی به این چیزاش فکر نکنیم.توکل به خدا کنیم

باسلام لطفا درسريع ترين زمان

باسلام لطفا درسريع ترين زمان جواب منو بدين ممنون ميشم من دختر۲۷ساله اي هستم اهل يكي از شهرستاناي مشهد خاستگاري دارم از مشهد كه سنشون۳۲ساله ومجردن تا بحال دو جلسه صحبت كرديم اما با قضايي زيادي بوده اين خاستگارم به صورت معرفي اشنا شديم جلسه اما با حضور بزرگتر ها۱نيم ساعت صحبت كرديم بعد از اون جلسه بعد رو درخونه ما برگزار كرديم بعدازاين كه اونا برگشتن خونشون ساعت۳شب رسيدن رو بعدش زنگ زدن و گفتن ما پشيمون شديم چون راه دوره من كه تابحال به هيچ خاستگارم اجازه صحبت نداده بودم احساس ادمي رو داشتم كه فريب خورده در حالي كه اشتباه فكر كردم بعد دو روز زنگ زدم به رضا باهاش دعوا كردم كه چرا منوبه بازي گرفته اون گفت خاستگاري براي همين طور مسائله من خودمو فريب ميدادم من بهش علاقه مند شده بودم بعد دوهفته ارتباط تلفني دوباره تصميم گرفت بياداين دفعه همراه خانواده يه اخلاقي كه داره براي حرفم ارزش قائله بالخره بعد نوشتن كاغذ عقد قرار شد پابوس امام رضا عقد كنيم قرار محضروازمايشگاه گذاشته شد صبحش قبل ازمايشگاه رضا بابام زنگ زد كه بريم مغزش حرفاش اينا بود(الن كه بريم عقد كنيم چطور من بيام اي همه راه باز يشبه برگردم من قست ماشين دارم همه نونمو ازاين مغازه در ميارم شما اجازه بديد برج۷كه قست ماشينم تموم شد بيام كه بتونم يه حلقه خوب ويه سرويس خوب بگيرم)نميدونم اما خانوادم ناراحت شدن چون اقواممون رو براي عقد دعوت كرده بوديم يه مسئله ديگه رضا خودشو تنها ميبينه و خودكفاست تمام هزينه مغازه وام قست ماشين رو خودش به عهده داشته بلاخره بهم خورد من كه برگشتم خونه زنگ زدم و دعوا كردم بدجوراون روز اول بهم گفت من پول ندارم اما از نظر من پول مهم نبود منو رضا قبلا حرفشو زديم كه هفته درميون بياد اما وقتي جلو خانوادم گفت من ماهي يك بار ميام خانوادم عصباني شدن انوم تا برج۷من دركش ميكنم پشتت كه خالي باشه استرس ميگيري من ليسانسم اون ديپلم اما دركش بالاتراز ديپلمه ازمن قشنگ تره خانواده۹نفري ما۶نفري پدرش كارمند بازنشسته پدر منم كارمنداون برادراش كارمندن ويه زن برادرش مادر مهربوني داره اما دركار خودم حيرونم منو رضا ازماه مبارك رمضان در ارتباطيم مادرم گفت نگهش دار تاببينيم خاستگار ديگه خوبي اومدبري امانيومد بدتراز اون دليه كه ما به هم داديم اما خدا شاهده من حدارو در ارتباطمون حفظ كردماونم مثل خودم با ايمانه اخلاقشم خوبه يه برادر كوچيك دارم مخالف سرسخت ماجرا شده ميگه اون مرد نيست رضا اون روز گفت بذاريد برج۷من دستم باز بشه منكه ازدواج كنم مسئوليت دارم اونوقت من تنها نيستم حرفاي زيادي زده بهش گفتم شعاري نباشه گفت كه من همينم وعده اي نميدم كه نتونم برات فراهم نكنم يه خاصيت خوب رضا صداقتشه كه خانواده منو مجزوبخودش كرد تو اين دوره زمونه خراب رضا يه پسرپاكه الن دوباره ميخاد بياد من موندم چه كنم تورو امام رضا جوابمو بدين چه كنم اگه سوالي هست بگين جواب ميدم جيميلم رو مينويسم تو قسمت پست لطفا اگه امكان داره به جيميلم بدين ممنونم

تصویر شهر سوال

باعرض سلام و تشکر

باعرض سلام و تشکر
خدمت شما عرض کنم که طرف مقابل شما صادقانه و با توجه به وضعیت مالی و تدبیر نسبت به آینده از شما این فرصت برج ۷ را از شما خواسته و شما هم باید به ایشان فرصت بدهید به نظر می رسد ایشان کسی نباشه که بی گدار و احساسی به آب بزنه بلکه با فکر و تدبیر جلو میره پس شما باید خانواده خودتو راضی کنید و فرصت مجددی به ایشان بدهید از طرفی سعی کنید دوره عقد و نامزدی را حداقل یکسال داشته باشید و در این دوره ارتباط صمیمی و نزدیکتری برای شناخت بیشتر ایشان داشته باشید و زود وارد زندگی مستقل زناشویی نشوید موفق باشید.

من یه دخترم عاشق یه پسر شدم

من یه دخترم عاشق یه پسر شدم که بطور کاملا سنتی اومد خاستگاریم پدرم قبول نکرد و من ته دلم راضی بودم و پسره هم اینو میدونست چون اگ نمیخاستمش اجازه خاستگاری نمیدادم و باز چندین نفر از بزرگای فامیلایشونو فرستاد ولی بازم بابام قبول نکرد ،پسره آشنابود همه خانوادشو ب خوبی میشناختن ،خداوکیلی پسر معقولی بود و هر کسی آرزو داشتن دومادشون بشه فقط چون شغلش آزاد بود بابام قبول نکرد. والان یک ساله از اون جریان میگذره ومن عاشق صبوری و نجابتو عفت اون پسر شدم و هنو ک هنوزه پاهم وایسادیم تنها مشکل این پسر کم پولیشه و اصلا برا من اهمییتی نداره چون آرامش من با قلب مهربون و آروم و صبورش برام از هرچیزی باارزش تره...
پاش میمونم حتی بدون پول
و ب این ایمان دارم ک روزی خود خدا دستامونو تو دست هم میزاره.
ب امید اون روز

من یه دختر ۲۴ ساله ام

من یه دختر ۲۴ ساله ام خاستگاری دارم که تمام معیارای منو داره خیلی اخلاق و منشش مردانه و تحسین برانگیزه ولی تنها موردی که هست چهره اش به دلم نمیشینه علتشو نمیدونم و نمیدونم آیا با گذشت زمان درست میشه یا نه باید چکار کنم

تصویر شهر سوال

با سلام و عرض تشکر بابت

با سلام و عرض تشکر بابت اعتماد شما

پس از انتخاب دین و مذهب، شاید هیچ انتخاب دیگری به اندازه ازدواج در سرنوشت فرد تاثیرگذار نباشد، بنابراین چنین انتخابی از حساسیت بالا برخوردار است و لازم است کمال دقت ( و نه وسواس) در آن بکار گرفته شود. در عین حال توجه به نکاتی ضروری به نظر می رسد؛
_ ازدواج با فرد ایده آل امکان پذیر نیست و هر فردی، شخصیت، تفکر، تربیت،ظاهر و...خود را دارد که وی را با ما و خواسته هایمان متفاوت می کند. بنابراین این توقع که فرد مقابل در تمام موارد ظاهری و باطنی مطابق با خواسته ها و معیارهای ما باشد، توقع نابجا یی است که امکان وقوع ندارد!
_ با لحاظ تفاوتها لازم است ازدواج با فردی صورت بگیرد که از قرابت و همتایی کافی با ما برخوردار باشد. اگر فردی در مجموع فرد مورد قبولی باشد اما در مواردی ایراد وجود داشته باشد، جهات قوت باید بر نقاط ضعف، غلبه معنادار داشته باشد.
_ در معیارهای مورد نظر مردان با زنان تفاوتهایی وجود دارد از جمله اینکه می توان گفت ظاهر و چهره برای مردان مهمتر است در مقابل آنچه که برای بانوان از اهمیت بیشتری برخوردار است جایگاه و اعتبار اجتماعی مردان است

با توجه به چنین مقدماتی، اگر وسواسی نیستید، لازم است به اندازه کافی برای انتخاب و اندیشیدن پیرامون این موضوع به خود فرصت دهید و اگر چهره از اهمیت بالایی برای شما برخوردار است، این موضوع را قبل از ازدواج برای خود حل کنید و نه اینکه آن را به بعد از ازدواج موکول کنید!
در پناه خدای متعال موف باشید

من پسر ۲۶ ساله هستم که دنبال

من پسر ۲۶ ساله هستم که دنبال دختر مومن و محجبه و با ایمان واسه ازدواج میگردم
هر چی گشتم نبود یا این که دختره چادری بود ولی با یک پسر حذاقل دوست بودند
دنبال یک دختر مومن و محجبه و با ایمان واسه ازدواج میخوام که تا حالا هیچ پسری (جنس مخالفی) تو زندگیش نبوده باشه مثل خودم
من یک خونواده تحصیل کرده و مذهبی هستیم خوشتیپ و زیبا
و دانشجوی پزشکی نمیخوام زنم همکارم باشه
دختران زیادی بهم معرفی کردن اما همه یا بد حجاب بودن یا
این که حداقل با یک پسر رابطه داشتن
یا این که توقعات مالی بالا دارن انتظار دارن
زن مومن واقعا و نجیب که مردی نباشه تو زندگیش
.......................
من دنبال خانم مومن واقعا محجبه ای هستم که خونه دار باشه و با ایمان و وفادار وضع زندگیش واسم مهم نیست
خونواده مومن و مذهبی داشته باشه
................
چون خودم هیچ کمبود مالی ندارم خونه و ماشین هم دارم

تصویر soalcity

سلام

سلام
ببخشید یعنی الان نوشتن این مطلب در این جا گره ای از کار شما باز می کند؟ یعنی اگر الان کسی به شما بگویند فلانی یا کسی کامنت بگذارد "من" شما می توانید به او اعتماد کنید؟
البته این مطلب را عرض کردم چون بعید می دانم منظورتان طلب توصیه هایی کلی باشد. و الا که باید عرض کنیم:
جوینده یابنده است بیشتر تلاش کنید که از این سنخ نیز در جامعه کم نیستند.

سلام.اگه واقعاً به دنبال یک

سلام.اگه واقعاً به دنبال یک همسرمؤمن ونجیب هستین این راهش نیست.انتظاراتی که شما از همسر ایده التان نوشتید خیلی کلیه. مثلاًشما که نوشتین خوشتیپ وزیبا هستین،کمبود مالی ندارین،خونه وماشین هم دارین دقیقاً به دیگران این منظور رو می رسونید که مهمترین معیارسنجش شما رو ظاهر ووضع مالیتون بدونن.کمی تجدید نظر کنید بد نیست.

برادر محترم من نمیدونم شما در

برادر محترم من نمیدونم شما در کدام شهر زندگی میکنی ولی دخترهای زیادی هستن که چادری یا بی چادر مردی در زندگیشون نیست هیچ وقت این جمله رو تعمیم نده!اما شماها باز ملاکهای دیگری دارید که خوب اونها هم مشکلاتی رو ایجاد میکنه یا خونواده هاتون و الا فراوانن این دختر ها !

سلام داداش ایول عجب کیس توپیی

سلام داداش ایول عجب کیس توپیی
من خودم همه ی ایناییم که گفتی ولی هیچ وقت نمیام بگم بیا خواستگاری من !!!!
بعدشم پیشنهاد می کنم مادرتون برن مسجد یا حوزه های علمیه توش پر از این چیراییه که شما می خوایید..
فقط قبلش بگید کدوم مسجدو حوزه علمیه میرن بیام همون جا .... :-))
شوخی کردم

باسلام واحترام

باسلام واحترام
چندماه قبل یکی از همکلاسیهای دانشگاهیم مستقیماً ازمن اجازه برای آمدن به خواستگاریم خواستند.من تا به الان با توجه به نوع پوشش ورفتارم همیشه سعی کرده ام طوری رفتار کنم که توجه نامحرم را جلب نکنم و جز این مورد هیچ نامحرمی بصورت مستقیم از من درخواست ازدواج نکرده بود.درکل واقعاً برام غیر منتظره بود.ایشون سه سال ازمن کوچکتر بودن به این دلیل ودلایلی دیگر به درخواستشون جواب رد دادم.البته بیشتر خواستگارهام یا کوچکتر از من هستند یا همسن.البته ایشون سعی کردند تقاضاشون رو در جمع مطرح نکنن. من تا به اون لحظه انگار ایشون رو در کلاس نمیدیدم.گفتند که مهمترین ملاکشون برای ازدواج ایمانه. بعد فرهنگ خانوادگی وهم رشته بودنمون و...
ظاهرن ایشون درمورد بنده از همان ابتدای ورودم به دانشگاه کاملاًتحقیق کرده .من در اون لحظه واقعاً نمیدونستم چکار باید بکنم که خدا راضیتر باشه.فقط سعی کردم با چند تا جمله بهشون بفهمونم که خیلی تفاوت هاست بین ما، که کمترینش تفاوت سنه. وهمین تفاوتها میتونه بهدها برامون مشکل ساز بشه.
بعد از اون روز،با خیلی از آدمهای با تجربه ومشاوران خبره مشورت کردم .نتیجه ی همه آنها چیزی بیشتر از تصمیمی نبود که من در شرایط اضطرار گرفتم.
من خوب میدونم همه ی زندگی آدمها ازدواج نیست واینکه ازدواج هم رزق وروزی خداست که بر بعضی ها تنگ وبرای بعضی ها وسیع قرار می دهد.
من به خاطر مشکلات ویژه ای که در خانواده ام دارم مدتهاست که دچار استرس ونگرانی بوده وهستم ومسأله ازدواج این نگرانی ها رو تشدید کرده ومی کنه.

گاهگاهی احساس پوچی میکنم. بعد ازخودم می پرسم مگر میشه کسی به خدا ایمان داشته باشه محبتش رو چشیده باشه بعد احساس پوچی هم بکنه؟!!!
-بله میشه.وقتی ایمان به خدا درست معنی نشه،وقتی به جای اسلام حسینی،اسلام وفرهنگ معاویه ای درون زندگیت رخنه کنه وبا اون خو بگیری،کمترین ثمرش احساس یأس و پوچی کردنه. ودر بین این دست وپا زدن های دردناک تو چه داری که به آن متمسک بشی به امید نجات؟!!؟

آری تنهاذکرمحبت خدا و عشق به منش اباعبدالله الحسین میتونه در تمام تنگناهای زندگی تسلای این روح ناآرام باشه.
التماس دعا
یاحق

سلام .من یه دختر ۱۹ سالم خیلی

سلام .من یه دختر ۱۹ سالم خیلی زیبا هستم .خانواده خیلی خوبی دارم یکی از دانشگاهای سراسری تهران درس میخونم
تا حالا بالای صدتا خواستگار داشتم با موقعیت های عالی ولی هنوز پسری رو ندیدم که مثل خودم باشه چون من عقاید
خاصی دارم .من به عشق اسطوره ای متقعدم و در طول زندگیم با هیچ پسری دوست نشدم چون میخوام همسر آینده ام
مثل خودم باشه خیلی صداقت برام مهمه میخوام یه روزی که همسرم ازم پرسید تا حالا دوست پسر داشتی با سربلندی
بگم نه نداشتم ..فامیلا وهمسایه هامون به سرم قسم میخورن ولی نا امیدم میکنن میگن همچین پسری اصلا وجود نداره
ولی من به خدا و عدالتش ایمان دارم ومنتظر نیمه گمشده ام میمونم .
از خدا میخوام همه به آرزوهاشون برسن.

با سلام خدمت همه عزیزان

با سلام خدمت همه عزیزان وسروران گرامی (خانمها وآقایان)
من که اینو مینویسم ۳۳ سالمه از لحاظ قدو قامت و زیبایی به گفته دیگرا نچیزی کم ندارم ،فوق لیسانسم در دانشگاه سراسری وپدرم م شغل مهمی داشته والان بازنشسته شده ۲ فرزند هستیم ووضعیت اقتصادی متوسطی داریم ومحجبه وچادری هستم.اینها رو گفتم که مخصوصا اونایی که یه فاکتور رو بهونه میکنن بدونن از ۱۸ سالگی هم برام خواستگار میومد ولی یه مشکله بزرگ نه تنها برای من که برای خیلی از آدمها اعم از دختر وپسر وجود داره واون اینکه "فرهنگ و ارزشهای جامعه عوض شده " واین بزرگترین درده در اجتماع ما من منکر این نیستم خیلی ها دنبال خونهو ماشینن اما در قبالش خیل خونواده پسرها هم دنبال قد بلندو سفیدی و شغل پدرو حتی نمای خونه دختر هستم؟! ایا واقها اینها ملاکهای درستی هستن؟!!!!!!! بدتر از همه میدونین چیه؟ اینکه حتی من ۲مورد خواستگار داشتم که پدرانشون مذهبی بودن و حتی مجلس بله بران را رو برای اینکه یه مسآله جزیی مطابق میلشون نبوده علی رغم ۲ سوال خواستگاری یواصرار فرزندشون بهم زدن !!!!!و طرزفکرشون اینه که اگر موقعیت بهتری بود نباید اونو از دست داد!
نه عزیزان مشکل از شما من و....نیست یه عده ای در این جامعه با کوتاه فکری فرهنک رو عوض کردن. هیچ خانواده پسری (اقا پسرا شماها که نمیدونین خونواده هاتون وقتی زنگ میزنن به خونواده دختر چی میگن وبه دروغ به شما میگن چیزی نگفتیم وهر ملاکی که شما بگید اونا عکشو میپرسن!!!!!!!!)نمی پرسه دختر نجیب هست ؟خونواده خوبی داره؟اخلاق داره؟و...........کلا اخلاق محو شده ! من به این نتیجه رسیدم مال مهمه نه اخلاق!!!!! واین در جامعه ما درد نیست ضجر هست! خونواده هاتون وقتی یه دختر مجرد میبینن این جمله بی ربط رو نگن که حتما سخت گیر بوده !!!!!!!!! بماند که خود اقایون چه حرفهای ریز ودر شتی از سروکله شون بیرون میریزه!!!!! آیا یه همچین مردهایی قابل اعتمادن؟! یا برعکس زنهایی قابل اعتمادن؟!!!!!!!!!!!!

سلام اینجور که شما میگین مثل

سلام اینجور که شما میگین مثل اینکه اسلام هم به زیبایی و توانایی جسمی اهمیت میده...حالا اونایی که این خصوصیات رو ندارن نمیتونن ازدواج کنن ؟در حالیکه خدا اونا رو اینجوری آفریده...آیات قرآن هم داریم که خدا شما را در رحم مادران تصویر میکند یعنی خدا خواسته...یه سوال دیگه این که چرا آدما اینقدر با هم متفاوتن هم از نظر ظاهر هم جسمی و هم استعدادی و...؟درسته تا سلامتی هست آدم نباید ناشکری کنه ولی وقتی یک انسان این چیزا رو میبینه دلش میگیره...انسانه عاطفه داره...خواهشا جواب منو درست بدین...من میدونم که خدا عادل هست...ولی با این همه تفاوت چجوری باید درکش کنم؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
لطفا مراجعه فرمایید:
http://www.soalcity.ir/node/53

نظرات