مشکلات و اختلالات روانی

چه کنم که افسردگی هایم تمام شوند؟ راهکار عملی بدهید.

افرادي كه از اين بيماري رنج مي‌برند اغلب در زندگي روزمره غرق شده‌اند. تعيين هدف براي افراد حتي بدون از دست دادن انرژي كه با افسردگي همراه است به اندازه كافي مشكل است. اين تكنيك به فرد مي‌آموزد چگونه كارها را به بخش‌هاي كوچك‌تر و آسان‌تر براي اجرا تبديل كند.

افسردگي گرفتم از زندگي کردن ديگه خسته شدم باهمه بحثم ميشه نمي دونم چيکار کنم!!

فقط در صورتى مىتوان برچسب افسردگى را به كسى زد كه حداقل پنج علامت از نشانه هاى ذكر شده، به صورت مستمر در او مشاهده شود: ۱. خُلق افسرده در اكثر مواقع روز (مثل احساس غمگينى و پوچى) ۲. كاهش قابل توجهى در علاقه يا احساس به فعاليتهاى روزمرّه (تقريباً در همه روز) ۳. بىخوابى يا پرخوابى تقريباً هر روز ۴. احساس خستگى مفرط تقريباً هر روز ۵. تحريك يا كندى روانى - حركتى تقريباً هر روز ۶. احساس بىارزشى ۷. كاهش تمركز و كاهش توانايى تفكر

نامزدم رو خیلی دوست دارم ولی نمیتونم رفتارای بچگونشو تحمل کنم!!!

شخصیت وابسته

شهر سوال ـ با همین توصیفات اندکی که شما فرمودید، مهمترین مسئله و هشدار برای شما رفتار بچه گانه ایشان است که میتواند ناشی از یک شخصیت روانی نابالغ و یا وابسته باشد. به هر حال این مسئله لازم است توسط یک روانشناس مورد بررسی و کارشناسی قرار گیرد.

راه خلاصی از تلقین منفی و اوهام و افکار مزاحم چیست؟

از تلقین منفی و نمی توانم خودداری کنید. این کار ممکن است دشواری هایی داشته باشد اما شدنی است، انچنانکه بسیاری از افراد توانسته اند، و شما هم کافی است خود و توانایی هایتان را باور کنید. برای این کار لازم است لیستی از توانایی هایتان را تهیه کنید. سپس خواهید دید که شما توانا هستید و قادرید مدیریت فکر و غریزه داشته باشید.

چگونه احساس ناامیدی را از خود دور کنیم؟

درمان ناامیدی

رخدادها و واقعیت‌های زندگی را پذیرا باشید؛ هر چیزی که برایتان اتفاق می‌افتد را بپذیرید، ‌بسیاری از افراد می‌خواهند از زیر بار احساسات غم‌انگیز شانه خالی کنند چرا که برای آنها دردناک است اما تنها پذیرفتن واقعیت است که آنها را آرام خواهد کرد.

چطور خودم را از افسردگی و افکار منفی خلاص کنم؟

قطعا بیماری های ذهنی و فکری مانند بیماری های جسمی نیاز به درمان تخصصی دارد و هر گونه درگیری با این افکار بدون برنامه تخصصی باعث مشغولیت فکری و در نهایت موجب به وجود آمدن ناکامی و افسردگی خواهد شد. برای داشتن یک برنامه و راهکار درمانی نیاز است ریشه این وضعیت شناسایی شده و اولویت درمان (افسردگی،وسواس) مشخص شود این ریشه شناسی و آسیب شناسی و برنامه درمان نیاز به مراجعه به روان شناس بالینی دارد.

دائم فکر می کنم که انگشت نمای مردم هستم و دیگران نسبت به من نظر منفی دارند. چطور خودم را از شر این وسواس فکری خلاص کنم؟

وسواس فکری

یکی از زمینه های نفوذ افکار وسواسی در انسان بروز افکار منفی و قضاوت در مورد شخصیت خود است. در واقع شما دائما نگرانید که دیگران در مورد شما چگونه قضاوت می کنند یا چه می گویند؟ یا اینکه نگرش اجتماعی دیگران نسبت به شما چگونه است؟ در حالی که اگر این افکار را تحت کنترل درآورید کمتر شما را آزار می دهند و خود به خود بدون فراخوان وارد ذهن شما نمی شوند.

اصلا نسبت به خودم احساس خوبی ندارم از خودم بدم میاد. فکر میکنم عاقل نیستم، زیبا نیستم و... چطور از این افکار منفی خلاص شوم؟

افکار منفی

چنین افكار منفی‌ای می‌تواند امید به آینده را از بین ببرد و فرد را برای طی مسیر زندگی، تنها و ناامید رها كند، اما چون اعمال ما نتیجه افكارمان است، اگر بتوانیم تفكراتمان را تغییر دهیم، حتما قادر خواهیم بود طور دیگری هم عمل كنیم و در نتیجه زندگی متفاوتی خواهیم داشت. پس در این مورد هم باید سعی كنید و با تمرین، افكار منفی را به فكرهایی مثبت و انرژی‌بخش تغییر دهید.

چگونه مثبت فکر کرده و مشکلات زندگی را مدیریت کنم؟

اگر از زندگی انتظارات واقع بینانه داشته باشید، بهتر می توانید با این مشکلات برخورد کنید. بدانید که موفقیت یک هدف متحرک است و در دنیایی که پیوسته در حال تغییر است، باید با زندگی برخورد پویا داشته باشید.

آیا غم و اندوه زیاد در مراسم دینی ما سبب نمی شود که افرادی افسرده باشیم؟

غم به خودی خود بد نیست. همان طور که درد به خودی خود بد نیست. چرا که بدترین بیماری ها، بیماریهایی هستند که درد ندارند. و غم با افسردگی فرق می کند. ضمن آنکه دین مناسبت های شادی آفرین و تشویق به لذت و شادی دارد. البته شادی انسانی و عاقلانه و پایدار

صفحه‌ها