آیا دوستی دختر و پسر اشکال دارد؟

رابطه و دوستی پسر و دختري که نامحرم هستند، به گونه‌اي که امروز در جامعه ما وجود دارد و مرزها و احکام شرعی مراعات نمی شود، حرام و داراي اشکالات متعدد است. چرا كه اين نوع دوستی ها، مانند دوستی دو دختر، يا دو پسر با هم نمی باشد. آنچه در اين دوستی ها مبادله مي شود، غير از دوستی های با همجنس خواهد بود.
در آغاز نوجوانی به علت بیداری غرايز و شدت حالات هیجانی، گرایش دختران و پسران به دوستی با جنس مخالف بیش تر مي شود. داشتن دوست، اعتماد به خود را تأييد و تقويت می کند. نيازهای عاطفی و احساسی را تا حدی تأمين می نمايد؛ در صورتي که پيوند دوستی گسسته شود، شخص نسبت به ارزش های وجودی خود دچار شک و ترديد می شود.
بعضي از نوجوانان و جوانان، داشتن دوست دختر را نوعی محبوبيت، قدرت اجتماعی و موفقيت براي خود محسوب می کنند. در شرايطی که توانايی تشکيل خانواده از طريق ازدواج را ندارند، عده اي از آنان، نيازهای جنسی و عاطفی خود را از طريق دوستی هاي افراطی برطرف می نمايند. متقابلاً برخي دختران ارتباط با پسران را نوعی جذابيت براي خود تلقی می کنند، متأسفانه اکثر قريب به اتفاق اين دختران تصور می کنند که اين دوستی ها به ازدواج منتهی می شوند.

اصولاً تحول عاطفي دختران متفاوت از پسران است. پسران نسبت به جنبه غريزی تخيلات خود غافل باقی نمی مانند، اما دختران در اين دوستی ها معمولاً به دنبال عشق آرمانی و رمانتيک هستند. آن ها اين عشق را آسماني و پاک می دانند. خيانت در آن را گناهی بخشش ناپذير می شمارند.
پسر جوان در جست و جوی لذت های جنسی خود با وعده های فريبنده و دروغين، دختر جوان را تسليم خواسته های خود می کند. پس از مدتی روابط نامشروع، و در پی آن تسليم نشدن پسر براي ازدواج، دختر جوان دچار آسيب رواني مي شود. احساس افسردگی، پوچی و بي ارزشی می کند.

متأسفانه در فرهنگ ما، آسيب های اجتماعی، تربيتی و رواني چنين دوستی هايی بيش تر متوجه دختران است. پسران بدون هيچ گونه محدوديتی، تجربه های متنوع اين دوستی ها را پشت سر می گذارند. اما دختر، اگر يک نمونه چنين دوستی با جنس مخالف را تجربه کند، تا پايان عمر شأن و حرمت خويش را از ديدگاه خانواده و جامعه از دست می دهد.
برچسب ناشايست بودن را با خود حمل می کند. آثار سوء اين تجربهِ منفی پس از ازدواج هم به نوعي در زندگی اش نمايان مي شود.
دوستی های خيابانی، عاري از شکوفايی محبت و عشق واقعی است. بيش تر يک پيوند غريزی است. اگر هم به ازدواج منتهی شود، پشتوانه عشق و محبت ندارد. چنين ازدواجي دوام پيدا نمی کند؛ زيرا پسر و دختر جوان بيش تر شريک لذت هاي جنسی يکديگر بوده اند. زندگي واقعي پس از ازدواج امری فراتر از ارضاي غرايز جنسي است. در تجربه اين دوستی ها، فرصتی براي انتخاب و شناخت صحيح يکديگر به وجود نمی آيد، زيرا در اوج هيجانات ناشی از غرايز جنسی، افراد نمی توانند عاقلانه و آگاهانه يکديگر را بشناسند و انتخاب کنند. اگر هم اجباراً ازدواجی صورت گيرد، پس از مدتی کوتاه به جدايي و طلاق منتهی می شود.

به طور كلي دوستي دختر و پسر آسيب های فراواني دارد از جمله؛

۱- فقدان شناخت درست و واقع بينانه:
معمولا ادعا می شود اين گونه روابط و دوستي ها به انگيزه ازدواج شكل مي گيرد، ولي با كمي دقت فهميده مي شود، روح حاكم بر اين دوستي ها عشق ورزي كور است، نه خرد ورزي. اين نوع انتخاب كه در فضايی آكنده از احساسات و عواطف انجام می گيرد ، به دليل عدم شناخت عميق و واقع بينانه، زندگي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار می سازد.

۲-ايجاد جو بدبيني:
دختر و پسر نسبت به هم پس از ازدواج اعتماد نداشته و احتمال وجود رابطه اي ديگر را می دهند.

۳-افت تحصيلي يا ركود علمي:
به علت تمركز و توجه صرف به ديدارها و ملاقات حضوري و تلفني مانع بزرگي براي رشد و ترقي علمي ايجاد مي شود.

۴- عدم استقبال از تشكيل خانواده:
اين گونه روابط و دوستی ها معمولا به انگيزه تفنن و سر گرمی شكل می گيرد. در خلال آن از خود باوری و زود باوری دختران سوء استفاده می شود. حس تنوع طلبی انسان از يك طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف ديگر باعث می شود برخي سراغ ازدواج و تشكيل خانواده نروند.

۵- اضطراب، تشويش و احساس نگراني:
در دوستي های موجود بين دختران و پسران به علت مقاومت خانواده و جامعه در برابر اين مسئله، اين گونه دوستی ها با مخاطرات روانی گوناگون از جمله اضطراب و تشويش همراه است. وجود افكار ديگری جون احساس گناه و نگرانی از تهديداتی كه توسط پسر برای فاش كردن روابطش با دختر صورت می گيرد، يك تعارض درونی و اضطراب مستمر را دنبال خود دارد.

۶-محروميت از ازدواج پاك:
دخترانی كه در پی اين روابط هستند، معمولا به جرم آلودگي به اين روابط، شرايط ازدواج پاك را از دست می دهند. البته اين گونه روابط ناسالم حتي در ازدواج پسران نيز تاخير ايجاد می كند.

facenama

دیدگاه‌ها

به نام خدا

به نام خدا
سلام
علیرضا هستم ۲۶ ساله
شاید اگر این مطلب را ۵ سال پیش می خواندم فقط به آن می خندیدم ولی حالا که می خوانم این مطلب را با خط خطش موافقم کاش نوجوانان (چون جوانی از نظر من از سن ۲۵ سالگی آغاز می شود متاسفانه) در جامعه ما این مطلب را بخوانند و باور کنند که کاملا درست است کاش این مشکلات برای هیچ نوجوانی پیش نیاید
یاعلی

من ۱۵ سالمه با یک دختر ۱۵

من ۱۵ سالمه با یک دختر ۱۵ ساله دوستم میخواستم بدونم میشه باهاش دوست باشم.

نه تا حالا همو دیدیم نه چیزی.

مادرم روانشناسه و میدونه من باهاش دوستم. میگه نه ایرادی نداره.

اها راستی ما اصلا مثل بقیه نیستیم که دنبال عشق و عشق بازی باشیم. چون حوصله این مسخره بازیا رو نداریم فقط دوسن معمولی مثل خواهر یا برادر.

هر دومون قبول کردیم که باید مثل خواهر و برادر باشیم.

خواهش میکنم زودتر جواب بدید.

یا به ایمیل یا همین جا

تصویر پاسخگو

با سلام

با سلام
از نظر دینی هر گونه رابطه عاطفی و عاشقانه بین دو نامحرم نادرست و غیر مجاز است .
حال در این ارتباطی که بین شما و آن دختر خانم هست اگر هیچ احساس عاشقانه ای بین شما نیست و در ارتباط شما هم همه مسائل شرعی از قبیل نگاه به جاهایی که پوشاندن آن از نظر شرعی واجب است و نیز رد و بدل شدن کلمات عاشقانه هم در بین نیست ، صرف ارتباط اشکالی ندارد .

خیلی ممونم موثر واقع شد

خیلی ممونم
موثر واقع شد

پدر ومادرها که در خانه جوان

پدر ومادرها که در خانه جوان مجرد دارند بیشتر رعایت کنند
اگری خواهر یا برادری در خانه نامزد میکند و در آن خانه مجرد هست مواظب رفتار خود باشند چه در خانه و چه در بیرون خانه مثلا در بیرون دست هم را نگیرند
پدر و مادرها برای ازدواج جوانهایتان قدم بردارید و مدام خواستگارهای دخترتان را به خاطر منافع خودتان رد نکنید و به پسرتان نگویید زود است ازدواج دیر نمیشه کار پیداکن خونه بخر بعدا
دختری میگفت ای کاش مادرم به جای ۱۵ سالگی ۲۵ سالگی ازدواج میکرد تا مرا امروز درک میکرد سرخود خواستگارهای مرا رد نمیکرد
به امید رعایت موارد فوق ذکر تا جامعه بدون...

سلام من یه جوان ۱۸ ساله هستم

سلام من یه جوان ۱۸ ساله هستم میخوام ازدواج کنم ولی پدر و مادرم اصلا موافق نیستن نه این اینکه موافق نباشنا فقط بهم میگن نه پول داری نه کار نه خونه نه ماشین منم نمیدونم چکارکنم لطفا جواب منو بدید که چجوری میتونم به نیاز های جنسیم پاسخ بدم ممنون

با عرض سلام و تشکر از

با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

اگر فرد مورد نظر شما براي ازدواج گزينه مناسبي باشد، شما مي توانيد از انتخاب خود دفاع کنيد يعني اگر شما از نظر عقلاني و بر اساس ملاک هايتان نه با هندي بازي و عاشق شدن افراطي، همسر آينده تان را انتخاب کرده باشيد و هم کفو بودن از نظر مذهبي، اقتصادي، فرهنگي، تحصيلات، قيافه و... را رعايت کرده باشيد مي توان گفت فرد موردنظر شما، گزينه مناسبي براي ازدواج است اما معمولا مخالفت والدين با فرد انتخابي فرزندشان، به دليل نداشتن ملاک هاي اصلي و هم کفو نبودن فرد با فرزند يا خانواده شان است. البته اين جمله به معني اين نيست که هيچ پدر و مادري در اين باره اشتباه نکرده اند و هرگز تصميم هاي آنان نادرست نخواهد بود.

ازدواج با رضايت والدين، آرامش بيشتري را براي شما در پي دارد اگر والدين شما با دلايل نه چندان منطقي با ازدواج تان مخالفت مي کنند مي توانيد با چند راه حلي که در ادامه خواهيد خواند، تلاش کنيد که نظر مساعد آن ها را جلب کنيد.

۱ - اول از همه بگوييم که تهديد، پرخاشگري، دعوا يا فرار از خانه و ... به هيچ نتيجه اي نمي رسد و فقط آتش معرکه را بيشتر مي کند. بنابراين از فکر راه حل هاي بيهوده بيرون بياييد و بيشتر تلاش کنيد در سکوت و آرامش ماجرا را پيش ببريد.

۲ - با والدين تان صحبت کنيد، در شرايطي آرام و منطقي بحث را پيش بکشيد و سعي کنيد نظر مثبت شان را جلب کنيد. والدين شما، حتما دلايلي براي مخالفت شان دارند. آن ها را بشنويد و سعي کنيد فارغ از شور و شوق عاشقي و هيجانات مقطعي، اين دلايل را تحليل کنيد. شايد واقعا حق با آن ها باشد. مي توانيد اين دلايل را با فرد سومي که به بي طرفي او اطمينان داريد در ميان بگذاريد و با او مشورت کنيد. اين فرد مي تواند دوست، استاد، بزرگ فاميل يا مشاور باشد.

۳ - والدين گاهي به خاطر بي اعتمادي به شما با انتخاب تان مخالفت مي کنند، چون فکر مي کنند به قدر کافي بزرگ و عاقل نشده ايد. در اين شرايط بايد دلايل خود را از انتخاب فرد مورد نظر تشريح کنيد و با صحبت هاي منطقي به پدر و مادرتان ثابت کنيد که بزرگ و قابل اعتماد هستيد.

۴ - اگر هيچ کدام از راه ها نتيجه نداد، سعي کنيد همراه والدينتان پيش مشاور خانواده برويد و در شرايطي منصفانه درباره مشکل صحبت کنيد.

نکته نهایی:
به والدینتان در فضایی صمیمی بگویید که می توان طرح آیت الله امینی را پیاده کرد که دختر و پسر تحت اشراف والدین چند سال دوران نامزدی را طی می کنند تا مشکلات رفع شود و وارد زندگی شوند.
خودتان را به والدین اثبات کنید.

موفق باشید.

من دوازده سالمه و میدونم بچه

من دوازده سالمه و میدونم بچه سنم.از یه پسره خوشم میاد و این رابطه دو طرفس.ولی من نمیخوام ازش ضربه بخورم پس سعی میکنم زیاد بهش فکر نکنم ولی نمیشه.
خانوادم اصلا از این جور تیریپا خوشش نمیاد.ینی دوستی و...حالا
من دوسش دارم و قابل انکار نیست و میخوام اگه ممکن باشه باهاش باشم ولی احتمال یه درصدم نمیدم ک والدینم این استدلالو به من بدن.
میخوام نظر شما رو هم بدونم؟؟؟
ممنونم

با عرض سلام و تشکر از

با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

به غیر از مطالبی که در پست و کامنت ها نگاشته شده، توجهتان را به یک نکته اساسی جلب می کنم و آن اینکه:

دخترها چون در روابط عاطفی‌تر و احساسی‌ترند، وقتی با شكست مواجه می‌شوند، بیشتر صدمه می‌بینند. آنها گاهی وقت‌ها در شرایط بسیار منفی قرار می‌گیرند و امكان ازدواج‌ بعدی‌شان به شدت كاهش می‌یابد. پسرها هم دنیای شكننده‌ای دارند و خیلی سخت خودشان را بازسازی می‌كنند. دختر و پسر احساس می‌كنند كه روح لطیفشان را در یك سری روابط تیره كرده‌اند. با چه امید و آرزویی به هم دل می‌بندند، اما وقتی این روابط آن‌طور كه تصور می‌كردند پیش نمی‌رود، دچار سرخوردگی‌های فردی و اجتماعی می‌شوند.» اینجاست كه «چرا انسان كند كاری كه باز آرد پشیمانی» در موردشان مصداق پیدا می‌كند.

طبق آمار موجود و فضاهای مشاوره ای که موجود است، اکثر دختران در این رابطه ها جز توبیخ و سرزنش خود کار دیگری ندارند!

پبروز و سربلند باشید.

این جواب من برای اسما خانم

این جواب من برای اسما خانم هست.
ببین اسما خانم اگر من با سن شانزده سال با دختری هستم که یک رابطه خیلی عادی دارم،خب عادیه.
اما برای شما که احتمال میدم در خانواده یا بین دوست هایی که از این حرفا زیاد میزنن باشید.
ولی این کار در این سن خیلی زوده.
درسته دست خودتون نیست.این بلوغ زود رسه.
خوانواده من قبول کردن که من با یک دختری بزرگ تر از خودم دوست باشم.
اول ببینید که اون اقا پسر شما رو برای چیتون میخواد.برای قیافه؟برای دوستی طولانی؟یا برای استفاده کردن.
مثلا من برای این با اون دختر دوست که هم احساسات دخترارو بهتر بشناسم،هم امکان داره که باهاش هم دانشگاهی بشم،هم یه دوستی داشته باشم.چون تنها دوستمه
به نظر من این دوستی شما و اون آقا پسر زود گذره.چون مغزتون در حال تقیراتیه که بعدا در کتاب درسی میخونید.
پیش پسره برید و بپرسید چرا دوست داره با شما دوست بشه؟ایا دوستیتون قراره طولانی باشه یا زود گذر؟
در هر حال برید با پسره حرف بزنید.
ولی بازم میگم برای این سن زوده.چون بعدا ظربات شدیدی میخورید.

سلام اقا پدرام شما خودتونم

سلام اقا پدرام شما خودتونم الان زوده براتون ک این چیزارو شروع کردید و من خودمم شونزده سالمه و در سن شانزده سالگی هم هنوز مغز در حاله رشده و ما نمیتونیم ب همین راحتی تصمیمبرای رابطه با جنس مخالف بگیریم من خودم سه بار عاشق شدم هر سه بارم صداشو در نیاوردم ک چیزی نشه و راحت ترکش کردم فقط نباید قراره دیدار یا این جور چیزا گذاشت راحت مشکل حل میشه اگرم فک میکنید طرف ناراحت میشه میتونید ب بهانه درس دارم هی قرارو عقب بندازید مطمن باشید خوده طرف هم کم کم این عادتو ترک میکنه و حتی ناراحتی هم پیش نمیاد

خطاب به اسماخانم اين علاقه اي

خطاب به اسماخانم اين علاقه اي كه شماازش حرف ميزني علاقه نيس وتنها عادته واصلا هم عواقب خوبي نداره واخرهم موجب پشيموني جفتتون ميشه من جاي داداش بزرگ ترت همين الان رابطتتوتموم كن چون هرچي بگذره جدايي سخت ترميشه من خودم تجربه ي ايروابطوداشتم اخرش چيزي جزپشيموني نيس.ياعلي

یه دوستی خیلی معمولی چی ؟؟؟؟؟

یه دوستی خیلی معمولی چی ؟؟؟؟؟؟در حد لایک کردن و کامنت گزاشتن ؟
کامنتایی مثل:چند سالته و از کجایی؟ و از این حرفا
خواهش می کنم زود جواب بدین منتظرم

تصویر سید پاسخگو

با سلام

با سلام
هر گونه رابطه ای که باعث به وجود آمدن علاقه بین طرفین شود و هر گونه ارتباط(حضوري، تلفني، پيامکي، اینترنتی) با نامحرم حرام و از گناهان بزرگ است و مقدمه گناهان بسیاری نیز خواهد شد، آخر این ارتباطات عذاب خداوند در آخرت و بی آبرویی در این دنیا و عذاب وجدان در آینده خواهد بود.

با سلام

با سلام
با توجه به پاسخ های افراد ( و پاسخگو ها) برام سوالی پیش اومد.
اگر بخوام رابطه ای برقرار کنم که توش(فقط دیدن یکدیگر و گپ دوستانه بدون صحبت های عاشقانه) دختری نقش خواهر بزرگتر رو برای من ایفا کنه و عشقی شدید در میان نباشه و فقط عزیز بودن طرف مطرح باشه اونم به دلیل کمک هایی که به من کرده، در این صورت میشه باهاش دوست بشم؟
(البته منم نقش مفیدی براش بازی میکنم و بهش کمک میکنم)

تصویر سید پاسخگو

با سلام

با سلام
این ارتباط حرام وگناه است ومجاز نیست.
موفق باشید.

سلام

سلام
من ۱۶ سالمه دوست پسرمو والدینم فهمیدن و مدام گوشیمو میگیرن یه دفعه عاشق شدم ولی اون ترکم کرد باز هم الان عاشقش شدم دوس پسرم گفته ک به پام میمونه به نظر شما این رابطه من و اون درسته؟؟؟؟

تصویر سید پاسخگو

با سام

با سام
این ارتباط حرام وگناه است ومجاز نیست.
موفق باشید.

فورا نباید بگید گناهه اقا سید

فورا نباید بگید گناهه اقا سید

از نظر من اشباهه نه گناه(اقا سید اول باید تحقیق کنید بعد در این مورد صحبت کنید نه با صحبت چهار نفر بیاید بگید گناهه)

به نظرم با خونوادتون بشینید صحبت کنید

ببینید علت رد اون پسر چیه؟شاید با صحبت راه حلی پیدا بشه.ولی به یک چیز هم دقت کنید.از تمام جهات باید اون پسر رو تست کنید.ببینید خلاف انجام میده یا .......

خیلیا هستن برای دوستی موقت دوست میشن و اروم اروم شما وارد این دوستیا میشید

چون خودم به چشم میبینم میگم.

تصویر سید پاسخگو

با سلام و تشکر از اینکه به

با سلام و تشکر از اینکه به سایت شهر سوال آمده اید
اولا که شرعا اینگونه ارتباطات چون همراه با مفسده است و احتمال به گناه افتادن در آن وجود دارد، غیر از اشتباه، حرام و گناه هم است.
دوما اگر قرار بود که اسلام این دوستی های موقت با نامحرم را تایید کند دیگر قرار دادن چیزی به عنوان ازدواج در دین برای زن و مرد، کاری بیهوده و عبث بود و نیاز نبود چون تمام نیازهای ما با همین ارتباطات برطرف می شد و در قرآن چیزی به اسم ازدواج نبود بلکه با همان جمله که ما زن و مرد را قرار دادیم تا در کنار یکدیگر آرامش پیدا کنند، حالا از هر راهی که می توانند بسنده می کرد و این همه به ازدواج بها نمی داد.
پس بهتر است به جای اینکه تامل راجع به آن پسر داشته باشیم تامل و تفکر به آیات قرآن داشته باشیم همانا که رستگاری و عاقبت به خیری ما در آن قرار دارد.
موفق باشید.

سلام

سلام
اگه دوستی از اول به قصد ازدواج باشه و خانواده ها هم از رابطه خبر داشته باشن بازم گناهه؟

تصویر سید پاسخگو

با سلام

با سلام
در هر صورت چون این ارتباط(دوستی) مفسده دارد حرام می باشد. هر چند خانواده های دوطرف در جریان امر باشند مگر اینکه با رضایت پدر دختر ازدواج دائم یا موقت کنند.
موفق باشید.

با سلام و خسته نباشید. دختری

با سلام و خسته نباشید. دختری هستم ۱۸ ساله. محجبه و مذهبی. اما متاسفانه یه یک ساله و خورده ای هست که با یه پسر دوست هستم.وشدیدا بهم دیگه علاقه مند هستیم.ایشون اصراردارن که بیان خواستگاری و ازدواج کنیم اما من میترسم باهاش ازدواج کنم. میترسم از اینکه بعداز ازدواج این عشق فروکش کنه و نسبت بهمدیگه دل سرد بشیم. ولی من به مسائل دینی خیلی اعتقاد دارم و عذاب وجدان دارم از اینکه با یه نامحرم حرف میزنم. لطفا منو راهنمایی کنین که اگه باهاش ازدواج کنم خوشبخت میشیم یا باعث جدایی میشه. باتشکر..

تصویر مشاور شهر سوال

سلام. به شهر سوال خوش آمدید.

سلام. به شهر سوال خوش آمدید. خواهر گرامی، متاسفانه معمولا شرایط دشوار اینگونه را خودمان برای خودمان رقم می زنیم. هرچند علاقه دو جوان دختر و پسر شاید امری طبیعی به نظر بیاید اما همانطور که خودتان میدانید، رفتارهای ما و روابط ما در شرایط مختلف، در ایجاد، و تقویت چنین علاقه هایی بسیار اثرگذار و تعیین کننده اند. البته در مورد سوال شما باید عرض کنیم که پاسخ به آن هم کاری دشوار و هم مفصل است. با یک سوال کلی ، درحالیکه ما هیچ جزئیاتی از وضعیت شما نمیدانیم طبعا نمیتوانیم در مورد ازدواج شما با ایشان قضاوتی هم بکنیم. در مورد خوشبخت شدن هم که به مراتب وضع بدتر از این خواهد بود. بنابراین به صورت کلی خدمت شما عرض می کنیم که اولا سعی کنید ارتباطات خود را با ایشان روز به روز محدودتر کنید. هرچند قطع این ارتباط شاید پس از نزدیک دو سال ارتباط دشوار باشد اما کم کردن این ارتباط امکان پذیر است.(مثلا اگر تماس تلفنی داشتید، آن را کاهش دهید، تا جایی که بتونید به راحتی چندین روز تماس نداشته باشید). در کنار این کار، اجازه دهید ایشان از طریق خانواده برای خواستگاری اقدام کنند. بلکه بالاتر از این، بگویید تنها راه ادامه ارتباط ما این است که به صورت رسمی به خواستگاری بیایید. با این کار هم جدیت و صداقت ایشان در ادعای ازدواج روشن می شود و هم از طرفی به صورت جدی و رسمی در مورد ایشان بررسی و تحقیق انجام خواهید داد و همچنین با خانواده ایشان آشنا خواهید شد. به هر صورت پس از موافقت خانواده ها و مراسم خواستگاری میتوانید جهت اطمینان بیشتر (جدای از بررسی ها وتحقیقاتی که خانواده انجام می دهند) هر دو به یک مشاور ازدواج باتجربه به صورت حضوری مراجعه کنید تا از نظر خصوصیات کلی شخصیتی و اخلاقی و گرفتن برخی آزمونها شما را در مورد متناسب بودن بیشتر راهنمایی کنند.
قطعا با این شیوه هم وجدان شما در ادامه این مسیر و ارتباط راحت خواهد بود و هم با چشمان بازتر و تا جای ممکن به دور از هیجانات عاطفی صِرف، میتوانید تصمیم گیری کنید.
موفق باشید

با سلام وخسته نباشید. ممنون

با سلام وخسته نباشید. ممنون از سایتتون. عالی بود

من دختر خوب و پاکی بودم. در

من دختر خوب و پاکی بودم. در تمام عمرم حتی یک بار هم با پسری دوست نشدم. و این جز افتخاراتم بود. اما نمیدونم چی شد درست شهریور امسال بود که وارد فضایی به اسم چت روم شدم. اسمش رو زیاد از دوستانم شنیده بودم. اونها از روابطشون و آشنایی هاشون با پسرا از تو چت روم حرف میزدند. منم اهمیتی به حرفاشون نمیدادم و به نظرم کار مسخره ای میومد. اما یک روز تو شهریور نمیدونم چی شد که وسوسه شدم برم ببینم این چت روم چت رومی که میگن چیه؟ اولش با عذاب وجدان وارد شدم. با عذاب وجدان با پسرا چت میکردم. حتی با یک پسری رابطه ی یکی دو هفته ای هم داشتم. اما فقط در حد چت کردن . اعتراف میکنم که به حرف زدن با هاش عادت کرده بودم ولی نه اینکه عاشقش شده باشم. اون حرف ها ی عاشقانه بهم میزد و من در عین حال که عذاب وجدان داشتم لذت هم میردم. میدونستم کارم اشتباهه و به خودم قول دادم هر چه سریع تر به این رابطه پایان بدم و دادم. اگر چه دیگه به اون صورت با پسری حالت دوستی نداشتم اما همچنان با بعضی ها چت میکردم. اما خب چتی که در حد بحث و گفتمان معمولی بود نه بیشتر. باز هم میدونستم دارم گناه میکنم و با شرط اینکه به زودی به این کار ها پایان میدم به چت کردنم ادامه دادم. حدود سه چهار ماه وارد این فضا ها میشدم و چت میکردم اما همچنان حس عذاب وجدان اذیتم میکرد. من همیشه نمازم رو اول وقت میخونم. ته دلم مطمین بودم این نماز منو نجات میده و داد. خودم هم نفهمیدم کی و چطوری به طور ناگهانی از چت کردن دلزده شدم. فقط میدونم نماز اول وقتم بود که نجاتم داد. من واقعا معتاد چت کردن شده بودم اما نجات پیدا کردم و بدون اینکه به جاهای باریک مثل تلفنی حرف زدن و حضوری و...بکشه همه چی تموم شد. البته میدونم همین کارم هم خیلی بد بوده و شرمنده هستم. اگر چه گناه بزرگی مرتکب شدم ولی مطمینم چون توبه کردم و تا الان خدا رو شکر دیگه این کار زشت رو نکردم خدا منو بخشیده چون خدا خودش فرموده که فقط گناه شرک و کفر رو نمیبخشه. اما همنوز که هنوزه هست یه چیزی منو آزار میده و اون اینه که اگر روزی برام خواستگار اومد و ازم پرسید تا حالا با پسری دوست بودم یا نه چی بهش بگم؟؟؟ بگم آره که اخه ابروم پیش خانوادم و بقیه میره ضمن اینکه دوستی ما فقط در حد چت بوده تازه اگر بشه اسمش رو دوستی گذاشت. اگرم بگم نه که بازم میترسم اول زندگی دروغ گفته باشم. باور کنید من از کارام خیلی پشیمونم ولی میدونم همون خدایی که دستمو گرفت و نذاشت از این کج تر برم همون خدا هم منو بخشیده ولی متاسفانه این سه چهار ماه مثل یه دوران تاریک و زشت تو زندگیمه که عذابم میده. شاید خنده دار باشه اما من از الان از همسر نداشتم خجالت میکشم......

سلام عزیزم.نمیدونم دیگه الان

سلام عزیزم.نمیدونم دیگه الان میتونی حرفامو بخونی یا نه
از نظر من اینکه میگی دختر پاکو خوبی بودی غلطه،چون هنوزم هستی
داستانت دقیقا عینه ماله منه...منم از سر کنجکاویو حرفای دوستام ب این راه کشیده شدم...ولی هر دفعه خدا ی جوری منو متوجه اشتباهم کرد،منم الان دیگه توبه کردم ک کارای گذشته رو تکرار نکنم و خیلی خدا رو شکر میکنم چون اون بیشتره همه هوامو داشتو نذاشت ب بیراهه برم...
ب نظر من دیگه ب گذشته فکر نکن،چون تغییرش نمیتونی بدی،و فقط ازش درس بگیر
درسته بیشتره دخترا ازین چیزا هراس دارن،ولی دلیلی نداره ک کسی متوجه شه...حتی اگرم شد،اینو مطمءن باش ک اگه خود خودت واسشون مهم باشی،هواتو دارن...اگه خانوادتم متوجه بشن،ته ته ش اینکه تا ی مدت سرزنش میشی ولی همین خانوادس ک پشته آدمو هیچ وقت خالی نمیکنه!
ب نظر من اسم این جور روابطو دوستی نمیشه گذاشت،ولی اگه میخوای با همسر آیندت صادق باشی،تاکید میکنم فقط کسی ک باش مطمءن بودی ازدواج میکنی،اگه ازت چیزی پرسید،راستشو بگو...هیچ وقت از گفتن حقیقت ضرر نمیکنی
و اگه اونم آدم منطقی باشه و بدونه ک اشتباهی بوده ک تموم شده و دیگه قرار نیست تکرار شه،از خطات میگذره
پس خودتو الکی واسه چیزی ک هنوز اتفاق نیوفتاده،نگران نکن
همونجور ک خدا تا الان هواتو داشته،ازین ب بدم حواسش بت هست
انشاا...ک دیگه ن تو ن من و ن هیچ جوونه دیگه ای ب بیراهه نره...

سلام

سلام
ببخشید میخواستم بدونم که ایا میشه از راه شرعی با جنس مخالف دوست شد؟
ویا اگر دوست شدیم چه کار کنیم به گناه نیفتیم و این دوستی از حد شرعی بیشتر نشه؟

تشکر از شما.

ممنون

تصویر سید پاسخگو

با سلام

با سلام
۱- تنها راه شرعی برای ارتباط با جنس مخالف ازدواج است(که ازدواج هم شرایطی دارد که باید طبق آن شرایط عمل کرد) و هیچ راه دیگری وجود ندارد.
۲- هر گونه ارتباط و دوستی با جنس مخالف حرام می باشد و همین که می فرمایید دوستی با جنس مخالف باعث به گناه کشیده شدن دو طرف می گردد و حرام می باشد.
موفق باشید.

من ۱۶سالمه و تاحالا با کسی

من ۱۶سالمه و تاحالا با کسی نبودم ولی ی ماه پیش ی پسری ب من زنگ زد و با وجود اینکه من همش ردش میکردم ولی بازم اصرار ب دوسی داش تا اینکه من قبول کردم...خودش میگه ک از اول منو واسه دوستیه ساده میخاسه ولی بعدش از اخلاق من خوشش اومده والان منو واس همیشه میخاد..منم ازش خوشم اومده ولی نمیدونم چیکا کنم...ا ی طرف دوسش دارم ولی از ی طرفه دیگه از این دوستیای پنهونی خوشم نمیاد...نمیدونم چیکار کنم خیلی وابستش شدم...لطفن راهنماییم کنید

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

ببینید معمولا ارتباطات اینگونه ای نمی تواند ملاک صحیحی برای ازدواج و تشخیص صحیح باشد.

۸ ترفند برای پشت سرگذاشتن وابستگی‌های شدید عاطفی

۱-متوجه مشکل باشید.

انسان زمانی‌که دشمنش را نمی‌شناسد به میدان جنگ نمی‌رود! آگاهی نسبت به‌وجود وابستگی، خود قدم بزرگی است که در این راه برمی‌دارید و با وجود همه مشکلاتی که دارید، همه ترس‌ها و نگرانی‌هایتان شما همواره روی پاهای خودتان می‌ایستید. شما قوی هستید و هم‌اکنون با استفاده از این قدرت ترس‌هایتان را پشت سر می‌گذارید. همین قدرت است که به مدد آن دنیایی شخصی بنا می‌نهید؛ دنیایی که در آن خودتان را دوست دارید و با خودتان در آرامش به‌سر خواهید برد.

۲-احساسات و نیازهای خود را ابراز کنید.

زمانی‌که مشکلی برایتان پیش می‌آید در مورد آن با همسرتان صحبت کنید. این امر به شما کمک می‌کند تا احساس خیلی بهتری داشته باشید. همسرتان نزدیک‌ترین فرد به شماست؛ فردی که می‌توانید به او اعتماد کنید و نخستین کمک و همراه شما به‌شمار می‌رود.همچنین می‌توانید احساسات‌تان را روی یک کاغذ آورید؛ تشویش‌ها، ترس‌ها و نگرانی‌ها. به راحتی تمام چیزهایی که موجب عصبانیت، آزردگی و خشم شما می‌شوند را روی کاغذ آورید این عمل باعث می‌شود تا چیزهایی که باعث ناراحتی شما می‌شوند، فشار کمتری روی شما بیاورند. همچنین با این کار ذهنتان را رها می‌کنید و روشی است تا از طریق آن زباله‌های فکری‌تان را تخلیه کنید. این عمل مانع شکنجه‌های ذهنی شما می‌شود. این تمرین را به فردا موکول نکنید، هم‌اکنون آن‌را انجام دهید و اثر آن‌را خواهید دید.

۳-سطح عزت نفستان را افزایش دهید.

وابستگی عاطفی همواره با عدم‌عزت نفس ارتباط دارد. غیرممکن است که در عین وابستگی‌های شدید احساسی، از عزت نفس بالایی برخوردار باشید. اولین راه حل برای غلبه بر وابستگی عاطفی، آن است که بدون شکنجه و عذاب و تخریب فکری، با مهربانی عمیقا به‌خودتان عشق بورزید.

برای آنکه دوباره به عزت نفس دست یابید نکات زیر می‌توانند مفید باشند:
هر روز ساعتی را برای خوشحال کردن خودتان اختصاص دهید.
روی نکات مثبت و موفقیت‌هایتان تمرکز کنید.
«نه» گفتن را یاد بگیرید.
به خواسته هایتان توجه کنید .
برای آنکه مورد پسند دیگران قرار بگیرید، سعی نکنید خودتان را تغییر دهید.
به‌نظر خودتان اهمیت دهید.
در ذهنتان تصویر مثبتی از خود داشته باشید.
با افراد مثبت نشست و برخاست کنید.
از خودتان مواظبت کنید.

۴-از تنها ماندن لذت ببرید

درست است که دوست دارید دوستانتان دور و برتان باشند و به امید آن هستید که دوستان و اعضای فامیل را ببینید اما زمانی‌که آنها پیش شما نیستند یا نمی‌توانید آنها را ببینید احساس غم و تنهایی و همچنین احساس فقدان عشق و محبت می‌کنید. به این مسئله فکر کنید که تنهایی نیز می‌تواند شادی‌آفرین باشد! می‌توانید از این فرصت استفاده کنید و کارهای مورد علاقه‌تان را انجام دهید: کتاب‌خواندن، گوش دادن به موسیقی، ورزش کردن، یادگیری چیزهای جدید و یا کمک به افراد نیازمند... .اگر تنها هستید، لحظات کوچکی که در تنهایی با خودتان می‌گذرانید، می‌توانند لحظات ناب شادی بخشی باشند.

۵-چگونه بحران وحشت را به‌طور مؤثر اداره کنید.

برای آنکه به‌طرز چشمگیری ترس و وحشت خود را کاهش دهید، چشم‌هایتان را ببندید و نفس‌های عمیقی بکشید. در واقع، زمانی‌که تنفستان عمیق و طولانی باشد، فعالیت ذهنی‌تان کاهش می‌یابد و بدن آرام می‌شود. غیرممکن است زمانی‌که آرام و عمیق نفس می‌کشید، عصبانی شوید.با انجام این عمل متوجه خواهید شد که بعد از چند دقیقه، آرامش به شما بازخواهد گشت.«خشم و اضطراب دارای نیرو هستند اما نیروی آرامش از آنها بیشتر است.»

۶-بر ترس مورد پسند واقع‌نشدن غلبه کنید.

جملات مثبت زیر را با خود تکرار کنید:
«حق دارم بدون آنکه عشق و توجه دیگران را از دست دهم، به دیگران «نه» بگویم.
«هر روز که می‌گذرد برایم آسان‌تر می‌شود که افکارم را بیان کنم و مردم من را به راحتی درک می‌کنند.»
«نمی توانم مورد پسند همه مردم قرار بگیرم و همه را از خود راضی نگه دارم و این امری طبیعی است.»
«حق دارم که تصمیم‌گیری کنم.»
«می‌دانم چه می‌خواهم و آن‌را به‌وضوح بیان می‌کنم.»

۷-خود را از احساس گناه رها کنید.

خانمی را در نظر بگیرید که وقتی صبح‌ها از خواب بیدار می‌شود احساس می‌کند شوهرش از دنده چپ بلند شده است، به‌طورناخودآگاه از خودش می‌پرسد «چه‌کار کرده‌ام؟» زمانی‌که پیش دوستانش می‌رود و آنها روی خوش نشان نمی‌دهند، احساس می‌کند که تقصیر اوست که دوستانش در چنین حالتی قرار دارند و حضور او موجب رنجش آنها شده است. باید بدانید که چنین احساسی اغلب موجب می‌شود فرد سکوت کند و احساساتش را ابراز نکند.

همچنین احساس گناه همانند دور باطل عمل می‌کند و اثر گلوله برف را دارد؛ از خود می‌پرسیم که چرا چنین چیزی برایمان پیش آمده است و در نهایت متقاعد می‌شویم که مطمئنا کار بدی انجام داده‌ایم و بعد در وجودمان به‌دنبال نقص‌ها و خطاهای خیالی می‌گردیم و باز هم احساس گناه بیشتری می‌کنیم... .احساس گناه به کلسترول خون شباهت دارد؛ کلسترول خوب و کلسترول بد. احساس گناه بد به‌طور پیوسته از شما یک گناهکار می‌سازد و بدون آنکه بتوانید این احساس را به یک خطای مشخص ربط دهید، دچار احساس مبهم گناه می‌شوید. از این نوع احساس گناه باید دوری کنید!
در عوض، احساس گناه خوب، به احساس مسئولیت ربط دارد. این احساس به امور مشخص و واقعی مربوط می‌شود که وجدانتان به شما ندا می‌دهد؛ دروغ، غیبت، نیش زبان... . ویژگی احساس گناه خوب آن است که می‌توانید به آن خاتمه دهید. ازاین‌رو باید بین احساس گناه خوب و بد مرز مشخصی بگذارید.

۸-از افراد موفق و قوی الگو بگیرید.

چنانچه مشکل‌تان را با افرادی که مثل شما دچار وابستگی شدید عاطفی هستند درمیان بگذارید، هیچ دردی از شما دوا نمی‌شود. احتمالا افرادی را در دور و برتان می‌شناسید که دچار این مشکل بوده‌اند اما موفق شده‌اند از پس آن برآیند. آنها را از نزدیک زیرنظر بگیرید و از آنها به‌عنوان یک راهنما استفاده کنید. به آنها نزدیک شوید و از آنان بپرسید معیارها، دستورالعمل‌ها و انگیزه، رفتار و رمز و راز موفقیت آنها چیست. این ارزش‌ها را وارد ذهنتان کنید و آنها را به‌کار گیرید.

موفق باشید.

سلام

سلام
۱۵ سالمه و دخترم
من با کسی دوست شدم ولی هدف دارم و مطمئنم بهش میرسم اصلام قرار نیست اتفاقی بینمون بیوفته
فقط همو دوس داریم و به هم قول دادیم همیشه باهم بمونیم .میگم بازم میگم مطمئنم بهش میرسم
ایا گناه محسوب میشه؟

اصلا دوست ندارم گناه کنم
نمازمم میخونم
تورو خدا جواب بدید

سلام من ۱۵ سالمهو دانش آموز

سلام من ۱۵ سالمهو دانش آموز درس خوانی هستم و دختری را خیلی دوست دارم و شدیدا مطمئنم که هرگز دوستیمان به جا های حرام نخواهد کشید هم برای عشقم هم برای خدام او را خیلیی دوست دارم و دارم دیوونه میشم او یکی از فامیل های دور ماست(دختر دختر دایی بابام) من اجازه دارم که عشقم را به او ابراز کنم؟ قول میدم به کار های حرام نرسد حتی سعی میکنم دستم هم بهش نخورد شما و از خدا قافل نشوم شما کمکککککککککککک دوستش دارمم

سلام

سلام
اگه عاشق یک دختر باشی و بخوای طولانی با او دوست باشی حتی برای ازدواج کردن باشه و پدر ومادر دو شخص هم مخالفت نکنند
حرام است یا نه

تصویر پاسخگو

با سلام خدمت شما دوست عزیز

با سلام خدمت شما دوست عزیز
هر گونه رابطه عاطفی و عاشقانه بین دو نامحرم از نظر شرعی حرام و گناه است .
دلیل این امر را در متن اصلی توضیح داده ایم .
امیدوارم با مطالعه آن بتوانید خود را از این گونه روابط دور نگه دارید .

فقط یه جمله بگم ...با نظرات

فقط یه جمله بگم ...با نظرات دیگر دوستان متفاوته.
مگه میشه کسی رو دوست داشت و یه آغوش نکشیدتش؟
من یه پسر ۱۸ ساله هستم و مدت ۹ ماه هست با یه دخر ۱۶ سالهع دوست هستم بعد ۶ ماه دوستی مجازی موفق شدم ببینمش اول مخالفت میکرد ولی الان هر هفته ای دوبار باید ببینمش. عشق یعنی وقتی پیشت نیست نگرانش باشی دل تنگ باشی...هیچ شکی هم نسبت به هم نداریم چون جفتمون عاشق همییمم و دل باخته و کسی بهع اونیکی خیانت هم نمیکند.....
یا حق

من یه پسر چهارده سالمه و می

من یه پسر چهارده سالمه و می خوام اینو بگم اگه ازدواج صورت نگیرد نسل انسان منقرض می شود.

با سلام من الان در سن ۱۶

با سلام من الان در سن ۱۶ سالگی هستم میخواستم بدونم اگه من با دختری دوستی کنم و نیت سو استفاده از اون رو نداشته باشم این دوستی حرام است یا خیر
من نیتم این است که در آینده اگه خواستم برم خاستگاری یک نفر راحت تر بتونم باهاش صحبت کن
لطفا همین جا جواب بدین
ممنون از سایت خوب و ارزش مندتون

تصویر پاسخگوی احکام

سلام

سلام

دوست بزرگوار من

هرنوع ارتباط(حضوري،تلفني،پيامکي)بانامحرم حرام است وبایدترک شودواین نوع روابط دارای عواقب وپیامدهای ناخواسته زیادی خواهد بودوسبب آبروریزی دردنیا وعذاب درآخرت می شودوزمينه سازگناهان بزرگي خواهد بود که آينده ودنياوآخرت انسان رابه تباهي مي کشاندلذاباید توبه واستغفارکندوفورأ این رابطه راقطع کند.

سلام

سلام
من يه دخترم ١٥ سالمه يك ساله با يك پسر ٢٠ ساله دوستم بيرون ميريم و ...
همو خيلي دوس داريم
قصدمونم ازدواجه
اون همه ي خانوادش يعني خالش و مادر و پدر و خواهر و برادر و همه ميدونن رابطمونو
منم مادرم و خواهرم ميدونن ولي مادرم زياد با جزئيات نميدونه..
ميخواستم بدونم به نظرتون اين رابطه واقعا به ازدواج ميكشه؟ از نظر اين كه دوسم داره مطمئنم.. و حرفم رو از روي عواطفم نميزنم لطفا كسي به سوالم جواب بده كه ولسه حرفاش دليل داشته باشه و در اين مورد ها كار بلد باشه .. مرسي

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال.
پرسشگر گرامی؛

چند نکته مهم:

۱- ازدواج از اساسی ترین انتخابهای زندگی است که به هیچ عنوان جای ریسک کردن ندارد چرا که با مسیر آینده و سرنوشت شخص گره خورده است. حال که چنین است می بایست در انتخاب همسر اسیر عواطف و احساسات نشویم بلکه انتخاب خود را مبتنی بر شناخت و آگاهی قرار دهیم چرا که تصمیم گیری و انتخاب همسر فرایندی شناختی است نه انگیزشی یا عاطفی. اگر قرار باشد این فرایند از مسیر خویش خارج و در وادی احساسات قرار بگیرد هیچ تضمینی برای اعتماد به چنین تصمیمی نیست.

۲- شما می بایست به طور جامع به جوانب این ارتباط بیندیشید تا خدای ناکرده در آینده دچار خود سرزنشگری نشوید. سوال این است که آیا در حد احتمال نباید گمان برده شود که ممکن است به هر دلیلی(عدم صداقت این شخص، منصرف شدن این شخص از ازدواج با شما، عدم رضایت خانواده ها و..)این ازدواج صورت نپذیرد؟ در اینصورت اتفاقی که می افتد این است که شما به کسی وابسته شده اید که قرار نیست با او زندگی کنید. این امر می تواند به شدت سلامت و زندگی آینده شما را تهدید کند. تجربه نشان داده است افرادی که به شخصی وابستگی پیدا کرده اند اما شرایط ازدواج انها را ایجاب نکرده است با ازدواج با شخص دیگری رنگ خوشبختی را ندیده اند!

به صورت کلی باید گفت:
پیشنهاد ما به شما خواهر گرامی این است که با آینده نگری، چنین ارتباطی را قطع و از ایشان بخواهید بدون بهانه گیری، از طریق خانواده اش از شما خواستگاری نماید و با این امر صداقت خود را به شما به اثبات برساند، آنگاه بعد از خواستگاری رسمی تازه نوبت به این می رسد که شما بررسی کنید که ایا ایشان فاکتورهای یک همسر مناسب از دیدگاه شما را دارند یا خیر؟

موفق باشید.

سلام خسته نباشید.من ۱۶ سالم

سلام خسته نباشید.من ۱۶ سالم هست و سرکارم با یه دختری اشنا شدم که هم اون من رو دوست داره و هم من اون.البته علاقه من به اون بیشتر هست و عاشقش هستم طوری که هر روز به فکرشم خانواده دختره هم مشکلی ندارن با این رابطه منم خودم به شخصه مشکلی ندارم چون اعتقادی به محرم نامحرم آن چنان ندارم.
ولی خانواده خودم مذهبی اند و فعلا چیزی نمیدونند و اگر بفهمند میدونم که مشکلاتی برای من به وجود میاد....از لحاظ فرهنگ هم خانواده خودم با خانواده اونا خیلی فرق دارن ولی من خودم اصلا با فرهنگ خانواده دختره مشکلی ندارم حتی از فرهنگ خانواده خودم بیشتر قبول دارم فرهنگشون رو .
به نظر شما چیکار کنم؟لطفا راهنمایی کنید و فقط نگید این رابطه حرام و غیر شرعی هست ...
با دلیل لطفا راهنمایی کنید...

تصویر پاسخگوی احکام

سلام

سلام

تشکر از ارتباط شما با این سامانه

برادر بزرگوار

در نگاه اول به این گونه ارتباط ها باید این موضوع را مد نظر قرار داد که خداوند راضی به این ارتباط ها نیست و قطعا این گونه ارتباط ها به سرانجام نخواهد رسید.

در ثانی: اگر واقعا شما آن دختر را دوست دارید و برای زندگی آینده خود می خواهید با او ازدواج کنید به چند نکته باید حتما توجه کنید و الا سراب خوشبختی در انتظارتان خواهد بود:

۱- دختری که به سادگی با شما رابطه دوستی برقرار کرده (به هر دلیلی) به درد زندگی نمی خورد چون وقتی این دختر برای خداوند که خالق اوست ارزش قائل نیست و به سادگی حرف خدا را نادیده گرفته و با شما دوست شده است قطعا بعدا هم به شما خیانت خواهد کرد.

۲- فرهنگ اسلامی و انسانی خانواده خودت را تحقیر نکن، اینکه پدرت "غیرت" دارد و نمی خواهد خواهرت با پسر نامحرمی دوست باشد یا دوست ندارد تو که پسر خانواده هستی با دختر نامحرمی دوست باشی این موضوع را قدر بدان نه اینکه این را نقطه ضعف حساب کن. حیوانات هم در مورد ناموسشان حساسیت دارند و افرادی که اینگونه نیستند از حیوانات هم پست تراند و تو چگونه می خواهی با چنین خانواده ای وصلت کنی و خوش بخت هم شوی!!!!

۳- بر فرض که شما بدون اجازه خانواده ات با این دختر ازدواج کردی ، این نکته را توجه کن که روز گار دار مکافات است و در آینده هم فرزندانت به همین شکل در این موضوعات به شما اهمیت نخواهند داد و زجر کش خواهید شد.

۴- بر اساس آموزه های قرآن و روایات سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت در راضی کردن و خوشحال کردن والدین است و بی جهت و برای هیچ این نعمت بزرگ را از خود دریغ نکن که در ناراحتی والدین چیزی جز بدبختی و خفت و خاری در دنیا و عذاب الیم الهی در آخرت نخواهد بود.

در پایان به عنوان برادر بزرگترت این حرف را از من بشنو:
با توجه به تجربیات به دست آمده در این دوستی ها و احتمالا ازدواج های بعد از آن هیچ خیری نیست و تنها ثمره آن بعد از چندین سال زجر کشیدن، پشیمانی و ندامت است.
گناه نکن و از خداوند دختری پاک دامن و مومن را طلب کن که خیر و سعادت و خوشبختی و آرامش تنها در کنار چنین زنانی به دست می آید نه در کنار دخترانی که چوب هراج به زیبایی و عفت و دین خود می زنندو در کوچه و بازار عشق و محبت را گدایی می کنند.

موفق باشید.

سلام و خسته نباشید

سلام و خسته نباشید
نظریه ای دارم اگر اصلاح و راهنمایی ام کنید ممنون میشم
از آن جا که در کامنت های قبلی و مطالب بالا ذکر شد فهمیدم که دوستی با غیر همجنس قطعا حرام است
حالا به کشور های خارجی و غیر اسلامی نگاهی کنید... در آن جا دختران و پسران از وقتی به دنیا می آیند تا دبستان ، دبیرستان ، دانشگاه و تا آخر عمرشان با هم ازتباط بر قرار میکنند و با هم دوست هستند . آن ها از وقتی که بروز احساساتشان صورت نگرفته است با هم هستند و وقتی هم که احساساتشان بروز میکند. اثر عادت بودن با غیر هجنس درشان وجود دارد و با چشم یک همجنس همدیگر را میشناسند . از اخلاق و رفتار یکدیگر با خبر میشوند و در آینده هم میتوانند بهترین فرد را به عنوان همسر را برای خود انتخاب کنند . بسیاری از این ازدواج ها هم تا جایی که میدانم پایدار بوده و از آن ها فرزندانی بوجود آمده اند که به اسلام روی آورده اند! علم و پیشرفت عظیمی در کشوران بوجود آمده است و جمعیتشان هم در حال رشد است . به حقوق یکدیگر احترام می گذارند و...
با توجه به پاسخ های شما منم میدانم که دوستی با افراد غیر همجنس شرعا حرام است . چون در کشور ما فقط در دوران خردسالی ارتباط با غیر همجنسان صورت میگیرد و در دوران کودکی وقتی به مدرسه میروند تا دوران نوجوانی و دبیرستانی ارتباط هایشان در دوران خردسالی به فراموشی سپرده میشود . و وقتی به یک غیر همجنس نگاه میکنند . بی اختیار به فکر هوس رانی و ابراز احساسات و برقرار کردن ارتباط با آنان به صورت ویژه و متفاوت و دوستی و عاشقی های افراطی بینشان صورت میگیرد.
چرا دوستی با افراد غیر همجنس در آنجا ، کمتر چنین اتفاقاتی بینشان دیده میشود؟؟
با تشکر از سایت مفید و خوبتون

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

در دنیای امروز که بسیاری از مرزها گشوده شده و دسترسی به امور شهوانی و جنسی بسیار آسان شده است، تمام کشورها از جمله کشورهای اسلامی از پدیده فساد رنج می برند. کشورهای اسلامی به علت ماهیت ضد فسادی که دارند بیشتر از دیگر کشورها مورد هجمه قرار گرفته اند. بله! این امور باعث نمی شود که یک کشور اسلامی از نظر فساد(فسادهای جنسی) وضعیت نامطلوبی داشته باشد. اما مطلبی که باید به خوبی دقت شود آن است که اولاً کشورهای اسلامی از جهت عمل به دستورات اسلام بسیار با هم متفاوت اند، به طوری که برخی از کشورهای اسلامی در پایین ترین حد، به دستورات اسلامی عمل می کنند. ثانیاً باید بین کشورهای اسلامی و اسلام فرق گذاشت، اگر به دستورات اسلام به خوبی عمل شود اثر خود را خواهد گذاشت اما متأسفانه امروز اکثر و اغلب کشورهای اسلامی فقط نامی از اسلام را با خود به یدک می کشند و بیشتر احکام اسلام در آنها اجرا نمی شود،از طرفی کشورهایی که قصد پیاده کردن احکام اسلام را دارند، مشکلات فراوانی در جهت اجرای احکام دارند که یکی از بزرگ ترین آنها سیطره فرهنگ غرب در تمام شؤون فرهنگی، سیاسی،اقتصادی و.. کشورهای جهان و از جمله کشورهای اسلامی است.

پس وجود فساد در کشورهای اسلامی به علت عمل به دستورات اسلام نیست! بلکه عمل ما مسلمانان است که نمی تواند از فساد جلوگیری کند. امروز تقریباً در همه کشورهای اسلامی چیزی به عنوان قانون حجاب وجود ندارد و اگر هم کسانی رعایت می کنند به علت علاقه شخصی است. [۱]

دوم- بیشتر بودن فساد در کشورهای اسلامی:

بعد از این که دانستیم نباید فساد کشورهای اسلامی را منسوب به اسلام کرد، به راحتی می توان در اینکه «فساد کشورهای اسلامی بیشتر از کشورهای غربی است»، تشکیک کرد. اگر چه کشورهای اسلامی ظاهری از اسلام دارند ولی همین ظاهر تا حد زیادی توانسته است آنان را از فساد های جهانی حفظ کند. همین دینداری ظاهری در کشورهای غربی که عموماً رعایت نمی شود اثرات مخربی بر جا گذاشته است، لذا توجه شما را به برخی از آمار فساد در کشورهای غربی جلب می کنیم:

۱. افزایش نرخ طلاق در کشورهای اروپایی که موجب فسادهای فراوانی در سطح جامعه می شود.

به گفته برخی آمارها از هر دو ازدواج در اتحادیه اروپا یکی به طلاق منجر می شود. در این اتحادیه در سال ۲۰۰۴ تقریباً چهار میلیون و هشتصد هزار نوزاد متولد شدند که حدود دو سوم آنان خارج از چهار چوب ازدواج بوده است. [۲]

۲. در فرانسه هر دو ساعت به یک زن تجاوز می شود این در حالی است که بعضی از سازمان ها از جمله انجمن مقابله با تجاوز به زنان در فرانسه معتقد است هنوز وحشت اعلام شکایت علیه تجاوز به عنف در فرانسه از سوی زنان از بین نرفته است و تنها پنجاه درصد قربانیان نزد پلیس شکایت می کنند. [۳]

۳. بنابر تحقیقاتی که وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرده است عمل و تجارت فساد و فحشا به کار و تجارتی پر سود در آمریکا تبدیل شده است که به طوری که درآمد و سرمایه آن به ۸ میلیارد دلار می رسد. اکنون حدود ۹۰۰ سینما در آمریکا مخصوص اکران و پخش فیلم های مستهجن است. [۴] بر طبق آمار مرکز مطالعات زنان و فمنیسم آمریکا، ۵۰ درصد از زنان شاغل و ۱۵ در صد از مردان شاغل در محیط کار خود مورد آزار و اذیت یا سوء استفاده جنسی قرار می گیرند. [۵]

۴. قانونی کردن ازدواج هم جنس گرایان در کشورهای غربی از جمله بلژیک، هلند، اسپانیا و .. یکی دیگر از نشانه های بارز فساد است که حتی در کشورهای ذکر شده با مخالفت هایی روبرو شده است. [۶]

۵. بنا بر برخی از آمار، مشکلات و صدمات ناشی از مصرف مشروبات الکلی سالانه موجب مرگ حدود ۶۰۰ هزار تن از مردم اروپا می شود. [۷]

این آمار و آمار دیگری که توسط مراکز رسمی کشورهای غربی ارائه شده است نمونه کوچکی است از آن چه که در غرب اتفاق می افتد.

وجود همین مشکلات است که در چند سال اخیر جوانان کشورهای پیشرفته و غربی به خصوص دختران را به طرف حجاب سوق داده است. تازه ترین آمار حاکی است علاقه دختران در این کشورها به پوشیدن لباس هایی است که حجاب بیشتری دارد. به عنوان نمونه به دو مورد از آن اشاره می شود:

۱.پایگاه اینترنتی گروه تحقیقاتی IG که یک گروه تحلیل آماری در مرکز نیویورک است اعلام کرده است: نسل جدید دختران نیویورکی بر خلاف نسل های گذشته علاقه چندانی به خود نمایی و پوشیدن لباس های بدن نما ندارند. محققان این گروه می گویند: دلیل این رویکرد جدید دختران، تمایل آنها به داشتن کنترل خویش و راحت بودن از آزار دیگران است. [۸]

۲. به گزارش خبرگزاری فارس نتایج یک بررسی جدید در ترکیه نشان می دهد در چهار سال اخیر، تعداد بانوان با حجاب در این کشور، چهار برابر افزایش پیدا کرده است. [۹]

البته بیان این مطالب بدان معنا نیست که کشور های اسلامی در حد مقبولی قرار دارند بلکه تا رسیدن به حد مقبول و شایسته راه طولانی وجود دارد.

در پایان تذکر این نکته ضروری است که آنچه در نکته دوم گفته شد مواردی از فساد است که هم ما و هم غربی ها آن را فساد به حساب می آوریم و گرنه موارد بسیاری وجود دارد که از دیدگاه آنان فساد نیست و ما آن را فساد به حساب می آوریم. حال اگر اینها را در یک مقایسه لحاظ کنیم شاید در صدد وجود و افزایش فساد در کشورهای غربی قابل مقایسه با کشورهای اسلامی نباشد.

[۱] در جمهوری اسلامی ایران حجاب به عنوان یک هنجار اجتماعی که باید رعایت شود پذیرفته شده است، اگر چه؛ شاید بتوان گفت تا اجرای کامل حجاب و عفاف و حیاء در جامعه، راه طولانی باقی است.
[۲] اسماعیلی سادیانی، مهدی، از نگاه آمار،ص ۱۲۹،انتشارات شکوری،قم،۱۳۸۷.
[۳] همان، ص ۱۶۶.
[۴] همان، ص ۲۰۷.
[۵] همان، ص ۲۰۹.
[۶] همان، ص ۲۱۹.
[۷] همان، ص ۲۲۳.
[۸] همان، ص ۹۱.
[۹] همان، ص ۹۳.

با سلام

با سلام
بی زحمت اگر مشکلی برایتان ندارد ، اگر این آمار ها را خود کشور های غربی و اروپایی داده اند ، اگر سایت خارجی ای وجود دارد که این آمار ها در آن ذکر شده باشد ، آدرس این سایت را به من بدهید تا این آمار ها را مشاهده کنم ؛ حتما سایت ، خارجی باشد و زبانش هم غیر از فارسی باشد و دقیقا گفته های شما در آن وجود داشته باشد.
با سپاس از پاسخ با دلیل و دقیقتون

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

برای آمار و ارقام موجود، با جستجویی که داشتیم به منبع کشورهای غربی نرسیدیم، اما کتابی وجود دارد که توجه تان را به آن جلب می کنیم:

----- اسماعیلی سادیانی، مهدی، از نگاه آمار،ص ۱۲۹،انتشارات شکوری،قم،۱۳۸۷.

موفق باشید.

سلام من دختری هستم ۱۸ ساله که

سلام من دختری هستم ۱۸ ساله که تو خانواده خوب و مذهبی بزرگ شدم و مادرم هم چادرسه ولی خودم نه مدت یه ساله که با پسری اشنا شدم که هیچ وقت به هم ابراز احساسات نکردیم و کلا زیاد هم با هم خرف نزدیم صحبتامون بیشتر راجب درس بوده چون اون میگه نمیخام مزاخم درس خوندنت بشم ولی حالا که درسم تموم شده حس میکنم بهم بی میل نیست و من تمام اون مدتی که باحاش حرف نمیزدم حدود چند ماه شاید بهش فکر میکردم دست خودم نیسن دارم دیوونه میشم با خاهرم مشورت کردم اون میگع به نظر من باهاش ارتباط سالم داشته باس یعنی برو بیرون با هم باشین ولی کار بدی نکنین فقط دوستای خوب باشین واسه هم خودم نمیخام اینکارو کنم احساس میکنم اگه اینکارو کنم خدا دوسم نداره از طرفی فکرش داره دیوونم میکنه تازه اون اصلا از لحاظ دینی مثل خانواده ما نیست من میخام بهش راجب تفوتمون بگم ببینم چی میگه اگر قبول کرد حتی عقد موقت کنیم؟نمیدونم چیکار کنم

تصویر مشاور شهر سوال

کاربر گرامی (راحییل)سلام. به

کاربر گرامی (راحییل)سلام. به شهر سوال خوش آمدید. به نظر نمی رسد شما قصد داشته باشید خود را به پرتگاهی که در کنارتان است بیافکنید، حتی اگر خواهرتان پیشنهاد بدهد... توجه داشته باشید که ارتباطات پسر و دختری، حتی با نیت ازدواج نیز دارای آسیب های فراوان روحی و روانی برای دختران است. همانطور که میدانید حتی این آسیب ها ممکن است بدنی نیز باشد. چنین فکر نکنید که کسانی که اکنون از ارتباطات خود و عواقب آن بسیار پشیمانند و گاهی اوقات برخی از آن ها در همین جا برای شما و ما درد دل می کنند، از ابتدا قصد داشته اند به چنین جایی برسند، نه! قطعا همه ابتدا فقط میخواهند به اصطلاح دوست باشند، اما به تدریج و گام به گام، از یک سو آشنایی و مصاحبت موجب آشنایی شده و دلبستگی و وابستگی عاطفی ایجاد می شود و از طرفی به خاطر اعتمادی که بینشان روز به روز بیشتر می شود، مراحل ارتباط را تنگ تر می کنند. در نهایت هم اتفاقاتی می افتد که خود شما بهتر از هر کسی میدانید. در مورد عقد موقت هم باید عرض کنیم، اولا این مسئله شرعا در مورد دخترانی قابل اجراست که اجازه پدر داشته باشند یا فاقد پدر و پدربزرگ پدری باشند، یا باکره نباشند. اما در صورت عدم مانع شرعی هم در مورد شما اصلا توصیه نمی شود، بی دلیل منطقی و موجه به عقد کسی در بیایید. چون این امر هم میتواند باعث راحت تر شدن خیال شما از جهت شرعی باشد و در نتیجه احتمال ارتباط نزدیک تر بیشتر می شود.
تنها در یک صورت میتوانیم ارتباط را بپذیریم، که قصد ازدواج از هر دو طرف وجود داشته باشد، و مراحل رسمی (پیشنهاد خواستگاری و سایر قرار و مدار ها) از طرف خانواده ها صورت پذیرد. در این صورت شما هم میتواندی عقد موقت شوید، هم ارتباط داشته باشید و با هم بیرون بروید و به قول خواهرتان دوستان خوب باشید، هم با خیال راحت به آینده بیاندیشید...
سلامت و سربلند باشید.

با سلام و خسته نباشید خدمت

با سلام و خسته نباشید خدمت همه ی دوستان.من محمد هستم و الان ۳ساله با خانومی دوست هستم.من عاشق ایشون هستم و ان شاال...باهم ازدواج خواهیم کرد.یک سوال از دوستانی که میگویند روابط دختر و پسر کاملا حرام هست(به نظر من این حرف شما جزء همان افراط و تفریط هست).من نمازم رو میخونم و روزه ام رو میگیرم و حدالمقدور تمام واجبات و مستحبات رو انجام میدم.واما سوالم کجای قرآن به صراحت بیان شده رابطه ی دختر و پسر حرام است؟؟؟من حتی که به دفتر مرجع تقلیدم زنگ زدم ایشون گفتن که رابطه ای که به گناه منجر شود حرام است...یاحق

تصویر پاسخگو

با سلام خدمت شما دوست گرامی و

با سلام خدمت شما دوست گرامی و تشکر از ارتباط با این سایت
دوست گرامی ! این که شما کاری را انجام می دهید دلیل بر درستی آن کار نمی شود . معیار درستی یا نادرستی ، تطبیق آن با آموزه های دینی ( قرآن و روایات) و فتاوای مراجع دینی می باشد .
و اما پاسخ سوال شما که آیا به مساله رابطه دوستی بین زن و مرد نامحرم در قرآن اشاره ای شده یا خیر ، شما را دعوت می کنم لینک زیر را که در همین سایت هست حتما مطالعه بفرمایید :
http://soalcity.ir/node/417
و اما باره تلفن به دفتر مرجع تقلید ، کاش می گفتید مرجع تقلیدتان کیست تا عین فتوای ایشان را برای تان می آوردیم .
از مراجعی که ما می شناسیم ، همه آنها نظرشان بر این است که هر گونه رابطه دوستی و عاطفی و عاشقانه بین دو نامحرم از نظر شرعی اشکال دارد و حرام است .

سلام خسته نباشید.من یک پسر

سلام خسته نباشید.من یک پسر ۱۸ ساله هستم و کنکوری ام و بطور خیلی اتفاقی با یه دختر خانم هم سن خودم اشنا شدم.ما خیلی بهم علاقه داریم و از هم خوشمون میاد.و اون هم امتحان خودشو ژس داده دختر پاکیه و اهل همه کاری نیست.منم خدا شاهده نیتم اردواجه و اصلا قصد بدی ندارم و هیچ گاه بخودم اجازه نمیدم بخاطر رفع نیازها و تمایلات خودم اون بنده خدارو قربانی کنم چون خودم هم ناموس دارم و میدونم شرایط جامعه امروزی چجوریه.حالا من فقط یک سوال داشتم.من اصلا انگیزه و علاقه ای واسه شروع درس خوندن ندارم...ایا ممکنه دلیلش اون خانم باشه؟؟؟
ایا برای شروع درس خوندن کنارش بزارم تا بعد کنکور که قبول شدم بعد واسه ازدواج و اینا مفصل باهاش صحبت کنم؟؟
چون خودشم گفته واسه درست اگه میخوای راحت باشی گوشیتو خاموش کن.

لطفا کمکم کنید اعصابم خورد شده...بهم ریختم میخوام بفکر درس و ایندم باشم.بهشم گفتم اگه من درس نخونم و بیکار بمونم فردا خودشم بخواد باباش نمیزاره باهاش ازدواج کنم....

با تشکر لطفا کمکم کنید...زودتر جواب بدید ممنون میشم

تصویر مشاور شهر سوال

دوست عزیز، شما در سن و سالی

دوست عزیز، شما در سن و سالی هستید که به نظر نمی رسد خودتان یا خانواده تان به این زودی اقدامی در خصوص ازدواج شما انجام دهند. بنابراین نیت ازدواج شما هرچند ارزشمند است اما باید بپذیرید که با شرایط شما قصدی بیهوده است. از طرفی ارتباطات دختر و پسری، دو اشکال مهم برای شما ایجاد می کند. اولا این مسئله ذهن شما را به شدت درگیر خواهد کرد و این مسئله میتواند همه زندگی و بخصوص اموری که نیاز به تمرکز دارد مانند تحصیل و درس خواندن شما را تضعیف کند. دوم این که این ارتباط در سطوح مختلف (پیام دادن، صحبت کردن، ارتباط بدنی، روابط جنسی، و ...) ادامه پیدا می کند و موجب ارتکاب شما به اعمال نادرست و گناه آلود می شود. بگذریم از این که ممکن است اثرات مخربی برای دختر مورد علاقه شما داشته باشد که خواسته یا ناخواسته شما مسئول آن خواهید بود.
بهترین کار برای شما پرداختن به درس، و تفریحات سالم است. شما باید زمان خود را به کارهایی که باید انجام دهید صرف کنید و زمان اضافه خود را برنامه ریزی کنید و به نوعی به امور سالم بپردازید. البته این نکته را می دانیم که با وجود وسایل ارتباطی و رسانه ای در این دوران، این کار به مراتب دشوارتر از گذشته است.
اما این را بدانید موفقیت در هر کاری، هرچه دشوارتر باشد، شیرینی آن بیشتر خواهد بود.
موفق باشید

با سلام‌من همین محمدی هستم که

با سلام‌من همین محمدی هستم که بالا نظرمو گفتم.عزیز من درسته کاری که من میکنم معیار برای درست ویا غلط بودن کاری نیست...خب تا اینجا قبول اما شما میگید قرآن گفته که حرامه...حالا من میپرسم آیا نوع برداشت و تفسیری که شما از قرآن استخراج کردید ویا هرکسی دیگه معیار بر درست ویا غلط بودن این امره؟؟؟؟در اون صفحه ای که شما در لینک قرار دادید من چیزی بغیر از تفسیر خودتون که درپایان متن آوردید ندیدم‌...در ضمن فقط آیه ی آخرش نوشته بود ولا متخذات اخدان که معنیش چی میشه؟؟؟دوستی های پنهانی نگیرید نه اینکه با جنس مخالف دوست نباشید...مرجع تقلید بنده آیت الله مکارم هست و من رساله ی ایشون رو مطالعه کردم واگر خواستید من براتون عکسش رو بفرستم.یاحق

تصویر پاسخگو

سلام دوست عزیز

سلام دوست عزیز
ابتدا یک نکته رو درباره تفسیر توجه بفرمایید که مفسران بزرگ ،مسائلی که در توضیح آیات شریفه قرآن می نویسن صرفا یک نظر شخصی حساب نمیشه . بلکه با اتکا به روایات معصومان (ع) که مفسران اصلی کتاب خدا هستند و قواعد علمی ، معنای آیه را برای ما بازتر می کنند .
نکه دیگر این که شما می توانید برای همان آیه آخر که فرمودید به تفسیر نمونه ، نوشته آیت الله مکارم شیرازی مراجعه بفرمایید . در ذیل همین آیه بحث ارتباط با نامحرم را توضیح داده اند .
تفسیر نمونه در سایت های مختلف هست .
موفق باشید

با درود

با درود
میخواستم بدونم اگر خدا وجود دارد و از کار های امروز و فردای ما با خبر است و میداند که در آخر ما در جهنم میرویم یا بهشت چرا ما را آفرید؟ خب چرا از همان اول ما رو در جهنم یا بهشت قرار نداد؟؟

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام وتشکر .
بی تردید خدا وند وجود دارد واز کار های ما نیز آگاه است ولی توجه داشته باشید که فرض سوال بر این است که هدف خلقت و آفرینش انسان تنها در بهشت و جهنم خلاصه می شود ، آن هم بهشت و جهنمی که خداوند از قبل برای انسان ها تعیین کرده است ، در حالی که اولاً آفرینش انسان بر اساس صفات کمال خداوند مانند فیاضیت و رحمت است . لازمه فیض بخشیدن و رحمت الهی آن است که هر موجودی که نیازمند به وجود و هستی است، تحقق و وجود یابد و چون نظام آ فرینش اقتضای وجود انسانی یافت، فیض الهی نیز انسان را تحقق بخشید و وجود داد . بهشت و جهنمی بودن نتیجه کار خود انسان است که در نتیجه از اختیار داشتن انسان ناشی می شود.
خدا بر انسان ها تفضّل نمود و نعمت حیات بخشید و با ویژگی­ها و برجستگی‌هایش او را از سایر مخلوقات ممتاز نمود. او را گل سرسبد آفرینش نمود و زمین و آن چه در روی آن است را در خدمت و تسخیر او قرار داد.
اما آن ویژگی‌هایی که چنین کمال و برتری به انسان بخشیده و او را ممتاز نموده چیست‌؟
وجه تمایز و کمال او، اموری چون عقل‌، عزم اراده و اختیار است . اگر این مواهب عظیم الهی را در مسیر قرب به کمال مطلق قرار دهد، گوی سبقت از فرشتگان می‌رباید . چنانچه این استعدادهای گران قدر را فدای هواهای نفسانی خود کند ،نه تنها مخلوق برتر نخواهد بود، بلکه از بدترین جنبندگان روی زمین به حساب خواهد آمد. امکانات مهیاست‌. حال این بنده است که با اختیار خود، کار خوب یا بد را انتخاب کرده و بعد هم نتیجه آن را می‌بیند.
این گونه نیست که خدا کسی را جهنمی و کس دیگر را بهشتی کند تا با عدالت او تنافی داشته باشد. بله البته این مقدار را می‌توان گفت که خدانسبت به اموری که افراد انتخاب می‌کنند و به نتایجی که می‌رسند آگاه است‌; آن هم به دلیل احاطه‌ای که به همه امور در کل عالم دارد. به عنوان مثال اگر دو اتومبیل با سرعت زیاد به سوی هم در حرکت باشند، هلی‌کوپتری که بر بالای مسیر اینها حرکت می‌کند، صحنه را می‌بیند و می‌داند که تا چند لحظه دیگر این دو اتومبیل با هم برخورد و تصادف می‌کنند. ولی تصادف اینها زاییده علم آن شخص در هلی‌کوپتر نیست‌، بلکه زاییده سرعت زیادی است که راننده‌ها با انتخاب خود برگزیده‌اند. اگر سرعت را انتخاب نمی‌کردند، تصادف پیش نمی‌آمد. حال در مورد خدا‌، آیا می‌توان سوء اختیار یک فرد و در نتیجه شقی شدن او را بر عهدة ولی‌ّ نعمتی دانست که به او امکاناتی را برای انتخاب بهترین‌ها عطا کرده است‌؟
بنا بر این، این گفته شما درست است که« خداوند به احوال تمامی انسان‏ها آگاه است» حتّی قبل از خلقت بر آینده آدمی علم کامل دارد، ولی فرجام بهشت یا دوزخ برای انسان از مقوله «شدنی» هاست، یعنی ما باید به این دنیا بیاییم تا بهشتی یا جهنمی «بشویم» و ظرف وجود ما با حضور در این دنیا و طی مراحل علمی و عملی او گذر از فراز و نشیب ها شکل می گیرد. بنابراین تا به دنیا نیاییم پاداش و کیفر معنا پیدا نمی کند.
اصولاً لازمه آفرینش جهان هستی و فیض خداوند آن بود که موجودی دارای اختبار آفریده شود که راه کمال خود را در عالم دنیا با تمام سختی های آن طی نماید و به بالاترین مرتبه کمالی که یک موجود می تواند دست یابد ، برسد ، اما چون سخن از اختیار به میان آمد ، به طور طبیعی بسیاری از آن استفاده نادرست کرده و به گمراهی و سقوط کشیده می شوند. اگر تنها راه نیک و درستی باز بود ، دیگر اختیار معنا نداشت و انسان های به کمال رسیده ،دارای ارزش برتر و والاتر از تمام مخلوقات نمی شدند.

سلام خدمت تمامی دوستان و

سلام خدمت تمامی دوستان و بزرگواران
من نتونستم جواب سوالم را بگیرم اگر میشود جواب دهید یا در همین جا یا ایمیل
من الان چند وقت هست که میخوام یه دوستیـخیلی ساده که کلمات عاشقانه استفاده نشود و هیچ احساسی به هم نداشته باشیم را با دختری شروع کنم که حتی ممکن است این روابط فقط برای مساءل تحصیلی باشد یعنی در درس ها به هم کمک کنیم و هیچ احساسی نباشد مانند دو دوست هم جنس و حتی ساده تر! این دوستی گناه است؟ حرام است؟ مشکلی ندارد؟ اگر میشود جواب بدهید

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

سؤال تان حاکی از این است که فردی مذهبی هستید و مسائل شرعی و دینی در زندگی تان اهمیت دارد، در غیر اینصورت به دنبال پاسخ این سوال نمی آمدید؛ اگر شما این نگاه دینی را همواره و در طول زندگی در خود حفظ کنید و در برخورد با شبهات و دو راهی ها از متخصصین دینی کمک بگیرید، از آسیب ها و وسوسه های شیطان در امان خواهید بود و سعادت دنیوی و اخروی نصیبتان می گردد ان شاء الله.

در مورد پرسشی که مطرح کردید باید بگوییم هر گونه ارتباط عاطفی و دوستانه دختر و پسر نامحرم (پیامکی، تلفنی، حضوری، مکاتبه ای، چت و ...) و با هر توجیهی (بدون نیت بد، بدون شهوت، به قصد شناخت بیشتر، به قصد ازدواج و ...) از نظر شرعی اشکال دارد و جایز نیست. گفتنی است رابطه علمی و کاری زن و مرد هنگام ضرورت، با رعایت کامل مسائل شرعی اشکالی ندارد ولی آن جا هم باید بسیار مراقب بود که این رابطه شکل دوستانه و عاطفی به خود نگیرد. پس اینکه شما گفتید «اگر این ارتباط دوستانه از طریق پیامک باشد، بدون قصد و نیت بد و بدون شهوت» نیز ، مصداق اینگونه ارتباط هاست و اشکال دارد. در ضمن ارتباط های پیامکی و تلفنی با توجه به گرایش طبیعی دو جنس مخالف نسبت به هم، به روابط حضوری نیز می کشد (تجربه های فراوان افراد، این را نشان داده) و ابعاد خطرناک تر و گسترده تری می گیرد که ترک آن رفتارها و رهایی از آسیب هایش بسیار مشکل می شود. توضیحاتی که در ادامه می آید این موضوع را بیشتر برایتان روشن می کند:

۱. اگر کسی بگوید من می خواهم با جنس مخالف رابطه عاطفی و دوستانه پیامکی و تلفنی داشته باشم بدون شهوت! حرفی متناقض گفته؛ چون اولاً به دلیل وجود غریزه جنسی که خداوند آن را در نهاد هر انسان سالمی قرار داده، دو جنس مخالف به طور طبیعی به هم تمایل دارند، و در رابطه های عاطفی، دوستانه و خارج از چهارچوب به دلیل این ویژگی انسان ها، مسلماً شهوت وجود دارد و کسی که آن را نفی کند تنها خود را فریب داده؛ ثانیاً شهوت در معنای اصلی خود به معنی میل و رغبت به چیزی است، و وقتی شما با اراده و اختیار خود، با جنس مخالفتان رابطه عاطفی و دوستانه برقرار کنید، به معنی این است که میل به این کار دارید و این میل هم به دلیل وجود همان غریزه جنسی است. پس فرض رابطه عاطفی و دوستانه دختر و پسر بدون وجود شهوت، فرض باطلی است. گفتنی است برخی اوقات این شهوت موجب صدور رفتارهای پرخطری چون ارتباط جنسی و ... می شود و گاهی خیر؛ ولی اینها هیچ کدام تغییر در حکم این مسأله ایجاد نمی کند و هر دو گناه است و آسیب زا می باشد. اين نوع رابطه ها، بهترين فضا را براي جولان شيطان و هواي نفس فراهم مي كند و بسيار خطرناك است و فرد مسلمان از این رابطه ها اجتناب می کند تا رضایت خداوند را کسب کند و نه شیطان را.
۲. برخی می گویند ما می خواهیم با جنس مخالف رابطه داشته باشیم و حرف های معمولی بزنیم و نیت بدی نداریم و شهوتی هم در کار نیست! به این افراد باید گفت : چرا این حرف های معمولی را با دوستان هم جنس خود نمی زنید؟ وقتی به درون خود رجوع کنند می بینند رابطه با جنس مخالف برایشان لذتی دیگر دارد (و این همان شهوتی است که معطوف به نامحرم می باشد و گناه است). هر انسان عاقل و بالغی می داند که حتی فکر رابطه دوستانه و عاطفی با جنس مخالف (نامحرم) و تصور آن در ذهن، تحریک کننده است، حال چه برسد به ارتباط! ؛ توجیهات مختلف نمی تواند واقعیت را تغییر دهد و نباید خود را فریب دهیم. البته گرایش زن و مرد نسبت به هم طبیعی است ولی باید از راه ایمن و شرعی به آن پاسخ داد که آن راه را دین مشخص کرده : ازدواج. برای ازدواج هم باید تلاش کرد و کمی صبر و تحمل نیز داشت تا شرایطش فراهم گردد.
موفق باشید.

با سلام بنده پسری ۱۶ ساله

با سلام بنده پسری ۱۶ ساله هستم . تا به حال با هیچ دختری هیچ گونه ارتباطی نداشتم و حتی با دخترای فامیل هم ارتباط صمیمی ندارم فقط در حد سلام و علیک و احوالپرسی. می خواستم بگم که وضع نوجوانان واقعا روز به روز داره خراب تر میشه به طوری که به راحتی میتونم بگم که نیمی از دانش آموزان دبیرستان ما با جنس مخالف ارتباط دارند (با اینکه بهترین مدرسه استان خودمون هستیم) .همیشه سعی کردم که دوستانم رو با دلایل علمی و اسلامی از این کار دور کنم ولی متاسفانه عشق های زودگذر چشم و گوششون رو بسته.
دوستان این عمل واقعا بیش از هر چیز دیگه ای وقت انسان رو میگیره و در سنین نوجوانی هم وقت با ارزش ترین کمیته . انشالا که این روابط پوچ رو به هدر رفتن زمان زندگیتون ترجیح ندید .انشالا با رسیدن به سن ازدواج می تونید به نیاز هاتون از راه صحیحش پاسخ بدید... هر چیزی به وقتش ...موفق باشید

سلام شما که میگید دوستی حرامه

سلام شما که میگید دوستی حرامه و گناهه بزرگه میخوام بگم واقعا عشق تو زندگی لازمه...عشق دو طرفه به آدم انگیزه میده ..به آدم اجازه میده زندگی نه ...من خودم الان چند وقته با یکی دوستم و میتونم قسم بخورم از وقتی دوست شدم ایمانم به خدا بیشتر شده و یه رکعت از نمازم رو هم ترک نکردم ! چون فهمیدم خدا دوسم داره که یه فرشته سر راهم گذاشته

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

چند نکته مهم:

۱- ازدواج از اساسی ترین انتخابهای زندگی است که به هیچ عنوان جای ریسک کردن ندارد چرا که با مسیر آینده و سرنوشت شخص گره خورده است. حال که چنین است می بایست در انتخاب همسر اسیر عواطف و احساسات نشویم بلکه انتخاب خود را مبتنی بر شناخت و آگاهی قرار دهیم چرا که تصمیم گیری و انتخاب همسر فرایندی شناختی است نه انگیزشی یا عاطفی. اگر قرار باشد این فرایند از مسیر خویش خارج و در وادی احساسات قرار بگیرد هیچ تضمینی برای اعتماد به چنین تصمیمی نیست.

۲- شما می بایست به طور جامع به جوانب این ارتباط بیندیشید تا خدای ناکرده در آینده دچار خود سرزنشگری نشوید. سوال این است که آیا در حد احتمال نباید گمان برده شود که ممکن است به هر دلیلی(عدم صداقت این شخص، منصرف شدن این شخص از ازدواج با شما، عدم رضایت خانواده ها و..)این ازدواج صورت نپذیرد؟ در اینصورت اتفاقی که می افتد این است که شما به کسی وابسته شده اید که قرار نیست با او زندگی کنید. این امر می تواند به شدت سلامت و زندگی آینده شما را تهدید کند. تجربه نشان داده است افرادی که به شخصی وابستگی پیدا کرده اند اما شرایط ازدواج انها را ایجاب نکرده است با ازدواج با شخص دیگری رنگ خوشبختی را ندیده اند!

به صورت کلی باید گفت:
پیشنهاد ما به شما خواهر گرامی این است که با آینده نگری، چنین ارتباطی را قطع و از ایشان بخواهید بدون بهانه گیری، از طریق خانواده اش از شما خواستگاری نماید و با این امر صداقت خود را به شما به اثبات برساند، آنگاه بعد از خواستگاری رسمی تازه نوبت به این می رسد که شما بررسی کنید که ایا ایشان فاکتورهای یک همسر مناسب از دیدگاه شما را دارند یا خیر؟

موفق باشید.

ببخشید با عرض سلام خدمت شما.

ببخشید با عرض سلام خدمت شما. اگر این دوستی فقط رفتن باهم به کافی شاپ و رستوران و پارک و حرف زدن و پیامک دادن باشه و هیچ ارتباط نامشروعی نباشه چی هنوز هم اشکال داره لطفا زود جواب بدید با تشکر

تصویر پاسخگو

با سلام

با سلام
هر گونه ارتباط عاطفی و دوستانه دختر و پسر نامحرم (پیامکی، تلفنی، حضوری، مکاتبه ای، چت و ...) و با هر توجیهی (بدون نیت بد، بدون شهوت، به قصد شناخت بیشتر، به قصد ازدواج و ...) از نظر شرعی اشکال دارد و جایز نیست. گفتنی است رابطه علمی و کاری زن و مرد هنگام ضرورت، با رعایت کامل مسائل شرعی اشکالی ندارد ولی آن جا هم باید بسیار مراقب بود که این رابطه شکل دوستانه و عاطفی به خود نگیرد. پس اینکه شما گفتید «اگر این ارتباط دوستانه فقط رفتن باهم به کافی شاپ و رستوران و پارک و حرف زدن و پیامک دادن باشه» نیز ، مصداق اینگونه ارتباط هاست و اشکال دارد.

سلام...

سلام...
من یه دختر ۱۵ ساله هستم و تقریبا مذهبی و تا حالا با هیچ پسری هیچ رابطه ای نداشتم و هیچ اعتقادی به عشق و دوستی در سن نوجوانی ندارم و اون رو اشتباه میدونم.... ولی چند وقت پیش توی یکی از گروه های تلگرام با پسری هم سن خودم آشنا شدم و تا حالا هر روز باهم حرف میزنیم ولی احساس بینمون فقط یک احساس خواهر برادرانه اس و نه بیشتر...فقط باهم در و دل میکنیم و از مشکلات و کار های روزانه باهم حرف میزنیم و همچنین شهر هامون از هم خیلی دوره و امکان دیدارمون هم وجود نداره...میخواستم ببینم حرف زدنم با اون اشکالی داره یا نه؟
ممنون میشم اگه پاسخم رو به جیمیلم ارسال کنید...

تصویر پاسخگوی احکام

سلام

سلام

تشکر از ارتباط شما

فریب شیطان را نخورید و رابطه خواهرانه و برادرانه بین دو نامحرم معنی ندارد و هرنوع ارتباط غیر ضروری (حضوري،تلفني،پيامکي)بانامحرم حرام است وبایدترک شودواین نوع روابط دارای عواقب وپیامدهای ناخواسته زیادی خواهد بودوسبب آبروریزی دردنیا وعذاب درآخرت می شودوزمينه سازگناهان بزرگي خواهد بود که آينده ودنياوآخرت انسان رابه تباهي مي کشاند لذاباید توبه واستغفارکنید و فورأ این رابطه حرام را قطع کنید.

سلام...

سلام...
حرفاتون رو درک میکنم ولی تو این دو ماهی که باهاش حرف میزنم واقعا در حقم برادری کرده...تا حالا یه چیز بد ازش ندیدم...حرفامون خارج از بحث های ساده بین یه خواهر و برادر فراتر نرفته و واقعا توی مشکلات و تصمیم هام به درستی راهنماییم کرده و من چون برادری ندارم واقعا به وجودش نیاز دارم...

تصویر پاسخگوی احکام

سلام

سلام

تشکر از ارتباط مجدد شما

در هر صورت پاسخ همان است که خدمتتان عرض شد و همه رابطه های حرام و گناه آلود از ابتدا آنگونه نبوده و خیلی از آنها شاید اولش به خاطر خدا هم بوده باشد.

اگر حکم شرعی را می خواهید و این برایتان مهم است که گناه نکنید باید خدمتتان عرض کنم که رابطه شما هر چند ساده باشد حرام است.

سلام

سلام
من ۱۶ سالمه بچه درس خونیم و به درسم و ایندم بیشترین توجه رو میکنم اما با یه دختر اشنا شدم یک ساله خیلیم همو دوس داریم عشقمون دو طرفست و واسه اینده برنامه ریختیم میخواستم بدونم اینجور عشقای پایدار بازم ایرادی داره یا نه البته اینم بگم من هدفدار درس میخونم

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

سؤال تان حاکی از این است که فردی مذهبی هستید و مسائل شرعی و دینی در زندگی تان اهمیت دارد، در غیر اینصورت به دنبال پاسخ این سوال نمی آمدید؛ اگر شما این نگاه دینی را همواره و در طول زندگی در خود حفظ کنید و در برخورد با شبهات و دو راهی ها از متخصصین دینی کمک بگیرید، از آسیب ها و وسوسه های شیطان در امان خواهید بود و سعادت دنیوی و اخروی نصیبتان می گردد ان شاء الله.

در مورد پرسشی که مطرح کردید باید بگوییم هر گونه ارتباط عاطفی و دوستانه دختر و پسر نامحرم (پیامکی، تلفنی، حضوری، مکاتبه ای، چت و ...) و با هر توجیهی (بدون نیت بد، بدون شهوت، به قصد شناخت بیشتر، به قصد ازدواج و ...) از نظر شرعی اشکال دارد و جایز نیست. گفتنی است رابطه علمی و کاری زن و مرد هنگام ضرورت، با رعایت کامل مسائل شرعی اشکالی ندارد ولی آن جا هم باید بسیار مراقب بود که این رابطه شکل دوستانه و عاطفی به خود نگیرد. پس اینکه شما گفتید «اگر این ارتباط دوستانه از طریق پیامک باشد، بدون قصد و نیت بد و بدون شهوت» نیز ، مصداق اینگونه ارتباط هاست و اشکال دارد. در ضمن ارتباط های پیامکی و تلفنی با توجه به گرایش طبیعی دو جنس مخالف نسبت به هم، به روابط حضوری نیز می کشد (تجربه های فراوان افراد، این را نشان داده) و ابعاد خطرناک تر و گسترده تری می گیرد که ترک آن رفتارها و رهایی از آسیب هایش بسیار مشکل می شود. توضیحاتی که در ادامه می آید این موضوع را بیشتر برایتان روشن می کند:

۱. اگر کسی بگوید من می خواهم با جنس مخالف رابطه عاطفی و دوستانه پیامکی و تلفنی داشته باشم بدون شهوت! حرفی متناقض گفته؛ چون اولاً به دلیل وجود غریزه جنسی که خداوند آن را در نهاد هر انسان سالمی قرار داده، دو جنس مخالف به طور طبیعی به هم تمایل دارند، و در رابطه های عاطفی، دوستانه و خارج از چهارچوب به دلیل این ویژگی انسان ها، مسلماً شهوت وجود دارد و کسی که آن را نفی کند تنها خود را فریب داده؛ ثانیاً شهوت در معنای اصلی خود به معنی میل و رغبت به چیزی است، و وقتی شما با اراده و اختیار خود، با جنس مخالفتان رابطه عاطفی و دوستانه برقرار کنید، به معنی این است که میل به این کار دارید و این میل هم به دلیل وجود همان غریزه جنسی است. پس فرض رابطه عاطفی و دوستانه دختر و پسر بدون وجود شهوت، فرض باطلی است. گفتنی است برخی اوقات این شهوت موجب صدور رفتارهای پرخطری چون ارتباط جنسی و ... می شود و گاهی خیر؛ ولی اینها هیچ کدام تغییر در حکم این مسأله ایجاد نمی کند و هر دو گناه است و آسیب زا می باشد. اين نوع رابطه ها، بهترين فضا را براي جولان شيطان و هواي نفس فراهم مي كند و بسيار خطرناك است و فرد مسلمان از این رابطه ها اجتناب می کند تا رضایت خداوند را کسب کند و نه شیطان را.
۲. برخی می گویند ما می خواهیم با جنس مخالف رابطه داشته باشیم و حرف های معمولی بزنیم و نیت بدی نداریم و شهوتی هم در کار نیست! به این افراد باید گفت : چرا این حرف های معمولی را با دوستان هم جنس خود نمی زنید؟ وقتی به درون خود رجوع کنند می بینند رابطه با جنس مخالف برایشان لذتی دیگر دارد (و این همان شهوتی است که معطوف به نامحرم می باشد و گناه است). هر انسان عاقل و بالغی می داند که حتی فکر رابطه دوستانه و عاطفی با جنس مخالف (نامحرم) و تصور آن در ذهن، تحریک کننده است، حال چه برسد به ارتباط! ؛ توجیهات مختلف نمی تواند واقعیت را تغییر دهد و نباید خود را فریب دهیم. البته گرایش زن و مرد نسبت به هم طبیعی است ولی باید از راه ایمن و شرعی به آن پاسخ داد که آن راه را دین مشخص کرده : ازدواج. برای ازدواج هم باید تلاش کرد و کمی صبر و تحمل نیز داشت تا شرایطش فراهم گردد.

موفق باشید.

با وجود اینکه ۲ سال عاشق یکی

با وجود اینکه ۲ سال عاشق یکی بودم قسم میخورم خدایی که ناظر بهش دست هم نزدم.

من میگم خوب نیست جدا از مسایل چه بدونم رابطه ای و محبتو اینا کلا به این نتیجه رسیدم عشق قبل ازدواج بزرگترین اشتباه زندگیم بود گویا اون موقع کور بودم نتونستم ببینم درضمن در هیچ کدوم ما نه خیانتی بوده و نه الان شده

داداشا و آبجی ها بخدا دوستانه میگم پشمون می شید

باسلام

باسلام
من بیست سالمه و ازلحاظ مالی مشکلی ندارم
اخیرا با یکی از همکلاسی هام حرف میزنم نه در مورد دوستی و عشق درهرموردی که پیش بیاد و من علاقه مند شدم بهش وواقعا نیتم جدیه میتونم بهش اثبات کنم ولی میترسم با گفتن اینکه دوستش دارم همین رابطه ساده ی دوستانه هم از بین بره و من دیگه نبینمش
واقعا برام سخته ،اگه بگم میترسم احساس اون مدلی نسبت به من نداشته باشه وکلا بره اگه نگم پشیمون میشم که چرا نگفتم
من چطور بفهمم منو میخواد یانه ؟؟

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما کاربر محترم!

با سلام خدمت شما کاربر محترم!
دوست عزیز، با توجه به اینکه بحث از عشق و علاقه بین یک زن و مرد است و طبیعتا این عشق و علاقه بایستی در نهایت به نتیجه درست خود ، یعنی ازدواج و همنشینی همیشگی برسد، بنابراین نمیتوانید با فکر و خیال و رویاپردازی به این وضع ادامه دهید. از طرفی هم نیت و میل واقعی طرف مقابل برای شما و برای این موضوع مهم و ضروری است، پس نه شما به یک مکالمه ساده به قول خودتان دوستانه رضایت میدهید و نه واقعا چنین رابطه ای در این حد میتواند یک علاقه اینچنینی را پاسخگو باشد. توصیه می کنیم کاملا جدی موضوع را با ایشان درمیان بگذارید. البته منظور این نیست که شما از ایشان خواستگاری کنید. بلکه سزاوار است از طریق خانواده اقدام کنید. البته ممکن است این موضوع به شکلهای مختلف مطرح شود (مثل گرفتن شماره منزل برای تماس خانواده یا اجازه دیدار خانواد ه ها و ...) که خود میتواند به صورت غیر مستقیم نیت و قصد شما را نیز برساند.
موفق باشید.

سلام من پسره ۱۹سالم داخل

سلام من پسره ۱۹سالم داخل دانشگاه با ی دختری آشنا شدم من تا حالا سمت این کارا نرفتم ولی اون عاشقم شده بخاطر من از دختر مانتویی بی حجاب شده ی چادریه با حجاب ولی من هنوز راضی نشدم میترسم شرمنده خدا بشم اون قسم میخورم هیچ اشتباهی نکنیم خطایی نکنیم نمیدونم ادامه دادن درسته یا تموم کردن این رابطه واقعا منو دوس داره و منم دوسش دارم راهنماییم کنید ممنونم

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما کاربر محترم.

با سلام خدمت شما کاربر محترم. به شهر سوال خوش آمدید.
هرچند تغییر رفتار دختر خانم به سمت حجاب، امری مثبت و نیکو ست، اما دو نکته در این مسئله حائز اهمیت است. اول این که این گونه اعمال و رفتار های مذهبی، باید از درونی باشد به این معنا که یا انگیزه درونی باعث رعایت حجاب بشود و یا اگر انگیزه بیرونی نقطه شروع آن بوده، به انگیزه درونی تبدیل شود تا به ثبات برسد. نه این که بخاطر یک دلیل بیرونی (مثبت یا منفی) ایجاد شود و چندی بعد هم به دلیل فقدان آن دلیل یا یک دلیل جدید دیگر ، از بین برود.
نکته مهم دیگر این که قطعا باید هوشیار و مراقب باشید، که مبادا در قالب یک مسئله کاملا شرعی، یا یک مسئله کاملا مذهبی، یا امثال آن، همان مسیری را بروید ، یا به همان مقصدی برسید که کاملا نادرست است. چه بسیار افراد مذهبی که به دلایل مختلف با افراد غیر مذهبی و حتی مذهبی دیگر وارد روابط (کاری، تحصیلی، دوستانه، و ...) شدند و همین نکته باعث لغزش آنان شد. قطعا این مسئله زمین لغزنده ای دارد.
اگر میتوانید، بهتر است از طریق خانواده ها جهت اعلام قصد ازدواج اقدام کنید وبه صورت رسمی یا غیر رسمی (با اطلاع خانواده) این مسئله را دنبال کنید (که البته ممکن است چند سال طول بکشد) و در این مدت به صورت شرعی با هم محرم باشید. اگر هم نمیتوانید بهتر است از آن دوری کنید.
موفق باشید.

سلام خیلی ممنون خیلی مفید بود

سلام خیلی ممنون خیلی مفید بود در ضمن یه سوال داشتم من الان کنکوریم اصلا هیچ فایده ای نداره که دروغ بگم چون هیچ فایده ای نداره منظورم حرفایی که میگم راستش من تا الان خیلی دخترا بهم پیشنهاد دادن حتی دوستا خودم میگن اگه دختر بودیم مام همین کارو میکردیم! ولی من با هیچ کی دوست نشدم دلیلشم این بود که اون وقتا از این چیزا سردر نمیاوردم الان باخبر شدم که درسام اجازه نمیده راستش یک دو سال قبل یکی از اون دخترا که بهم پیشنهاد دوستی داد از فامیلامونه که من اون موقعم فقط از اون خوشم میومد ولی نیفهمیدم چیکار کنم؟از اون موقعم تا الان دوسش دارم اون روز که هیچ واکنشی نشان ندادم دلش شکست که اگه من جاش بودم حتما میمردم من بعد یه مدتی دیگه میخواستم دلشو بدست بیارم اما درسامم اجازه نمیده میترسم فکرمو مشغول کنه چیکارر کنم بزارم بعد کنکور لطفا راهنمایی کنینن یه دو هفته پیشم اومد جشن تولد دختر داییم ما با هم اشناییم ولی اشای دور همشهریم هستیم از بچگیم با هم بودیم و بازی میکردیم توی فیلم جشن تولد با گوشی خودم که یکی دیگه گرفته بود معلوم شد که خیلی منو نگاه میکنه راستش من اصلا روم نمیشد سرمو بلند کنم میرفتم اشپزخونه میومد خلاصه حتی نشسته بودم روی مبل اومد بهم یه لگد زد! جدی میگم یعنی یا خیلی منو دوست داره منم بهش به حرکاتش توجه کنم یا خیلی ازم بدش میاد یعنی چی؟شاید میخواست منم بهش توجه کنم به حرکاتش نمیدونم؟ولی خیلی بهم نگا میکرد منم تو عمرم فقط عاشق اون شدم توی این همه پیشنهاد و این همه دختر خوشگل حالا سوال اصلی من اینه که چیکار کنم کنکورم یا اون یا بعد کنکور برم درخواسست بدم فک کنم مامانمم میدونه ولی اون همیشه میگه کنکور حرف دختر اینا نباشه چیکار کنم ؟؟؟ل حالا چیکار کنم بچسبم به کنکورم بزارم بعد کنکور ولی میترسم از دستش بدم چون فک کنم کسای دیگم دنبالشن ولی احساس میکنم نتونن موفق شن چون مس من نیستن و فک نکنم بهشون جواب بده اخه فک میکنم منو دوست داره ولی اگه هی همین طورم بشینم شاید بگه اون دیگه منو دوست نداره من بعدا هم اگه شد حتما بهش میگم اون روز ندونستم و ..یا همین الان درخواست بدم باز میترسم فکرمو مشغول کنه راهنمایی کنین خیلی برام مهمه ممنوننننننننننننن م کسای دیگم دنبالشن ولی احساس میکنم نتونن موفق شن چون مس من نیستن و فک نکنم بهشون جواب بده اخه فک میکنم منو دوست داره ولی اگه هی همین طورم بشینم شاید بگه اون دیگه منو دوست نداره من بعدا هم اگه شد حتما بهش میگم اون روز ندونستم و ..یا همین الان درخواست بدم باز میترسم فکرمو مشغول کنه راهنمایی کنین خیلی برام مهمه ممنوننننننننننننن

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما کاربر محترم

با سلام خدمت شما کاربر محترم شهر سوال. خوش آمدید.
دوست عزیز، برداشت بنده این است که پاسخ را خودتان میدانید و بنده تنها مهر تأییدی بر آن خواهم گذاشت. نکته اول این که روابط دختر و پسری و دوستی دختر و پسر به ویژه در سنین بین نوجوانی و جوانی به هیچ وجه توصیه نمی شود. جدای از گناه آلود بودن اکثر این روابط، اثرات نامطلوبی بر روح و روان دو طرف به ویژه دخترخانمها میگذارد و در ازدواج موفق شما نیز خلل وارد خواهد نمود. البته کسی منکر لذت بخش بودن مقطعی این گونه روابط (مانند خیلی گناهان دیگر) نیستیم. نکته دوم این که دوست داشتن و علاقه به خودی خود نه تنها حرمت شرعی نداشته و به اصطلاح گناه ندارد، بلکه میتواند نشانه سلامت روح و روان شما است (به شرطی که این مسئله به حد افراط نرسد و به بیراهه نیز نرود). اما روابط دختر و پسر نامحرم همانطور که میدانید گناه محسوب می شود.اما نکته سوم که باز هم خودتان میدانید و اشاره کردید، این که قطعا ورود به این وادی و پرداختن به این امور، موجب کاهش محسوس عملکرد شما در امور درس و تحصیل خواهد شد (این مسئله را میتوانید در کسانی که چنین تجربیاتی داشتند ببینید).
و نکته آ[ر این که اگر میدانید که احتمال رسیدن شما دو نفر به هم (به معنای ازدواج) در نهایت وجود دارد و به لحاظ مسائل مختلف مانند شرایط سنی، شغلی، اقتصادی، و ... شرایط آن را دارید یا به زودی پس از چند سال شرایط را پیدا میکنید، این مسئله را از طریق خانواده مطرح کنید. البته این را بدانید که روابط عاطفی به هر حال (چه حلال و چه خدای نکرده حرام) ذهن و فکر شما را اشغال میکند و سایر امور شما (مانند تحصیل) را تحت الشعاع قرار خواهد داد.
موفق و پیروز باشید.

به نام خدا

به نام خدا
من پسريشانزده ساله هستم و از يه دختري كه چهارده سالشه خوشم اومده اون طوري كه فكر ميكنيد يه عشق زود گذر و چند ماهه نيست ميدونم حرفم يكم مسخره هست ولي من حدوداً سه سالو نيمه كه دوستش دارم و هنوزم به به اندازه روز اول دوستش دارم و شايدم بيشتر تا حالا بهش نگفته بودم تا اينكه يه ماه پيش همه چي رو اعتراف كردم ولي اون گفت من ميخوام فقط دوست باشيم نه كمتر ونه بيشتر ولي من هنوزم عاشقشم،و اصلا فكر ارتكاب گناه از ذهنم خطور نكرده .اون دختر فاميله نسبتاً دورم هستش .لطفاً راهنمايي كنيد

تصویر مشاور شهر سوال

دوست نوجوان، سلام. به شهر

دوست نوجوان، سلام. به شهر سوال خوش آمدید.
به معنای دقیق تر اگر بخواهیم نگاه کنیم، این ارتباط اصلا عشق نیست و تنها یک وابستگی و گاه به همراه دلبستگی عاطفی به طرف مقابل است... شما در سنین نوجوانی قرار دارید و از ویژگی های این سن، تحولات و گاه بحران های روحی، جسمی، عاطفی، اعتقادی، اجتماعی و غیره است... و البته دوران بسیار حساس و سرنوشت ساز هم از نظر مسائل ذکر شده و هم به لحاظ تعیین مسیر آینده و فعالیت های مورد نظر شما مثل تحصیل و ورزش یا ...غیره. (برای اطلاعات بیشتر در مورد ویژگی های این سنین میتوانید به این لینک مراجعه کنید http://www.soalcity.ir/comment/6378#comment-6378) گاهی اوقات به قدری رفتارهای ما در سنین نوجوانی عجیب، ناپخته و هیجانی است که بعدها با نظر افکندن یا یادآوری آن دچار تعجب، خنده، یا شرمساری خواهیم شد.
اما تکلیف شما چیست؟ برای رهایی از این مشکلات، تنها راه حل شما تکیه به اراده قوی خودتان و توکل به خدای بزرگ و مهربان است. به منظور تمرکز بیشتر در تحصیل و ترک عادت مراجعه به شبکه های اجتماعی میتوانید این راهکارها را انجام دهید: شما به ویژه با توجه به علاقه، نیت و تصمیم جدی تان برای رسیدن به مدارج عالی تحصیلی به این نکته توجه کنید و هم اینکه هر روز در مواقع مختلف (هنگام خواب، هنگام بیدار شدن، جلوی آینه، سوار تاکسی یا اتوبوس، ...)با خود تکرار کنید که راه موفقیت شما اول تکیه به خدای مهربان و دوم بریدن از مسائلی است که مزاحم تحصیل شما هستند. البته بهترین کار تعطیل کردن برنامه های مربوط به فضای مجازی و چت است اما این کار به صورت ناگهانی و به تنهایی و درحالی که همچنان از درون خودتان علاقه شدیدی به آن دارید، بسیار دشوار خواهد بود و شاید نتیجه بخش نباشد. در عوض ما به شما توصیه می کنیم خودتان یک برنامه ریزی یکی دو صفحه ای برای یک ماه آینده خودتان بنویسید و جدول بندی کنید و متعهد باشید آن را اجرا کنید. در این برنامه چند نکته را در نظر بگیرید. یکی این که تماس با افراد (غیر اقوام) در شبکه های مجازی را قطع کنید. اما میتوانید همچنان مراجعه به گروهها و کانال ها را ادامه دهید. نکته دیگری که باید در این برنامه ریزی توجه داشته باشید این است که زمان سپری کردن وقتتان در این برنامه ها را به تدریج کم کنید. مثلا اگر روزی دو ساعت است هر روز پنج دقیقه کمتر کنید و سعی کنید طبق ساعت آن را انجام دهید... در کنار این کارها، لیستی از بدی ها (مضرات) استفاده از این شبکه ها (مثل دور شدن از خانواده- پرت شدن حواسم در درس خواندن- پر شدن وقتم بجای درس خواندن - و ...هرچه خودتان به نظرتان می رسد) و لیستی از خوبی ها و منافع تعطیل کردن آن تهیه کنید. همواره این لیست همراهتان یا جلوی چشمانتان باشد تا هر روز آن را ببینید و مرور کنید.
از توجه و تکیه بر خدای مهربان غافل نشوید. جدای از انجام عبادات روزانه (مثل نماز واجب) گاهی اوقات فقط و فقط برای دعا کردن و درخواست کمک از خدا وضو بگیرید و دو رکعت نماز (مثل نماز صبح) بخوانید. اگر تجربه اش را ندارید حتما یکی دو بار امتحان کنید. با این کار به آرامش و قدرت بیشتری خواهید رسید.
موفق باشید.

سلام...میخواستم بگم همیشه به

سلام...میخواستم بگم همیشه به جدایی ختم نمیشه...من با عشقم دوست پسر دوران دبیرستانم...که واسه ی هم جون میدادیم ازدواج کردم...من از اولش میدونستم با با همه فرق داره از اول دبیرستانم تا چهارم دبیرستانم باهم ...اون خیلی پسر خاصیه و بعدش هم ازدواج کردیم هیچ کلک و حقه و سواستفاده جنسی نمیخواست از من بکنه...الانم خیلی خوشبختم و من به بزرگترین آرزوی زندگیم رسیدم

تصویر مشاور شهر سوال

سلام. انشالله سالهای سال، زیر

سلام. انشالله سالهای سال، زیر سایه الطاف خداوند بزرگ، با خوشی و مهربانی در کنار هم زندگی خوبی داشته باشید، و این حس شما ادامه دار باشد.
قطعا ازدواجهای موفق هم در این شکل وجود داشته و دارد، اما متاسفانه درصد ازدواجهای ناموفق در این موارد بسیار بالاتر است.
موفق باشید.

سلام

سلام
من الان ۱۹ سالمه زمانی که ۱۵ سالم بود با یه پسر توی شبکه اجتماعی آشنا شدیم خیلی اتفاقی راستش چون همسن بودیم چیزای زیادی براى حرف زدن بودند و ما کم کم عاشق هم شدیم خودمون نفهمیدیم چی شد اصلا چطور عاشق شدیم بعد ۳ماه حدوداً که متوجه احساسمون شدیم کاملاً قطع رابطه کردیم چون هردومون خیلی به اصول اخلاقی و اعتقادی پایبندیم و اون تا فهمید رابطه ما شرعا مشکل داره ديگه نخواست صحبت کنیم منم نخواستم چون فهمیدم اشتباهه ۱ سال دقیقاً گذشته بود که پیامی ازش گرفتم خب راستش شاید ۳ ماه از نظر شما کم باشه ولی ما خیلی عاشق هم شدیم این با هوس یا هرچیز دیگه فرق داره چون یه احساس پاکه اون نمیخاد من توی این رابطه ناپاک بشم و ما تا الان همو ندیدیم ولی همو خوب میشناسیم تقریباً همه چیز همو میدونیم خب اون پیام داد که نمیدونه چیکار کنه چون از خواب و خوراک افتاده گفت بدون من نفس نمیتونه بکشه منم مثل اون بودم خب ولی من خیلی احساسی نیستم ینی بروز نمیدادم بعد ۱ سال جدایی باز برگشتیم ۱ سال باهم باز صحبت میکردیم درمورد چیزای مختلف ولی بعد دوباره به این نتیجه رسیدیم این رابطه مشکل داره ولی با این که میدونستیم خیلی دوریمون سخت بود به هر حال باز جداشدیم ۱ سال گذشت و ما باز نتونستیم دووم بیاریم و اون سر صحبت رو باز کرد بعد ۱ سال گفت اون انقدر عاشقمه که جز من هیچ چیزی نمیخاد اون به خاطرم حاظر بود هرکاری بکنه حتی فکر کنم به جایگاه مجنون رسیده بود و گفت که بهش اجازه بدم بیاد خواستگاری التماسم کرد چون من براش خیلی باارزشم اما من نمیخاستم من قصد ازدواج ندارم به این زودی و مطمئن نیستم اونقدر از احساسم که بخام ازدواج کنم ینی اصلا بهش فکر نمیکنم و امکانش هم اصلا نیست برام پس دوباره بعد ۱ ماه جدا شدیم و دوباره ۴ ماه بعد پیام داد که منو میخاد و نمیتونه منم بهش توضیح دادم که نمیشه ینی اون همش روی ازدواج تاکید داشت ولی من همچین آمادگی ندارم پس چون این امکان نبود و غیر این هم مشکل شرعی داشت باز جداشدیم الان ۳ ماهه اون داره ذره ذره آب میشه میدونم و منم ولی این احساس واقعیه رابطه های زیادی هستند بعد ۳، ۴ سال یا بیشتر توی چند ماه کلا تموم میشند ولی ما جاودانه ایم و حتی بعد سالها دوری هم این احساس تموم نمیشه احساسی که شرطی توش نیست هیچ فکر گناه توش نیست من راستش به عشق باور نداشتم ولی الان میبینم وجود داره این مثه بقیه رابطه ها نیس خیلی پاک اون نمیخاد من آسیب ببینم و منم ولی ناخواسته آسیب زدیم به هم چون عاشقیم من میخام بدونم اگه به هم برگردیم ینی همینطور بدون تماس فیزیکی و دیدار با هم صحبت کنیم تا اینکه فرصت ازدواج فرا برسه آیا گناهه

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

پرسشگر گرامی،
به نکات زیر با دقت توجه کنید:

۱. عشق لذتي مثبت است که موضوع آن زيبايي است، همچنين احساسي عميق، علاقه‌اي لطيف و يا جاذبه‌اي شديد است که محدوديتي در موجودات و مفاهيم ندارد و مي‌تواند در حوزه‌هايي غير قابل تصور ظهور کند.در بعضي از مواقع، عشق بيش از حد به چيزي مي‌تواند شکلي تند و غير عادي به خود بگيرد که گاه زيان آور و خطرناک است و گاه احساس شادي و خوشبختي مي‌باشد. اما در کل عشق باور و احساسي عميق و لطيف است که با حس صلح‌دوستي و انسانيت در تطابق است. اما در اين يادداشت ما قصد داريم در مورد احساسات عاشقانه که براي اولين بار در دوران نوجواني متولد مي شود، صحبت کنيم.

۲. منشأ عشق چيست؟
نياز به تعلق داشتن از جمله نيازهايي است که به طور ناگهاني در دوران بلوغ ايجاد نمي شود. افراد مدتها قبل از نوجواني دوستاني يافته اند و در تمام عمر براي پيدا کردن دوستان جديد، روشهاي مشابهي را به کار مي گيرند. نوجواني دوران تغييرات زياد جسماني، شناختي و رواني و اجتماعي است و اين مسايل مي توانند درک نوجوانان از خودشان و دوستانشان را مغشوش کنند. در اين دوره از يک سو نياز به تعلق داشتن او را به سمت دوستي و گرايش به برقراري ارتباط، و از دگر سو تغييرات بيولوژيکي و جنسي او را به سمت جنس مخالف سوق مي دهد و اين گونه است که گرايش به جنس مخالف در نوجواني و يا همان عشق هاي نوجواني متولد مي شود.
البته نوجوانان در اوايل اين دوران، احتمالا تمايلي به جنس مخالف نخواهند داشت. عموما در اين دوره آنها به خودشان علاقمندند و ايجاد ارتباط نزديک با شخص از جنس مخالف، هنوز، هدف بزرگي براي آنها نيست.
در اواخر نوجواني، ممکن است نوجوانان به سمت افرادي از جنس مخالف متمايل شوند که صد البته اين چنين علاقمندي هايي در حقيقت دل بستن خيالي به فردي است که مي تواند تا حدي نگراني ها و آشفتگي هاي نوجوان را آرامش بخشد. علاقمندي به هنر پيشه هاي تلويزيوني و سينما، علاقمندي به ورزشکاران، به معلمان و در مواردي افرادي از فاميل و آشنايان و همسايگان از جمله علاقمندي هاي موجود در بين نوجوانان است.
با وجود اين، طي اين دوره، الگوهاي ارتباط با جنس مخالف ممکن است بسيار متفاوت و متضاد باشد؛ برخي از نوجوانها تمايل چنداني به جنس مخالف پيدا نمي کنند(شايد به اين علت که به امور ديگري مانند ورزش، نمايش، درس و ... سرگرم هستند). اما در طرف ديگر اين طيف نوجواناني هستند که نسبت به جنس مخالف کشش بسياري دارند و به اين ترتيب است که براي اين دسته از نوجوانان عشقهاي آتشين ايجاد مي گردد. به طور کلي اکثر افرادي که عشق را تجربه کرده اند،اولين بار در نوجواني با اين مساله مواجه شده اند.
هر چند که عاشق شدن( در نوجواني) يک تجربه هيجان آور است اما مسلما رخدادي پر مشکل است. تعدادي از مشکلات که نوجوانان با آن مواجه مي شوند داراي تبعات خاص خود است که اين تبعات نشات گرفته از شرايطي است که نوجوانان در آن قرار دارند.

۳. براي مثال:
- نوجواني دوراني سخت و پراسترس است. نوجواني دوراني است که حد فاصل دوران کودکي و بزرگسالي قرار دارد و تغييرات بيولوژيکي، شناختي، اجتماعي و .. که در اين دوران رخ مي دهد، کششي نسبت به جنس مخالف درآنها ايجاد مي کند و بنابراين، اين گرايش تا حدي طبيعي به نظر مي رسد. اما متاسفانه بيشتر نوجوانان در اين مرحله هنوز به رسش کافي نرسيده اند تا بتواند يک ارتباط منطقي و عاقلانه برقرار کنند. عشق، نوجوانان را با مسايلي مواجه مي کند که واقعا آمادگي آن را ندارند. براي مثال علاقه شديد يک نوجوان به فردي خاص، در حالي که وي شرايط لازم براي ازدواج را(نه از لحاظ شناختي، اقتصادي و ...) ندارد نتيجه اي جز ناکامي و سرخوردگي نخواهد داشت.
- از دگر سو نوجواني دوراني حساس براي ادامه تحصيل و پيريزي و برنامه ريزي براي آينده است. اگر يک نوجوان در اين دوران به مساله ادامه تحصيل، يادگيري حرفه اي براي آينده و ... توجه لازم را مبذول ندارد، مسلما در آينده نه چندان دور يعني در دوران جواني با مشکلات متعددي مواجه مي شود، حال آنکه دلبستگي هاي عاطفي و احساسات عاشقانه گاهي اوقات آن چنان نوجوان را شيفته و واله مي گرداند که نتيجه آن از دست دادن تمرکز، حواس پرتي و به تبع ان افت تحصيلي خواهد بود. گاهي اوقات شيفتگي در نوجواني به مرحله اي مي رسد که وي روابط خود با همسالان را کم و يا قطع کرده و به اين ترتيب مبدل به يک موجود گوشه گير مي گردد.
اگر شما جز آن دسته از نوجواناني باشيد که دلبسته يکي از اطرافيان، همکلاسان و .. خود شده باشيد احتمالا نسبت به گذشته، خودتان را يک فرد متفاوت مي يابيد يعني طوري فکر مي کنيد که در گذشته اين گونه نبوده ايد، برنامه هاي زندگي تان عوض شده، دايما با خيالات فرد مورد نظر زندگي مي کنيد، تمرکزتان را از دست داده ايد و آن طور که بايد بر روي مسئوليتها و وظايف خود تمرکز نداريد و ...
همه اينها تجربياتي است که نوجواناني با چالشهاي عاطفي با آن مواجه مي شوند. هر چند که قرار گرفتن در عشقهاي نوجواني تا حدي اجتناب ناپذير است اما به نظر مي رسد که مي تواند به نوعي آنها را پشت سر گذاشت و با آنها کنار آمد البته تصور نکنيد که قصد داريم.

۴. نمی خواهیم اين احساس را انکار کرده و يا رد کنيم بلکه مي خواهيم شما را تشويق کنيم که:
اولا ديدگاهي منطقي و درست نسبت به عشق پيدا کنيد
ثانيا معناي عشق واقعي را دريابيد
عشق پاك و خالصانه بين دو انسان بالغ قابل احترام و حتي وسيله اي براي تكامل معنوي و رسيدن به خداست اما توجه داشته باشيد که عشق را مي تواند به سه شکل دسته بندي نمود :
عشقي که در محبت و صميميت خلاصه مي شود
عشقي که علاوه بر صميميت توام با غريزه جنسي و شهوت نيز مي باشد
و در نهايت عشقي که علاوه بر صميميت و شهوت نوعي تعهد و احساس وظيفه و مسئوليت در روابط عاشقانه نيز به چشم مي خورد
آنچه که مسلم است دسته سوم علاقه و عشقي است که داراي ارزش و اهميت بوده و مي تواند پايدار بماند.

۵. شرايط برخورد با مسئله
اگر اين علاقه با آگاهي و شناخت و متناسب بودن ساير شرايط و شناخت كافي و اطمينان صورت گرفته نياز به برخورد ندارد اما در صورتي که اين رابطه بر اساس يک اتفاق و تنها تحت تاثير کششهاي جنس مخالف ايجاد شده است که نتيجه آن قابل پيش بيني است و بايد روشي براي ترک آن تدارک ديده شود. بايد توجه داشت که اين علاقه مي تواند پيش درآمدي براي روابط نادرست و غير منطقي بين طرفين گردد که نتيجه آن در بهترين حالت ايجاد يک رابطه صميمانه به مدت طولاني است که بعد از گذشت زمان، طرفين اين ماجرا به اين نتيجه مي رسند که مناسب هم نيستند و لذا از يکديگر دلسرد مي شوند. خاطرات خوش گذشته، از يک سو احساسات را بر آن مي دارد که از يکديگر دست بر ندارند و به رابطه مخفيانه خود ادامه دهند و از دگر سو منطق و عقل به آنها حکم مي کند که مناسب هم نيستند و انتخاب آنها تنها از روي احساسات بوده است و بايد اين ارتباط منقطع گردد و در اينجاست که مشکلات شدت مي يابد و فراموش کردن اين مساله تبديل به يک بحران در زندگي نوجوان مي گردد. لذا قبل از شروع به كار بايد موضوعات انگيزه ترك مسئله ، اعتماد به نفس و اراده كافي براي مقابله با مشكل حل و فصل و تقويت گردد.

خلاصه اینکه:
مراقب باشید از سوتفاهم های امروز پیرامون عشق در امان باشید.

موفق باشید.

سلام.من یه دختر۱۹سالم که

سلام.من یه دختر۱۹سالم که مدتیه با فردی۳۳ساله دوست شدم.اختلاف سنیمون زیاده،اما من ازین بابت خوشحال بودم چون فک میکردم تجربش بیشترهو بهتر زندگی رو درک میکنه.من از اول شرایطمو برای ایشون توضیح داده بودم؛ولی الان ایشون زیر حرفاشون زدنو از من انتظار رابطه جنسی رو داره. متاسفانه بهش وابسته شدمو نمیتونم ازش دل بکنم و از طرفیم نمیتونم چیزی ک ازم خواسنه رو برآورده کنم.دارم دیوونه میشم،فشار بدی رومه،خواهشا بگید چیکارکنم؟سختمه برخلاف اعتقاداتم عمل کنم.

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!

پرسشگر گرامی،
همین ابتدا خدمتتان عرض کنیم که کار شایسته ای کرده اید که برخلاف اعتقاداتتان عمل نکرده اید.
در چندین سال اخیردر کشورمان و مخصوصا در کشورهای غربی این باب شده است که پسران و گاهی دختران بعد از دوستی بلافاصه به طرفشان پیشنهاد سکس می دهند که این موضوع واقعا بر خلاف ارزش های اخلاقی و انسانی جامعه می باشد.خانم هایی که وارد این روابط می شوند بدانند که هدف طرف مقابل چیزی جز سوء استفاده جنسی نبوده و اصلا مسئله عشق و عاشقی مطرح نمی باشد و دوست داشتنی در میان نیست حتی احتمال خیلی زیادی وجود دارد که پس از رابطه جنسی دیگر از طرف مقابل خبری نشود و این مسئله باعث مشکلات روحی و احساسی زیادی می شود.رابطه جنسی همواره برای خانم ها باید همراه با احساس و اتصال های عاطقی باشد و فقط بعد از ازدواج انجام شود….
در این مقاله بررسی میکنیم که آیا برای خانم‌ها هم امکان دارد که بدون ایجاد واکنش احساسی یا وابستگی، با کسی ارتباط جنسی برقرار کنند؟ به عبارت دیگر، آیا خانم‌ها هم می‌توانند مثل خیلی از آقایان رابطه‌جنسی بی‌احساس داشته باشند؟ در ۹۹% از موارد پاسخ منفی است.

بیشتر خانم‌ها نمی‌توانند بدون وارد کردن قلب و احساس خود یا انتظارات و توقعات بعدی، با کسی ارتباط جنسی برقرار کنند اما چرا؟ اجازه بدهید کمی به بیولوژی بدن آنها بپردازیم. وقتی خانم‌ها شروع به تبادلات فیزیکی با مردی می‌کنند، از در آغوش کشیدن گرفته تا ایجاد رابطه جنسی، مقدار زیادی هورمون پیوندی اُکسی‌توسین در بدن آنها ترشح می‌شود. زمانیکه این هورمون ترشح می‌شود، شیمی مغز تغییر کرده و فرد از نظر احساسی، پیوند بیشتری با فردی که آن را تحریک کرده پیدا می‌کند. اگر تصور می‌کنید که یک خانم می‌تواند بدون ایجاد هیچ حسی با مردی ارتباط برقرار کند، مطمئن باشید که اکسی‌توسین همه چیز را تغییر خواهد داد! حتی اگر واقعاً علاقه‌ای به دیدن دوباره او نداشته باشد، مطمئناً هنوز دوست دارد از او خبر داشته باشد تا مطمئن شود که همه ارتباطش کاملاً بی‌مفهوم نبوده است. و اگر قبل از برقراری ارتباط به او تمایل داشته باشد، اکسی‌توسین باعث می‌شود انتظارش از آن رابطه بیشتر شود. باعث می‌شود روز بعد مدام نگاهش به تلفن‌همراهش باشد و انتظار یک تماس یا پیام را بکشد و فکرش هم مدام پیش او خواهد بود. این متاسفانه کاملاً طبیعی است. میل خانم‌ها به ارتباط عاطفی بخاطر تغییر هورمونی ایجاد شده در مغزشان و چون موجوداتی احساسی هستند، بعد از ایجاد ارتباط جسمی بیشتر می‌شود.

وقتی زنی وارد یک رابطه جنسی عادی بدون آینده می‌شود و چیزیکه می‌خواهد را طلب نمی‌کند یا چیزیکه دوست دارد را انجام نمی‌دهد یا در هر حال احساس رانده شدن می‌کند، دچار یک نوع خماری بعد از معاشقه می‌شود. این خماری بخاطر وجود هورمون‌های پیوندی زیاد در بدن اوست که هیچکس را برای وصل شدن پیدا نمی‌کنند. ممکن است احساس ناامیدی، ناراحتی، عصبانیت، گناه یا خجالت کند زیرا مقدار زیادی اکسی‌توسین در بدنش تولید شده است بدون اینکه کسی را بیابد که با او ارتباط احساسی پیدا کند.

علاوه‌براین، خانم‌هایی که در مسیرهای معنوی گام برمی‌دارند نسبت به این نوع ارتباطات حساس‌تر هستند. چرا؟ زیرا وقتی برای ارتقای معنویت خود تلاش می‌کنیم، آگاه‌تر و روشن‌تر می‌شویم و احساس وابستگی و اتصال بیشتری داریم و بخش عظیمی از رشد معنوی ما درمورد پایین کشیدن دیوارهایی است که حس عدم وابستگی و ارتباط را ایجاد می‌کنند. طبیعتاً حساس‌تر شده و نسبت به راهنمای درونمان دقیق‌تر می‌شویم. اگر آگاهانه وارد شویم و با افرادی ارتباط برقرار کنیم که تمایل به ازدواج با ما را دارند ورابطه جنسی را به بعد از ازدواج موکول میکنند، صمیمیت جسمی و جنسی می‌تواند بخش مهمی از زندگی معنوی را تشکیل دهد.
درغیراینصورت، احساس خالی بودن و بی‌مفهوم بودن را ایجاد کرده و واقعاً آیا ارزشش را دارد؟
مطمئناً خیلی از خانم‌ها دور این نوع روابط جنسی را خط کشیده‌اند. اما شاید لازم باشد دوباره به مرزهای خود فکر کنید و ببینید انتخاب‌های شما چطور بر نوع مردهایی که با آنها ارتباط برقرار می‌کنید، تاثیر می‌گذارد. دفعه بعدی که در شرایطی قرار گرفتید که فردی که از قبل نمی‌شناختید یا به او علاقه‌ای نداشتید از شما تقاضای رابطه جنسی کرد، این سوالات را از خودتان بپرسید:

۱٫ آیا فقط به این دلیل اینکار را می‌کنم که فکر می‌کنم وقتش رسیده است یا به نظر می‌رسد که واقعاً از من
خوشش آمده و دوست ندارم این علاقه‌اش از بین برود؟
۲٫ آیا برای اینکه به خودم یا فردی دیگر چیزی را ثابت کنم می‌خواهم وارد چنین ارتباطی شوم؟
۳٫ چه مرزهایی دارم و آیا آنها را عنوان کرده‌ام و به آنها احترام می‌گذارم؟
۴٫ آیا می‌خواهم کارهایی را انجام دهم که اصلاً دوست ندارم و احساس خوبی از انجام آن پیدا نمی‌کنم؟
۵٫ آیا به او اجازه می‌دهم به جای اینکه با من و تمایلات من در این ارتباط هماهنگ باشد، خودش فرمانروایی کند؟
۶٫ آیا بیشتر روی لذت دادن به او تمرکز دارم تا لذت جسمانی خودم؟
۷٫ آیا اگر فردا دیگر هیچ خبری از او نداشته باشم ناامید و ناراحت نخواهم شد؟
با خودتان صادق باشید. مطمئناً وقتی هورمون‌ها شروع به ترشح می‌کنند، دیگر ذهنتان چندان خوب و واضح کار نمی‌کند. به همین دلیل خیلی مهم است که قبل از اینکه وارد این جریان شوید، این سوالات را از خود بپرسید. و مطمئن باشید اگر قبل از ازدواج وارد رابطه جنسی با او شوید، باعث نخواهد شد که بیشتر دوستتان داشته باشد! منتظر مردی بمانید که رابطه‌ای واقعی با شما شروع کند و قصدش ازدواج باشد، از شما درمورد زندگیتان بپرسد و به تدریج به شما علاقه‌مند شود.

حالا برمی‌گردیم به سوالی که در ابتدا مطرح کردیم. آیا برای خانم‌ها هم امکان دارد که بدون ایجاد واکنش احساسی یا وابستگی، با کسی ارتباط جنسی برقرار کنند؟ در دو صورت چنین چیزی امکانپذیر است. اولی زمانی است که زن بی قید است و قدرت جنسی بالایی دارد و همیشه به دنبال تمایلات خود می‌رود، هیچ توقعی ندارد و به هیچ عنوان به دنبال هیچ رابطه‌ای نیست. دومی زنانی است که تمایل آن مرد بسیار بیشتر از آن زن بوده و به همین علت عشقبازی زیادی با زن انجام می‌دهد. خیلی وقت‌ها اگر زنی از مردی خیلی خوشش نیاید، حتی بعد از ایجاد رابطه‌جنسی راحت‌تر می‌تواند بگذرد و برود. هر دو این شرایط بسیار نادر هستند. در اکثر موارد خانم‌ها از ایجاد چنین ارتباطاتی پشیمان می‌شوند و وقتی می‌فهمند که آن مرد به دنبال ایجاد رابطه بیشتر نبوده، ناامید شده و سعی می‌کنند خودشان را توجیه کنند که آن ارتباط یک تجربه خود برایشان بوده است.

خانم‌ها باید بدانند که بدنشان مقدس است و تمایلات جنسی آنها بخشی از روحشان است. جسم و روح آنها هر دو برای ایجاد لذت در آنها هستند. قلب آنها با تمایلات جنسیشان در ارتباط است و باید بدانند وقتی وارد رابطه جنسی می‌شوند قلبشان را هم وارد جریان کرده‌اند. از اینرو بهتر است جنسیت و تمایلات جنسی خود را فقط بعد از ازدواج و با راه‌هایی تجربه کنید که باعث نشود احساس بدی به خودتان پیدا کنید.

موفق باشید.

سلام خسته نباشد محسنم ۲۲

سلام خسته نباشد محسنم ۲۲ سالمه یه وبسایت دارم ماهی دومیلیونی ازش در میارم ویه ماشینم دارم همه ی هم سن هام دوس دختر دارن ولی نمیدونم چرا من نمیتونم با دخترا ارتباط برقرار کنم اگه عاشق کسی شدم ۱۰۰% باهاش ازدواج میکنم ولی خداییش کمکم کنید چجور بتونم با دخترا ارتباط برقرار کنم دیگه از تنهایی خسته شدم ممنون

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام و عرض خیرمقدم.

با سلام و عرض خیرمقدم.
دوست عزیز، اگر شما شرایط عمومی ازدواج را (مانند شغل و درآمد مناسب و...) دارید و میتوانید مسئولیت یک زندگی دونفره را به دوش بکشید، بهتر است خانواده و والدین محترم خود را پیشقدم کنید تا به فکر یافتن فردی مناسب جهت ازدواج شما باشند. در این صورت است که هم میتوانید با کسی ارتباط برقرار کنید و هم از درکنار هم بودن لذت ببرید.
موفق باشید.

باعرض سلام خدمت شما

باعرض سلام خدمت شما
خواستم عرض کنم خدمتتون ک من بعد از نه سالگیم فک کنم همون سال جشن تکلیفم نماز میخوندمو... اما بعدش انقد ادمه منحرفی شدم ک هیچ انگی نبود ک من گوش نداده باشم و وقتی ک من کلاس ششم بودم عموم اینا اومدن خونمون تازه سیزده چهارده سال پیش دیده بودمشون.
چند روزی موندن خونمون، پسرعموم خیلی پسر درسخونو مذهبیو اینا... بود وقتی اون نمازاشو میخوند من خوشم میومد و من کم کم عاشق پسر عموم شدم بعد اون دیگه هیچوقت نبود که من اهنگی گوش بدم یا... من الان خیلی به خدا نزدیکتر شدم که بهتره بگم اون نزدیکم کرد به خدا.
حالا سوال من از شما اینه که من اونو دوست دارم وهر کاری بکنم اون از ذهنم نمیره ایا این که من اونو دوست دارم گناهه؟

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!
پرسشگر گرامی،
سوالتان حول محور دو سوال مهم می چرخد:
۱. گوش دادن موسیقی
۲. دوست داشتن جنس مخالف

جواب دو سوال:
۱. همانطوری که جسم آدمی نیاز به آب و غذا و هوا دارد، رشد کمال روح آدمی نیز نیازمند خنده، شادی و گریه است. اسلام نیز نه تنها شادی را مذموم و ناپسند نمی داند، بلکه به شور نشاط پایدار در زندگی ترغیب می کند؛ اسلام با آن شادی مخالف است که انسان را از خود بی خود می کند؛ انسان را غافل کرده و به وادی گناه می اندازد و نسبت به خدا و قیامت بی توجّه می سازد.
از این رو در دین ما سفارس شده که به دیدار همدیگر رفته و یکدیگر را با روی گشاده و شاد ملاقات کنید. (۱) پیامبر اسلام با ارزش ترین کار را بعد از انجام واجبات، خوشحال کردن دوست و برادر مومن معرفی کرده است.
اما در مورد موسیقی اگر تحقیقاتی داشته باشید، به این نتیجه می رسید که: همه نوع موسیقی، از پایه حرام نیست. بلکه موسیقی حلال و مباح هم داریم. صدای پرندگان خوش الحان، صدای آبشار و ریتم و لحن خود قرآن پر از آهنگ های موزون آرام بخش می باشد؛ آیا شما از قرائت سوره های مریم، شمس وحمد مرحوم عبدالباسط احساس لذت نمی کنید؟ منظور ما از موسیقی های آرامبخش این نوع آهنگ هاست.پس خود این کلام که موسیقی از پایه حرام باشه، از پایه باطل است و منظور موسیقی هایی است که به طور عمده، برای تخریب روح آدمی و افتادن در غفلت به کار برده می شود. علت حرمت اینگونه کارها نیز این است که انسان وقتی در جریان چنین امواجی قرار می گیرد، رفته رفته به سوی آنها متمایل شده و فرصتی را که باید برای پیشرفت، تعالی و کمالات خود صرف کند، در موسیقی تلف کرده از دست می دهد. از این گذشته چون انسان همواره در حال پیشروی بوده و در موضوعی توقف ندارد- چه در مسائل مثبت و چه منفی- از این روی به این مقدار هم اکتفا نکرده، بر مسائل حرام دیگر رغبت پیدا می کند؛ و خصوصیت حرام این است که انسان با اشتغال به آن هدف و خدا و قیامت را فراموش کرده و در نتیجه عمرش به هدر می رود.
** موسیقی دو قسم است:
الف) مطرب لهوی و حرام؛
یعنی اگر موسیقی انسان را از حالت طبیعی خارج کرده و باعث سبک سری و سبک عقلی شود و یا مناسب مجالس گناه و لهو و لعب باشد، از نظر شرعی حرام است.
ب) آرامبخش و حلال؛
اما اگر موسیقی خصوصیات بالا را نداشته و آرام باشد، گوش دادن یا نواختن آن اشکالی ندارد.

۲. علاقه مند‌شدن به كسي كه نامحرم است، تا زماني كه به صورت عمل غير شرعي در خارج نمايان نشود، گناه نيست، اما استمرار داشتن اين حالت ممكن است عوارض و پيامدهاي روحي، رواني و اجتماعي نامطلوب داشته باشد.
اظهار علاقه به نامحرم اگر همراه با كار حرامي باشد جائز نيست و حرام است. نگاه به نامحرم، حرف ها و شوخي هايي كه باعث تحريك شهوت مي‌شوند و خلوت كردن با نامحرم هم از گناهان است. ممكن است شيطان با استفاده از سياست گام به گام، اين امور را بي جلوه نشان دهد تا منجر به گناه مخفي شويم. امام علي عليه السلام فرمود:‌ «اتّقوا معاصي الله في الخلوات فإنّ الشاهد هو الحاكم»۲) از گناه كردن در خلوت بپرهيزيد، زيرا آن كس (خدا) كه شاهد است (‌روز قيامت) حاكم و قاضي خواهد بود. همچنين امام كاظم(ع) فرمود: «حضرت مسيح به اصحاب خود فرمود:‌ گناهان كوچك كه انسان آن ها را به حساب نمي آورد از مكر هاي شيطان است. شيطان آن ها را پيش چشم شما كوچك جلوه مي‌دهد و كم كم آن ها زياد مي شود و شما را احاطه مي كند.»(۳) انسان مؤمن مخصوصاً جوانان كه زمينه رشد كمالات در وجودش بيشتر است، بايد با پيمودن طريق صداقت و پاكي، به قلّه كمالات دست بيابد و به جايي برسد كه خدا به ملائكه اش به واسطه او افتخار كند.

** جهت مطالعه بیشتر:
۱. موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی، پدید آورنده: علّامه محمد تقی جعفری، ناشر: مؤسسه تدوین و نشرآثار علّامه جعفری.
۲. تأثیرموسیقی بر اعصاب و روان، پدید آورنده: حسین عبداللّهی خوروش، ناشر: بادران، اصفهان.
۳. جوان و موسیقی، پدید آورنده: محمد جواد بستانی، ناشر: انتشارات لاهوت.
۴. موسیقی و غنا از دیدگاه اسلام، پدید آورنده: محمد اسماعیل نوری، ناشر موسسه بوستان کتاب.

پی نوشت ها:
۱. ثقه الاسلام کلینی، الکافی، ج‏۲، ص ۱۰۳، دارالکتب الاسلامیه، تهران ۱۳۶۵ه. ق.
۲. ميزان الحكمه‌، محمدمحمدي ري شهري‌، مكتب الاعلام الاسلامي‌، قم. عنوان ۱۳۶۹.
۳. همان، عنوان ۱۳۷۲.

سلا.من ۱۷ سالمه خوش تیپ و

سلا.من ۱۷ سالمه خوش تیپ و زیبایم ام وقتی دختری را می بینم اون در نگاه اول عاشقم شده.من با چند نفر انها رابطه جنسی داشتم که همراه با صیغه موقت بوده.ایا این رابطه حرام و منجر به گناه است؟

تصویر مشاور شهر سوال

با سلام خدمت شما.

با سلام خدمت شما.
دوست عزیز، طبعا اگر عقد موقت شما طبق موازین شرعی و مطابق احکام رساله مرجع تقلید خودتان بوده باشد، ارتباط شما حرام و گناه نبوده است. دراین خصوص یا از دفتر مرجع تقلید خود سوال کنید و یا سوال خود را به طور دقیق در بخش احکام مطرح نمایید.
موفق باشید.

با سلام

با سلام
یه سوال داشتم ایا داشتن دوست دختر در دین اسلام حرام است یا نه؟

با سلام و تشکر از ارتباطتان

با سلام و تشکر از ارتباطتان با شهر سوال!
پرسشگر گرامی،
سوالتان نیاز به تبیین دارد!
نه آزادی مطلق و رها پذیرفته شده است و نه محدودیت و منع هر گونه رابطه، بلکه ارتباط بین دو جنس مخالف در یک چهارچوب مشخص تعریف شده است.
دیدگاه اسلام ناظر به نگرش (اعتدالی) است.

در اسلام باید رابطه بین پسر و دختر در چارچوب شرع باشد، اسلام نمی گوید که پسر نباید به دختر علاقه پیدا کند و یا با او ارتباط برقرار نماید، چرا که این غریزه (علاقه به جنس مخالف) هم همچون غرایز دیگر مثل گرسنگی و ... آفریده ی خداست و خدا هم چیزی را بدون حکمت نمی آفریند و لذا باید ارضاء گردد تا عوارضی همچون عدم تعادل روحی و یا اضطراب و عدم آرامش روحی، دامنگیر انسان نشود.

و از طرف دیگر بی بند و باری و ارضای غیر معقولانه این غریزه هم مفاسدی را بدنبال دارد که سعادت او را در دنیا و آخرت، خدشه دار می کند.

اسلام نه رهبانیت را می پسندد که بدنبال سرکوبی غریزه جنسی است و نه حیوانیت را که در ارضای غریزه جنسی خود، حد و مرزی و چارچوبی را نمی شناسد ولذا هم ازدواج را تشویق نموده است و هم فرموده است هر نوع ارتباط جنسی باید در چارچوب ازدواج دائم یا موقت، باشد.

و البته لازم است که ذکر گردد، ممکن است در جامعه یا عصری در اثر تعلیمات غلط، فطرت در نطفه خفه گردد و ندای او به گوش جان انسانها نرسد، و اینجاست که مفاسد روابط نامشروع باید برای مردم تبیین گردد که ما در ذیل به مواردی اشاره می کنیم:

در این شیوه زندگی گرچه غریزه جنسی تا حدودی ارضا شده است. منتهی چون انسان موجودی است که هیچگاه سیر نمی گردد و همیشه بدنبال لذت جدیدتر و بیشتر است و این هم بخاطر تنوع طلبی اوست، اگر پایبند به اصل و قانونی نباشد که او را محدود کند، همیشه بدنبال لذت جدیدتری است و این موجب می شود که تمام وقت و امکانات انسان، صرف همینگونه کارها شود و در نتیجه استعدادهای دیگرش شکوفا نگردد مثلا انسان اگر بخواهد در زمینه علمی به جایی برسد، نباید ذهن خود را مشغول اینگونه کارها کند و...

داشتن دوست دختر باعث می گردد تا بنیان و نظام خانواده سست گردد و شوهر به زنش بی رغبت گردد و این مفسده ای است غیر قابل جبران چون نیاز انسانها، تنها در مسائل جنسی خلاصه نمی گردد، انسان علاوه بر نیاز جنسی، نیاز به همدمی دارد که با او از مشکلاتش بگوید و در کنارش آرامش پیدا کند و این آرامش در جایی غیر از کانون خانواده، دست یافتنی نیست.

داشتن دوست دختر خود عاملی است برای کم رنگ شدن محبت شوهر به زن و در نتیجه طلاق و ارضا نشدن نیازهای دیگر انسان. در کانون خانواده است که فرزندان مهر پدر و مادر را تجربه می کنند و در پرتو این محبتهاست که استعداد فرزندان شکوفا می گردد.

آمار نشان می دهد که درصد زیادی از بزهکاران از کانون گرم خانواده بی بهره بوده اند پس می توان نتیجه گرفت که در اثر روابط نامشروع سلامت روحی زن و شوهر و کودکان به خطر می افتد.

از هم گسیخته شدن نسل انسانها و انتشار بیماریهای گوناگون تناسلی همچون ایدز و... هم از مفاسدی است که بر داشتن دوست دختر مترتب است.

نظرات