ازدواج موقت چرا برای مردان متاهل جایز است؟

همه احکام الهی دارای مصالحی هستند. اعم از اینکه ما در فهم آن ها دقت کنیم یا اینکه توانایی فهم همه مصالحشان را نداشته باشیم.
و بحث ازدواج موقت نیز مصالح روشنی برای جوانان ازدواج نکرده و ناتوان در ازدواج دائم دارد. که انکار آن شایسته یک انسان عاقل نیست. و هر کسی اندکی چشمانش را باز کند، در می یابد که ممانعت در این مساله، تنها سبب رواج روابط بدون ضابطه و با هرج و مرج بسیار در جامعه است که علاوه بر جنبه تمرد از دستور الهی، مهم ترین و اصیل ترین کانون جامعه، یعنی خانواده را به نابودی می کشاند.
و درباره متاهلان نیز مصالح این جواز با اندک دقتی روشن می شود. و اگر ما بخواهیم حد اعتدال را رعایت کنیم و با درک واقعیت های جامعه، راهکاری مناسب و قابل اجرا برای جامعه طرح کنیم. باید این مساله را بپذیریم.
در جامعه معمولا تعداد مردان کمتر از زنان بوده و عامل این قضیه جنگ ها و بعضی بیماری های شایع تر در مردان است.و در نتیجه عده ای از زنان بی همسر مانده که حکم تعدد همسران یا ازدواج موقت، مشکل آن ها را رفع می کند.
زنانی در جامعه هستند که به علت مرگ شوهر، یا بهره نبردن از زیبایی، بدون همسر می مانند و در صورت جواز چند همسری، اینان نیز می تواند شوهر کنند.
نیروی شهوت سرکش تر در مردان، ممکن است با یک همسر مهار نشود. و به دلیل ایام عادت ماهانه زنان و ... مرد نیاز به همسری دیگر داشته باشد و آن وقت اگر راهی مناسب در مقابل نداشته باشد، ممکن است به ناهنجاری های بسیار منتهی شود. ممکن است مردی از همسر خود فرزند دار نشود، یا فرزندان زیادی طالب باشد که یک همسر نتواند برای او کفایت کند.
و عوامل دیگری که معقول و منطقی بودن حکم تعدد زنان برای مرد، یا ازدواج موقت برای آن ها را نشان می دهد.
البته روشن است که مجاز بودن، به معنای نیک بودن و ... نیست. و تا مصلحتی خود را نشان ندهد، عمل مرد، در عدول از تک همسری، ممدوح نخواهد بود.

در ترجمه کتاب من لا یحضر الفقیه که از مهمترین کتاب های حدیثی است، می نویسد:
«از پاره از اخبار استفاده مى ‏شود كه براى كسى كه بى ‏نیاز باشد مكروه است مثل خبر علىّ بن یقطین كه در كافى باب «إنّه یجب ان یكفّ عنها من كان مستغنیا» (یعنى واجب است آنان كه نیازى ندارند از متعه اجتناب نمایند) آمده كه گفت: «از موسى بن جعفر علیهما السّلام راجع به متعه پرسیدم، فرمود: تو را با متعه چه كار خداوند كه تو را از متعه بى‏ نیاز كرده است، عرض كردم می خواستم حكم را بدانم، ...  و در خبرى دیگر فتح بن یزید جرجانى گفت: امام هفتم علیه السّلام را از متعه سؤال كردم، فرمود: حلال است براى كسى كه خداوند قدرت گرفتن زوجه دائمى را باو نداده است تا با اختیار متعه عفّت و آبروى خود را نگهدارد (و بفساد نیفتد)، آرى اگر زن دائمى داشت و از نزد او غائب بود و دسترسى به او نداشت باز میتواند از متعه استفاده كند. و در خبر سوّم محمّد بن حسن شمّون گوید:

«امام هفتم به برخى از شیعیانش نوشت: اصرارى بر متعه گرفتن نورزید، و خود را به اشتغال به آن از خانواده و زن و فرزند خود باز ندارید تا سبب آن شود كه زنان دائمى شما بكفر گرایند و از حقّ بیزارى جویند، و به آن كس را كه به متعه ‏فرمان داد نفرین و ما را لعن كنند»، و بالاخره از مفضّل بن عمر روایت كرده كه گفت: «از امام صادق علیه السّلام شنیدم كه در باره متعه میفرمود: رها كنید آن را، آیا شخص شرم نمى ‏كند كه مردم (منكر متعه) وى را درگیر مسائل جنسى ببینند و آن را بر هم مسلكان او كه به متعه معتقدند خورده گیرند»، این اطاله مطلب از آن جهت است كه پاره ‏اى از خوانندگان بدانند كه ثوابى كه براى شخص متعه ‏كننده ذكر شد اطلاق ندارد و همه كس را شامل نمى‌‏شود و تنها كسانى را كه بجهتى شرعى بدان اقدام كرده‏‌اند یا خواهند كرد در بر مى‌‏گیرد نه هر هوسباز شهوتران كه جز براى ارضاى غرائز جنسى نظرى دیگر ندارد و با این عمل بسا مى‌‏شود كه اساس زندگى چندین ساله خود را متزلزل بلكه نابود میكند».[۱]
خلاصه اینکه زن باید در مواقع وجود ضرورت و نیاز مطلب را درک کرده و آن را برای خود هموار کند. چون در این موارد منع، آسیب های بسیار دیگری را در پی دارد.  و البته قبل از آن تا جایی که می تواند، باید مانع پیش آمدن چنین وضعیتی بشود.  مثلا در بسیاری از موارد یک زن در صورت آموختن مهارت های زناشویی می تواند از همه جهت شوهر خود را تامین کند تا شوهر  به خاطر عدم تامین عاطفی و روانی و جنسی همسر خویش به سمت این مسائل کشیده نشود.
و از سویی مرد نیز باید درک کند که دین، متعه یا چند همسری را برای مواقعی خاص تجویز کرده. و اگر سخن از تنوع طلبی و شهوت رانی باشد، به هیچ عنوان با اسلام سازگاری ندارد. که اسلام دین جهاد اکبر است تا انسان نفس اماره را سرکوب کند، پس چگونه می تواند راه تنوع طلبی و هوسرانی را باز کرده باشد.

قَالَ النَّبِیُّ ص أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْك؛[۲]‏ پیامبر (ص) می فرمایند: دشمن ترین دشمنان انسان، نفس اوست. (شهوت بطن و فرج)

رسول اكرم صلّى اللَّه علیه و آله گروهى را براى جنگ بسیج فرمود وقتى كه برگشتند فرمود آفرین بسربازانى كه جهاد و جنگ كوچك را به پایان رسانیدند و جهاد بزرگتر براى آنان مانده است عرض شد جهاد اكبر كدام جهاد است؟ فرمود جهاد و مبارزه با نفس سركش- سپس فرمود بهترین جهادها جهاد كسى است كه با همان نفسى كه همراه او است جهاد نماید.[۳]

[۱]. من لا یحضره الفقیه-ترجمه غفارى،ج‏۵، ص۱۲۶.
[۲]. بحار الأنوار، ج‏۶۷، ص۶۴.
[۳]. بحار الأنوار، ج‏۶۷، ص۶۵.

نظرات