چرا ازدواج موقت برای مردان متاهل جایز است؟

ازدواج موقت

همه احکام الهی دارای مصالحی هستند. اعم از اینکه ما در فهم آن ها دقت کنیم یا اینکه توانایی فهم همه مصالحشان را نداشته باشیم.
و بحث ازدواج موقت نیز مصالح روشنی برای جوانان ازدواج نکرده و ناتوان در ازدواج دائم دارد. که انکار آن شایسته یک انسان عاقل نیست. و هر کسی اندکی چشمانش را باز کند، در می یابد که ممانعت در این مساله، تنها سبب رواج روابط بدون ضابطه و با هرج و مرج بسیار در جامعه است که علاوه بر جنبه تمرد از دستور الهی، مهم ترین و اصیل ترین کانون جامعه، یعنی خانواده را به نابودی می کشاند.
و درباره متاهلان نیز مصالح این جواز با اندک دقتی روشن می شود. و اگر ما بخواهیم حد اعتدال را رعایت کنیم و با درک واقعیت های جامعه، راهکاری مناسب و قابل اجرا برای جامعه طرح کنیم. باید این مساله را بپذیریم.
در جامعه معمولا تعداد مردان کمتر از زنان بوده و عامل این قضیه جنگ ها و بعضی بیماری های شایع تر در مردان است.و در نتیجه عده ای از زنان بی همسر مانده که حکم تعدد همسران یا ازدواج موقت، مشکل آن ها را رفع می کند.
زنانی در جامعه هستند که به علت مرگ شوهر، یا بهره نبردن از زیبایی، بدون همسر می مانند و در صورت جواز چند همسری، اینان نیز می تواند شوهر کنند.
نیروی شهوت سرکش تر در مردان، ممکن است با یک همسر مهار نشود. و به دلیل ایام عادت ماهانه زنان و ... مرد نیاز به همسری دیگر داشته باشد و آن وقت اگر راهی مناسب در مقابل نداشته باشد، ممکن است به ناهنجاری های بسیار منتهی شود. ممکن است مردی از همسر خود فرزند دار نشود، یا فرزندان زیادی طالب باشد که یک همسر نتواند برای او کفایت کند.
و عوامل دیگری که معقول و منطقی بودن حکم تعدد زنان برای مرد، یا ازدواج موقت برای آن ها را نشان می دهد.
البته روشن است که مجاز بودن، به معنای نیک بودن و ... نیست. و تا مصلحتی خود را نشان ندهد، عمل مرد، در عدول از تک همسری، ممدوح نخواهد بود.

در ترجمه کتاب من لا یحضر الفقیه که از مهمترین کتاب های حدیثی است، می نویسد:
«از پاره از اخبار استفاده مى ‏شود كه براى كسى كه بى ‏نیاز باشد مكروه است مثل خبر علىّ بن یقطین كه در كافى باب «إنّه یجب ان یكفّ عنها من كان مستغنیا» (یعنى واجب است آنان كه نیازى ندارند از متعه اجتناب نمایند) آمده كه گفت: «از موسى بن جعفر علیهما السّلام راجع به متعه پرسیدم، فرمود: تو را با متعه چه كار خداوند كه تو را از متعه بى‏ نیاز كرده است، عرض كردم می خواستم حكم را بدانم، ...  و در خبرى دیگر فتح بن یزید جرجانى گفت: امام هفتم علیه السّلام را از متعه سؤال كردم، فرمود: حلال است براى كسى كه خداوند قدرت گرفتن زوجه دائمى را باو نداده است تا با اختیار متعه عفّت و آبروى خود را نگهدارد (و بفساد نیفتد)، آرى اگر زن دائمى داشت و از نزد او غائب بود و دسترسى به او نداشت باز میتواند از متعه استفاده كند. و در خبر سوّم محمّد بن حسن شمّون گوید:

«امام هفتم به برخى از شیعیانش نوشت: اصرارى بر متعه گرفتن نورزید، و خود را به اشتغال به آن از خانواده و زن و فرزند خود باز ندارید تا سبب آن شود كه زنان دائمى شما بكفر گرایند و از حقّ بیزارى جویند، و به آن كس را كه به متعه ‏فرمان داد نفرین و ما را لعن كنند»، و بالاخره از مفضّل بن عمر روایت كرده كه گفت: «از امام صادق علیه السّلام شنیدم كه در باره متعه میفرمود: رها كنید آن را، آیا شخص شرم نمى ‏كند كه مردم (منكر متعه) وى را درگیر مسائل جنسى ببینند و آن را بر هم مسلكان او كه به متعه معتقدند خورده گیرند»، این اطاله مطلب از آن جهت است كه پاره ‏اى از خوانندگان بدانند كه ثوابى كه براى شخص متعه ‏كننده ذكر شد اطلاق ندارد و همه كس را شامل نمى‌‏شود و تنها كسانى را كه بجهتى شرعى بدان اقدام كرده‏‌اند یا خواهند كرد در بر مى‌‏گیرد نه هر هوسباز شهوتران كه جز براى ارضاى غرائز جنسى نظرى دیگر ندارد و با این عمل بسا مى‌‏شود كه اساس زندگى چندین ساله خود را متزلزل بلكه نابود میكند».[۱]
خلاصه اینکه زن باید در مواقع وجود ضرورت و نیاز مطلب را درک کرده و آن را برای خود هموار کند. چون در این موارد منع، آسیب های بسیار دیگری را در پی دارد.  و البته قبل از آن تا جایی که می تواند، باید مانع پیش آمدن چنین وضعیتی بشود.  مثلا در بسیاری از موارد یک زن در صورت آموختن مهارت های زناشویی می تواند از همه جهت شوهر خود را تامین کند تا شوهر  به خاطر عدم تامین عاطفی و روانی و جنسی همسر خویش به سمت این مسائل کشیده نشود.
و از سویی مرد نیز باید درک کند که دین، متعه یا چند همسری را برای مواقعی خاص تجویز کرده. و اگر سخن از تنوع طلبی و شهوت رانی باشد، به هیچ عنوان با اسلام سازگاری ندارد. که اسلام دین جهاد اکبر است تا انسان نفس اماره را سرکوب کند، پس چگونه می تواند راه تنوع طلبی و هوسرانی را باز کرده باشد.

قَالَ النَّبِیُّ ص أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْك؛[۲]‏ پیامبر (ص) می فرمایند: دشمن ترین دشمنان انسان، نفس اوست. (شهوت بطن و فرج)

رسول اكرم صلّى اللَّه علیه و آله گروهى را براى جنگ بسیج فرمود وقتى كه برگشتند فرمود آفرین بسربازانى كه جهاد و جنگ كوچك را به پایان رسانیدند و جهاد بزرگتر براى آنان مانده است عرض شد جهاد اكبر كدام جهاد است؟ فرمود جهاد و مبارزه با نفس سركش- سپس فرمود بهترین جهادها جهاد كسى است كه با همان نفسى كه همراه او است جهاد نماید.[۳]

[۱]. من لا یحضره الفقیه-ترجمه غفارى،ج‏۵، ص۱۲۶.
[۲]. بحار الأنوار، ج‏۶۷، ص۶۴.
[۳]. بحار الأنوار، ج‏۶۷، ص۶۵.

facenama

دیدگاه‌ها

خیلی جالبه.از یه طرف میگید که

خیلی جالبه.از یه طرف میگید که ازدواج موقت بیشتر بخاطر زنان بیوه یا تنها یا......هستش و بیشتر به نفع اونهاست!!.از طرف دیگه تو متن زیر کاملا عیان هستش که اذعان دارید مردها بخاطر هوس و شهوت بدنبال این قضیه هستن!!!!!!!

...و البته قبل از آن تا جایی که می تواند، باید مانع پیش آمدن چنین وضعیتی بشود. مثلا در بسیاری از موارد یک زن در صورت آموختن مهارت های زناشویی می تواند از همه جهت شوهر خود را تامین کند تا شوهر به خاطر عدم تامین عاطفی و روانی و جنسی همسر خویش به سمت این مسائل کشیده نشود.

یه سوال واسم پیش اومده....شما که اینقد مهارت داری از اقایون با نام و قانون اسلام دفاع میکنی!واسه همچین مواردی هم لطف کن راه حل بده
یه خانمی با یک شوهر بداخلاق و پرخاشگر داره زندگی میکنه.اینا دچار طلاق عاطفی هستن.نه مهری.نه محبتی خلاصه هیچی.واین خانم فقط بخاطر بچه هاش حاضرشده که با این اقای اسمن شوهرش زیر یک سقف باشه.
چرا این زن نمیتونه با مرد دیگه ای باشه؟
یه دلیلش که شما تو مبحثای دیگه گفتی واسه خاطر بچه ای که احتمالا از شوهر جدید بدنیا میادو....
خب خیلی راحت میتونن اینا بچه دار نشن!

یه دلیل دیگه هم گفتین با سرشت و ذات زن سازگار نیست!
خب این زن الان به لحاظ عاطفی و روحی باااااااااااااااید تامین باشه و به یک شخص دیگه نیاز داره؟

یه دلیل دیگه که گفتید بخاطر جمعیت بیشتر زنان نسبت به مردان بوده
کافیه برید و جدیدترین هرم سنی ایران که مال دو یا سه سال پیش هستش و به صورت رسمی منتشر شده رو نگاه بندازید.میبینید که جمعیت سن ازدواج و حتی میانسال اقایون از خانمهای ما بیشتره!!!
تکلیف اون اقایونی که زن براشون نیست چیه؟

خودتون هم که میگید اقایون کنترل شهوت براشون سخته
اگر زنها هم بخوان مثل مردها فکر کنن باید بیان و از چندهمسری یا حداقل چند صیغه ای بودن زنها حمایت کنن!!!؟
البته شان یک زن ایرانی بالاتر از این حرفهاست و با عقل سلیم تصمیم میگیره که همچین پیشنهادی نده!!!!!

تصویر soalcity

سلام

سلام
یک نکته اساسی همان مطلبی است که در پاراگراف نهایی خود به آن اشاره کرده اید.
و نکته دیگر آنکه ما هر چه می گوییم حکمت هایی است که از یک حکم الهی شناخته ایم. اصل این است که دستور اوست.
درباره طلاق عاطفی نیز باید توجه کرد که کانون خانواده آن قدر مهم است که باید نهایت تلاش انجام شود، تا از بین نرود.
البته به مردان نیز توصیه می شود که تنوع طلب نباشند که هوای نفس شان بدترین دشمنشان است که حق زن و بچه شان را ادا کنند و ... اما آنجا که این توصیه ها افاقه نمی کند، چه باید کرد؟ او را به سمت طلاق زن اول یا رابطه نامشروع کشاند؟ البته این تنها یک جنبه ماجراست که به ابعاد دیگر در کلام خودتان نیز اشاره هایی شده است.

من اگه میتونستم باید شوهرمو

من اگه میتونستم باید شوهرمو با زن دیگه ایی تقسیم کنم هیچ وقت تن به ازدواج نمیدادم،این چه حکمیت که مرد حق داره اما زن نداره؟این عدالت نیست که مرد بدون اطلاع و رضایت همسر دائمی اش بتونه بره زن صیغه ایی داشته باشه...هر زنی تو زندگیش احساس ناامنی میکنه تو زندگیش اینجوری..

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
باسلام وتشکر .
در این گونه مسایل کمی جامع نگر باید بود و نه منفعت اندیش ، برای تبیین فلسفه جواز این مسله باید گفت :
قوانین اسلام براساس نیازهای واقعی بشراست، وقتی مصلحت تمام جامعه درنظر گرفته شود و احساسات را به کنار بگذاریم، فلسفه تعدد زوجات روشن می‏شود. هیچ کس نمی‏تواند انکار کند که مردان در حوادث گوناگون زندگی، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگ‏ها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آن‏ها تشکیل می‏دهند.
نیز نمی‏توان انکار کرد که بقای غریزه جنسی مردان از زنان طولانی‏تر است، زیرا زنان در سن معینی، آمادگی جنسی خود را از دست می‏دهند، در حالی که در مردان چنین نیست.
همچنین زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حاملگی، عملاً ممنوعیت آمیزش دارند، در حالی که در مردان این ممنوعیت وجود ندارد.
از همه گذشته زنانی هستند که به علل گوناگونی همسران خود را از دست می‏دهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آن‏ها باید برای همیشه بدون همسر باقی بمانند.
با درنظر گرفتن این واقعیت‏ها در این گونه موارد (که تعادل میان مرد و زن به هم می‏خورد) ناچاریم یکی از سه راه ذیل را انتخاب کنیم.
أ) مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند و تمام نیازهای فطری و خواسته‏های درونی و احساسی خود را سرکوب کنند.
ب) مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند، ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر مانده‏اند، به شکل معشوقه برقرار سازند.
ج) کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلی برای آن‏ها ایجاد نمی‏شود، نیز قدرت بر اجرای کامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند، به آن‏ها اجازه داده شود که بیش از یک همسر انتخاب کنند.
حال اگر بخواهیم راه اول را انتخاب کنیم، باید گذشته از مشکلات اجتماعی که به وجود می‏آید، با فطرت و غرائز و نیازهای روحی و جسمی بشر به مبارزه برخیزیم. به فرض که این طرح عملی بشود، جنبه‏های غیر انسانی آن بر هیچ کس پوشیده نیست.
اگر راه دوم را انتخاب کنیم، باید فحشا را به رسمیت بشناسیم. تازه زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می‏گیرند، نه تأمین دارند و نه آینده‏ای. چنان که شخصیت آن‏ها پایمال شده است. این‏ها اموری نیست که انسان آگاه آن را تجویز کند.
بنابراین تنها راه سوم می‏ماند که هم به خواسته‏ های فطری و نیازهای غریزی زنان پاسخ مثبت داد و هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانی زندگی این دسته از زنان برکنار ماند و جامعه را از گرداب گناه بیرون برد.
اما در خصوص فلسفه صیغه و عقد موقت:
این موضوع را نمى‏توان انکار کرد که غریزه جنسى یکى از نیرومندترین غرائز انسانى است، تا آن جا که پاره‏اى از روانکاوان آن را تنها غریزه اصیل انسان مى‏دانند و تمام غرائز دیگر را به آن باز مى‏گردانند.
این یک قانون کلى و عمومى است که اگر به غرائز طبیعى انسان به صورت صحیحى پاسخ گفته نشود ،براى اشباع آن ها متوجه طریق انحرافى خواهد شد، زیرا این حقیقت قابل انکار نیست که غرائز طبیعى را نمى‏توان از بین برد، فرضا هم بتوانیم از بین ببریم، چنین اقدامى عاقلانه نیست زیرا این کار یک نوع مبارزه با قانون آفرینش است.
بنابراین راه صحیح آن است که آن ها را از طریق معقولى اشباع و از آن ها در مسیر سازندگى بهره‏بردارى کنیم. " ازدواج دائم" نه در گذشته و نه در امروز به تنهایى جوابگوى نیازمندى‏هاى جنسى همه طبقات مردم نبوده و نیست.
در بسیارى از شرائط و محیط ها، افراد فراوانى در سنین خاصى قادر به ازدواج دائم نیستند، یا افراد متاهل در مسافرت‏هاى طولانى و یا ماموریت‏ها با مشکل عدم ارضاى غریزه جنسى روبرو مى‏شوند.با این وضع چه باید کرد؟
بر سر دو راهى قرار داریم یا باید" فحشا" را مجاز بدانیم (همان طور که دنیاى مادى امروز عملا بر آن صحه گذارده و آن را به رسمیت شناخته) و یا طرح ازدواج موقت را بپذیریم، معلوم نیست آن ها که با ازدواج موقت و فحشا مخالفند ،چه جوابى براى این سؤال فکر کرده‏اند؟!
طرح ازدواج موقت، نه شرائط سنگین ازدواج دائم را دارد که با عدم تمکن مالى یا اشتغالات تحصیلى و مانند آن نسازد و نه زیان هاى فجایع جنسى و فحشا را در بر دارد. (۱)

پی نوشت:
۱. تفسیر نمونه ،ج۳ ،ص۳۴۱.

من به هیچ وجه منفعت اندیش

من به هیچ وجه منفعت اندیش نیستم اما با این شیوع طلاق در جامعه من به هیچ زن دیگری اجازه نمیدهم که به این دلایل روی زندگی ام خراب شود.از سوی دیگر مردی که نتواند دوران عادت ماهانه یا بارداری همسرش را تحمل کند لیاقت و صلاحیت ازدواج را ندارد،زیرا زن کالا نیست که وقتی خوب است از آن استفاده کنیم و وقتی مسئله ای برایش پیش آمد که تقصیری متوجه وی نیست مرد او را بگذارد و برود دنبال یک کالای دیگر،در ثانی با اینکه اگر زنی مشکل داشت و مرد نتوانست آن را حل کند یا مدیریت کند این کار را انجام دهد کاملا منطقی است اما شک دارم مردی پیدا شود که بتواند محبتش را بین دو زن با عدالت تقسیم کند،اینکار را شاید بتواند در جنبه مالی انجام دهد از استطاعت آن را داشته باشد..باز هم میگویم،این چنین احکامی که مرد را کاملا باز میگذارد و زن را کاملا محدود میکند هم باعث احساس ناامنی در زندگی و مخصوصا زنان میشود هم باعث طلاق زود هنگام در زندگی...من کاملا مخالفم...
باتشکر

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
باسلام وتشکر .
از این که منفعت اندیش نیستید و برای دفاع از حقوق زنان تلاش می کنید جای تقدیر دارد .
ولی توجه داشته باشید که ازدواج موقت اگر به طور صحیح و قانونمند اجرا بشود، صحیح بوده و مفید است و برخی از مشکلات جامعه را برطرف می کند. البته سوء استفاده هایی از هر قانون، مسئله را لوث می کند و نزد اقشار جامعه آن قدر بد جلوه می کند که منافع خوب آن فراموش می شود. امروزه با توجه به مشکلات بسیار، دوران جوانی و طولانی بودن زمان تحصیل و مشکلات شغلی و مسافرت و مسایل بسیار دیگر، برخی از متفکران و اندیشمندان فارغ از مسله دین پیشنهاد ازدواج موقت برای رهایی از خطرات و آفات هرج و مرج جنسی را می دهند؛
ولی با نگاه دینی در این میان دو ضرورت مهم اجتماعی مهم وجود دارد :
یکی آن که وجود زنان بی سرپرست و بیوه در جامعه به دلایل گوناگون اقتصادی و روحی و غریزی می تواند موجب مفاسد و مشکلات فردی و اجتماعی هم برای خودشان و هم برای مردان جامعه و هسران و فرزندان شان گردد، در حالی که با یک ازدواج موقت یا دائم اما کمرنگ تر از ازدواج اول، بخش عمده این نیازها برطرف شده و خطرات بسیاری در این زمینه برطرف می گردد.
دیگر آن که انگیزه های موجه جنسی در مردان آن هم در شرایط خاصی که معمولا از طریق همسر خود توان برآورده ساختن آن را ندارند، در پاره ای موارد تعدد زوجات را کاملا منطقی می‏کند. با ازدواجی مشروع از فشارهای ویرانگر روحی که ممکن است همه توان مفید اجتماعی یک مرد را گرفته و او را وادار به رفتارهای بسیار پر خطر و پر آسیب نماید، جلوگیری می شود.
اگر واقع بینانه بنگریم می بینیم در وضعیت احساس نیاز، با توجه به قدرت این نیرو در مردان و تاثیرگذاری آن در تصمیمات و رفتارهای فردی و اجتماعی شان و توانایی مردان در برآورده ساختن تمایلات خود از طریق ابزارهای مالی و اجتماعی که دارند، در بسیاری از موارد این نیاز اگر از طریق مشروع ارضا نشود، مردان را وادار به اقدام از طریق نامشروع می‏کند که تبعات منفی فردی و اجتماعی و خانوادگی آن بسیار بیش تر و خطرناک تر است.
از طرفی راهکارهای گوناگون ديگري هم برای ارضای نیازهای جنسی وجود دارد که تحت عنوان انحرافات جنسی شناخته مي شوند، اما اسلام ورود در حوزه های انحرافی برای ارضای نیازهای جنسی را بسیار خطرناک به حال فرد و جامعه دانسته، آن را خروج از مرز و نوعی عدوان و تعدی قلمداد نموده ؛ تنها راهکارهای اسلام برای برخورد منطقی با این حقیقت وجودی، طبیعی ترین و جامع ترین راهکار ممکن یعنی ازدواج است.
اما اگر زمینه ازدواج دائم وجود نداشت، نمی توان نیازهای جنسی را با همه شدت و قدرتش به حال خود رها کرد و به آن توجه ننمود، زیرا تجربه انسان در طول تاریخ نشان داده که این امر به طغیان ها و خسارات وحشتناکی منتهی می گردد؛ به همین خاطر اسلام راهکار دومی برای پاسخگويي به برخی از این نیازها معرفی کرده که ازدواج موقت باشد. تا لااقل بستر ناقصی برای فروکش کردن این نیاز شدید فراهم شده، زمینه تمرد و عصیان انسان در برابر دستور خداوند را سد نماید.
البته باز تاکید می کنیم در اسلام ازدواج موقت به عنوان راهکاری برای مواقع غیر عادی و ضروری قرار داده شده، هم‌ چنان که طلاق حرام نشده و راهکاری برای مواقع خاص و اجتناب ناپذیر قرار داده شده است.
به همین خاطر در روایات، ازدواج موقت و چند همسری تشویق نشده است. اگر در مواردی نسبت به متعه تشویق شده، به جهت مبارزه با بدعتی بود که افرادی گذاردند و حلال خدا را حرام شمردند. (۱) به نظر مي رسد كه ازدواج موقت به خودی خود مورد تشویق نیست، بلکه در روایاتی از ازدواج موقت بدون لزوم و ضرورت نهی شده است.
در برخی روایات آمده : خداوند مردان و زنان هوسباز را دوست نمی‌دارد و آنان را لعن می‌کند. (۲)
در روایت دیگر ضمن نهی از ازدواج موقت غیر ضروری می‌فرماید:
«بر ازدواج موقت اصرار نداشته باشید. بر شما لازم است بر ازدواج دائم، به عنوان سنت رسول خدا؛ پس با مشغول شدن به ازدواج موقت، از همسران خود غافل نگردید که آنان کافر شوند. از این حلال و حکم خداوند بیزاری بجویند. اجازه دهنده آن (یعنی ما امامان) را نفرین کنند و دشنام دهند». (۳)
نگاه کلی اسلام در این خصوص نگاهی خاص و در مقام اضطرار و ضرورت های خاص است؛ اما باید بپذیریم که چه در گذشته و چه در حال به دلایل گوناگون، امکان ازدواج دائم برای بسیاری از افراد فراهم نبوده و نیست و به رغم گروه هاي نام برده شده در بسیاری از محیط ها و فرهنگ ها افراد در سنین خاصی قادر به ازدواج دائم نیستند، یا افراد متأهل در مسافرت‏های طولانی و یا در مأموریت‏ها و یا به علل دیگری با مشکل عدم ارضای غریزه جنسی رو به رو می‏شوند، كه ضرورت تجويز اين راهكار خاص را منطقي و معقول بلكه لازم نشان مي دهد.
پی‏نوشت‏ها:
۱. نظام حقوق زن در اسلام، ص ۸۲.
۲. وسایل الشیعه، ج ۷، ص ۲۶۷ ـ ۲۶۸.
۳. همان، ج ۲۱، ص ۲۳.

این نظر شما تا حدودی درست است

این نظر شما تا حدودی درست است،من از حقوق خودم به عنوان یه همسر وفادار دفاع میکنم،اما اصلا از اسلام توقع دفاع از شهوت و بی بند و باری مرد را ندارم،زیرا همین غریزه از دید دیگران زن را فاحشه میکند حتی با صیغه و مرد را والا مقام؟ چرا واقعا؟
من به شدت با این موضوع مخالفم و اگر شوهر من چنین کاری بکند،من حتی راضی به نگاه کردن به وی نخواهم بود چه برسد به زندگی مشترک و طلاق میگیرم و مسئول این شکست را اسلامی میدانم که شما توضیح دادید و به تبع از اسلام متنفر خواهم شد...این مراکز صیغه که بسیار شرعی است از نظر شما کاملا یه فاحشه خانه اسلامی است که خانه خیلی ها رو خراب کرده، من به عنوان یک زن این امر را ظلم فاحش و ناحق به زن میدانم...
باتشکر

تصویر مشاور شهر سوال

از اظهار نظر شما متشکریم. به

از اظهار نظر شما متشکریم. به اعتقاد ما (و شما) اسلام در ذات خود هیچ نقصی ندارد و احکام خالق انسان و موجودات قطعا به نفع انسانها و موجودات خواهد بود (نفع شخصی یا جمعی). این نکته شما کاملا درست است که ما نباید اسلام را سلیقه ای معرفی کنیم (و البته نباید سلیقه ای آن را رد کنیم) و تلاش ما باید انتقال درست مفاهیم و احکام اسلام باشد، همان گونه که هست. و البته وظیفه ما نیز بعنوان پیروان اسلام آن است که پذیرنده و اجرا کننده احکام اسلام باشیم.
موفق باشید.

در قوانین اسلامی و زناشویی

در قوانین اسلامی و زناشویی همه چیز بر پایه رضایت و خوش اومدن و هوس مرد میچرخه،زن یک ابزاره برای ارضاء مرد ،و مردها فقط همینقدر از اسلام رو قبول دارن ،بقیه اسلام که مربوط به مهریه و احامی مثل زکات و خمس و ....رو انجام نمیدنولی به اینجا که میرسه مسلمون تر از پیامبر میشن ،شما تا حالا به زنهایی فکر کردین که در اطدواج دائمشون از شوهرهای بیماری که نمیتونن رابطه ی جنسی باهاشون داشته باشن پرستاری می کنن پس تکلیف بفرمایید ایا اسلام برای این زنان متاهل هم حکمی صادر کرده؟ چرا مردها یک طرفه به قاضی میرن و هرچه از اسلام که بنفعشون هست و به سلیقشون میخونه قبول میکنن؟ اگر مد من توانایی ارضاء جنسی منو نداشته باشه ،درسته من هم صیغه کنم؟ ،وقتی مردی در سفر هست و زنش کنارش نیست،خوب زنش هم مردش کنارش نیست پس با این حساب زن هم باید در غیاب شوهرش با مرد دیگه ای صیغه کنه تا س؟هره برگرده ،این ق؟انین مثلا اسلامیت؟ن جز فرو پاشی نظام مقدس خانواده چیزی رو به دنبال نداره،

تصویر soalcity

سلام

سلام
قبل از هر چیز باید بین اسلام و آنچه دیگران مطابق میل خود از آن انتخاب می کنند، تفکیک قائل شویم.
در این صورت می بینیم که همه چیز به نفع مرد نیست. بلکه خانواده کانونی با حقوق متقابل است. خصوصا که پرداخت نفقه و صیانت از خانواده به عهده مرد است. و حتی در مساله جنسی نیز، رابطه دو طرفه است. نه آنکه همه چیز برای مرد باشد.
اما درباره نیاز جنسی زنان، اولا که مساوی دانستن زن و مرد، غلط است. زن و مرد با یکدیگر تفاوت های بسیاری دارند که یکی از آنها مدل و نوع غریزه جنسی آنهاست. از همین رو نباید توقع داشت که هر چه برای مردان قرار داده شده، برای زنان هم قرار داده شود. ثانیا اگر مردی دچار بیماری است که هرگز نمی تواند همسر خود را از نظر جنسی تامین کند، این مساله در فقه بحث شده و چنین نقصی در مرد (بیماری خاصی که هر گونه عمل جنسی را منتفی می کند) به زن حق فسخ نکاح را می دهد.
در پایان باید توجه نماییم که نظام مقدس خانواده صدها سال با این احکام مستحکم مانده و آنچه سبب فروپاشی خانواده ها شده است، مدل زندگی غربی است که تا حدودی در جامعه ما راه یافته است.

اینهایی که نوشتید فقط خودتون

اینهایی که نوشتید فقط خودتون ویک عده مرد هوس ران که منتطر چراغ سبز هستن تا شهوت پرستیشون رو رنگ و بوی اسلامی و قانونی بدن،تا حالا بسیار برای من اتفاق افتاده که شوهرم برای مدت نسبتا طولانی سفربوده و یا حتی وقتی در کنارم بوده ارضاء جنسی نشدم ،ایا درسته که من هم به صیغه و. اینجور توجیهات ساختگی رو بیارم، تکلیف من رو بفرمایید من باید چکار کنم از نظر علمی شهوت زن خیلی بیشتر از مرده ،ولی همیشه زن رو حکم به عفت کردن و مرد رو بخاطر بیحاییش بهش پوئن دادنکجای عدالت هستیم ما؟ میدونید از این قانون شرعی مردان هوس ران زیادی که تعدادشون خیلی زیاده سوء استفاده می کنن.شما تا حالا فکر کردین اون زن اول مرد که عقد دائمش هست و بچه هاش همه قربانی این قانون کذایی میشن، مردی که زن صیغه داشته باشه دیگه انگیزه ای برای رابطه با زن اولش نداره ،این زن افسرده میشه پس حق پایمال شده این زن رو کدوم شرع و قانون میده ،مردی که تو خانواده رابطهی عاطفی با زن اولش نداشته باشه بنظرتون بچه ها تو این خانواده جز بااسترس و ترس و معزل ایا جور دیگه ای هم میتونن بزرگ بشن اینده ی بچه ها هم خراب میشه،ببینید شما با این قانون شرعیتون فقط برا اینکه مشکل مردای هوس باز رو حل کنید چند نفر رو دارید ثربانی می کنید واقعا برای خودم و جامعه ام و شرعم متاسفم که راه رو برای هوسرانان چه هموار کرده ،اگر اینطوره شرعی که این همه نیازهای ادما رو درک میکنه و اینجوری نسخه میپیچونه برای بعضی از زنهای متاهل که عقد دائم هستن ولی با شوهرانش؟ن ارضاء کامل نمیشن هم حکم صادر کنه،معلومه حکمش چیه ،سنگساره ،اگر زنی غریزه جنسیشو اشکار کنه به عنوان زنی کثیف و بدکاره بهش نگاه میشه ،ولی اگه مردی شهوت داشته باشه یک حق مسلم ا؟نه و باید حتی المکان. با چهار زن براورده بشه ،اهایاقای؟نی که نشستید ؟ تز میدید ،اگه این حکم شرعی برا زنها هم بود ،یا فقط برا نها بود و برا مردها نب؟د باز هم اینطور توجیه می کردین؟ واقعا متاسفم همه از این دنیا میریم ملی یادمون باشه که نوشته هامون و توجیه های الکیمون میتونه خیلی از خانواده هارو متلاشی کنه ،پس تو را به خدایی که می پرستید مراقب اظهار نظرهات؟ن باشید

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
باسلام وتشکر .
مثل که شما کمی تند رفته اید ولی توجه داشته باشید :
تردیدی نیست که اسلام صیغه را با درنظر گرفتن شرایطی مجا زشمرده است . شما که اهل مطالعه هستید لابد بامطالعه درمورد صیغه دریافته اید که مجاز بودن صیغه یک ضرورت اجتماعی است. البته همان گونه که اشاره کرده اید نه درهمه زمان ها ودرهمه موارد بلکه درموارد ی که ممکن است برای افرادی ضرورت پیش بیاید .اسلام برای این که دراین قبیل موارد انسان به فساد کشیده نشود عقد موقت را حلال کرده است. پس مجاز بودن صیغه برای جلوگیری از فحشا است، نه آزاد گذاشتن مرد درشهوت رانی وشهوت پرستی.
از این رو آیت الله مکارم فرموده:شک نیست که نکاح موقت درشریعت اسلام جایز است. ولی نباید وسیله هوسبازی افراد هوسباز شود . احتیاط آن است تا ضرورتی نباشد اقدام به این کار نشود. اساسا عقد موقت در اسلام برای ضرورت است ،نه عیاشی مشروع. بنابراین کسانی که همسرشان در اختیار آن ها است ومی توانند غریزه جنسی را به وسیله همسر اطفا نمایند ،عقد موقت به نظر این جانب محل اشکال است بلکه محکوم به منع وعدم جواز است.(۱)
پی نوشت:
۱. آیت الله مکارم ،مسائل کثیر الابتلا ،مسئله ۹۶.

با سلام .

با سلام .
قبل از حرف زدن، از همه میخوام برای چند لحظه خودشونو بذارن جای من ( اگر چه براشون ممکن نیست )
من دختر مجردم . ۳۷ ساله هستم .. شاغلم . تحصیلکرده و زیبا ولی به خاطر اینکه وضع مالیمون قبلا خوب نبود خاستگارها قبول نمی کردند . . خانواده م و کسی هم نبود در ازدواجم به من کمک کنه .
خلاصه من با فشارهای مختلف روحی عاطفی و جنسی سنم بالا رفت ..
تا اینکه گذشت و شدم ۳۲ ساله ..
یه غده ای توی گردنم دراومد و عمل جراحی کردم چون غده بدخیم بود .. (خودتونو گذاشتید جای من یا نه می ترسید؟ )
به لطف خدا بدخیم بودن غده، اثر نکرد و من الان ۵ سال هست که عمل کردم و در حال حاضر سالم هستم . ولی همیشه باید سالی یکی دوبار تحت نظر دکترم باشم تا از وضعیتم باخبر باشه .
در این ۵ سال هر وقت برام خواستگاری می اومد عذاب می کشیدم که چطور این بیماریم رو بهش بگم ؟ چون اهل پنهان کاری و دروغ نیستم .
الان ۳۷ ساله هستم و شرایط ازدواجم نسبت به بقیه کمتره مگر اینکه معجزه بشه ..
چون اگه بخوام به خواستگارم بگم من قبلا غده داشتم ،خب بنده ی خدا می ترسه و دنبال دردسر نمی گرده .
من الان در شرایط سخت روحی هستم.. بی حوصلگی شدید و عصبانیتهای بی دلیل . و هر چند وقتی افسردگی .

سعی می کنم خودمو با مطالعه و کلاس و ازین چیزها سرگرم کنم ولی همش موقته .. و اون نیازهای اصلی و ذاتیم جواب داده نمیشه .
خیلی زیاد نیاز به مردی دارم که مهربانی کنه ، نیازهای عاطفیم رو برطرف کنه .
هدفم شهوترانی نیست ولی خب گاهی هم واقعا مستاصل میشم و از شدت نیاز به گریه می افتم .
این چیزها رو هم نمیشه حتی به خانواده گفت و اگه هم به کسی بگم اصلا نمی فهمه من چه احساسی دارم .

الان من باید چه کنم؟
شاید در آینده حتی ازدواجم درست بشه ولی هیچی معلوم نیست .. و من نمی دونم تا کی باید صبر کنم ؟ آیا تا سن ۴۰ سالگی و بالاتر مدام در انتظار بمانم که شاید بالاخره یکی درست بشه؟
اینجاست که اسلام برای امثال من راه حل گذاشته ولی من باز هم توان ندارم از این راه حل حلال استفاده کنم .
می دونم حلاله و خود خدا راه باز کرده ولی بازم دارم صبر می کنم .
پس همه چیز رو خودخواهانه نگاه نکنیم .
خدا به کل بشریت علم و حکمت داره . نه فقط یکی دو نفر که مثلا از یه چیزی بدشون یا خوششون میاد .

من گاهی در حسرت یک کلمه ی محبت آمیز مرد هستم .. باورتون میشه؟
اهل روابط حرام و نامشروع هم نیستم و همیشه تنهام .
گاهی در حسرت اینم که یه مرد مهربانی دستم رو بگیره . فقط همین .
اما حیف که هیچکس جز خدا نمی فهمه من چی میگم .

کارشناس محترم اگه منو راهنمایی کنن ممنون میشم .

تصویر soalcity

سلام

سلام
همان طور که فرمودید ما نمی توانیم مساله را همان طور لمس کنیم که شما با آن درگیر بوده اید. اما این را هم می دانیم که در دنیا همه کم و بیش مشکلاتی دارند و مشکلات بعضی ها بسیار بزرگ تر از مشکل شماست. به گونه ای که آنها آرزوی آن را دارند که کاش جای شما بودند.
اما درباره راهنمایی، حقیقتا بنده دو بار نوشته شما را مطالعه کردم، اما متوجه نشدم به چه راهنمایی ای نیاز دارید. خودتان مسیر درست را می روید و به راهنمایی نیاز ندارید.

نظرات