کدام آیه قرآن درباره حجاب است؟

حجاب

دو آیه قرآن به صورت صریح بحث حجاب را مطرح کرده اند. آیه ۳۱ سوره نور و آیه ۵۹ سوره احزاب به طور صریح به این بحث پرداخته اند:

«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛[نور/۳۱] و به زنان مؤمن بگو كه چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهاى خود را جز آن مقدار كه پیداست آشكار نكنند و مقنعه ‏هاى خود را تا گریبان فروگذارند و زینتهاى خود را آشكار نكنند، جز براى شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر برادر خود، یا پسر خواهر خود یا زنان همكیش خود، یا بندگان خود، یا مردان خدمتگزار خود كه رغبت به آن ندارند، یا كودكانى كه از شرمگاه زنان بى‏ خبرند. و نیز چنان پاى بر زمین نزنند تا آن زینت كه پنهان كرده‏اند دانسته شود. اى مؤمنان، همگان به درگاه خدا توبه كنید، باشد كه رستگار گردید.»

«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لازْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً؛[احزاب/۵۹] اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها [روسرى ‏هاى بلند] خود را بر خویش فروافكنند، این كار براى اینكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.»

به نظر مى‏ رسد حكم وجوب حجاب در سال ششم هجرت تشریع گردید. شاهد بر آن، آیات سوره نور است كه داستان معروف افك در آن آمده است. در همین زمان بود كه منافقین و اراذل و اوباش در صدد برآمدند با ایجاد شایعه درباره زنان پیامبر (ص) و با درست كردن مزاحمت‏ها راهى براى زنان آزاده به بهانه كنیز انگاشتن آنها قلوب پیامبر(ص) و مسلمانان را جریحه‏دار بكنند. به دنبال این اوضاع و شرایط بود كه خداوند آیات مربوط به پوشش را براى بازگویى به امت نازل فرمود.

البته باید توجه کرد که در اینجا به معنای معروف حجاب پرداخته ایم. و اگر بخواهیم دقیق تر سخن بگوییم باید بگوییم که این آیات پوشش بانوان را مطرح کرده است. و بحث حیاء و عفت، حکم ویژه همسران پیامبر (ص) مبنی بر پرده نشینی، و واجباتی که برای مردان در این زمینه وجود دارد، در آیات دیگر مطرح شده است.
«وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظیماً؛[احزاب/۵۳] و هنگامى كه چیزى از وسایل زندگى را (بعنوان عاریت) از آنان [همسران پیامبر] مى‏خواهید از پشت پرده بخواهید این كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است! و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآورید كه این كار نزد خدا بزرگ است.»

«قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ؛[نور/۳۰] به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ كنند این براى آنان پاكیزه ‏تر است خداوند از آنچه انجام مى ‏دهید آگاه است!»

facenama

دیدگاه‌ها

باسلام.

باسلام.
ایا حجاب فقط حق الله است؟یا جز حق ناس هم محسوب میشود؟
واینکه من خیلی کنجکاوم که بدونم تویه جامعه ی اسلامی ماچرا انقدر که روی مسیله ی حجاب که فلسفه ی مشخصی داره و هرکسی تا حد توان و اراده اش و دراصل برای حفظ خودش اونو انجام میده تاکید میشه !ایا غیبت و دروغ و تهمت که امروزه به طرز وحشتناکی عادی و شایع شده گناهانی بدتر از کم حجابی نیست؟دزدی اختلاص و هزارو یک مشکل دیگر هست که اگر انقد که تا الان سره حجاب کار کردین سره اونا کار میکردین خیلی همه چیز بهتر میشد و انقدر با سخت کردن مسایلی مثل حجاب جوان هارو از دین فراری نمیدادین.خب همونطوری که غیبت گناه حجاب کمم گناه ولی چرا چند تاره مویه یه دختر نوجونو انقدر بزرگ و وحشتناک جلوه میدین؟قبول حجاب چیزه خوبیه برای حفظ زن از مردان هوسران.ولی جایی که زن میدونه تنها نیست و امنیتش بالاس یا توی خارج کشور اگر حجاب بدنش کامل باشه فقط موهاش پیدا باشه چ ایرادی داره؟
اسلام برای مردا انقدر رفاه گذاشته و برای زن انقد سختی؟مردا۴تا زن بگیرن اما زنا همش باید به فکر پوشش باشن؟
قبول دارم که نمیشه گفت چون که قران گفته بهتر است نمیشه گفت مهم نیست.
اما اگر انقد که امروزه اونو مهم جلوه میدن مهم بود تو قرانم خیلی روش تاکید میکرد مثل حق یتیم ها که انقدر روش تاکید شده.و اگر جز چیزهایه خیلی مهم دین بود شاید جز اولین ایات نازل شده بود نه بعد از تهمت زدن به زنان نازل بشه.
و اینم قبول کنید که همه یه گناهانی دارن هونایی ک صف اول مسجد میشینن بعضی هاشون تاقبل شروع نماز غیبت دختر همسایشونو میکنن.یه نفرم گناهش اینه که موهاش بیرونه.بنظر شما کدوم گناه بدتره؟؟؟؟؟
عصر الانم نمیشه با عصر حضرت فاطمه مقایسه کرد.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

سلام

سلام
به طور کلی باید گفت راه حل این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها ‏مربوط به خود او یا مرد سرپرست او یا حتی خانواده وی نیست تا بگوید من از حق خودم صرف‏‌نظر کردم، مرد بگوید ‏من راضیم یا اعضای خانواده رضایت دهند، بلکه حجاب زن حقی الهی است، ‏لذا می‏‌بینید در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلا هستند، اگر زن همسرداری آلوده شد و ‏شوهرش رضایت داد، قوانین آن‌ها پرونده را مختومه اعلام می‏‌کنند، اما در اسلام این‌گونه نیست، یعنی حرمت زن،‏ اختصاص به خود زن، شوهر و برادر و فرزندانش ندارد به عبارتی اگر همه رضایت دهند، قرآن ‏راضی نخواهد بود، چون حرمت و حیثیت زن به‌عنوان حق‏‌اللَّه مطرح است، خدای سبحان زن را با سرمایه ‏عاطفه آفریده است تا معلم رقت بوده و پیام عاطفه بیاورد، حال اگر جامعه‏‌ای این درس رقّت و عاطفه را ترک نموده و به ‏دنبال غریزه و شهوت رفتند، به همان فسادی مبتلا می‏‌شوند که در غرب ظهور کرده است. بنابراین کسی نمی‌تواند نسبت به نداشتن حجاب رضایت داشته باشد.

از این جهت است که قرآن کریم می‏‌گوید، هر گروهی، اگر راضی هم ‏باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می‏‌شود عصمت زن، حق‌‏اللَّه است و به هیچ ‏کسی ارتباط ندارد.

قهرا همه اعضای خانواده، اعضای جامعه و حتی خود زن، امین امانت الهی هستند. زن ‏به عنوان امین حق‏‌اللَّه از نظر قرآن مطرح است، یعنی این مقام حرمت و حیثیت را خدای سبحان (که ‏حق خود اوست)، به زن داده و فرموده است: این حق مرا به عنوان امانت حفظ کند، آن‌گاه جامعه به صورتی ‏درمی‏‌آید که شما در ایران می‏‌بینید، جهان در برابر ایران خضوع کرده است؛ زیرا که در مسأله جنگ تا آخرین ‏لحظه، صبر کرد و کاری که برخلاف عاطفه، رقت، رأفت و رحمت باشد انجام نداد. با این که دشمنان او از ‏آغاز، حمله به مناطق مسکونی، کشتار بی‏‌رحمانه بی‏‌گناهان و غیر نظامی‏‌ها را مشروع کردند. ‎جامعه‌‏ای که قرآن در آن حاکم باشد، جامعه عاطفه است، راز این امر نیز در این است که نیمی از جامعه را ‏معلمان عاطفه که همان مادران می‌باشند، به عهده دارند چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول ‏خانواده درس رأفت و رقّت می‏‌دهد و رأفت و رقّت در همه مسائل کارساز است‎.

با سلام.در اینکه حجاب از

با سلام.در اینکه حجاب از مسلمات دین ماست جای هیچ شکی نیست.اما حجاب به صورت فعلی که ما داریم نه تنها در قران نیامده بلکه در هیچ دوره تاریخی در کشور وجود نداشته.عکسهای دوره قاجار رو هم نگاه کنید خواهید دید که حجاب به این صورت نبوده و حداقل در نوع پوشش حجاب اجباری در کار نبوده است و خود بانوان با اختیار خود حجاب می گرفته اند.شما اگر مدرکی دارید که در دوران حکومت حضرت علی حجاب اجباری بوده و همه بانوان چادر مشکی بر سر داشته اند رو کنید و حدیث و روایتی بیان کنید.در غیر اینصورت برداشت شخصی خودتان از ایات قران را در حلق کسی فرو نکرده و به چیزی که جاهل هستید و علم ندارید ابراز نظر نفرمایید.

تصویر soalcity

سلام

سلام
آنچه در منابع دینی وجود دارد، حدود لازم برای پوشش است و طبیعتا اینکه رنگ پوشش چه باشد یا مثلا مدل چادر لبنانی باشد یا دانشجویی یا ... طبیعتا در دین نیامده و اگر منظور شما این گونه مسائل است، بله حق با شماست که این ها در منابع دینی نیست.
اما درباره حجاب اجباری، قطعا وقتی حجاب واجب است یعنی مسلمانان باید آن را رعایت کنند و طبق دستور امر به معروف و نهی از منکر، می توان به کسانی که انجام دستور دینی را ترک کرده اند، مطابق امر به معروف اجبار کرد.
البته هرگز اجبار مساله نبوده است یعنی موضوعی نبوده که به آن پرداخته شود چون همه حجاب را رعایت می کردند حتی غیر مسلمانان نیز پوشش عفیفانه ای داشته اند. بحث اجبار از زمانی داغ شد که اصرار و تلاش غربی ها برای تحمیل برهنگی خود به دیگران بالا گرفت و سعی کردند یک تقابل به وجود بیاورند و الا در صدر اسلام هم همه حجاب را رعایت می کردند بدون اینکه نیازی به زور داشته باشند.

آيات حجاب هيچ اشاره اي به

آيات حجاب هيچ اشاره اي به پوشاندن موها نكرده است.
تأكيد بر پوشاندن عورتين (فروج ) و پستانهاي زنان ( جيوب ) شده است .

تصویر شهرسوال

با سلام.

با سلام.
در ابتدا به رابطة حجاب و پوشش اسلامى مى‏پردازيم:
حجاب به معناى پرده، حاجب، پوشيدن و پنهان کردن و منع از وصول است.(۱)
اين واژه تنها به معناى پوشش ظاهرى يا پوشاندن زن نيست و در اصل به مفهوم پنهان شدن از ديد مردِ بيگانه است. بدين سبب هر پوششى حجاب نيست.
در قرآن آمده است: «و إذا سألتموهن متاعاً فاْسئلوهن مِن وراءِ حجاب؛(۲) چون از زنان پيغمبر متاعى خواستيد، از پس پرده بخواهيد». اين آيه درباره زنان و بيش‏تر در مورد مسائل سياسى و اجتماعى است،(۳) نه پوشش زن در مقابل نامحرم.
به کارگيرى کلمه حجاب در خصوص پوشش زن اصطلاحى نسبتاً جديد است و همين سبب گرديده بسيارى گمان کنند اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. «ويل دورانت» مى‏گويد: «اين امر مبناى پرده پوشى ميان مسلمانان به شمار مى‏رود».(۴) برخى مدّعى شده‏اند حجاب به وسيله ايرانيان به مسلمانان و اعراب سرايت کرده، در حالى که آيات مربوط به حجاب، پيش از مسلمان شدن ايرانيان نازل شده است. در عهد جاهليت همان طور که «ويل دورانت» مى‏گويد و کتب تفسير شيعه و سنى تأييد مى‏کند، اعراب چنين پوششى نداشتند و عادتشان «تبرّج» و خودنمايى بود که اسلام آن را ممنوع ساخت: «ولا تبرجن تبرج الجاهليّة الاولى؛(۵) و زينت‏هاى خود را مانند زمان جاهليّت آشکار نکنيد.»
آن چه از قديم به ويژه نزد فقها در بحث نماز و ازدواج رواج داشته، واژه ستر و ساتر به معناى پوشش و وسيله پوشش در مقابل نامحرم بوده است. بنابراين وظيفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و در خانه و پستو قرار دادن آنان نيست، در نتيجه عدم مشارکت اين گروه عظيم در فعاليت‏هاى اجتماعى منظور نيست، بلکه اين وظيفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان، بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمايى نپردازد و مشارکتش در فعاليت‏ها بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد.(۶)
ضرورت پوشش اسلامى در قرآن‏
پوشش اسلامى از احکام ضرورى اسلام است، زيرا نص صريح قرآن بر آن گواهى مى‏دهد، بنابراين هيچ مسلمانى نمى‏تواند در ضرورت حجاب ترديد کند، زيرا هم قرآن مجيد به آن تصريح کرده و هم روايات بسيارى بر وجوب آن گواهى مي‌دهد. به همين جهت فقيهان شيعه و سنى، به اتفاق بر آن فتوا داده‏اند. همان طورى که نماز و روزه به دوران خاصى اختصاص ندارد، دستور پوشش نيز، چنين است و ادعاى نو بودن آن، غير کارشناسانه مى‏باشد.
خدا در آيه ۳۰ سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آيه بعد به زنان مسلمان فرمان مى‏دهد از چشم چرانى دوري کنند و در رعايت پوشش بدن از نامحرمان کوشا باشند:
«قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم ذلک أزکى لهم انّ اللَّه خبير بما يصنعون؛ اى پيامبر! به مردان مؤمن بگو: ديدگان خود را فرو خوابانند و عفت پيشه ساخته و دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. اين کار براى پاکى و پاکيزگى شان بهتر است و خداوند به آن چه مى‏کنند آگاه است».
"غضّ" در لغت عرب چنان که مرحوم طبرسى در مجمع البيان(۷) و راغب اصفهانى در مفرّدات گفته‏اند، به معناى کاستن است و "غض بصر" يعنى کاهش دادن نگاه، نه بستن چشم. البته اين که از چه چيز چشمان خود را فرو بندند، ذکر نشده ، اما با توجه به سياق آيات، به ويژه آيه بعد روشن مى‏گردد مقصود آن است که خيره خيره زنان نامحرم را تماشا نکنند و از چشم چرانى بپرهيزند.(۸)
سپس در آيه بعد مى‏فرمايد: «قل للمؤمنات يغضضنَ من أبصارهن...؛ اى پيامبر! به زنان مؤمن بگو: ديدگان خود را فرو خوابانند و عفت پيشه ساخته، دامن خود را از نگاه بيگانگان بپوشانند و زيور خويش را جز براى شوهران و ساير محارم آشکار نکنند، مگر آن چه پيداست و روسرى‏هاى خويش را به گريبان اندازند تا سر و گردن و سينه و گوش‏ها پوشيده باشد و پاهايشان را به زمين نکوبند تا آن چه از زينت پنهان مى‏کنند معلوم شود...».
در اين آيه، خداوند در خصوص پوشش بانوان ، آن چه را بر زنان مؤمن لازم است، به دو شکل گسترش مى‏دهد:
۱- پوشاندن سر و گردن.
۲- پوشاندن زينت‏ها.
"خمر" جمع خمار و به معناى روسرى است.(۹)
"جيوب" از واژه "جيب" به معناى قلب و سينه و گريبان است.(۱۰)
در تفسير مجمع آمده است: "زنان مدينه اطراف روسرى‏هاى خود را به پشت سر مى‏انداختند و سينه و گردن و گوش‏هاى آنان آشکار مى‏شد. بر اساس اين آيه موظف شدند اطراف روسرى‏هاى خود را به گريبان‏ها بيندازند تا اين مواضع نيز مستور باشد".(۱۱)
فخر رازى يادآور مى‏شود که خداوند با به کار گرفتن واژه‏هاى "منوب" و "على" که مبالغه در القا را مى‏رساند، در پى بيان لزوم و وجوب پوشش کامل اين نواحى است.(۱۲)
ابن عباس در تفسير اين جمله مى‏گويد: "يعنى زن مو و سينه و دور گردن و زير گلوى خود را بپوشاند".(۱۳)
آيه بعدى حجاب:
«يا أيّها النّبى قل لأزواجک و بناتک و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن...؛ اى پيامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوشش‏ها (روسرى يا چادر) خود را بر خويش فروتر گيرند. اين براى آن که شناخته نگردند و اذيت نشوند، به احتياط نزديک‏تر است و خدا آمرزنده و مهربان است».(۱۴)
در اين آيه دو مطلب قابل توجه است:
۱- جلباب چيست؟ نزديک کردن آن يعنى چه؟
۲- فلسفه پوشش و حجاب اسلامى.
در مفهوم جلباب اختلاف نظر وجود دارد. آن چه با توجه به کتب لغت و گفتار مفسّران شيعه مانند علامه طباطبايى(۱۵) و فيض کاشانى(۱۶) و اهل سنّت مانند قرطبى(۱۷) صحيح‏تر به نظر مى‏رسد، آن است که جلباب، پوشش چادر مانند است، نه روسرى و خمار. از ابن عباس و ابن مسعود روايت شده که منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچه‏اى است که همه بدن را بپوشاند؛ مفسّران بزرگ مانند شيخ طوسى و طبرسى گفته‌‏اند: در گذشته نوعي روسرى براى زنان معمول بود: روسرى‏هاى کوچک که آن را خمار يا مقنعه مى‏ناميدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مى‏کردند؛ نيز روسرى‏هاى بزرگ که مخصوص بيرون خانه به شمار مى‏آمد. زنان با روسرى بزرگ که جلباب خوانده مى‏شد و از مقنعه بزرگ‏تر و از ردا کوچک‏تر است و به چادر امروزين شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را مى‏پوشاندند.(۱۸)
نزديک ساختن جلباب (يدنين عليهن من جلابيبهن)، کنايه از پوشيدن چهره و سر و گردن با آن است،(۱۹) يعنى چنان نباشد که چادر يا روپوش‏هاى بزرگ مانند مانتو تنها جنبه تشريفاتى و رسمى داشته باشد و همه پيکر را نپوشاند.
قرآن مى‏فرمايد: بانوان با مراقبت جامه شان را بر خود گيرند و آن را رها نکنند تا نشان دهند اهل عفاف و حفظ اند.
فلسفه حجاب زن‏
براى روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذيل لازم است:
۱- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دينى‏
بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسيدن به کمال و معنويّت خلق گرديده است. اسلام با تنظيم و تعديل غرايز به ويژه غريزه جنسى و توجه به هر يک از آن‏ها در حدّ نياز طبيعى، سبب شکوفايى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است.
پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعديل و تنظيم اين غريزه است.
۲- توجه به ساختار فيزيولوژى انسان‏
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‏اى مستقيم با تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد دارد.
در تحقيقات علمى در مورد فيزيولوژى و نيز روان‏شناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک‏هاى چشمىِ شهوت‏انگيز حساس ترند و چون تأثير حس بينايى زيادتر است و چشم از فاصله دور و ميدان وسيعى قادر به ديدن است، از سوى ديگر ترشّح هورمون‏ها در مرد پيوسته است، مردان به صورتى گسترده تحت تأثير محرّک‏هاى شهوانى قرار مى‏گيرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک‏هاى حسى پاسخ مى‏دهند. حس لامسه بروز زيادى ندارد و فعاليتش محدود به تماس نزديک است.
از اين گذشته چون هورمون‏هاى جنسى زن به صورت دوره‏اى ترشخ مى‏شوند و به طور متفاوت عمل مى‏کنند، تأثير محرّک‏هاى شهوانى بر زن صورتى بسيار محدود دارد و نسبت به مردان بسيار کمتر است.
استاد مطهري در زمينه وجوب پوشش زنان مي فرمايد : «اما علت اين که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان يافته، اين است که ميل به خود نمايى و خودآرايى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. ميل زن به خود آرايى از حس شکارچى‏گرى او ناشى مى‏شود. در هيچ جاى دنيا سابقه ندارد که مردان لباس‏هاى بدن نما و آرايش‏هاى تحريک کننده به کار برند. اين زن است که به حکم طبيعت خاص خود مى‏خواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسير سازد. بنابراين انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف‏هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گرديده است».(۲۰) به عبارت ديگر: جاذبه و کشش جنسى و زيبايى خاص زنانه و تحريک پذيرى جنس مردانه، يکى از علت‏هاى اين حکم است.
البته اين بدان معنا نيست که مردان با هر وضعيتي و با هر نوع پوششي مي توانند درون جامعه ظاهر شوند ، بلکه براي آنان نيز محدوديت در نظر گرفته شده ، اما همان گونه که بيان شد در حد پوشش زنان نيست .
با توجه به مطالب فوق مى‏توان گفت: حجاب در اسلام از يک مسئله کلّى و اساسى ريشه گرفته است. اسلام مى‏خواهد انواع لذت‌هاي جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع ديگر) به محيط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص يابد و اجتماع تنها براى کار و فعاليت باشد، بر خلاف سيستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جويى جنسى به هم مى‏آميزد و تعديل و تنظيم امور جنسى را به هم مى‏ريزد.
اسلام قائل به تفکيک ميان اين دو محيط است و براى تأمين اين هدف، پوشش و حجاب را توصيه کرده، زيرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ضابطه در تحريک غريزه و عدم محدوديت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشيده نيست.
آثار و فوايد رعايت حجاب و پوشش دينى‏
۱- بهداشت روانى اجتماع و کاهش هيجان‏ها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سير ناپذير شهوت است.
۲- تحکيم روابط خانوادگى و برقرارى صميميت کامل زوجين.
با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدوديت و پايان آزادى‏هاى خود تلقّى مى‏کنند وافراد متأهل هر روز در مقايسه‏اى خطرناک ميان آن چه دارند و ندارند، قرار مى‏گيرند. اين مقايسه‏ها، هوس را دامن زده و ريشه زندگى را مى‏سوزاند.
۳- استوارى اجتماعى و استيفاى نيروى کار و فعاليّت‏
دختر و پسرى که در محيط کار و دانشگاه تحريک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآيى آن‏ها کاسته مى‏شود. چيرگي شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نيروى فکرى و کارى است.
۴- بالارفتن ارزش واقعي زن و جبران ضعف جسمانى او
حيا، عفاف و حجاب زن مى‏تواند در نقش عاطفى او و تأثيرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقويت تخيّل و عشق در مرد است و حريم نگه داشتن يکى از وسائل براى حفظ مقام و موقعيّت زن در برابر مرد است.
اسلام حجاب را براى محدوديّت و حبس زن نياورده، بلکه براى مصونيّت او توصيه کرده ، زيرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نيست، بلکه با رعايت عفاف و حفظ حريم، اجازه حضور زن را داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى منع کرده است.
در واقع حجاب موجب محدوديتِ، مردان هرزه مى‏باشد که در صدد کام جويى‏هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و مصونيت زنان از دست اين گروه از مردان منظور است....

پى نوشت‏ها:
۱. المفردات فى غرائب القرآن، راغب اصفهانى.
۲. احزاب (۳۳) آيه ۵۳.
۳. مجموعه آثار شهيد مطهرى، ج ۱۹، ص ۴۳۱.
۴. تاريخ تمدن، ويل دورانت، مترجمان احمد آرام و ديگران، ج ۱، ص ۴۳۳ و ۴۳۴.
۵. احزاب، آيه ۳۳.
۶. مسأله حجاب، مرتضى مطهرى، ص ۷۳؛ تفسير نمونه، ج ۱۷، ص ۴۰۱ - ۴۰۳؛ مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۴۴۸.
۷. مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى، ج ۷ - ۸، ص ۲۱۶.
۸. مجموعه آثار شهيد مطهرى، ج ۱۹، ص ۴۷۵.
۹. المفردات فى غرائب القرآن، ص ۱۵۹؛ مجمع البيان، ج ۷ - ۸، ص ۲۱۷.
۱۰. مجمع البيان، ج ۷ - ۸، ص ۲۱۷.
۱۱. همان.
۱۲. تفسير کبير فخر رازى، ج ۲۳، ص ۱۷۹.
۱۳. مجمع البيان، ج ۷ - ۸، ص ۲۱۷.
۱۴. سوره احزاب، آيه ۶۰ و ۶۱.
۱۵. الميزان فى تفسير القرآن، ج ۱۶، ص ۳۶۱.
۱۶. تفسير صافى، فيض کاشانى، ج ۴، ص ۲۰۳.
۱۷. الجامع الاحکام القرآن، قرطبى، ج ۱۴، ص ۱۵۶.
۱۸. التبيان فى تفسير القرآن، طوسى، ج ۸، ص ۳۶۱؛ مجمع البيان، ج ۷ - ۸، ص ۵۷۸.
۱۹. مجمع البيان، ج ۷ و ۸، ص ۵۸۰.
۲۰. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۴۳۶، با تلخيص

به نظر مي رسد زنان و مردان در

به نظر مي رسد زنان و مردان در زمان پيامبر قبل از آيات حجاب بيشتر به دلايلي مانند خجالت ، آفتاب و گرد و غبار ( طبيعت عربستان ) صورتهاي خود را مي پوشانده اند .
يك مدرك براي اثبات اين نوع فرهنگ پوشش ، اگر اشتباه نكنم ، اين است كه اراذل و اوباش به زنان پيامبر تجاوز مي كرده اند و در توجيح عمل خود مي گفتند : فكر كرديم كنيزند. چون چهرۀ آنها را نمي بينيم كه.
پس اگر آيه براي جلوگيري از اين بهانۀ متجاوزين صادر شده ، قاعدتاً بايد بگويد : صورتهاي خود را نپوشانيد تا شناخته شويد و متجاوزين ببينند كه مثلاً فلاني ست و تجاوز نكند
نه اينكه بگويد چادرهايتان را به رويتان بكشيد تا به عفت شناخته شويد. پس در سورۀ احزاب منظور از يدنين ، پايين آوردن است نه نزديك كردن
در هر حال مشكل و اختلاف اصلي در ايران بر سر پوشاندن يا نپوشاندن موي زنان است.
در هر صورت سخني از پوشاندن موهاي زنان در هيج جاي قرآن كريم نيامده است و به نظر مي رسد اين فرهنگ پوشش اعراب ( با توجه به آب و هوا ) باشد كه هم مردان و هم زنان موهاي خود را مي پوشانده اند و مطمئناً خداوند كه ما را قبايلاً و طوايفاً آفريده از همه انتظار ندارد مانند عربها لباس بپوشد . مثلاً از مردان و زنان آلمان كه هواي سردي دارد مطمئناً خداوند انتظار ندارد لباس گشاد مانند عربستان بپوشند بلكه بهتر است لباس تنگ بپوشند تا گرماي بدنشان حفظ شود. و يا در تابستان در آلمان كه هوا گرم ولي بدون گرد و غبار است دليلي ندارد موهاي خود را بپوشانند و از گرما بپزند.

تصویر شهرسوال

با سلام.

با سلام.
آنچه که گفتيد سنديت ندارد. اگر سندي تاريخي و ... داريد لطفا ذکر کنيد. اما حجاب دلايلي دارد که در توضيح آن بايد عرض شود:

حجاب به معناى پرده، حاجب، پوشيدن و پنهان کردن و منع از وصول است.(۱)
اين واژه تنها به معناى پوشش ظاهرى يا پوشاندن زن نيست و در اصل به مفهوم پنهان شدن از ديد مردِ بيگانه است. بدين سبب هر پوششى حجاب نيست.
در قرآن آمده است: «و إذا سألتموهن متاعاً فاْسئلوهن مِن وراءِ حجاب؛(۲) چون از زنان پيغمبر متاعى خواستيد، از پس پرده بخواهيد». اين آيه درباره زنان و بيش‏تر در مورد مسائل سياسى و اجتماعى است،(۳) نه پوشش زن در مقابل نامحرم.
به کارگيرى کلمه حجاب در خصوص پوشش زن اصطلاحى نسبتاً جديد است و همين سبب گرديده بسيارى گمان کنند اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. «ويل دورانت» مى‏گويد: «اين امر مبناى پرده پوشى ميان مسلمانان به شمار مى‏رود».(۴) برخى مدّعى شده‏اند حجاب به وسيله ايرانيان به مسلمانان و اعراب سرايت کرده، در حالى که آيات مربوط به حجاب، پيش از مسلمان شدن ايرانيان نازل شده است. در عهد جاهليت همان طور که «ويل دورانت» مى‏گويد و کتب تفسير شيعه و سنى تأييد مى‏کند، اعراب چنين پوششى نداشتند و عادتشان «تبرّج» و خودنمايى بود که اسلام آن را ممنوع ساخت: «ولا تبرجن تبرج الجاهليّة الاولى؛(۵) و زينت‏هاى خود را مانند زمان جاهليّت آشکار نکنيد.»
آن چه از قديم به ويژه نزد فقها در بحث نماز و ازدواج رواج داشته، واژه ستر و ساتر به معناى پوشش و وسيله پوشش در مقابل نامحرم بوده است. بنابراين وظيفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و در خانه و پستو قرار دادن آنان نيست، در نتيجه عدم مشارکت اين گروه عظيم در فعاليت‏هاى اجتماعى منظور نيست، بلکه اين وظيفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان، بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمايى نپردازد و مشارکتش در فعاليت‏ها بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد.(۶)
ضرورت پوشش اسلامى در قرآن‏
پوشش اسلامى از احکام ضرورى اسلام است، زيرا نص صريح قرآن بر آن گواهى مى‏دهد، بنابراين هيچ مسلمانى نمى‏تواند در ضرورت حجاب ترديد کند، زيرا هم قرآن مجيد به آن تصريح کرده و هم روايات بسيارى بر وجوب آن گواهى مي‌دهد. به همين جهت فقيهان شيعه و سنى، به اتفاق بر آن فتوا داده‏اند. همان طورى که نماز و روزه به دوران خاصى اختصاص ندارد، دستور پوشش نيز، چنين است و ادعاى نو بودن آن، غير کارشناسانه مى‏باشد.
خدا در آيه ۳۰ سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آيه بعد به زنان مسلمان فرمان مى‏دهد از چشم چرانى دوري کنند و در رعايت پوشش بدن از نامحرمان کوشا باشند:
«قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم ذلک أزکى لهم انّ اللَّه خبير بما يصنعون؛ اى پيامبر! به مردان مؤمن بگو: ديدگان خود را فرو خوابانند و عفت پيشه ساخته و دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. اين کار براى پاکى و پاکيزگى شان بهتر است و خداوند به آن چه مى‏کنند آگاه است».
"غضّ" در لغت عرب چنان که مرحوم طبرسى در مجمع البيان(۷) و راغب اصفهانى در مفرّدات گفته‏اند، به معناى کاستن است و "غض بصر" يعنى کاهش دادن نگاه، نه بستن چشم. البته اين که از چه چيز چشمان خود را فرو بندند، ذکر نشده ، اما با توجه به سياق آيات، به ويژه آيه بعد روشن مى‏گردد مقصود آن است که خيره خيره زنان نامحرم را تماشا نکنند و از چشم چرانى بپرهيزند.(۸)
سپس در آيه بعد مى‏فرمايد: «قل للمؤمنات يغضضنَ من أبصارهن...؛ اى پيامبر! به زنان مؤمن بگو: ديدگان خود را فرو خوابانند و عفت پيشه ساخته، دامن خود را از نگاه بيگانگان بپوشانند و زيور خويش را جز براى شوهران و ساير محارم آشکار نکنند، مگر آن چه پيداست و روسرى‏هاى خويش را به گريبان اندازند تا سر و گردن و سينه و گوش‏ها پوشيده باشد و پاهايشان را به زمين نکوبند تا آن چه از زينت پنهان مى‏کنند معلوم شود...».
در اين آيه، خداوند در خصوص پوشش بانوان ، آن چه را بر زنان مؤمن لازم است، به دو شکل گسترش مى‏دهد:
۱- پوشاندن سر و گردن.
۲- پوشاندن زينت‏ها.
"خمر" جمع خمار و به معناى روسرى است.(۹)
"جيوب" از واژه "جيب" به معناى قلب و سينه و گريبان است.(۱۰)
در تفسير مجمع آمده است: "زنان مدينه اطراف روسرى‏هاى خود را به پشت سر مى‏انداختند و سينه و گردن و گوش‏هاى آنان آشکار مى‏شد. بر اساس اين آيه موظف شدند اطراف روسرى‏هاى خود را به گريبان‏ها بيندازند تا اين مواضع نيز مستور باشد".(۱۱)
فخر رازى يادآور مى‏شود که خداوند با به کار گرفتن واژه‏هاى "منوب" و "على" که مبالغه در القا را مى‏رساند، در پى بيان لزوم و وجوب پوشش کامل اين نواحى است.(۱۲)
ابن عباس در تفسير اين جمله مى‏گويد: "يعنى زن مو و سينه و دور گردن و زير گلوى خود را بپوشاند".(۱۳)
آيه بعدى حجاب:
«يا أيّها النّبى قل لأزواجک و بناتک و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن...؛ اى پيامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوشش‏ها (روسرى يا چادر) خود را بر خويش فروتر گيرند. اين براى آن که شناخته نگردند و اذيت نشوند، به احتياط نزديک‏تر است و خدا آمرزنده و مهربان است».(۱۴)
در اين آيه دو مطلب قابل توجه است:
۱- جلباب چيست؟ نزديک کردن آن يعنى چه؟
۲- فلسفه پوشش و حجاب اسلامى.
در مفهوم جلباب اختلاف نظر وجود دارد. آن چه با توجه به کتب لغت و گفتار مفسّران شيعه مانند علامه طباطبايى(۱۵) و فيض کاشانى(۱۶) و اهل سنّت مانند قرطبى(۱۷) صحيح‏تر به نظر مى‏رسد، آن است که جلباب، پوشش چادر مانند است، نه روسرى و خمار. از ابن عباس و ابن مسعود روايت شده که منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچه‏اى است که همه بدن را بپوشاند؛ مفسّران بزرگ مانند شيخ طوسى و طبرسى گفته‌‏اند: در گذشته نوعي روسرى براى زنان معمول بود: روسرى‏هاى کوچک که آن را خمار يا مقنعه مى‏ناميدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مى‏کردند؛ نيز روسرى‏هاى بزرگ که مخصوص بيرون خانه به شمار مى‏آمد. زنان با روسرى بزرگ که جلباب خوانده مى‏شد و از مقنعه بزرگ‏تر و از ردا کوچک‏تر است و به چادر امروزين شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را مى‏پوشاندند.(۱۸)
نزديک ساختن جلباب (يدنين عليهن من جلابيبهن)، کنايه از پوشيدن چهره و سر و گردن با آن است،(۱۹) يعنى چنان نباشد که چادر يا روپوش‏هاى بزرگ مانند مانتو تنها جنبه تشريفاتى و رسمى داشته باشد و همه پيکر را نپوشاند.
قرآن مى‏فرمايد: بانوان با مراقبت جامه شان را بر خود گيرند و آن را رها نکنند تا نشان دهند اهل عفاف و حفظ اند.
فلسفه حجاب زن‏
براى روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذيل لازم است:
۱- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دينى‏
بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسيدن به کمال و معنويّت خلق گرديده است. اسلام با تنظيم و تعديل غرايز به ويژه غريزه جنسى و توجه به هر يک از آن‏ها در حدّ نياز طبيعى، سبب شکوفايى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است.
پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعديل و تنظيم اين غريزه است.
۲- توجه به ساختار فيزيولوژى انسان‏
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‏اى مستقيم با تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد دارد.
در تحقيقات علمى در مورد فيزيولوژى و نيز روان‏شناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک‏هاى چشمىِ شهوت‏انگيز حساس ترند و چون تأثير حس بينايى زيادتر است و چشم از فاصله دور و ميدان وسيعى قادر به ديدن است، از سوى ديگر ترشّح هورمون‏ها در مرد پيوسته است، مردان به صورتى گسترده تحت تأثير محرّک‏هاى شهوانى قرار مى‏گيرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک‏هاى حسى پاسخ مى‏دهند. حس لامسه بروز زيادى ندارد و فعاليتش محدود به تماس نزديک است.
از اين گذشته چون هورمون‏هاى جنسى زن به صورت دوره‏اى ترشخ مى‏شوند و به طور متفاوت عمل مى‏کنند، تأثير محرّک‏هاى شهوانى بر زن صورتى بسيار محدود دارد و نسبت به مردان بسيار کمتر است.
استاد مطهري در زمينه وجوب پوشش زنان مي فرمايد : «اما علت اين که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان يافته، اين است که ميل به خود نمايى و خودآرايى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. ميل زن به خود آرايى از حس شکارچى‏گرى او ناشى مى‏شود. در هيچ جاى دنيا سابقه ندارد که مردان لباس‏هاى بدن نما و آرايش‏هاى تحريک کننده به کار برند. اين زن است که به حکم طبيعت خاص خود مى‏خواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسير سازد. بنابراين انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف‏هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گرديده است».(۲۰) به عبارت ديگر: جاذبه و کشش جنسى و زيبايى خاص زنانه و تحريک پذيرى جنس مردانه، يکى از علت‏هاى اين حکم است.
البته اين بدان معنا نيست که مردان با هر وضعيتي و با هر نوع پوششي مي توانند درون جامعه ظاهر شوند ، بلکه براي آنان نيز محدوديت در نظر گرفته شده ، اما همان گونه که بيان شد در حد پوشش زنان نيست .
با توجه به مطالب فوق مى‏توان گفت: حجاب در اسلام از يک مسئله کلّى و اساسى ريشه گرفته است. اسلام مى‏خواهد انواع لذت‌هاي جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع ديگر) به محيط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص يابد و اجتماع تنها براى کار و فعاليت باشد، بر خلاف سيستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جويى جنسى به هم مى‏آميزد و تعديل و تنظيم امور جنسى را به هم مى‏ريزد.
اسلام قائل به تفکيک ميان اين دو محيط است و براى تأمين اين هدف، پوشش و حجاب را توصيه کرده، زيرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ضابطه در تحريک غريزه و عدم محدوديت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشيده نيست.
آثار و فوايد رعايت حجاب و پوشش دينى‏
۱- بهداشت روانى اجتماع و کاهش هيجان‏ها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سير ناپذير شهوت است.
۲- تحکيم روابط خانوادگى و برقرارى صميميت کامل زوجين.
با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدوديت و پايان آزادى‏هاى خود تلقّى مى‏کنند وافراد متأهل هر روز در مقايسه‏اى خطرناک ميان آن چه دارند و ندارند، قرار مى‏گيرند. اين مقايسه‏ها، هوس را دامن زده و ريشه زندگى را مى‏سوزاند.
۳- استوارى اجتماعى و استيفاى نيروى کار و فعاليّت‏
دختر و پسرى که در محيط کار و دانشگاه تحريک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآيى آن‏ها کاسته مى‏شود. چيرگي شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نيروى فکرى و کارى است.
۴- بالارفتن ارزش واقعي زن و جبران ضعف جسمانى او
حيا، عفاف و حجاب زن مى‏تواند در نقش عاطفى او و تأثيرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقويت تخيّل و عشق در مرد است و حريم نگه داشتن يکى از وسائل براى حفظ مقام و موقعيّت زن در برابر مرد است.
اسلام حجاب را براى محدوديّت و حبس زن نياورده، بلکه براى مصونيّت او توصيه کرده ، زيرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نيست، بلکه با رعايت عفاف و حفظ حريم، اجازه حضور زن را داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى منع کرده است.
در واقع حجاب موجب محدوديتِ، مردان هرزه مى‏باشد که در صدد کام جويى‏هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و مصونيت زنان از دست اين گروه از مردان منظور است....

پى نوشت‏ها:
۱. المفردات فى غرائب القرآن، راغب اصفهانى.
۲. احزاب (۳۳) آيه ۵۳.
۳. مجموعه آثار شهيد مطهرى، ج ۱۹، ص ۴۳۱.
۴. تاريخ تمدن، ويل دورانت، مترجمان احمد آرام و ديگران، ج ۱، ص ۴۳۳ و ۴۳۴.
۵. احزاب، آيه ۳۳.
۶. مسأله حجاب، مرتضى مطهرى، ص ۷۳؛ تفسير نمونه، ج ۱۷، ص ۴۰۱ - ۴۰۳؛ مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۴۴۸.
۷. مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى، ج ۷ - ۸، ص ۲۱۶.
۸. مجموعه آثار شهيد مطهرى، ج ۱۹، ص ۴۷۵.
۹. المفردات فى غرائب القرآن، ص ۱۵۹؛ مجمع البيان، ج ۷ - ۸، ص ۲۱۷.
۱۰. مجمع البيان، ج ۷ - ۸، ص ۲۱۷.
۱۱. همان.
۱۲. تفسير کبير فخر رازى، ج ۲۳، ص ۱۷۹.
۱۳. مجمع البيان، ج ۷ - ۸، ص ۲۱۷.
۱۴. سوره احزاب، آيه ۶۰ و ۶۱.
۱۵. الميزان فى تفسير القرآن، ج ۱۶، ص ۳۶۱.
۱۶. تفسير صافى، فيض کاشانى، ج ۴، ص ۲۰۳.
۱۷. الجامع الاحکام القرآن، قرطبى، ج ۱۴، ص ۱۵۶.
۱۸. التبيان فى تفسير القرآن، طوسى، ج ۸، ص ۳۶۱؛ مجمع البيان، ج ۷ - ۸، ص ۵۷۸.
۱۹. مجمع البيان، ج ۷ و ۸، ص ۵۸۰.
۲۰. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۴۳۶، با تلخيص

من کاری به مملکت خودمون ندارم

من کاری به مملکت خودمون ندارم ولی خدا خودش گفته ای پیامبر به زنان مومن بگو نگفته به زنان مسلمان که بنابراین حجاب اجباری نیست و حد و حدودش رو خود آدم مشخص میکنه یه موقعی یکی دلش خواست مسلمون باشه اما ایمانش ضعیف اون دیگ به خودش مربوطه نه من و شما

تصویر soalcity

آنچه ما مي گوييم مشخص کردن

آنچه ما مي گوييم مشخص کردن واجب و حرام است. محدوده پوشش در اسلام مشخص است و معلوم است که هر کسي بخواهد به دستورات اسلام عمل کند، بايد چه پوششي داشته باشد. کما اينکه مشخص است همه بايد ايمان بياورند و مومن شوند.

اينکه بگوييم من نمي خواهم مومن شوم، يعني به واجب و حرام کاري ندارم و ميخواهم به جهنم بروم. نه اينکه پس چون نمي خواهم مومن شوم، يعني ديگر هيچ چيز بر من واجب نيست. و الا که وضع کافر خيلي از مومنان بود! چرا که طبق اين برداشت کافران اصلا هيچ دستوري ندارند تا آن دنيا نسبت به آن مواخذه شوند. حال آنکه کافران همه دستورات الهي را زير پا گذاشته اند.

حالا به فرمايش شما يکي مي خواهد هر طور دلش خواست، عمل کند، خب طبق دلش عمل کند و تبعات آن را هم بپذيرد. چرا دين را تحريف کند؟ و بيهوده دستورات اسلام را انکار کند؟

بنگريد ۱۴۰۰ سال مسلمانان هرگز چنين فهمي از آيه پيدا نکرده اند که حجاب بر آنها لازم نيست. اين بهانه ها از زماني شروع شده که غرب و تمدنش براي برهنگي هجوم آورده و عده اي براي تسکين خاطر خود ابتدا سعي مي کنند تا معناي ايات قرآن را تحريف کنند و احساس گناه خود را از بين ببرند. حال آنکه تحريف معاني آيات قرآن گناه سنگين تري از ترک رعايت دستورات است.

تو هیچ کدوم از نظرات و ایه ها

تو هیچ کدوم از نظرات و ایه ها نیامده موی زن باید پوشانده شود .پس عدالت کجاا رفت زن حجاب چادر روسری مرد استین بلند؟ خنده دار نیست؟

تصویر شهرسوال

سلام .

سلام .
آيات مربوط به حجاب در دو سوره بيان شده است:
۱ ) در سوره نور .
۲ ) ديگري در سوره احزاب .
در سوره نور مي فرمايد : « به زنان با ايمان بگو چشم‏هاي خود را فرو گيرند . دامان خويش را حفظ کنند . زينت خود را جز آن مقدار که ظاهر است ، آشکار ننمايند . سينه و گردن و دوش خود را با مقنعه بپوشانند ، مگر براي شوهران شان يا پدر شوهران شان ». ( ۱ )
ودر سوره احزاب مي فرمايد : اي پيامبر ! به همسران و دخترانت و به زنان مؤمن بگو که خويشتن را به جلباب ( چادر ) فرو پوشند. اين کار براي اين که شناخته شوند و مورد اذيّت قرار نگيرند ، بر آنان بسيار بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است. ( ۲ )
بنا بر اين با اين آيات پوشاندن موي سر زنان از نامحرم فهميده مي شود و همين مقدار کفايت مي کند . و چون تمام فرقه هاي اسلامي قرآن را قبول دارند آيات مربوط به حجاب و حجاب موي سر را هم قبول دارند .
پي نوشت ها :
۱ . سوره نور ( ۲۴ ) آيه ۳۰ و ۳۱ و ۵۹ .
۲ . سوره احزاب ( ۳۳ ) آيه ۵۹ .

سلام

سلام
من از مطالب لذت بردم ممنونم از همه کسانی که این سایت زا راه انداختند. فقط چند نکته خواستم عرض کنم که عزیزان ما علاوه بر مطالعه روایات و احادیث از عقل خود نیز باید استفاده کنیم البته بدون تعصب مثلا بعضی از افراد عرض کرده بودند که ایه اشاره به زنان مومن دارد نه غیر مومن که باید بگویم فرض ایه میگفت به زمان کفار بگو که فلان کار را انجام بده ایا آنها طبعیت میکردند خیر ولی در عوض زنان مومن منتظر دستور بودند تا اجرا کنند. وهم اینکه برخی عزیزان عرض کردند در جامعه ما که دستور حجاب است چرا فساد زیاد شده که پاسخ ان خیلی مشخص. و واضح است اگه کمی بیندیشیم: و پاسخ ام این است که دستورات دین اسلام باید کامل اجرا شود تا کامل مزایای ان چشیده شود مثلا در جامعه نصفی یا حجاب نصفی بی حجاب. یا اینکه افراد حجاب دارند ولی عفاف وحیا خیر یا حجاب هست امکان ازدواج برای جوان نیست یا اینکه میگن تقوا ولی از اون طرف تبلیغ انواع صحنه های فساد انگیز و تحریک کننده ونبود ازدواج. امریه معروف نکردن. مجازات نکردن تجاوزکاران چه مردان با مزاحمتشان چه زنان با بی حجابی که نوعی تجاوز به روح و روان مرد است. راحت بودن فساد و سخت بودن ازدواج. شعاری بودن مسایل. ودیگر چیزها که خودتان بهتر میدانید. فقط اینرو تنها راه نجات اسلام است اما نه اسلام ساختگی یا اسلام نصفو نیمه باتشکر

صفحه‌ها

نظرات