چرا خداوند پیامبران را تنها بر قسمتی از جهان (خاورمیانه) مبعوث کرده است؟

در پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه کنیم:

۱- تاریخ تنها به بازتاب گوشه ای از گذشته می پردازد و نمی توانیم آنچه بیان شده را تمام آنچه موجود بوده است، بدانیم. همچنان که کشف آثار باستانی، توان نشان دادن تمام گذشته را ندارد. بنابراین باید در قدم اول متوجه باشیم که نمی توانیم با جزم و یقین ادعا کنیم که تمام پیامبران در منطقه خاورمیانه بوده اند.

۲- با توجه به رهنمودهای وحیانی می دانیم که بعثت پیامبران اختصاص به مردم منطقه خاصى ندارد. بلکه  همه امت ها پیامبر داشته اند:
«إِنَّآ أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِ‏ّ بَشِیراً وَنَذِیراً وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إلَّا خَلَا فِیهَا نَذِیر؛[فاطر/۲۴] بشارت و هشدار فرستادیم و هیچ امّتى نبوده مگر آن كه در آن هشدار دهنده‌‏اى گذشته است.»

«وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِى كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّغُوتَ؛[نحل/۳۶] وهمانا ما در میان هر اُمّتى پیامبرى را برانگیختیم (تا به مردم بگویند) كه خدا را بپرستید و از طاغوت (و هر معبودى جز خدا) دورى نمایید».

۳- اگر در قرآن مجید، تنها نام عدّه معدودى از پیامبران بزرگ برده شده که در منطقه خاورمیانه بوده اند؛ بدین معنا نیست كه تعداد پیامبران منحصر به همین افراد است؛ بلكه در خود قرآن تصریح شده است كه بسیارى از پیامبران بوده ‏اند كه نامى از ایشان در قرآن نیامده است:
«وَرُسُلاً لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْكَ؛[نساء/۱۶۴] و پیامبرانى [را نیز برانگیخته ‏ایم‏] كه [سرگذشتِ‏] ایشان را بر تو بازگو نكرده‌‏ایم».
بنابراین نمى‏توان گفت كه همه پیامبران در یك منطقه خاص ظهور نموده ‏اند، بلكه طبق احادیثى كه در مورد تعداد آنان رسیده است (۱۲۴ چهار هزار نفر) تعداد محدودی از آن ها مربوط به خاورمیانه بوده اند، و از بقیه خبری نداریم.

۴- قرائن و شواهدی وجود دارد که نشان دهد، پیامبرانی در غیر خاورمیانه احتمالا وجود دشته اند. به عنوان مثال  بودا گر چه نامش را به عنوان پیامبر نمی برند، ولی وقتی زندگی او بررسی می شود، بسیاری از خصوصیات پیامبران را در زندگی مشاهده می کنیم. 

۵- منطقه جغرافیایى یک پیامبر مهم نیست؛ و علیرغم فاصله جغرافیایی، مردمی می توانند از امت یک پیامبر حساب شوند. همانطور که امروز، امت اسلام به منطقه خاصی اختصاص ندارد و در سرتاسر جهان وجود دارند. و آنچه لازم است اینکه همه باید راه دست یافتن به وحی را داشته باشند. و مطابق قرآن نیازی نیست تا هر منطقه جغرافیایی ای پیامبر داشته باشد

«وَ لَوْ شِئْنا لَبَعَثْنا فی‏ كُلِّ قَرْیَةٍ نَذیراً؛[فرقان/۵۱] و اگر مى ‏خواستیم، در هر شهر و دیارى بیم‏ دهنده‏اى برمى‏ انگیختیم (ولى این كار لزومى نداشت)»

۶-  شاید رمز بعثت پیامبران اولوالعزم از خاورمیانه در این است که منطقه جغرافیایی خاورمیانه، نوعی مرکزیت برای تمام جهان داشته است که خدای متعال می فرماید پیامبران در مرکز شهرها، فرستاده می شوند بنابراین باید پیامبران اولوالعزم در مرکزی ترین منطقه باشند:
«وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى‏ حَتَّى یَبْعَثَ فی‏ أُمِّها رَسُولاً؛[قصص/۵۹] و پروردگار تو هرگز شهرها و آبادیها را هلاك نمى ‏كرد تا اینكه در كانون آنها پیامبرى مبعوث كند»

۷- دعوت و تبشیر و انذار پیامبران، محدود به منطقه برخواسته از آن نبوده و آنها به مناطق دیگر سفیر می فرستادند یا به آن سفر می کردند. به عنوان نمونه حضرت عیسی (ع) رسولانی به مناطق دیگر اعزام کرده است:
«إِذْ أَرْسَلْنا إِلَیْهِمُ اثْنَیْنِ فَكَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ فَقالُوا إِنَّا إِلَیْكُمْ مُرْسَلُونَ؛[یس/۱۴] هنگامى كه دو نفر از رسولان را بسوى آنها فرستادیم، امّا آنان رسولان (ما) را تكذیب كردند پس براى تقویت آن دو، شخص سوّمى فرستادیم، آنها همگى گفتند: «ما فرستادگان (خدا) به سوى شما هستیم! (طبق احادیث این آیه در شان چند تن از حواریون است)»
همچنین حضرت ابراهیم، لوط را به سرزمین دیگری فرستاده است. به همین دلیل فرشتگان عذاب قوم لوط، ابتدا به سراغ ابراهیم می روند و به او خبر می دهند.

۸- بسیاری از پیامبران، مبشر پیامبران بزرگ تر بوده اند، بنابراین طبیعی است که آنها خیلی کانون توجه نبوده باشند و با توجه به خبرهای قرآنی، که اکثر مردم در مقابل رسولان موضع خوبی نگرفته اند. طبیعی است که نام این دسته از پیامبران، خیلی ثبت نشده باشد و اثری از آنها بر جای نمانده باشد.

facenama

دیدگاه‌ها

این دلیل ها همش دروغ تو

این دلیل ها همش دروغ تو امریکا قوم مایاها و ازتک ها و قوم اسکالد در اروپا ی غربی وحشناک ترین کارها رو انجام میدادن پس چرا اونجا پیامبر نیومده کلی هم درباره اش من تحقیق کردم حتی یک شبه پیامبر هم تو تاریخشون ذکر نشده چه برسه به پیامبر اینا همش توجیه که همه جا پیامبر بوده تو کشور چین و خاور دور هم پیامبر نیست مگر اینکه بودا و شیوا رو پیامبر حساب کنیم

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ:

پاسخ:
باسلام وتشکر .
به چند نکته دقت نماید :
۱- دلیل شما بر نفی مسله این است که خود تحقیق نموده اید ....
اولا - نیافتن غیر از نبودن است ممکن است چیزی را شما نیابید ولی آن چیز وجود داشته باشد به فول معروف :
عدم اوجدان لا یدل علی عدم الوجد = نیافتن دلیل بر نبودن نیست .
در ثانی در قران وروایت از وجود انبیا در همه جا خبر داده شده ، شما ادعا دارید که نبوده ، آیا ادعا شما معتبر است یا فرمایش قران وروایات ؟ !!
نکته دیگر این که رخ داد های تاریخی ممکن است یا ثبت نشود ویا در اثر حوادث گم شود وصدها احتمال دیگر .
اما در یک تحلیل جامع باید گفت :
یکی از مشکلات رخدادهای تاریخی عدم شفافیت آن است؛ مکان ظهور پیامبران از مسایل تاریخی است که ابهام دارد و قضاوت درباره آن مشکل است. ما با توجه به رهنمودهای وحیانی معتقدیم که ظهور پیامبران اختصاص به منطقه خاصى ندارد. به تصریح قرآن ظهور پیامبران اختصاص به منطقه خاصى ندارد. طبق آموزه های اسلامی همه امت ها از خود پیامبر داشته اند:
« و ان من امّة الا خلا فیها نذیر؛(۱) در هر امتی نذیر و هشدار دهنده ای وجود دارد».
نیز:« لقد بعثنا فی کلّ أمة رسولاً أنِ اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت؛ (۲) در هر امتی پیامبری فرستادیم (تا به مردم بگویند) که خدا را بپرستید و از بت دوری کنید ».
در هر حال اگر در قرآن مجید، تنها نام عدّه معدودى از پیامبران بزرگ برده شده؛ بدین معنا نیست که تعداد ایشان منحصر به همین افراد است؛ بلکه در خود قرآن تصریح شده که بسیارى از پیامبران بوده‏اند که نامى از ایشان در قرآن به میان نیامده:
« و رسلاً لم نقصصهم علیک(۳)؛ پیامبرانی که داستان آن ها را برایت بازگو ننمودیم ».
اتفاقا برخی از روایات به نوعی موید همین مطلب است، چنان که در برخی روایات از على عليه السلام نقل شده كه خداوند پيامبرى را مبعوث كرد كه سياه پوست بوده و داستان آن به ما نرسيده است. (۴)
بنابراین نمى‏توان گفت که همه ۱۲۴ هزار نفر پیامبر در یک منطقه خاص ظهور نموده‏اند. چه بسا در بسیاری از مناطق در گذشته های دور انبیاء مختلفی ظهور یافته و به هدایت مردمان خود مشغول شده اند .
اتفاقا برخی از شواهد و قرائن تاریخی و اجتماعی بیانگر آن است که در سایر مناطق جهان نیز در گذشته های دور انبیایی مبعوث شده اند ،مثلا برخی از اقوام سرخپوست و ساکنان منطقه آمریکای جنوبی،سنت های دینی و اذکار و اورادی نظیر عبادات سایر ادیان دارند که به احتمال قوی ناشی از تعالیم انبیایی است که در گذشته در آن مناطق زیسته اند، ولی نامی از آن ها به دست ما نرسیده است.
در واقع احتمال بسیار جدی وجود دارد که بسیاری از آیین های فعلی آسياي دور مانند بودا و تمدن های آمریکای جنوبی مانند تمدن مایا و اینکا و... به نوعی متاثر از تعالیم انبیای آن ها بوده که برای ما ناشناخته است. نمی توان گفت اثری از تعالیم این انبیا باقی نمانده است؛ اما در هر حال گذشت زمان باعث تغییر و تحریف بسیار در این آیین ها شده و از روح اصلی خود فاصله گرفتند ؛ اما در هر حال در زمان هایبعد این مردمان هم موظف به یافتن دین حق و انبیاء جدید بوده و هستند و دقیقا به همین دلیل است که مردمان بسیاری از مناطق دیگر به دین اسلام یا مسیحیت درآمدند .
به عنوان اسلام قاره آفریقا در این زمان دارای دین آسمانی مسیحیت و اسلام است در حالی که پیامبران این دو دین در آفریقا نبودند ، اما به هر طریق آموزه های این دو دین به این قاره منتقل شد و اکنون بخش عمده مردم آفریقا مسیحی و مسلمان هستند ، همین طور چندصد میلیون از مردم منطقه جنوب شرق آسیا و چین مسلمان هستند که این امر نتیجه انتقال آموزه های اسلام به این مناطق بوده و تلاش های ساکنین همین مناطق بوده است .
البته این حقیقتی غیرقابل انکار است که پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت و کتاب آسمانی، از شرق میانه برخاستند. نوح(ع) از عراق برخاست. مرکز دعوت ابراهیم(ع) عراق و شام بود. به مصر و حجاز نیز سفر کرد. موسی(ع) از مصر برخاست. چون که در زمان ظهور پیامبران، منطقه مسکونى عمده انسان‏ها مناطق آسیایى بود و خاور میانه در مهد تمدن قرار داشت.
مورخان بزرگ جهان تصریح می کنند که مشرق زمین (مخصوصاً شرق میانه) گهواره تمدن انسانی است.
تمدن مصر باستان که قدیمی ترین تمدّن شناخته شده جهان است، تمدّن بابل در عراق، تمدن یمن در جنوب حجاز، همچنین تمدّن ایران و شامات، همه نمونة تمدن های معروف بشری هستند. قدمت تمدن انسانی دراین مناطق به هفت هزار سال یا بیش تر باز می گردد. از سوی دیگر، رابطه نزدیکی میان تمدن انسانی و ظهور پیامبران بزرگ است، زیرا انسان های متمدن نیاز بیش تری به آیین های الهی دارند، تا هم قوانین حقوقی و اجتماعی را تضمین کرده، جلو تعدیات و مفاسد را بگیرد، و هم فطرت الهی آن ها را شکوفا سازد.
بنابر اینکه هبوط حضرت آدم(ع) و ثقل جمعیت بشری در منطقه خاوری بوده و انسان ها از این منطقه به دیگر مناطق کوچ کرده اند. می توان گفت: بین ثقل جمعیت و تمدن و بعثت پیامبران ارتباط منطقی برقرار است.
پیامبران بزرگ هر چند در یک منطقه خاص ظهور یافتند. اما به معنای انحصار رسالت آن ها در آن منطقه نیست. اگر رسالت یک پیامبر جهانی هم باشد، لازم است که در منطقه ای خاص ظهور یابد که امکان گسترش شریعت وی به دیگر نقاط عالم نیز از آن جا فراهم باشد .بعثت در مکان و مهد تمدن ها موجب می شود که پیام انبیا از طریق مردم آن سرزمین به مناطق دیگر نیز برود، چون با وجود تمدن در یک سرزمین، ارتباط مردم آن سرزمین با مناطق دیگر ساده تر و بیش تر خواهد بود.
اما در هر حال در مناطقی که هیچ پیام و پیامبری به آن ها نرسیده باز نباید از یاد برد که امکان هدایت و سعادتمندی در مورد آنان نیز وجود دارد زیرا خداوند متعال غیر از طریق وحی و ارسال انبیا بشر را از طریق عقل و فطرت الهی نیز هدایت کرده است. چنان که در روایتی آمده :
«ان لله علی الناس حجتین حجه ظاهره و حجه باطنه فاما الظاهره فالرسل و الانبیا و الائمه (ع) و اما الباطنه فالقعول» (۵) خداوند بر مردم دو حجت دارد: یکی حجت ظاهری و دیگری حجت باطنی، اما حجت ظاهری انبیا و فرستادگان الهی و ائمه (ع) هستند اما حجت باطنی عقل آنان است. »
در نتیجه خداوند نه تنها از طریق وحی بلکه از راه عقل نیز بشر را به سوی سعادت هدایت کرده و پیام توحید را به آنان تفهیم نموده است و این قبیل افراد در فرض عدم دسترسی به هر نوع تعالیم وحیانی زمینه دریافت اصول و کلیات رفتارهای انسانی و درک معارف بنیادین دین را دارند و بر اساس همین مبنا و معیار هم مورد محاسبه و حسابرسی قیامت قرا می گیرند .
به علاوه اگر واقعا هیچ زمینه ای برای درک حقیقت از جانب برخی اقوام وجود نداشته باشد ، این تفاوت در بهره مندی از زمینه های سعادت و کمال ، در مورد تکالیف و مسئولیت ها و محاسبه خداوند مورد توجه قرار می گیرد .
به عبارت روشن تر وضعیت مسئولیت و تکالیفی که خداوند از من و شما و دیگر افرادی که در کشورهای اسلامی و در متن دین حق و شریعت واقعی رشد یافته اند ، می طلبد ، با انسان هایی که در مناطق مختلف دیگر همچون کشورهای غیر اسلامی یا اقوام بدوی و قبایل ابتدایی مناطقی چون صحراهای آفریقا یا جنگل های آمریکای جنوبی زندگی می کنند ، کاملا متفاوت است . هیچ گاه همسانی و همانندی وجود ندارد .
به این دلیل است که خداوند در قرآن مجید می‌فرماید: «و ما کنّا معذبین حتی نبعث رسولاً؛ هیچ طایفه ای را عذاب نمی کنیم . مگر اینکه فرستاده ای را برای شان مبعوث کرده(و حجت را بر آن ها تمام کرده) باشیم».(۶)یعنی میزان و معیار در مطالبه عقیده و عمل صحیح از افراد و در نتیجه عذاب و ثواب در محاسبه این اعمال ، وجود ارشاد و هدایت و تبیین مسیر صحیح توسط پیامبران الهی و مانند آنان است .
این حقیقتی است که در روایات ما هم مورد اشاره قرار گرفته و حتی از انسان هایی نام برده شده که به خاطر تمام نشدن حجت بر ایشان در قیامت یا برزخ به نوعی مورد آزمون و محاسبه قرار می گیرند. (۷) حتی بابی در این زمینه در کتاب های روایی باز شده تحت عنوان کسانی که حجت بر آنان تمام نشده است.

پی‌نوشت‌ها:
۱. فاطر (۳۵) آیه ۲۴.
۲. نحل (۱۶) آیه ۳۶.
۳. نساء (۴) آیه ۱۲۴.
۴. طبرسى، مجمع البيان فى تفسير القرآن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ ش، ج ۸ ،ص ۸۳۰.
۵. ثقه الاسلام کلینی ، اصول کافی، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران ۱۳۸۸ ق.ج۱ ،کتاب العقل، ص ۱۶،
۶. مائده (۵) آیه ۷۳.
۷. علامه مجلسی ، بحارالانوار، نشر دار الكتب الإسلاميه‏، بي تا .ج ۵، ص ۲۸۹، حدیث ۲و ۳، « باب اطفال و ......»

پیامبران اولوالعزم و صاحب

پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت ، از خاور میانه برخاستند
این حقیقتی غیرقابل انکار است که پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت و کتاب آسمانی، از شرق میانه برخاستند. حضرت نوح(ع) از عراق برخاست و مرکز دعوت حضرت ابراهیم(ع) عراق و شام بود. به مصر و حجاز نیز سفر کرد. حضرت موسی(ع) از مصر برخاست.
حضرت عیسی ع و حضرت محمد ص هم که مشخصه
خب چرا چین لیاقت اینو نداشته که یک پیامبر اولوالزم داشته باشه و اسمش توی تاریخ چین ثبت بشه؟
مگر همه مردم زمین ساکن خاورمانه و بین النهرین بوده اند؟
این بین النهرین و خاورمیانه کمتر از ۱۰ درصد کل زمین هم نمیشه
ما تمدنهای باستانی بسیاری داریم ولی چرا حداقل یک پیامبر اولوالعزمی برای انها تعیین نشده؟ مگه اینکه بگیم خدا گزینشی عمل کرده باشه که این با عدالت و مساوات مغایره
بگذریم از وجود پیامبر غیر اولوالعزم که حتی یک اسم از آنها در تاریخ و سنگ نوشته و کتیبه وحافظه تاریخی ملتهایی مثل چین و روسیه و هند و استرالیا و قاره امریکا وجود نداره
یه اثر کوچک هم اگه می بود مورد قبول بود ولی دریغ از یک اسم که در فرهنگ اون مناطق ثبت شده باشه
ضمنا تعالیم بودا و هندوها و مایاها و .. اساسا مغایر با تعالیم ادیان اسمانی است و اثری از توحید و. در انها وجود نداره و نمیشه اونها را جزو دینهای الهی برشمرد

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
باسلام وتشکر .
یکی از مشکلات رخدادهای تاریخی عدم شفافیت آن است؛.مکان ظهور پیامبران از مسایل تاریخی است که ابهام دارد و قضاوت دربارة آن مشکل است. اما با توجه به رهنمودهای وحیانی می گوییم:ظهور پیامبران اختصاص به منطقه خاصى ندارد . طبق آموزه های اسلامی همه امت ها از خود پیامبر داشته اند:« و ان من امّة الا خلافیها نذیر، (۱ ) در هر امتی نذیر و هشداردهنده ای وجود دارد »نیز:« لقد بعثنا فی کلّ أمة رسولاً أنِ اعبدواالله و اجتنبوا الطاغوت؛ (۲) در هر امتی پیامبری فرستادیم (تا به مردم بگویند) که خدا را بپرستید و از پرستش بت دوری کنید».
اگر در قرآن مجید، تنها نام عدّه معدودى از پیامبران بزرگ برده شده؛ بدین معنا نیست که تعداد ایشان منحصر به همین افراد است؛ بلکه در خود قرآن تصریح شده است که بسیارى از پیامبران بوده‏اند که نامى از ایشان در قرآن به میان نیامده است:« و رسلاً لم نقصصهم علیک». (۳)
بنابراین نمى‏توان گفت که همه پیامبران در یک منطقه خاص ظهور نموده‏اند، بلکه طبق احادیثى که در مورد تعداد آنان رسیده است ؛یعنی۱۲۴ چهار هزار نفر، از این تعداد چند پیامبر مشخص مربوط به آسیا و خاورمیانه است، از بقیه خبری نیست .
این احتمال نیز بعید نیست که بسیاری از مناطق جهان همانند هند، چین، آمریکا و ... نیز در گذشته های دور که امکان ارتباط وجود نداشته، بر حسب ضرورت پیامبرانی مبعوث شدند. شواهد تاریخی گواه این معناست ، مثلا بودا گر چه نامش را به عنوان پیامبر نمی برند، ولی وقتی زندگی او بررسی می شود، بسیاری از خصوصیات پیامبران را در زندگی او و شکل تماس وی با جهان غیب مشاهده می­کنیم.
از نظر عقلى نیز منطقه جغرافیایى پیامبر مهم نیست؛ بلکه مهم ، تسلیم حقیقت شدن است، چنان که گروندگان به اسلام از نقاط مختلف دنیا بوده و هستند.
اما ازاین نکته غافل نشویم که پیامبران بزرگ در منطقه خاور میانه ظهور نموده اند. البته پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت و کتاب آسمانی، از شرق میانه برخاستند. نوح(ع) از عراق برخاست و مرکز دعوت ابراهیم(ع) عراق و شام بود، و به مصر و حجاز نیز سفر کرد. موسی(ع) از مصر برخاست. چون که در زمان ظهور پیامبران، منطقه مسکونى عمده انسان‏ها مناطق آسیایى بود و خاور میانه مهد تمدن قرار داشت.
مورخان بزرگ جهان تصریح می کنند که مشرق زمین (مخصوصاً شرق میانه) گهواره تمدن انسانی است ؛منطقه ای که به نام هلال خصیب است.
تمدن مصر باستان که قدیمی ترین تمدّن شناخته شده جهان است، تمدّن بابل در عراق، تمدن یمن در جنوب حجاز، همچنین تمدّن ایران و شامات، همه نمونة تمدن های معروف بشری هستند ... قدمت تمدن انسانی دراین مناطق به هفت هزار سال یا بیش تر باز می گردد. از سوی دیگر، رابطة نزدیکی میان تمدن انسانی و ظهور پیامبران بزرگ است، زیرا انسان های متمدن نیاز بیش تری به آیین های الهی دارند، تا هم قوانین حقوقی و اجتماعی را تضمین کرده، جلو تجاوز و مفاسد را بگیرد، و هم فطرت الهی آن ها را شکوفا سازد. به همین دلیل می گوییم نیاز بشر امروز مخصوصاً کشورهایی که از تمدن و صنعت سهم بیش تری دارند، به مذهب، از هر زمین بیش تر است.
بعید نیست ادعا شود که هبوط حضرت آدم(ع) و ثقل جمعیت بشری در منطقة خاوری بوده و انسان ها از این منطقه به دیگر مناطق کوچ کرده اند . اگر چنین باشد می گوییم : بین ثقل جمعیت و تمدن و بعثت پیامبران ارتباط منطقی برقرار است.
با این وجود برخی از مورخان باور دارند که پیامبران از مناطق معتدل ظهور نموده اند، زیرا در مناطق معتدل به دلیل ظهور دانش ها و صنعت، بیش تر زمینة کمال انسان ها فراهم می شود و بیش تر آمادة پذیرش پیامبران هستند. ابن خلدون از طرفداران این نگرش است. وی می‌نویسد: حتی بعثت پیامبران بیش تر در نواحی معتدل بوده و ما خبر بعثت پیامبری را در اقلیم جنوبی و شمالی نیافته ایم، از آن جهت که پیامبران باید از نظر خلقت، کامل ترین افراد باشند تا پیامی که از جانب خدا می آورند، مورد قبول واقع شود.(۴)
پی نوشت:
۱. فاطر(۴۰) آیه ۲۴.
۲. نحل(۱۶)آیه ۳۶.
۳. نساء(۴) آیه ۱۲۴.
۴. جعفر سبحانی، منشور جاوید ،ج۱۰ص۱۰۰- ۱۰۵؛
ناصر مکارم ،پیام قرآن، ج۷ ،ص۳۹۶-۳۹۸.

نظرات