تاریخچه پیدایش شیعه و سنی چیست؟

طبق مستندات تاریخی عنوان شیعه از زمان رسول الله(صلی الله علیه و آله) بوده و عنوان سنی و اهل سنت در دوران خلفای عباسی مطرح شده است.

شیعه یعنی پیرو و در اصطلاح تاریخ اسلام به کسانی گفته می شود که جانشینی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را حق اختصاصی خانواده رسالت می دانند و در معارف اسلامی پیرو مکتب اهلبیت می باشند و از طریق نص و وصیت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) قائل به امامت علی بن ابی طالب می باشند و معتقدند که امامت از فرزندان او خارج نشده است .

تسمیه پیروان این مکتب به شیعه را در همان زمان پیغمبر (صلی الله علیه و آله) باید دانست و آغاز پیدایش این نام در آن عهد بوده، هر چند شهرت آن به قول ابن ندیم در عصر خلافت علی (علیه السلام) ظهور کرد و خود آن حضرت پیروان خویش را به این نام خواند .

 

اینک چند حدیث از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می آوریم:

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: اي علي تو و شيعيانت در كنار حوض بر من وارد مي‏شويد. (۱)

اي علي! به زودي تو نزد خدا وارد مي‌شوي در حالي كه شيعيان تو راضي و مورد رضايت خدا هستند و دشمنانت معذّب به عذابي سخت خواهند بود. (۲).

علي و شيعة او، آنها در روز قيامت رستگارند.(۳)

شيعة علي، آنها رستگارند. (۴)

اي علي، خدا تو و ذريّة تو و فرزندانت و اهل و شيعة تو و دوستان شيعة تو را آمرزيد. همانا تو داراي قلب بزرگي هستي.(۵).

سيوطي(از علمای بزرگ اهل سنت!) در تفسير قول خداي متعال كه مي‌فرمايد: آنهايي كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، آنها بهترين مردمند. مي‌گويد: ابن عساكر از جابر بن عبدالله روايت كرده است كه گفت: نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوديم؛ پس علي‏(علیه السلام) وارد شد. پيامبر(صلی الله علیه و آله) گفت: سوگند به آن كسي كه جانم در دست قدرت اوست، اين علي و شيعة او رستگارانند. و اين آيه نازل شد: «انّ الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات اولئك هم خير البريّة»؛ پس اصحاب پيامبر(صلی الله علیه و آله) وقتي علي‏(علیه السلام) مي‏آمد، مي‏گفتند: «خير البريّه» آمد.

ابن مردويه از علي‏(علیه السلام) روايت مي‏كند كه: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به من گفت: «آيا نشنيدي قول خداي متعال را كه فرمود: «انّ الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات اولئك هم خير البريّة» تو و شيعة تو، وعده‌گاه من و وعده گاه شما حوض است؛ وقتي امت‌ها براي حساب آورده شوند و پيشواي مسروران را دعوت كنند».(۶)

 

نحوه پیدایش اهل سنت:

در اين باره اقوالي ذکر شده است: ۱. از کلمات برخي از اهل حديث و اشاعره استفاده مي شود که به نظر آنان اين اصطلاح در عصر صحابه معروف بوده است، ولي هيچ گونه شاهدي از حديث يا تاريخ آن را تأييد نمي کند. (۷)

۲.سهل بن محمد سجستاني رازي در کتاب (الزينه) چنان که در کشف الظنون جزء سوم آمده،تاريخ پيدايش اين اصطلاح را عهد و زمان خلفاي عباسي دانسته و گفته است: در عصر معاويه گروهي از مسلمانان که هوا خواه عثمان بودند (عثمانيه) ناميده مي شدند، و دوستداران علي ـ عليه السلام ـ (علويه) خوانده مي شدند و آنان پيش از آن به شيعه معروف بودند، آن گاه در زمان حکومت عباسيان نام علويه و عثمانيه، نسخ گرديد، علويه به نام پيشين خود، يعني شيعه و ديگران اهل سنت ناميده شدند، و اين دو نام پس از آن ادامه يافت. (۸)

۳. قول ديگر اين است که تاريخ اين اصطلاح، به اواخر قرن اول يا اوايل قرن دوم هجري باز مي گردد(۹) چنانکه در رساله اي که عمر بن عبدالعزيز (متوفاي ۱۰۱ هـ) در ابطال نظريه قدر نوشته است، اصطلاح (اهل سنت) به کار رفته است، آن چه از ظاهر کلام عمر بن عبدالعزيز استفاده مي شود، اهل سنت به معناي اصطلاحي آن نيست، بلکه مقصود محدثان و ناقلان و عاملان به سنت نبوي است، چنان که گفته است: (تحقيقا شما دانستيد که اهل سنت مي گفتند: چنگ زدن به سنت راه نجات است(۱۰)

نتيجه: با در نظر داشتن اين مطلب که قول اول را هيچ گونه شاهدي از حديث و تاريخ تأييد نمي کند، و در قول سوم اين احتمال وجود دارد که، مراد از اهل سنت، اهل سنت به معناي اصطلاحي نبوده، بلکه مقصود محدثان و ناقلان و عاملان به سنت نبوي بوده است، پس قول دوم به واقعيت نزديک تر است، بنابر اين تاريخ پيدايش اصطلاح اهل سنت درزمان خلفاي عباسي بوده است.

 

پی نوشتها:

(۱). مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۳۱؛ كنوز الحقائق، ص ۱۸۸، الاستيعاب، ج ۲، ص ۴۵۷.

(۲). صواعق المحرقة، ص ۹۳؛ مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۳۱.

(۳). كنوز الحقائق، ص ۹۲.

(۴). همان، ص ۸۲.

(۵). الصواعق المحرقة، ص ۹۶.

(۶). المقالات و الفرق،ص ۱۵.

(۷). فرق و مذاهب کلامي، علی ربانی گلپایگانی ، ص۱۷۳.

(۸). الامين سيد محسن، اعيان الشيعه، بيروت، دار التعارف للمطبوعات، ج۱، ص ۱۹.

(۹). سبحاني جعفر، بحوث في الملل و النحل، قم، لجته اداره الحوزه العلميه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص ۳۴۳.

(۱۰). اصفهاني ابو نعيم احمد بن عبدالله، حليه الاولياء، مصر، ج۵، ص ۳۴۶.

 

 

کلمات کلیدی: 

facenama

دیدگاه‌ها

باسلام خدمت مدير سايت. دوست

باسلام خدمت مدير سايت. دوست عزيز ميخواستم نكته اي رابشما عرض كنم. جنابعالي درحال انجام كاري ارزشمند هستيدو اينكار شماقابل تقدير است. منتها بايد توجه داشته باشيد كه وقتي ماهيت وبسايت شما بگونه ای است که حالت پرسش وپاسخ دارد ،میبایست کاملترین پاسخها را ارائه دهید و بعقیده من این یک رسالت فرا مذهبی برای افرادی مانند شماست که این شیوه از فعالیت رو در وبلاگ نویسی انتخاب کردید. بعنوان مثال وقتی درمورد زمان وریشه پیدایش مذهب شیعه وسنی توضیح میدهید لازم است ابتدا منابع مختلف را بررسی نمایید و نهایتا باتحلیل انها کاملترین پاسخ را بیان کنید. شما فرمودید شیعه از همان ابتدا بوده و گفتید که پیروان امام علی(ع)رو شیعه علی مینامیدند. این صحیح است اما باید این راهم بگوییدکه ان شیعه که مدنظر شماست بهیچ عنوان بعنوان مذهب تشیع نبوده و اصلا دران زمان چیزی بنام مذهب وجود نداشت. پس این صحیح نیست که پیدایش مذهب تشیع را به ان نسبت بدهید چون این دو کاملا بایکدیگر تفاوت دارند. سپاسگزارم

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
باسلام وتشکر .
بر خلاف تصور شما در پاسخ پیشن نکته های ارزشمندی مطرح شده .
حال در این نوبت در ادامه نکته های یاد شده باید گفت : شیعه در لغت به معناى پیرو و یارى دهنده است، اما در اصطلاح بدین معنا است که کسى به امامت و خلافت بلافصل على(ع) معتقد باشد. شیعیان بر این عقیده‏اند که مرجعیت سیاسى و دینى و علمى بعد از پیامبر(ص) بر دوش امام على (ع) و سپس بر عهده فرزندان معصومش است .بر این عقیده‏اند که امامت او از طریق نص جلى یا خفى ثابت شده و امامت حق او و فرزندان او است. (۱)
پیامبر(ص) در تفسیر آیه «اولئک هم خیر البریه»(۲) خطاب به على(ع) فرمود: «انت و شیعتکم یوم القیامه راضین مرضیین؛(۳) تو و شیعیان تو در روز قیامت از خدا خشنودند و خدا از آنان خشنود است».
نیز فرمود: «ان هذا و شیعته لهم الفائزون یوم القیامه؛(۴) على و شیعیانش در روز قیامت پیروز و سعادتمندند».
در زمان پیامبر چهار نفر از صحابه، سلمان، ابوذر، مقداد و عمار یاسر به عنوان شیعه على شناخته مى‏شدند.(۵) برخى از علما همانند سید على خان شیرازى و سید محسن امین جبل عاملى بسیارى از صحابه را نام برده‏اند که این‏ها شیعه على بودند. (۶) بعد از صحابه در میان تابعین (نسل بعد از صحابه) شیعیان به قدرى زیاد شدند که به قول «ذهبى» در «میزان الاعتدال» در میان تابعین تشیع به حدى افزون شده بود که اگر این‏ها نبودند، آثار پیامبر (ص) نابود شده بود.(۷)
بعد از رحلت پیامبر(ص) دو تفکر در حوزه سیاست اسلامى در برابر یکدیگر قرار گرفت:
یکى تفکر خلافت است که در سقیقه بنى ساعده و با در دست گرفتن قدرت سیاسى توسط ابى بکر سر درآورد،
دیگرى تفکر شیعى یا تفکر امامت است که با تمسک به حدیث ثقلین و غدیر به امامت امام على(ع) باور داشتند.
این دو تفکر با فراز و نشیب‏هاى‏ گوناگون تا به امروز به حیات خویش ادامه داده است. بنابراین انشعاب اولیه شیعه و اهل سنت به زمان رحلت پیامبر بر می گردد.
در تفکری که از سقیفه برخاسته بود، در آغاز به آن عنوان تسنن و مکتب اهل سنت داده نشده بود. عنوان اهل سنت و سنی بعداً و از دوره خلافت عثمان به بعد پدید آمد ؛ چرا که در شورای شش نفره­ای که عمر برای جانشینی انتخاب نموده بود و ریاست آن را به عبد الرحمان بن عوف داده بود، در آن جا عبدالرحمان بن عوف نخست به امام علی (ع) رو کرد و گفت : می خواهم با تو بیعت کنم با این شرایط که به کتاب خدا قرآن و سنت پیامبر و به سنت دو خلیفه گذشته یعنی ابو بکر و عمر وفادار باشی.
حضرت در پاسخ فرمود: به دو شرط اول و دوم یعنی به قرآن و سنت پیامبر وفادارم و خودم را متعهد می دانم که به آن دو پایبند باشم. اما شرط سوم یعنی سنت ابوبکرو عمر را قبول ندارم ؛ بدین جهت عبدالرحمان بن عوف با امام علی (ع) بیعت نکرد.
او سپس به عثمان پیشنهاد کرد و عثمان پذیرفت. با این پذیرش سنت ابوبکر و به ویژه سنت عمر در زمره مصادر اسلام شناسی قرار گرفت . کم کم به آنانی که پذیرای این کار بودند، سنی اطلاق شد ؛ بنا بر این اهل سنت و مذهب سنی بدان مناسبت و بعدا پدید آمد. این گروه از این که قرن‏هاى متمادى قدرت سیاسى را در اختیار خویش داشتند، از جهت تعداد پیروان، مقام اول را دارند. خود این گروه اهل سنت به فرقه ها و مذاهب گوناگونی منشعب شدند.(۸)
پی‌نوشت‏ها:
۱. توضیح الملل، ج ۱، ص ۱۹۱.
۲. بینه (۹۸) آیه ۷.
۳. سیوطى، تفسیر در المنثور، ج ۸، ص ۵۳۸.
۴. همان.
۵. اعیان الشیعه، سید محسن امینى، ج ۱، ص ۲۰.
۶. همان، ص ۲۹.
۷. همان، ص ۳۰.
۸. مبلغى، ادیان و مذاهب جهان، ج ۳، ص ۱۱۸۵ - ۱۱۹۷.

نظرات