چگونه ممکن است بین شیعه و سنی وحدتی شکل بگیرد و حتی حرمت خون حضرت زهرا ( س) پاس داشته نشود؟

این وحدت به مقتضای منطق قرآنی است که حتی غیر مسلمانان را هم دعوت به اتحاد با مسلمانان در ذیل شعار مشترک نموده است.

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ (٦٤ آل عمران) بگو: « ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است، که جز خدا را نپرستیم، و چیزی را شریک او نسازیم، بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد»

و بسیار روشن است که اشتراک شیعه و سنی، خیلی بیشتر و قوی تر از اشتراک بین مسلمان و غیر مسلمان است. و اصولا با توجه به منظور از وحدت، که به معنای کنار گذاشتن عقاید خود نیست، هیچ کس نمی تواند در ممدوح بودن این وحدت شک کند، مگر آنکه به قرآن توجه نکرده باشد که حتی نیکی به کفار را هم منع نکرده

لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ[سورة الممتحنة ۸] الله شما را از نیکی‌کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در (امر) دین با شما نجنگیده اند و شما را از دیارتان بیرون نکرده اند، نهی نمی‌کند، بی‌گمان الله عدالت پیشگان را دوست دارد.

این ها برای شیعه روشن تر است، که امام آنها، سالهای متمادی در بین خلفای اهل سنت با مدارا عمل کرده و حتی در مواضع متعدد به خاطر مصالح اسلام به آنها کمک نیز کرده است.

و توجه به این نکته لازم است که در وحدت با اهل سنت، با کسانی مواجه هستیم که حاضر به قبول ماجرای شهادت حضرت زهرا ( س) نیستند. نه آنکه با حضرت زهرا (س) خصومتی دارند. و در کل لازم است توجه شود که دشمنان اسلام به دنبال تفرقه اندازی هستند، تا هیمنه مسلمانان را نابود کنند و قرآن در این باره هشدار داده که

وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ [سورة اﻷنفال ۴۶] و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید, وبا همدیگر نزاع نکنید, که سست شوید, وقوت (ومهابت) شما از میان برود, وصبر کنید, بی گمان خداوند با صابران است.

 

پس باید بسیار نسبت به تحریک احساسات از سوی دشمنان مراقب بود.

 

 

کلمات کلیدی: 

facenama

دیدگاه‌ها

باعرض سلام.در کتب درسی ما

باعرض سلام.در کتب درسی ما اشاره شده است که اعتقاد اهل سنت به موعود این است که حضرت مهدی از نسل حضرت رسو ل است ولی هنوز به دنیا نیامده ؟اگر ما بخواهیم این جمله ی ظاهرا ساده را تفسیر کنیم عملا تشیع از بین میرود.چگونه؟ببینید تقریبا همه ی علما ء ما در مورد حضرت مهدی سخن گفته اند و افرادی نظیر شیخ مفید ادعا دارند که از امام زمان نامه ای دریافت کرده اند.حال وقتی از دیدگاه اهل سنت به این ماجرا نگاه کنیم میبینیم که خنده دار است که فردی که هنوز به دنیا نیامده نامه بنویسد پس شیخ مفید که چنین ادعایی را دارد دروغگو است.یا ما جرای مسجد جمکران که میگویند به دستور امام زمان ساخته شد هم اینگونه است چگونه فردی که به دنیا نیامده است دستور به بنای مسجد میدهد؟پس کسی که چنین حرفی بزند دروغگو است و ماهیت مسجدی که به دروغی ساخته شده باشد شرک الود.ما شیعیان که برای سلامتی حضرت مهدی دعا میکنیم یا وقتی برای میلاد ایشان جشن میگیرم یا در دعا هایمان ایشان را صدا میزنیم از نظر اهل سنت عملا دیوانه ایم.یا علماء و بزرگانی که در مورد دیدار حضرت مهدی حرف زده اند همگی دروغگو و دغل بازند.یا مثلا وقتی کسی ادعای دیدار امام زمان را دارد و بزرگان سخن او را تایید میکنند از دیدگاه اهل سنت ان فرد کاملا خیالاتی شده و مبتلا به درجات مختلف بیماری های روانشناختی است.و در نهایت نواب اربعه که ادعا میکنند حضرت مهدی به انان نامه نوشته هم یک مشت فریبکار دروغگویند که قصد گول زدن مردم را دارند...حال چگونه میتوان گفت که شیعیان با اهل سنت برادرند. اهل سنت که غیر مستقیم اظهار میکنند که بنای شیعه بر دروغ است چگونه برادر مایند.ممنون میشوم اگر جواب دقیقی به من بدهید.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
باسلام وتشکر .
اولا - چرا ملاک داوری وقضاوت تان را دیدگاه اهل سنت قرار داده اید ؟!
اگر آنها بر خلاف دلایل متعدد مبنی بر ولادت مهد وموجود بودن موعود ایان ، تصور می کنند مهدی موعود تردید نا پذیر است ولی هنوز بدنیا نیامده .
این تصور شان غیر از این که نا درست وغیر مستند است ، بدرد خود شان می خورد ونمی توان با تکیه بر این پندار آموزه های مهدوی را مورد تردید قرار داد
انصاف نماید آیا می توان گفت چون اهل سنت آن گونه گمان دارند پس مهدی متولد نشده ؟ ویا جریان شیخ مفید مورد تردید است ؟ و یا مسجد جمکران ونواب اربعه آن چنان است ؟ این چه نحوه استدلال است ؟
از این گذشته هر کدام واز مسایل مطرح شده دلایل خاص خود را دارد به عنوان مثال بدون تریدی مهدی موعود موجود است وبدنیا آمده وعالم وآدم هم اکنون در سایه او زندگی می کنند .عقیده به مهدویت،‌ از امور مسلّم و قطعی تاریخ و کلام اسلامی است. مسلمانان اعم از شیعه و سنی به «مهدی موعود» باور دارند. نقطه اصطکاک شیعه و برخی اهل سنت در «مهدویت» تولد حضرت است.
گرچه برخی عالِمان اهل سنت بر این باورند که «مهدی موعود» هنوز متولد نشده ، لیکن شیعیان امامیه می گویند: مهدی موعود فرزند امام حسن عسکری(ع) است و در سامرا در سال ۲۵۵ هجری متولد شده و غایب می باشد . روزی به امر خداوند ظهور خواهد کرد. این سخن را افزون بر شیعیان، بسیاری از دانشمندان نامدار اهل سنت پذیرفته و در کتاب های شان متذکر شده اند،‌مانند محمد بن طلحة شافعی در مطالب السؤل؛ ابن صباغ مالکی در الفصول المهمه؛ ابن حجر شافعی در الصواعق المحرقه؛ ابن خلکان در وفیات الاعیان.
برخی از پژوهشگران بیش از صد نفر از دانشمندان اهل سنت را نام برده اند که در تألیفات شان ولادت امام مهدی(عج) را متذکر شده اند.(۱) همین امر برای اثبات امام زمان کافی است. در عین حال مطالب زیر برخی دلایل اثبات امام می باشد.
دلایل ولادت و امامت امام
‌مسلمانان جملگی مهدویت عامه را پذیرفته اند. تنها سخن در مهدویت خاصه است. مهدویت خاصه از جمله‌باورهای شیعه امامیه است . گروهی از عالمان اهل سنت همانند حافظ سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی نیز آن را پذیرفته‌اند.(۲) مهدویت خاصه یک مشکل دارد و آن این است که به جهت رعایت تقیه،‌ تولد حضرت مهدی آشکار نشد. این امر موجب شد که بعد از شهادت امام حسن عسکری(ع) شک و حیرت بین شیعیان به وجود آید ؛ این وضع به قدری خطرناک بود که حتی برخی از پیروان امام حسن عسکری در امامت حضرت شک و تردید روا داشتند، چرا که طبق پیش گویی های امامان می بایست امام حسن عسکری پسری می داشت تا او وارث امامت و هادی امت قرار دهد. اختفای ولادت امام مهدی سبب شد که به نوشته مسعودی، پیروان امام حسن عسکری بعد از شهادت حضرت، به بیست فرقه منشعب شدند.(۳)
برای اولین بار شیعیان با چنین بحرانی رو به رو شدند. ستم حاکمان اجازه نمی داد ولادت امام دوازدهم برای همگان آشکار شود، ‌بلکه به ناچار باید در خفا بماند، چون خوف کشته شدن حضرت وجود داشت. از سوی دیگر شناخته نشدن امام دوازدهم، به تزلزل اعتقادی شیعیان منجر می شد. این مشکل با اقدامات، معجزات،‌کرامت ها و شواهد،‌ در کم ترین زمان زدوده شد و تمامی پیروان امام حسن عسکری ولادت امام مهدی را پذیرفتند.
چگونه این امر محقق شد؟
برای تحقق این امر، پیامبر(ص) و امامان(ع) از پیش برنامه ریزی کردند و راهکارهای مناسب ارائه دادند. راهکارها بدین شرح است:
۱ـ پیش گویی پیامبر و امامان پیشین
پیامبر و هر یک از امامان پیشین دربارة امام مهدی ، ویژگی های حضرت، رهنمودهایی به شیعیان داده و از پیش زمینه سازی کرده بودند که شیعیان بدانند از امام حسن عسکری
پسری متولد خواهد شد اما ولادتش به جهت وضع دشوار سیاسی، در خفا صورت می گیرد.
- امام سجاد (ع) فرمود: قائم ما [مهدی موعود] ولادتش بر مردم مخفی است؛ این موجب می شود که [برخی] بگویند: او هنوز متولد نشده است." (۴)
- عبدالله بن عطا گوید: به امام باقر(ع) عرض کردم: شیعیان شما در عراق بسیارند، تا کنون سابقه نداشته که فردی از شما اهل بیت این اندازه پیرو داشته باشد‌[،خوب است که شما دست به شمشیر ببری و قیام کنی]. حضرت فرمود: "آن مهدی موعود و قائم منتظر من نیستم. بنگرید آن کسی که ولادتش بر مردم مخفی است. او صاحب الأمر و مهدی موعود است".(۵)
- امام صادق(ع) فرمود: "ولادت مهدی بر مردم پوشیده است"(۶) امام هشتم شبیه همین مطلب را بیان کرد.( ۷)
- عبدالعظیم حسنی گوید: به امام جواد عرض کردم: امیدوارم که آن مهدی موعودی که جهان را پر از عدل و داد می کند، شما باشید. حضرت فرمود: «همة ما قائم به امر خدا هستیم . همه‌ ما هادی و راهنمای دین خدا هستیم، لیکن آن قائم و مهدی موعودی که جهان را پر از عدل خواهد کرد، ولادتش مخفی است. وجودش از مردم غایب است. او همنام و هم کنیه رسول خدا است».(۸)
۲ـ بشارت امام حسن عسکری:
امام عسکری قبل از ولادت فرزندش امام مهدی از ولادت حضرت خبر داده بود،‌از جمله به عمه اش «حکیمه خاتون» فرمود: «در شب پانزدهم شعبان فرزندم مهدی از نرگس خاتون متولد می شود».(۹)
ـ احمد بن اسحاق می‌گوید: از امام ابو محمد حسن عسکری شنیدم : «حمد و سپاس خدای را که مرا از دنیا نبرد تا این که جانشین من و مهدی موعود را به من نشان داد. او از حیث ویژگی های جسمانی و اخلاقی و رفتاری شبیه ترین انسان ها به پیامبر است. خدا مدتی وی را در حالت غیبت نگهداری می‌کند و سپس ظاهر می‌شود و جهان را از عدل و داد پر می‌کند».(۱۰)
-محمد بن علی بن حمزه گوید: از امام عسکری شنیدم :«حجت خدا بر بندگان و امام و جانشین من در پانزدهم شعبان سال ۲۵۵ در هنگامه طلوع فجر متولد شد».(۱۱)
احمد بن حسن بن اسحاق قمی می گوید: وقتی که امام مهدی متولد شد، نامه‌ای از امام عسکری به من رسید که حضرت مرقوم فرموده بود: فرزندی برایم متولد شده است. این موضوع را مخفی بدار، زیرا جز برای دوستان و نزدیکان ما آن را اظهار نخواهم کرد».(۱۲) هم چنین امام عسکری در جای دیگر به عقیقه نمودن برای امام زمان اشاره نمود. (۱۳)
۳ـ نشان دادن فرزند به خواص
امام عسکری افزون بر این که قبل از ولادت امام مهدی بشارت داد و بعد از تولد به خواص خبر داد که مهدی موعود ولادت یافته ، او را به برخی خواص نشان داد . احمد بن اسحاق می گوید: امام عسکری کودک سه ساله ای را به من نشان داد و فرمود: ای احمد، اگر تو نزد خدا و امامان گرامی نبودی، فرزندم را به تو نشان نمی دادم. بدان که این کودک همنام و هم کنیه رسول خدا است . همان کسی است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.(۱۴)
یعقوب بن منفوس می‌گوید: خدمت امام عسکری رسیدم و از حضرت دربارة امام بعدی و صاحب الامر جویا شدم. حضرت فرمود: پرده را کنار بزن؛ کنار زدم، در این هنگام کودک پنج ساله ای را دیدم که به سوی ما می آید. آمد و روی زانوی حضرت عسکری نشست. حضرت فرمود: «این امام شما است».(۱۵)
۴ـ تبیین خواص
بعد از زمینه سازی ها و بشارت های امام عسکری ،خواص به معرفی امام زمان پر داختند و برای دیگر شیعیان ولادت حضرت را بیان نمودند تا آنان را از شک و حیرت نجات دهند.
افرادی همانند حکیمه خاتون، دختر محمد بن علی بن موسی الرضا(ع)، عثمان بن سعید عمری، حسن بن حسین علوی، عبدالله بن عباس علوی، حسن بن منذر، حمزه بن ابی الفتح، محمد بن عثمان بن سعید عمری،‌معاویه بن حکیم، محمد بن معاویه بن حکیم، محمد بن ایوب بن نوح کوشیدند ولادت امام مهدی را به اطلاع شیعیان برسانند، مثلا حکیمه خاتون وضع تولد امام زمان را چنین باز گو می کند:
نوزاد را خدمت امام عسکری بردم، حضرت او را در آغوش گرفت و بر دست و چشم و مفاصل کودک دست کشید و در گوش راست اذان و در گوش چپ اقامه گفت: و فرمود: فرزندم، سخن بگو. نوزاد لب به سخن گشود و شهادتین بر زبان جاری کرد و سپس به امام علی و دیگر امامان(ع) به ترتیب درود فرستاد تا رسید به نام پدرش و بر او هم درود فرستاد. سپس امام عسکری به من فرمود: عمه، فرزند را نزد مادر ببر تا به او سلام کند و بعد نزد من بیاورد. نوزاد را نزد مادر بردم و به مادر سلام گفت، سپس نزد حضرت برگرداندم.
حضرت فرمود: روز هفتم نزد ما بیا، روز هفتم آمدم. حضرت فرمود: عمه جان، فرزندم را بیاور، آوردم. همانند روز اوّل شهادتین و سلام بر امامان را بر زبان جاری کرد. سپس این آیه را تلاوت نمود: «و نرید أن نمنّ علی الّذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین».
حکیمه خاتون می‌گوید: بعد از این روزی خدمت رسیدم. پرده را کنار زدم و امام مهدی را ندیدم، گفتم: فدایت شوم،‌امام مهدی چه شد؟ فرمود: عمه جان، او همانند حضرت موسی در خفا نگهداری می‌شود.(۱۶)
۵ـ کرامت ها و شواهد زنده
بعد از شهادت امام عسکری، امام مهدی از طریق نشان دادن کرامت ها وجود و امامت خویش را برای شیعیان امام عسکری نمایاند و حجت را بر آنان تمام کرد.
در آغاز غیبت صغری، سازمان مخفی وکالت که از زمان امام صادق برای چنین دوره ای پایه ریزی شده بود، از مهم ترین وظایفش این بود که شک و حیرت شیعیان را بزداید . آنان را به امام غایب و نیابت نواب اربعه مطمئن نماید. نائبان و وکیلان حضرت با ارائة شواهد صدق، کرامت ها و علوم برتر اعطایی از ناحیه مقدسه به این امر اقدام نمودند.
کرامت ها و شواهد صدق در برخی موارد مستقیماً توسط امام مهدی و در برخی موارد با واسطه سفیران به شیعیان عرض می‌شد. تا شیعیان افزون بر این که به وجود امام مهدی ایمان داشته باشند، به نیابت نواب اربعه نیز مطمئن شوند. نشان دادن کرامت ها و شواهد صدق عمدتاً در زمان سفارت اولین سفیر ناحیة مقدسه، عثمان بن سعید عمری صورت گرفت، چون که در این دوره هنوز شیعیان در حیرت بودند و به وجود امام مهدی پی نبرده بودند.
سید بن طاووس می نویسد: «امام زمان وکیل هایی داشت که اسم، نسب و وطن آنان معلوم بود .آنان معجزات، کرامات، جواب مسائل مشکل و بسیاری از اخبار غیبی را که حضرت از جدش پیامبر روایت کرده بود، نقل کرده اند.(۱۷)

پی نوشت ها:
۱. دادگستر جهان،ابراهیم امینی، ص ۱۱۸، ،شفق، قم،۱۳۷۸ ،
سیرة پیشوایان، مهدی پیشوایی،‌ص ۶۶۷. موسسه امام صادق، قم،۱۳۷۹
۲. ینابیع الموده، سلیمان قندوزی نجفی ، دارالاسوه للطباعه والنشر،۱۴۱۶ه ص ۴۴۰ .
۳. مروج الذهب و معادن الجوهر، ، على بن الحسین مسعودی ،‌ج ۲، ص ۵۷۲. ، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى،۱۳۷۴ش.
۴. منتخب الاثر، صافی گلپا یگانی،،قم،موسسه السید المعصومه ، ص ۳۵۵.
۵. همان.
۶. همان.
۷. همان.
۸. همان، ص ۳۵۳ - ۳۵۴.
۹ . همان ،۳۵۵.
۱۰ .بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۶۱.
۱۱ .همان، ‌ص ۳۹۷.
۱۲ .دادگستر جهان،‌ص ۱۰۳.
۱۳ .بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۲.
۱۴ .همان، ص ۲۳ و ۲۴.
۱۵ .همان،‌ص ۲۵.
۱۶ .ینابیع الموده، ص ۴۴۹ و ۴۵۰.
۱۷ .زندگانی نواب خاص امام زمان، علی غفار زاده ،قم،نبوغ،۱۳۷۷ ،ص ۹۳ و ۹۴، به نقل از: الطرائف فی معرفه مذهب الطوائف، ج ۱، ص ۱۸۳ ـ ۱۸۴.

نظرات