راز خلقت و هدف از آفرینش انسان چیست؟

فلسفه آفرینش انسان، در فلسفه عمومي خلقت همه موجودات تعريف شده است. این دو ماهيتي جداي از هم ندارند. بايد ديد كه هدف خداوند از آفرينش همه موجودات چيست تا آن گاه فلسفه آفرينش انسان و هدف اصلي آن براي ما روشن گردد.
تصور ما از انجام کارها، معمولا به دست آوردن سود یا رفع یک نیاز است؛ زیرا ما انسان ها موجوداتی محدود و ناقص هستیم و همواره اعمال ما به یکی از این دو امر برمی گردد؛ اما خداوند، هیچ نقصی ندارد تا با افعالش، قصد رفع آن را داشته باشد. خدا فاقد هیچ کمالی نیست تا به کمال رسیدن برای او متصور باشد؛ بلکه خدایی او اقتضای آفرینش دارد؛ زیرا «آفریدن» به معنای ایجاد کردن است. هر وجودی، خیر است و لازمه فیاض (بخشنده) بودن خداوند، عطا کردن او است. خداوند در قرآن می فرماید:
«و ما کان عطاء ربک محظورا؛[۱] عطای پروردگارت منع نشده است».
هر چیزی که اقتضای وجود و هستی داشته یا امکان وجود داشتن آن باشد، فیض وجود از خدا دریافت می کند. خداوند بخل در وجود و هستی دادن ندارد تا موجودی که امکان وجود آن است، وجود را دریافت نکند.
جهان هستی با تمام نظم و زیبایی هایش نمادی از لطف، مهربانی، علم، قدرت و حکمت خداست؛ به طوری که بدون آفرینش، صفات جمال و جلال خدا مخفی و پنهان می ماند.
هر «بود»ی، «نمود»ی دارد. نمی شود خدا فیاض باشد، اما فیضی نداشته باشد. همان گونه که نمی تواند نور باشد. اما روشنایی نداشته باشد و رحمت باشد، اما بخشش نداشته باشد. بنابراین، از همین جا می توان نتیجه گرفت که خلقت جهان و از جمله انسان، نتیجه صفات خداوند است.
خداوند فیض و بخشش دارد و لازمه آن این است که هر چه امکان وجود دارد، فیض و هستی خداوند را دریافت کند. چون قابلیت وجود برای جهان هستی بود، خداوند آن را آفرید. بنابراین، جهان هستی نشان دهنده و نتیجه صفات خداوند است . از این رو، خلقت جهان هستی با تمامی نظم و زیباییش، جلوه گر جلال و جمال خداست.
خداوند از آن جا که "علم" و "قدرت" و "فضل" و "جود" بی نهایت دارد، جهان و انسان را آفریده است. لازمه این صفات آن است که اولا، جهان را بیافریند. ثانیا، خلقت او بهترین و کامل‏ترین آفرینش باشد. در مجموعه هستی اگر وجود مخلوقی، زیبایی و کمال آفرینش مجموعه عالم را افزایش دهد، لازم است خدا آن موجود را خلق کند؛ زیرا عدم خلقت آن موجود، ناشی از عدم اطلاع و آگاهی از زیبایی آن است، یا در اثر ضعف و ناتوانی از خلقت آن است.
چنانچه خدا با توجه به علم و قدرت بی نهایت، باز آن زیبایی را خلق نکند، ناشی از عدم "فضل" و "جود" و بخشندگی است و خدا از بخل، منزه است. "جود" و رحمت و بخشندگی او بی نهایت است. پس جهانی که خدا خلق می کند، باید کامل‏ترین صورت ممکن را داشته باشد. هر چه امکان تحقق دارد، از طرف خداوند فیض وجود دریافت می کند. هدف نهایی تک تک موجودات و مجموعه عالم هستی، اعم از دنیا و آخرت، همین است.

در حقیقت، غایت و هدف افعال الهی همان خود اوست . خداوند چون خداست، می‌آفریند. آفرینش، لازمه خدایی اوست؛ زیرا وجود بهتر و ارزشمند تر از عدم است. خداوند این فیض را از عام دریغ نمی نماید؛ در عین حال، آفرینش خداوند هم بر اساس صفات حکمت و علم او در نهایت اتقان و استحکام و هدف مندی است . همچنین مسیری معین برای موجودات آن تعبیه شده است . سرانجامی دقیق و محاسبه ای کامل در برابر رفتارها و کنش های اختیاری موجودات مختار، در نظر گرفته شده است.
بر این اساس، آخرت و معاد هم در همین جهت، ضرورت وجود می یابد؛ چون به شکوه بیش از پیش این مجموعه و عادلانه بودن ساختار عالم کمک می کند. این امر همخوان با روح جاودانگی طلب انسان است و بستر رسیدن به کمالات وجودی انسان را که برترین مخلوق خداوند است، مهیا می سازد.

البته این موضوع از منظر غایت فاعل و هدفی است که علت ایجاد عالم در آفرینش دارد. در کنار این امر، این عالم و خود مخلوق خداوند هم به نوعی دارای هدف و مقصدی است که در مسیر حرکت خود در نهایت به آن منتهی می گردد.
در پايان، براي درك حقيقت هدف خداوند تذكر اين نكته ضروري است كه ما دو هدف داریم: یکی هدف فعل و دیگری هدف فاعل. بین این دو تفاوت وجود دارد. به این مثال توجه نمایید:
صنعتگری موتوری را می سازد که قادر به حرکت با سرعت ۸۰۰ کیلومتر در ساعت است. هدف این موتور که فعل صنعتگر است، رسیدن به سرعت مورد نظر است. اما هدف اصلی سازنده موتور، نشان دادن توانمندی خود یا رسیدن به شهرت و مانند آن است. با این توضیح باید گفت که فارغ از هدف خداوند در خلقت عالم و اقتضای ذات و صفاتش، این عالم هم مسیر و مقصدی را در پیش دارد که هدف آن به شمار می رود. اين هدف، تکامل انسان و رسیدن به غایت نهایی ذات انسانی اوست.
در آیات قرآن آزمایش [۲] و عبادت[۳] به عنوان علّت آفرینش انسان شناخته شده است. در عین حال، آفرینش بسیاری از مظاهر خلقت مانند آنچه در زمین است، برای او تعریف شده است.[۴] از این امر می توان نتیجه گرفت که غایت حکیمانه ای که خداوند در مسیر خلقت عالم در نظر گرفته، تکامل انسان و رسیدن او به درجات والای وجودی و در نهایت، بهره مندی او از این کمالات و رشد و پیشرفت آدمی است.


[۱]. اسراء (۱۷) آیه‏ ۲۰.
[۲]. ملک (۶۷) آیه ۲.
[۳]. ذاریات (۵۱) آیه ۵۶.
[۴]. بقره (۲) آیه ۲۹.

facenama

دیدگاه‌ها

سلام کارتون

سلام کارتون عااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود. خدا قوت اگه کاری از دست منم بر میاد بگید براتون بکنم.

تصویر شهر سوال

با عرض سلام و تشکر از شما

با عرض سلام و تشکر از شما

سلام

سلام
مطلب شما قانع کننده نیست، فرض کنید که خواننده از بنیان با این مبانی مخالف است، با این فرمایشات شما تاثیری در خواننده ایجاد نشد.
منطقی قوی و بی خلل ارائه دهید.
لطفا بیش تر تلاش کنید.

تصویر soalcity

با عرض سلام و پذیرش نصیحت شما

با عرض سلام و پذیرش نصیحت شما برای تلاش بیشتر
باید توجه کرد که بسیاری از اندیشه ها، نیاز به مبانی پیشینی دارند. و نمی توان بدون توجه به مبانی خاص به آنها پاسخ داد. و طبیعی است که اگر کسی مبانی ما را قبول نداشته باشد، فروعات و نتایج آن را قبول نکند. یا به فرمایش شما تاثیری نپذیرد.
برای قانع کردن چنین کسانی باید با آنها بر سر مبانی گفتگو کرد. و پس از بنا نمودن مبانی، به مسائل فرعی تر پرداخت. که ما نیز در این سایت، به مباحث مبنایی توجه داشته ایم.

مقاله ی شمابسیار زیبا بود و

مقاله ی شمابسیار زیبا بود و لذت بردم!ممنون!ولی باتوجه به اینکه گفتید هر بودی نمودی دارد پس خداوند مارا برای نمود صفات خود افریده؟؟؟؟؟؟پس یعنی استنباط می شود خداوند به خلقت ما نیازمند بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اصلا چرا باید صفات خداوند نمود پیدا می کرد در صورتی که هیچ مخلوقی نبوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قالوسبحانک لاعلم لناالاماعلمتناانک انت العلیم الحکیم(بقره_۳۲)

تصویر soalcity

سلام

سلام
نمود نشانه نیاز نیست. فرض کنید حوضی پر از آب شده است و آب از اطراف او سرازیر شده است. و این آب درختان اطراف را سیراب می کند. آیا این حوض به سیراب کردن آن درختان نیاز دارد؟
خدای متعال منبع لا یزال کمالات است و کمالاتش بروز و ظهور می یابد.

بابت مطلبتون سپاس،ولی خیلی

بابت مطلبتون سپاس،ولی خیلی ضعیف و سطحی بود،اولا در جهان خلقت تناقضات رفتاری زیادی وجود داره،بخصوص نمود این تناقض در پدیده های طبیعی بسیار زیاده،دوم اینکه موجودات زیادی قابل وجود داستن هستن ولی خلق نشده اند،به نظر میرسه فلسفه ی اثبات وجود خدا،معتقدین اون رو با مشکلات منطقی زیادی روبرو میکنه،نسبت به کسی که به وجود خدا اعتقادی نداره...

تصویر soalcity

با عرض سلام

با عرض سلام
کسی که به خدا اعتقادی ندارد، قطعا بدیهی ترین احکام عقلی را انکار می کند!
فرض کنید کسی بگوید یخچال هایی که امروزه در خانه استفاده می کنیم، در اثر سر خوردن سنگی از بالای کوه به پایین درست شده اند! کسانی که خدای غیر مادی را قبول ندارند، منطق شان در همین حد است.
اما درباره تناقضات، منظور شما از تناقض رفتاری چیست؟ و نکته بعد اینکه دنیا را چگونه می بینید که از آن تناقض می فهمید؟ حقیقت آن است که اگر نظام عالم را یک جا ببینید، از نظم و حکمت و اتقان صنع آن متحیر می شوید. اگر اهل برنامه های مستند طبیعت و حیوانات باشید، می بینید که هر جا خلل و اشکالی به وجود آمده، در اثر دخالت های انسان بوده است. و چرخه طبیعت در شکل اولی، بهترین وضعیت را داشته است. و همان نزاع های طبیعی، خود عاملی برای استمرار و جریان صحیح مسیر عالم طبیعی است.
و درباره موجودهایی که قابل وجود هستند و خلق نشده اند،منظورتان چیست؟ آیا نوع جدیدی را می گویید یا دنبال فرد جدید هستید؟ منظور از آنکه هر موجودی که قابلیت داشته خلق شده، افراد مفروض و موهوم آن نیستند. و اکنون شما هر جنسی از مخلوقات را که بگویید موجود است.

در تکمیل سوال نفر قبل

در تکمیل سوال نفر قبل
فرض کنید خدا یک میلیون انسان خلق کرده.آیا خدا می تواند یک نفر دیگر با خصوصیات متفاوت خلق کند؟اگر بله پس آن فرد هم ظرفیت خلق شدن را دارد و خدا هم از لطف نامحدودش اورا خلق میکرد پس چرا نکرد؟واگر نمی توانست هم که با توانایی نامحدود خدا در تناقض است

تصویر soalcity

سلام

سلام
اگر منظورتان از یک نفر دیگر؛ یک انسان دیگر است باید دقت کنید که ما درباره نوع سخن می گوییم. و خدا نوع انسان را خلق کرده و در میان آنها انواع و اقسام غیر قابل احصائی وجود دارد.

باسلام با وجود تمامی جوابها

باسلام با وجود تمامی جوابها باز این سوال ایجاد میشود که اصلا چرا خداوند خواست که فیض خود را به عالم برساند ما نیازمند بودیم خدا به این رساندن فیض چه نیازی داشت ؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
به نظر می رسد مساله اصلی این است که ما تنها موارد مانوس خود را ممکن می دانیم و آنچه ندیده ایم را حتی با دلیل عقلی نمی پذیریم. و الا واضح است که وقتی می گوییم خدا نیازی ندارد، نباید به دنبال این بگردیم که خدا چه نیازی دارد که فیض برساند!
چون حتی خدا به این فیض رساندن نیز نیاز ندارد.

چندین بار گفتید که خدا جهان

چندین بار گفتید که خدا جهان رو زیبا آفریده. شما دارید تو توهم زندگی می کنید؟

این دنیا کجاش زیباست؟ یه جای زیباش رو به من نشون بدید. این ظلم و ستم که به آدمی های بی گناه می شه زیباست؟ این همه مریض تو بیمارستان ها بخاطر بی پولی دارن از بین میرن.

خدا واقعا هدفی از خلقت نداشته و تنها برای سرگرمی خودش امر آفرینش رو ایجاد کرده.

اگه هدفی بوده واقعا هدف رو بگید. انقدر صغری کبری نچینید. هر چند که واقعا هدفی نبوده حتی ذره ای عدالت هم وجود نداره.

تصویر soalcity

سلام

سلام
زیبایی وقتی درک می شود که درست محاسبه کرده باشید. شما که تمام هستی را منحصر به همین عالم مادی کرده اید و همه وجود انسان را در همین چند صباح دنیا می بینید، طبیعی است که ظلم و ستم و نظایر آن برایتان غیر قابل هضم باشد.
در حالی که اگر درست نگاه کنیم، حتی همین ظلم نیز زیبایی را نشان می دهد. چون توانایی انتخاب کردن و قوه اختیار را نشان می دهد. و طبیعتا برای آن کسی هم که تحت ستم واقع شده، جای تدارک آن ظلم باقی مانده است.
در واقع مثل این است که از زندگی کرم ابریشم فقط آن مرحله ای را ببینیم که به دو خود آن قدر می تند، تا مدفون شود. در حالی که پس از این مرحله، مرحله ای دیگر آغاز می شود.

شما دارید میگید که انسان

شما دارید میگید که انسان موجودی مختار است! پس چرا خدا در زمان آفرینش انسان نظر انسان را در مورد خلقش نپرسیده؟

با اطمینان کامل می توان گفت کسی که طعم سختی و فقر را نکشیده ادعا می کنه که همه چی از روی عدالت خداوند هست.

اگه عدالتی بود دیگر خدا از آفرینش انسان سرگرم نمی شد. چون همه انسان ها یک زندگی یکسانی داشتند و این مخالف سرگرمی هست. پس عدالتی وجود ندارد.

اگر راست می گویید فقط به من یک جواب بدهید: گناه بچه کوچکی که در شرایط جنگ و فقر و گرسنگی از بین میره چی هست؟ اگه می خوایید بگید که در جای دیگر یا دنیای دیگر جبران می شه! فقط این رو بدونید که اگر دنیای دیگری هم وجود داشته باشد که وجود ندارد جز سرگرمی خدا هدف دیگری نخواهد بود.

سلامت و پایدار باشید.

تصویر soalcity

سلام

سلام
وقتی از اختیار انسان سخن می گوییم، منظورمان اختیار او در این زندگی برای تعیین سعادت یا شقاوت خودش است. نه آنکه او را آن قدر توانا معرفی کنیم که هر چه بخواهد انجام شود. طبعا انسان در اصل وجودش، در خانواده ای که در آن متولد می شود و ... هیچ اختیاری ندارد.
اما اینکه فرموده اید، آنان که عدالت خدا را معتقد هستند، همان هایی هستند که سختی و فقر را نچشیده اند، مطلبی است که اندکی توجه به تاریخ خلاف آن را نشان می دهد که چه بسیار ابوذرها بوده اند که در اوج سختی ها، در ایمانشان خللی وارد نشد.
و خدا نیز موجود محتاجی نیست که نیاز به سرگرمی داشته باشد و ظاهرا سخن شما بیشتر یک نوع بی تابی و اعتراض به سختی هاست. نه آنکه مبتنی بر منطقی مطرح شده باشد. از همین رو بهترین پاسخ این است که دعا کنیم خدای متعال شما را توانمند تر کرده و سختی های زندگی تان را به شیرینی مبدل سازد.

با سلام.

با سلام.
از اینکه به صحبت های من توجه می کنید بسیار سپاسگذارم.
وقتی آفریدگاری کسی یا موجودی را خلق می کند برای خوشبختی و سعادت او ضامن می باشد. حالا فرض کنیم که خدا از خلق انسان ها هدف داشته و به خاطر فیض خود انسان ها را آفریده است. ولی بیایید به اطراف زندگی مان نگاه کنیم و ببینید که مردم با چه مشقتی دارن زندگی میکنند(الان تو دلتون می گویید که من مانند کرم تو پیله هستم). به عنوان مثال رفتار جوان های اطراف مان را به دقت بررسی کنیم. اکثر آنها جز یک زندگی پر استرس چیز دیگری از زندگی عایدشان نشده است. البته منظور من جوان های هرزه و بی مسولیت نیست. جوان هایی که برای زندگی و عاقبت خود تلاش فراوان دارند ولی عایدشان هیچ. چرا خداوند کمکی برای آرامش و سعادت این قبیل از جوان های با تلاش نمیکند.
در ضمن من به هیچ وجه مخالف قدرت خدا نیستم ولی در امر خلقت او واقعا هدفی نیست. اگر خدا ذره ای از این قدرت را خرج خوشبختی و سعادت جوان ها می کرد دنیای به ظاهر زیبای شما خیلی بهتر از وضع کنونی بود و بسیار شادتر و سالم تر بود.
خدا می تواند برای خوشبختی و سعادت مخلوقاتش کاری کند ولی نمی کند. اگر هدف آفرینش انسانها آزمایش آنهاست ما نخواهیم آزمایش شویم باید چه کنیم؟
در ضمن صحبت های من بی تابی و اعتراض به سختی ها نیست درد دل جوان های هم سن و سالم هست. شما اگه درکی از درد من و هم سن و سال های من داشته باشید به هیج وجه این پاراگراف آخر رو نمی گفتید ولی متاسفانه نمی دونید درد چی هست.

تصویر soalcity

سلام

سلام
ظاهرا اشکال اصلی دیدگاه شما این است که دنیا را به عنوان منزلگاه سعادت و آرامش مد نظر قرار داده اید. در حالی که دنیا گذرگاه امتحان است. امتحانی که انجام شدن یا نشدنش به انتخاب ما نیست و همه ناگزیریم که آن را پشت سر بگذاریم و اختیارمان تنها در نتیجه این امتحان تاثیر دارد نه در اصل وجود آن .

با سلام مجدد

با سلام مجدد

پس شما هم به این قضیه مشرف هستید که در انسان هیچ اختیاری وجود ندارد. اگر هم انسان ها کاری را انجام می دهند به اختیارشان نیست. بر اساس ماهیت زندگی آنها و نحوه تربیت آنهاست.

به عنوان مثال از دوستان صمیمی من هستند کسانی که پدر و مادری دارند که از لحاظ اوضاع مالی در سطح خوبی هستند و خیلی راحت و آسوده نیازهای عاطفی آنها از لحاظ ازدواج و سایر موارد برآورده می شود و خیلی هم ادعای پاکی و سلامت روح دارند. ولی افرادی مانند من می بایستی از صبح تا شب کار و تلاش داشته باشند اما باز هم در آخر هیچ.

و اینجاست که باز هم نتیجه می گیریم که عدالتی هم در آفرینش خدا وجود ندارد. اما در آن دنیا جه جیز در انتظار من و امثال من هست؟ چیزی جز اجزای جهنم چیز دیگری نیست چون در این دنیا سلامت روح و روان نداشته ایم. پس بر اساس شرایطی که به خاطر عدم عدالت برای امثال ما در این دنیا پیش آمده دنیای بعدی را هم باخته ایم.

مخلصم....

تصویر soalcity

سلام

سلام
قطعا انسان این قدر اختیار دارد که بهشت یا جهنم را برای خود به ارمغان بیاورد و اسیر شرایط نیست تا آن جا که زن فرعون مومن می شود و پسر نوح کافر می شود.
ما نمی توانیم خانواده، بیماری و ... را انتخاب کنیم اما در هر موقعیتی باشیم می توانیم زشت و خوب رفتارمان را انتخاب کنیم.
و درباره وضع مالی نامساعد نیز، روزی خواهد آمد که فقرا از فقرشان خوشحال خواهند بود. چون آن پاداشی که در مقابل فقرشان دریافت می کنند بسیار فراتر از ثروت دنیایی است.

با سلام و تشکر از سایت خوبتون

با سلام و تشکر از سایت خوبتون
میخوام اینو بگم که کسی که تو یه خانواده ای که کافر به خدا هستن و یا حتی تو یه جامعه ای که کافر به خدا هستن بدنیا میاد امتحان در مورد این فرد چطوریه؟کسی که تو اون اجتماع بزرگ میشه و پروبال میگیره چرا باید تو اون دنیا مجازات بشه؟اصلا مگه کلام خدا به اینا میرسه که حالا امتحان بشن؟ سخن شما در مورد کسانی هست که کلام خدارو شنیدن ولی تو فقرن ولی کسی که کلام حق رو نشنیده و یا حتی راه رو اشتباه رفته به این امید که داره راه درستی میره اینا چطوری قضاوت میشن؟ آیا فکر نمی کنید که سرنوشت ما تو اون دنیا به شرایط اولیه ما تو این دنیا که ما روش اختیاری نداریم ساخته میشه؟
سوال دیگه: چرا خدا که داره فیض و رحمت میرسونه خوب از اول اونو نمی رسونه چرا هرکی بدبختر بشه بیشتر بهش اجر میده؟ و اینکه بعد دنیا یعنی مسیر کمال تموم میشه و با ورود به بهشت انسان کامل میشه؟یا اینکه اونجا هم باید مسیر کامل شدنو طی کنه؟
سوال دیگه: اینکه میگید خدا وقتی میبینه موجودی ظرفیت وجود داره خلق میکنه یعنی چی؟ مگه این موجود در خارج محدوده خداست که خدا می بینه این ظرفیت داره و بهش ظرفیت میده؟ مگه از اول خودش نیافریده پس این حرف یعنی چی؟ مگه خدا فکر مینکه و سبک سنگین میکنه؟ و اینکه موجودی ظرفیت وجودی نداشته باشه بوجود نمیاد یعنی چی؟ اصلا این ظرفیت وجودی رو مگه خودش نمی ده؟ دیگه دارم گیج میشم
سوال دیگه: میگن خدا وقتی انسانها رو آفرید میدونست کی جهنمیه و کی بهشتیه ولی برا اینکه حجت بر انسان تموم بشه اونارو تو این دنیا آزمایش میکنه درسته؟ حالا سوال من اینه که خدا که از اول می دونست این قشر جهنمیه واسه چی اونارو آفرید؟آیا جهنمی کردن یک سری به فیض و رحمت رسوندنه؟اگه خلقشون نمی کرد بهتر نبود؟ اصلا چرا اونارو جهنمی قرار داد درسته اونا خودشون تو این دنیا خودشونو جهنمی میکنن ولی صحبت من اینه که خدا از سرنوشتشون خبر داشت پس رحمت الهی چطور اقتضا کرد که اونا بوجود بیان؟
با تشکر

تصویر soalcity

سلام و تشکر از توجه شما

سلام و تشکر از توجه شما
اگر لطف نمایید و از قسمت جستجوی سایت استفاده کنید، جواب سوالات خود را به راحتی می یابید. به عنوان نمونه چند مطلب که قبلا در سایت ثبت شده و جواب سوالات شماست را با لینک معرفی می کنم:
http://www.soalcity.ir/node/1883
http://www.soalcity.ir/node/2103
http://www.soalcity.ir/node/1659
http://www.soalcity.ir/node/1835
و...

من نمیدونم چرا هر سوال یا

من نمیدونم چرا هر سوال یا مقاله ای در مورد خلقت و یا هدف آفرینش میشود فورا به قرآن رجوع میکنید احتمالا شما علمی به قضیه نگاه نمیکنید
شاعر میگه شنیدن کی بود مانند دیدن تا چیزیو ندیدی نباید قضاوت کنی انسان جایز خطاست هر خطای ازش سر میزنه و این کاملا طبیعی است

شما برید کتابهای علمیو مطاله کنید میفهمید که زمین در اولین پیدایشش و شکل گرفتنش ملیاردها سال پیش شکل گرفته خوب صاحب عالم هستی
مدتها قبل در ایجاد خلقی بزرگ در جهان هستی هدفی داشته که بعد ملیاردها سال در حیات امروز کره زمین انسان به تکامل رسیده ما انسانها فقط زره ای از خلقت هستی بی منتهای عالم هستیم -تا اونجای که مطالعه کردم کره زمین هم ذره ای کوچک از جهان هستی است . ملیارها سیاره در دنیا وجود داره - خوب اینجا برامون سوال پیش میاد که ایا مخلوق ما فقط روی سیاره ما متمرکز شده خوب جوابش واضح است انقدر عالم هستی بزرگه که بشر از تصور پیدایش وجود ان عاجز و ناتوانه چرا چون ما انسانها محدودیم از هر لحاظ و خدا این اجازرو به ما نداده که بیشتر بفهمیم از رازهای وجود عالم هستی

تصویر soalcity

سلام

سلام
اینکه بخواهیم چرایی خلقت را از خالق آن جویا شویم، چه اشکالی دارد؟ خصوصا با توجه به آنکه خودتان به محدودیت ما اشاره کرده اید.
و بحث علمی و چگونگی خلقت چه ربطی به چرایی خلقت دارد؟ چون این دو کاملا با هم متفاوت هستند. یک وقت می گویید فلان نجار این میز را برای چه چیز ساخته و یک وقت می گویید فلان نجار این میز را چگونه ساخته است. این دو سوالهای متفاوتی هستند.
و طبیعتا با توجه به اینکه هستی بسیار بزرگتر از آن است که ما به آن احاطه داشته باشیم، نمی توانیم خودمان درک کنیم که چرا خلق شده، مگر آنکه از خالقش مساله را جویا شویم.

وچود خداوندی بقدری وسیع است

وچود خداوندی بقدری وسیع است که هر چه ازاو دور شویم به او نزدیکتر شده ایم " مترلینگ" میگوینداگر انسان حقیقت را کشف کند جواب همه سؤالات را خواهد یافت . ولی برای کشف یا درک حقیقت اولآ به همه حجم مغز نیاز است پس بایستی آنرا فورمت کنیم. درچنین شرایطی ارزش های والای انسانی از جمله عشق، آزادی ومعنویات قابل فهم خواهد بود البته به کمک فاکتور بسیار مهمی به نام علم.

تصویر soalcity

سلام

سلام
اینکه دور شدن؛ نزدیک شدن را نتیجه دهد، یک تناقض گویی است. دور شدن یعنی همان دور شدن!
درک خدای متعال که منشا تمام نورانیت هاست، دلی پاک می خواهد که گناه آن را آلوده کرده و مانع درک می شود. پس وسعت خدای متعال ربطی ندارد به اینکه گناه ما سبب دوری از اوست.
باقی مطالب شما نیز چندان واضح نیست. مثلا شما چگونه مغزتان را فرمت می کنید؟ همه چیزهای خوب و درست را از آن بیرون می ریزید؟ چرا؟ برای اینکه بعدا شاید بتوانید چیزهای خوب را دوباره در آن بریزید؟

سلام

سلام
از نظر منطقی شما مرتکب چند مغالطه شده اید:۱-تا ما وجود را محمول موضوعی قرار ندهیم هیچ محمول و صفتی را نمی توانیم به آن نسبت دهیم حتی خیالات ما هم وجهی از وجود ( وجود ذهنی) دارند.بنابراین نسبت دادن نیاز-بخشش-عبادت-آزمایش به چیزی که هنوز به وجود نیامده و هیچ وجهی از وجود نیز ندارد مخالف عقل سلیم است.چطور چیزی که نیست می تواند نیاز داشته باشد یا سزاوار جود و بخشش باشد.۲-از نظر عقلی و بدون در نظر گرفتن آرایه های ادبی نسبت دادن مورد فضل و جود قرار گرفتن به موجودات فاقد شعور دارای غرابت عقلی است و وارد کردن آن در استدلال قبل از دادن وجاهت عقلی به آن یک مغالطه است.۳-چیزی که بخشیده می شود پس گرفته نمی شود و به خاطر آن کسی را مواخذه نمی کنند در صورتی که خدا در مورد انسان چنین نکرده است .چگونه ممکن است چیزی هم بخشیده شده باشد وهم امانت باشد؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
۱-ما می خواهیم میزی بسازیم تا چوب های رها شده در گوشه حیات را ارزشمند کرده و از آن استفاده کنیم. به نظر شما فرق این مثال با تبدیل کردن خاک به انسان چیست؟
۲-به نظر می رسد که بین جعل بسیط و جعل مرکب دچار خلط شده اید.
۳- آنچه به انسان داده شده، پس گرفته نمی شود. ولی خود شخص ممکن است آن را تباه کند و به نظر می رسد از فاکتور اختیار در انسان غفلت کرده اید. و حرف شما مانند این است که بگوییم ممکن نیست سرمایه ای به شخصی بدهیم و بعد به خاطر نابود کردن آن سرمایه شخص را مواخذه کنیم.

برای جلوگیری از تخصصی و

برای جلوگیری از تخصصی و طولانی شدن بحث لازم است که آن را ادامه ندهم ولی از آنجا که این صفحه جزو پر بازدیدترین هاست و موضوع نیز موضوع مهمی است وظیفه خود دانستم که پاسخ اشکالات شما را بدهم .اگرچه می دانم مغالطات شما غیر عمدی و با نیت خیر است. روشن است که این کامنت نظر نهایی من است و با آمدن جواب شما این بحث خاتمه می یابد.
۱-مثال برای نزدیک شدن معنایی به ذهن است.شما نه استدلال مرا نقض کردید و نه پرسش مرا پاسخ دادید و فقط به یک مثال اکتفا کردید که البته آن هم قیاس مع الفارقی بیش نیست:من هرچه تلاش کردم هیچ وجه تشبیهی برای مثالتان پیدا نکردم ممنون می شوم اگر خودتان آن را مشخص کنید.با این وجود من اسلوب مثال شما را روی مقایسه ای که خواسته بودید پیاده کردم این هم نتیجه اش : " خدا می خواهد انسانی بسازد تا بعضی خاک های بی جان جهان را ارزشمند کرده و از آن استفاده کند"! اگر می خواهید می توانید هر کجای این نتیجه را تغییر دهید تا درست شود.
۲-به نظر می رسد مرا استاد منطق پنداشته اید من در حد شما اصطلاحات منطقی را نمیدانم اما می توانم مطالب را تجزیه و تحلیل منطقی کنم. سخن من به طور ساده این بود که عقل نمی پذیرد که مثلا یک سنگ بی جان یا مشتی خاک مورد محبت و بخشش خداوند قرار گیرد اگرچه آن را رد هم نمی کند .ولی شما این مطلب مبهم را در استدلالتان وارد کردید.
۳-به نظر می رسد از فاکتور" نه اجبار نه اختیار بلکه امری بین این دو" غفلت کرده اید.آیا خداوند با مرگ که امری گریز ناپذیر است جسم انسان را از او نمی گیرد ممکن است بگویید موقتا ولی بالاخره می گیرد.آیا خداوند برای آزمایش بعضی نعمتها را نمی گیرد.شاید بگویید خب بهترش را می دهد ولی بالاخره نعمت قبلی را به زور می گیرد. کدام بخشنده چیزی را که داده به زور می گیرد.در مورد مواخذه هم شما از مغالطه اشتراک لفظی استفاده کردید. بله اگر مواخذه به معنای سرزنش باشد اگر سرمایه را خود فرد هم به دست آورده باشد و کسی به او نداده باشد هم اورا سرزنش میکنیم.اما اگر به معنای مجازات و حساب و کتاب باشد به چه حقی انجام می شود؟ آیا اگر کسی را به خاطر نابود کردن هدیه اش مجازات کنیم کاری قبیح نیست؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
ضمن تشکر از شما و پاسداشت دغدغه های شما.
۱-مثالی که بنده عرض کرده ام، در واقع جواب نقضی است. که یک مثال روشن را بیان کرده ام تا با روشن بودن جواب شما در آنجا، از همان در بحث خودمان نتیجه بگیریم. شاید تصور غلط شما این بوده که انسان از عدم خلق شده، در حالی که انسان از عدم خلق نشده، بلکه انسان تبدیل یک نطفه بی مقدار به موجودی شریف است. یا درباره حضرت آدم (ع) تبدیل یک خاک بی مقدار به موجودی ظریف و ..
۲- فارغ از اصطلاحات منطقی جواب عرض می کنم. پس خود شما اعتراف دارید که عقل نمی تواند افاضه و بالا بردن یک موجود مثل خاک را رد کند. در واقع این یک نوع اعطاء و دادن است که آن شی را به یک شرافتی می رساند.
۳- شاید تحلیل شما از اختیار باعث شده که فکر کنید بنده از "امر بین الامرین" غفلت کرده ام در حالی که سخن بنده بر خلاف آن نبوده است و اصل اختیار مطلبی قطعی است. ضمنا اگر توجه بفرمایید این جا سخن از چیزی است که از انسان گرفته نمی شود. و آن نعمت انسان شدن است. انسان شدن فلان غذا و این جسم و ... نیست که از کسانی گرفته شده باشد.
و درباره فرق مواخذه و مجازات، هیچ مغالطه ای نبوده است. فقط نسبت ها فرق می کند. ما بر کسی که آن سرمایه را نابود کرده، ولایتی نداریم که بخواهیم او را تنبیه کنیم. و کسی که ولایت دارد می تواند این کار را بکند. خصوصا که مالک حقیقی است.

و درباره اینکه لطف کرده و فرموده اید به این گفتگو ادامه نمی دهید، تشکر می کنم چرا که فضای کامنت ها برای بحث طولانی مناسب نیست اما ما در تالارهای گفتگوی مختلفی حضور داریم که می توانید در یکی از آنها برای گفتگوی مفصل تر وارد شوید. موفق باشید.

سلام مقاله ی جالبی بود از

سلام مقاله ی جالبی بود از تلاش شما در این مسیر متشکریم

با عرض سلام و احترام و تشکر

با عرض سلام و احترام و تشکر به این خاطر که وقت میذارید و به سوال ها پاسخ می دید.

شما فرمودید که "خدایی او اقتضای آفرینش دارد و فیض خدا باعث آفرینش شده"،در این مورد یه سوال پیش میاد: ما میدانیم که فیض خدا بی نهایت هست پس چرا این فیض قبل از آفرینش انسان خودش رو نشان نداده، یعنی چرا خداوند از یک زمانی تصمیم به این امر گرفت و قبل از ان خبری از آفرینش انسان نبود؟

و همچنین فرمودید"وجود بهتر از عدم هست" ..... بنظر شما وجود انسان هایی که در این دنیا با درد و رنج زندگی میکنند و یا انسان هایی که در آخرت در جهنم بسر خواهند برد، بهتر است یا اینکه عدم وجود اینچنین زندگی؟........درواقع خدا که میدانست گروهی از انسان ها در این دنیا و گروهی دیگر در آن دنیا رنج خواهند برد و عذاب خواهند کشید،باز هم دست به آفرینش زد،آیا این مطلب با صفات خداوندی که مهر و محبتش بی نهایت است ، تناقضی ندارد؟

سلام ممنون از توضیحاتتون

سلام ممنون از توضیحاتتون

با عرض سلام و احترام و تشکر

با عرض سلام و احترام و تشکر به خاطر اینکه نظرها رو میخونید و پاسخ میدید
شما فرمودید"فیض بی نهایت خداوند موجب آفرینش انسان شده است"، در این رابطه یه سوال دارم: چرا این فیض قبل از آفرینش انسان خودش رو نشون نداد؟ در واقع چرا خدا زودتر از خلقت ادم و حوا ، دست به افرینش انسان نزد؟
در فرمایشاتون گفتید که "وجود بهتر از عدم است".در این رابطه هم یه سوال دارم : خدا که میدانست انسان هایی در این دنیا و تعدادی هم در آخرت دچار عذاب خواهند شد و بصورت جاودانه در آن خواهند ماند،پس چرا دست به این آفرینش زد؟بنظر شما باز هم وجود این چنین زندگی بهتر از عدم ان است؟فکر نمیکنید اگه آفریده نشده بودیم ، بهتر بود؟

تصویر soalcity

سلام و سپاس از توجه شما

سلام و سپاس از توجه شما
درباره بخش اول پرسش تان، اولا قبل از آدم انسان هایی دیگر خلق شده بودند. و این مطلب در روایات بیان شده است. (در كتاب توحید، ج ۱، ص ۲۷۷ از امام صادق(ع) روایتی آورده كه در ضمن آن به راوی فرموده: «شاید شما گمان می‏كنید كه خدای عزّ وجلّ غیر از شما هیچ بشر دیگری را نیافریده است. نه، چنین نیست؛ بلكه هزار هزار آدم آفریده كه شما از نسل آخرین آنها هستید.»)
ثانیا جدای از عالم مادی نیز مخلوقاتی وجود دارند.
ثالثا به اصطلاح فنی علاوه بر فاعلیت فاعل، قابلیت قابل نیز باید تام باشد. یعنی متولد شدن پسر بدون تولد پدر نمی تواند معنا داشته باشد. پس دریافت فیض الهی از جانب انسان نیاز به شرایطی دارد که انسان بتواند این فیض را دریافت کند.

اما درباره بخش دوم سوال شما: مجموعه عالم مادی را باید یکجا مد نظر قرار داد. مثل آنکه شما نمی توانید موز را بدون پوستش خریداری کنید و یا باید موز را با پوست بخرید یا آنکه از خریدش منصرف شوید.
عالم مادی یعنی مجموعه ای که همین شرها و نقص ها در آن وجود داشته باشد. اگر بنا بود شرها وجود نداشته باشد، دیگر انسان، انسان نمی بود. و خدا باید به تعداد فرشته ها می افزود نه آنکه موجود متفاوتی خلق کند.

ممنون از پاسختون،الان کنجکاو

ممنون از پاسختون،الان کنجکاو شدم بدونم چه تفاوتی بین هدف آفرینش ما و نسل های گذشته بشریت هست؟ در واقع چرا خداوند بساط زندگی اونها رو جمع کرد و سپس بوسیله انفجار بزرگ شرایط زندگی ما رو فراهم کرد؟ احتمال دارد ما همون نسل قبل از انفجار بزرگ باشیم که حالا در شرایطی جدید،آزمایش میشیم؟؟(البته اگه برداشتم درست باشه که زندگی قبل از انفجار بزرگ وجود داشته)

تصویر soalcity

سلام

سلام
ظاهرا فرضیه انفجار بزرگ، به اصل شکل گیری کره زمین مربوط است و مرتبط به سالهای بسیار دور (چندین میلیارد سال پیش) است. پس نمی توان گفت قبل انفجار بزرگ کسان دیگری در زمین زندگی می کردند. همچنان که ما قبل از این زندگی وجود نداشتیم. و این اولین زندگی ماست. اما اینکه هدف آفرینش موجودات قبلی چه بوده، می توانیم بگوییم فیض الهی بوده است که همیشه جاری بوده است.

کتابی در زمینه هدف از خلقت

کتابی در زمینه هدف از خلقت وآفرینش میشه بهم معرفی کنید

تصویر soalcity

سلام مراجعه بفرمایید:http:/

سلام مراجعه بفرمایید:
http://rasekhoon.net/article/show/117407/

سلام

سلام
راستشو بخواین من آدم خیلی معتقدی نبودم اما به لطف خدا چن ماهی هستش ک به خودمو خدا قول دادم ک دیگه شرمنده خدا نباشم به خاطر همین میخوام از جهلی ک این همه وقت توش بودم خلاص بشم واسه همین داشتم دنبال جواب سوالام میگشتم ک اینجا رو پیدا کردم ولی متاسفانه چیز زیادی نفهمیدم واسه همین ازتون کمک میخوام ,اگه کسی رو میشناسین ک بتونه جواب سوالای منو بده البته طوری ک من بفهمم لطفا بهم معرفی کنین ممنونم!!!!

تصویر soalcity

سلام

سلام
اگر مایلید آن لاین گفتگو کنید به این آدرس مراجعه کنید: http://www.javab.ir/09640/
همچنین می توانید با مراجعه به تالارهای گفتگو نظیر اسک دین و اسک قرآن سوالات خود را مطرح کنید.

سلام ممنون از کمکتون

سلام
ممنون از کمکتون

سلام

سلام
همه دنبال هدف آفرینش میگردن نه اینکه من نباشم اما بیشتر دنبال جواب خدا به فرشته هاهستم زمانی که فرشته ها به خدا گفتن میخای کسی رو خلق کنی که باعث فساد و خونریزی است وخدا گفت من چیزی را میدانم که شما نمیدانید اون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
بعد از این مطلب در قرآن به بحث علم اسماء اشاره شده است.
فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ (۳۳ بقره) هنگامى كه آنان را آگاه كرد، خداوند فرمود: «آيا به شما نگفتم كه من، غيب آسمانها و زمين را ميدانم.
البته منظور از اسماء در این جا مانند اسم هایی که ما به کار می بریم نیست و الا فرشتگان با شنیدن آن اسماء به آن آگاه می شدند و در این صورت دیگر آدم برتری ای برای کسب مقام خلافت الهی نداشته است. بلکه منظور از اسماء " موجودات زنده و عاقلى كه خدا بر ملائكه عرضه كرد، موجوداتى عالى و محفوظ نزد خدا بودند، كه در پس حجاب‏هاى غيب محجوب بودند" ( ترجمه الميزان، ج‏۱، ص: ۱۸۲)
که مطابق بعضی از روایات حقیقت اولیای الهی (پیامبران و ائمه علیهم السلام) هستند. (البرهان في تفسير القرآن، ج‏۱، ص: ۱۶۴)

سلاااااام

سلاااااام
بازم ممنونم از کمکتون

با سلام

با سلام

خیلی ممنونم بسیار عالی بود تمام سوال هارا خلی زیبا وفصیح روشن کردی مجددا ممنونم

تصویر حبیب الله آزادی

انسان تبلور قدرت پروردگار و

انسان تبلور قدرت پروردگار و معنا بخش جهان هستی است، کنجکاو و با درایت خلق شده
که بتواند علت وجودش را بیابد و از شمیم پرطراوت انسانیت بهره مند شود.
با درایتش به کسب علم بپردازد، تا با کنکاش و تحلیل به راز خلقت پی ببرد،
در آن حد که به حقیقت نیاز یعنی به لیاقت گاه انسان والا برسد.(از کتاب راه زندگی ص۲۲ اثر حبیب الله آزادی)

نظرات