راز خلقت و هدف از آفرینش انسان چیست؟

فلسفه آفرینش انسان، در فلسفه عمومي خلقت همه موجودات تعريف شده است. این دو ماهيتي جداي از هم ندارند. بايد ديد كه هدف خداوند از آفرينش همه موجودات چيست تا آن گاه فلسفه آفرينش انسان و هدف اصلي آن براي ما روشن گردد.
تصور ما از انجام کارها، معمولا به دست آوردن سود یا رفع یک نیاز است؛ زیرا ما انسان ها موجوداتی محدود و ناقص هستیم و همواره اعمال ما به یکی از این دو امر برمی گردد؛ اما خداوند، هیچ نقصی ندارد تا با افعالش، قصد رفع آن را داشته باشد. خدا فاقد هیچ کمالی نیست تا به کمال رسیدن برای او متصور باشد؛ بلکه خدایی او اقتضای آفرینش دارد؛ زیرا «آفریدن» به معنای ایجاد کردن است. هر وجودی، خیر است و لازمه فیاض (بخشنده) بودن خداوند، عطا کردن او است. خداوند در قرآن می فرماید:
«و ما کان عطاء ربک محظورا؛[۱] عطای پروردگارت منع نشده است».
هر چیزی که اقتضای وجود و هستی داشته یا امکان وجود داشتن آن باشد، فیض وجود از خدا دریافت می کند. خداوند بخل در وجود و هستی دادن ندارد تا موجودی که امکان وجود آن است، وجود را دریافت نکند.
جهان هستی با تمام نظم و زیبایی هایش نمادی از لطف، مهربانی، علم، قدرت و حکمت خداست؛ به طوری که بدون آفرینش، صفات جمال و جلال خدا مخفی و پنهان می ماند.
هر «بود»ی، «نمود»ی دارد. نمی شود خدا فیاض باشد، اما فیضی نداشته باشد. همان گونه که نمی تواند نور باشد. اما روشنایی نداشته باشد و رحمت باشد، اما بخشش نداشته باشد. بنابراین، از همین جا می توان نتیجه گرفت که خلقت جهان و از جمله انسان، نتیجه صفات خداوند است.
خداوند فیض و بخشش دارد و لازمه آن این است که هر چه امکان وجود دارد، فیض و هستی خداوند را دریافت کند. چون قابلیت وجود برای جهان هستی بود، خداوند آن را آفرید. بنابراین، جهان هستی نشان دهنده و نتیجه صفات خداوند است . از این رو، خلقت جهان هستی با تمامی نظم و زیباییش، جلوه گر جلال و جمال خداست.
خداوند از آن جا که "علم" و "قدرت" و "فضل" و "جود" بی نهایت دارد، جهان و انسان را آفریده است. لازمه این صفات آن است که اولا، جهان را بیافریند. ثانیا، خلقت او بهترین و کامل‏ترین آفرینش باشد. در مجموعه هستی اگر وجود مخلوقی، زیبایی و کمال آفرینش مجموعه عالم را افزایش دهد، لازم است خدا آن موجود را خلق کند؛ زیرا عدم خلقت آن موجود، ناشی از عدم اطلاع و آگاهی از زیبایی آن است، یا در اثر ضعف و ناتوانی از خلقت آن است.
چنانچه خدا با توجه به علم و قدرت بی نهایت، باز آن زیبایی را خلق نکند، ناشی از عدم "فضل" و "جود" و بخشندگی است و خدا از بخل، منزه است. "جود" و رحمت و بخشندگی او بی نهایت است. پس جهانی که خدا خلق می کند، باید کامل‏ترین صورت ممکن را داشته باشد. هر چه امکان تحقق دارد، از طرف خداوند فیض وجود دریافت می کند. هدف نهایی تک تک موجودات و مجموعه عالم هستی، اعم از دنیا و آخرت، همین است.

در حقیقت، غایت و هدف افعال الهی همان خود اوست . خداوند چون خداست، می‌آفریند. آفرینش، لازمه خدایی اوست؛ زیرا وجود بهتر و ارزشمند تر از عدم است. خداوند این فیض را از عام دریغ نمی نماید؛ در عین حال، آفرینش خداوند هم بر اساس صفات حکمت و علم او در نهایت اتقان و استحکام و هدف مندی است . همچنین مسیری معین برای موجودات آن تعبیه شده است . سرانجامی دقیق و محاسبه ای کامل در برابر رفتارها و کنش های اختیاری موجودات مختار، در نظر گرفته شده است.
بر این اساس، آخرت و معاد هم در همین جهت، ضرورت وجود می یابد؛ چون به شکوه بیش از پیش این مجموعه و عادلانه بودن ساختار عالم کمک می کند. این امر همخوان با روح جاودانگی طلب انسان است و بستر رسیدن به کمالات وجودی انسان را که برترین مخلوق خداوند است، مهیا می سازد.

البته این موضوع از منظر غایت فاعل و هدفی است که علت ایجاد عالم در آفرینش دارد. در کنار این امر، این عالم و خود مخلوق خداوند هم به نوعی دارای هدف و مقصدی است که در مسیر حرکت خود در نهایت به آن منتهی می گردد.
در پايان، براي درك حقيقت هدف خداوند تذكر اين نكته ضروري است كه ما دو هدف داریم: یکی هدف فعل و دیگری هدف فاعل. بین این دو تفاوت وجود دارد. به این مثال توجه نمایید:
صنعتگری موتوری را می سازد که قادر به حرکت با سرعت ۸۰۰ کیلومتر در ساعت است. هدف این موتور که فعل صنعتگر است، رسیدن به سرعت مورد نظر است. اما هدف اصلی سازنده موتور، نشان دادن توانمندی خود یا رسیدن به شهرت و مانند آن است. با این توضیح باید گفت که فارغ از هدف خداوند در خلقت عالم و اقتضای ذات و صفاتش، این عالم هم مسیر و مقصدی را در پیش دارد که هدف آن به شمار می رود. اين هدف، تکامل انسان و رسیدن به غایت نهایی ذات انسانی اوست.
در آیات قرآن آزمایش [۲] و عبادت[۳] به عنوان علّت آفرینش انسان شناخته شده است. در عین حال، آفرینش بسیاری از مظاهر خلقت مانند آنچه در زمین است، برای او تعریف شده است.[۴] از این امر می توان نتیجه گرفت که غایت حکیمانه ای که خداوند در مسیر خلقت عالم در نظر گرفته، تکامل انسان و رسیدن او به درجات والای وجودی و در نهایت، بهره مندی او از این کمالات و رشد و پیشرفت آدمی است.


[۱]. اسراء (۱۷) آیه‏ ۲۰.
[۲]. ملک (۶۷) آیه ۲.
[۳]. ذاریات (۵۱) آیه ۵۶.
[۴]. بقره (۲) آیه ۲۹.

دیدگاه‌ها

سلام کارتون

سلام کارتون عااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود. خدا قوت اگه کاری از دست منم بر میاد بگید براتون بکنم.

تصویر شهر سوال

با عرض سلام و تشکر از شما

با عرض سلام و تشکر از شما

سلام

سلام
مطلب شما قانع کننده نیست، فرض کنید که خواننده از بنیان با این مبانی مخالف است، با این فرمایشات شما تاثیری در خواننده ایجاد نشد.
منطقی قوی و بی خلل ارائه دهید.
لطفا بیش تر تلاش کنید.

تصویر soalcity

با عرض سلام و پذیرش نصیحت شما

با عرض سلام و پذیرش نصیحت شما برای تلاش بیشتر
باید توجه کرد که بسیاری از اندیشه ها، نیاز به مبانی پیشینی دارند. و نمی توان بدون توجه به مبانی خاص به آنها پاسخ داد. و طبیعی است که اگر کسی مبانی ما را قبول نداشته باشد، فروعات و نتایج آن را قبول نکند. یا به فرمایش شما تاثیری نپذیرد.
برای قانع کردن چنین کسانی باید با آنها بر سر مبانی گفتگو کرد. و پس از بنا نمودن مبانی، به مسائل فرعی تر پرداخت. که ما نیز در این سایت، به مباحث مبنایی توجه داشته ایم.

مقاله ی شمابسیار زیبا بود و

مقاله ی شمابسیار زیبا بود و لذت بردم!ممنون!ولی باتوجه به اینکه گفتید هر بودی نمودی دارد پس خداوند مارا برای نمود صفات خود افریده؟؟؟؟؟؟پس یعنی استنباط می شود خداوند به خلقت ما نیازمند بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اصلا چرا باید صفات خداوند نمود پیدا می کرد در صورتی که هیچ مخلوقی نبوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قالوسبحانک لاعلم لناالاماعلمتناانک انت العلیم الحکیم(بقره_۳۲)

تصویر soalcity

سلام

سلام
نمود نشانه نیاز نیست. فرض کنید حوضی پر از آب شده است و آب از اطراف او سرازیر شده است. و این آب درختان اطراف را سیراب می کند. آیا این حوض به سیراب کردن آن درختان نیاز دارد؟
خدای متعال منبع لا یزال کمالات است و کمالاتش بروز و ظهور می یابد.

بابت مطلبتون سپاس،ولی خیلی

بابت مطلبتون سپاس،ولی خیلی ضعیف و سطحی بود،اولا در جهان خلقت تناقضات رفتاری زیادی وجود داره،بخصوص نمود این تناقض در پدیده های طبیعی بسیار زیاده،دوم اینکه موجودات زیادی قابل وجود داستن هستن ولی خلق نشده اند،به نظر میرسه فلسفه ی اثبات وجود خدا،معتقدین اون رو با مشکلات منطقی زیادی روبرو میکنه،نسبت به کسی که به وجود خدا اعتقادی نداره...

تصویر soalcity

با عرض سلام

با عرض سلام
کسی که به خدا اعتقادی ندارد، قطعا بدیهی ترین احکام عقلی را انکار می کند!
فرض کنید کسی بگوید یخچال هایی که امروزه در خانه استفاده می کنیم، در اثر سر خوردن سنگی از بالای کوه به پایین درست شده اند! کسانی که خدای غیر مادی را قبول ندارند، منطق شان در همین حد است.
اما درباره تناقضات، منظور شما از تناقض رفتاری چیست؟ و نکته بعد اینکه دنیا را چگونه می بینید که از آن تناقض می فهمید؟ حقیقت آن است که اگر نظام عالم را یک جا ببینید، از نظم و حکمت و اتقان صنع آن متحیر می شوید. اگر اهل برنامه های مستند طبیعت و حیوانات باشید، می بینید که هر جا خلل و اشکالی به وجود آمده، در اثر دخالت های انسان بوده است. و چرخه طبیعت در شکل اولی، بهترین وضعیت را داشته است. و همان نزاع های طبیعی، خود عاملی برای استمرار و جریان صحیح مسیر عالم طبیعی است.
و درباره موجودهایی که قابل وجود هستند و خلق نشده اند،منظورتان چیست؟ آیا نوع جدیدی را می گویید یا دنبال فرد جدید هستید؟ منظور از آنکه هر موجودی که قابلیت داشته خلق شده، افراد مفروض و موهوم آن نیستند. و اکنون شما هر جنسی از مخلوقات را که بگویید موجود است.

در تکمیل سوال نفر قبل

در تکمیل سوال نفر قبل
فرض کنید خدا یک میلیون انسان خلق کرده.آیا خدا می تواند یک نفر دیگر با خصوصیات متفاوت خلق کند؟اگر بله پس آن فرد هم ظرفیت خلق شدن را دارد و خدا هم از لطف نامحدودش اورا خلق میکرد پس چرا نکرد؟واگر نمی توانست هم که با توانایی نامحدود خدا در تناقض است

تصویر soalcity

سلام

سلام
اگر منظورتان از یک نفر دیگر؛ یک انسان دیگر است باید دقت کنید که ما درباره نوع سخن می گوییم. و خدا نوع انسان را خلق کرده و در میان آنها انواع و اقسام غیر قابل احصائی وجود دارد.

باسلام با وجود تمامی جوابها

باسلام با وجود تمامی جوابها باز این سوال ایجاد میشود که اصلا چرا خداوند خواست که فیض خود را به عالم برساند ما نیازمند بودیم خدا به این رساندن فیض چه نیازی داشت ؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
به نظر می رسد مساله اصلی این است که ما تنها موارد مانوس خود را ممکن می دانیم و آنچه ندیده ایم را حتی با دلیل عقلی نمی پذیریم. و الا واضح است که وقتی می گوییم خدا نیازی ندارد، نباید به دنبال این بگردیم که خدا چه نیازی دارد که فیض برساند!
چون حتی خدا به این فیض رساندن نیز نیاز ندارد.

چندین بار گفتید که خدا جهان

چندین بار گفتید که خدا جهان رو زیبا آفریده. شما دارید تو توهم زندگی می کنید؟

این دنیا کجاش زیباست؟ یه جای زیباش رو به من نشون بدید. این ظلم و ستم که به آدمی های بی گناه می شه زیباست؟ این همه مریض تو بیمارستان ها بخاطر بی پولی دارن از بین میرن.

خدا واقعا هدفی از خلقت نداشته و تنها برای سرگرمی خودش امر آفرینش رو ایجاد کرده.

اگه هدفی بوده واقعا هدف رو بگید. انقدر صغری کبری نچینید. هر چند که واقعا هدفی نبوده حتی ذره ای عدالت هم وجود نداره.

تصویر soalcity

سلام

سلام
زیبایی وقتی درک می شود که درست محاسبه کرده باشید. شما که تمام هستی را منحصر به همین عالم مادی کرده اید و همه وجود انسان را در همین چند صباح دنیا می بینید، طبیعی است که ظلم و ستم و نظایر آن برایتان غیر قابل هضم باشد.
در حالی که اگر درست نگاه کنیم، حتی همین ظلم نیز زیبایی را نشان می دهد. چون توانایی انتخاب کردن و قوه اختیار را نشان می دهد. و طبیعتا برای آن کسی هم که تحت ستم واقع شده، جای تدارک آن ظلم باقی مانده است.
در واقع مثل این است که از زندگی کرم ابریشم فقط آن مرحله ای را ببینیم که به دو خود آن قدر می تند، تا مدفون شود. در حالی که پس از این مرحله، مرحله ای دیگر آغاز می شود.

شما دارید میگید که انسان

شما دارید میگید که انسان موجودی مختار است! پس چرا خدا در زمان آفرینش انسان نظر انسان را در مورد خلقش نپرسیده؟

با اطمینان کامل می توان گفت کسی که طعم سختی و فقر را نکشیده ادعا می کنه که همه چی از روی عدالت خداوند هست.

اگه عدالتی بود دیگر خدا از آفرینش انسان سرگرم نمی شد. چون همه انسان ها یک زندگی یکسانی داشتند و این مخالف سرگرمی هست. پس عدالتی وجود ندارد.

اگر راست می گویید فقط به من یک جواب بدهید: گناه بچه کوچکی که در شرایط جنگ و فقر و گرسنگی از بین میره چی هست؟ اگه می خوایید بگید که در جای دیگر یا دنیای دیگر جبران می شه! فقط این رو بدونید که اگر دنیای دیگری هم وجود داشته باشد که وجود ندارد جز سرگرمی خدا هدف دیگری نخواهد بود.

سلامت و پایدار باشید.

تصویر soalcity

سلام

سلام
وقتی از اختیار انسان سخن می گوییم، منظورمان اختیار او در این زندگی برای تعیین سعادت یا شقاوت خودش است. نه آنکه او را آن قدر توانا معرفی کنیم که هر چه بخواهد انجام شود. طبعا انسان در اصل وجودش، در خانواده ای که در آن متولد می شود و ... هیچ اختیاری ندارد.
اما اینکه فرموده اید، آنان که عدالت خدا را معتقد هستند، همان هایی هستند که سختی و فقر را نچشیده اند، مطلبی است که اندکی توجه به تاریخ خلاف آن را نشان می دهد که چه بسیار ابوذرها بوده اند که در اوج سختی ها، در ایمانشان خللی وارد نشد.
و خدا نیز موجود محتاجی نیست که نیاز به سرگرمی داشته باشد و ظاهرا سخن شما بیشتر یک نوع بی تابی و اعتراض به سختی هاست. نه آنکه مبتنی بر منطقی مطرح شده باشد. از همین رو بهترین پاسخ این است که دعا کنیم خدای متعال شما را توانمند تر کرده و سختی های زندگی تان را به شیرینی مبدل سازد.

با سلام.

با سلام.
از اینکه به صحبت های من توجه می کنید بسیار سپاسگذارم.
وقتی آفریدگاری کسی یا موجودی را خلق می کند برای خوشبختی و سعادت او ضامن می باشد. حالا فرض کنیم که خدا از خلق انسان ها هدف داشته و به خاطر فیض خود انسان ها را آفریده است. ولی بیایید به اطراف زندگی مان نگاه کنیم و ببینید که مردم با چه مشقتی دارن زندگی میکنند(الان تو دلتون می گویید که من مانند کرم تو پیله هستم). به عنوان مثال رفتار جوان های اطراف مان را به دقت بررسی کنیم. اکثر آنها جز یک زندگی پر استرس چیز دیگری از زندگی عایدشان نشده است. البته منظور من جوان های هرزه و بی مسولیت نیست. جوان هایی که برای زندگی و عاقبت خود تلاش فراوان دارند ولی عایدشان هیچ. چرا خداوند کمکی برای آرامش و سعادت این قبیل از جوان های با تلاش نمیکند.
در ضمن من به هیچ وجه مخالف قدرت خدا نیستم ولی در امر خلقت او واقعا هدفی نیست. اگر خدا ذره ای از این قدرت را خرج خوشبختی و سعادت جوان ها می کرد دنیای به ظاهر زیبای شما خیلی بهتر از وضع کنونی بود و بسیار شادتر و سالم تر بود.
خدا می تواند برای خوشبختی و سعادت مخلوقاتش کاری کند ولی نمی کند. اگر هدف آفرینش انسانها آزمایش آنهاست ما نخواهیم آزمایش شویم باید چه کنیم؟
در ضمن صحبت های من بی تابی و اعتراض به سختی ها نیست درد دل جوان های هم سن و سالم هست. شما اگه درکی از درد من و هم سن و سال های من داشته باشید به هیج وجه این پاراگراف آخر رو نمی گفتید ولی متاسفانه نمی دونید درد چی هست.

تصویر soalcity

سلام

سلام
ظاهرا اشکال اصلی دیدگاه شما این است که دنیا را به عنوان منزلگاه سعادت و آرامش مد نظر قرار داده اید. در حالی که دنیا گذرگاه امتحان است. امتحانی که انجام شدن یا نشدنش به انتخاب ما نیست و همه ناگزیریم که آن را پشت سر بگذاریم و اختیارمان تنها در نتیجه این امتحان تاثیر دارد نه در اصل وجود آن .

با سلام مجدد

با سلام مجدد

پس شما هم به این قضیه مشرف هستید که در انسان هیچ اختیاری وجود ندارد. اگر هم انسان ها کاری را انجام می دهند به اختیارشان نیست. بر اساس ماهیت زندگی آنها و نحوه تربیت آنهاست.

به عنوان مثال از دوستان صمیمی من هستند کسانی که پدر و مادری دارند که از لحاظ اوضاع مالی در سطح خوبی هستند و خیلی راحت و آسوده نیازهای عاطفی آنها از لحاظ ازدواج و سایر موارد برآورده می شود و خیلی هم ادعای پاکی و سلامت روح دارند. ولی افرادی مانند من می بایستی از صبح تا شب کار و تلاش داشته باشند اما باز هم در آخر هیچ.

و اینجاست که باز هم نتیجه می گیریم که عدالتی هم در آفرینش خدا وجود ندارد. اما در آن دنیا جه جیز در انتظار من و امثال من هست؟ چیزی جز اجزای جهنم چیز دیگری نیست چون در این دنیا سلامت روح و روان نداشته ایم. پس بر اساس شرایطی که به خاطر عدم عدالت برای امثال ما در این دنیا پیش آمده دنیای بعدی را هم باخته ایم.

مخلصم....

تصویر soalcity

سلام

سلام
قطعا انسان این قدر اختیار دارد که بهشت یا جهنم را برای خود به ارمغان بیاورد و اسیر شرایط نیست تا آن جا که زن فرعون مومن می شود و پسر نوح کافر می شود.
ما نمی توانیم خانواده، بیماری و ... را انتخاب کنیم اما در هر موقعیتی باشیم می توانیم زشت و خوب رفتارمان را انتخاب کنیم.
و درباره وضع مالی نامساعد نیز، روزی خواهد آمد که فقرا از فقرشان خوشحال خواهند بود. چون آن پاداشی که در مقابل فقرشان دریافت می کنند بسیار فراتر از ثروت دنیایی است.

با سلام و تشکر از سایت خوبتون

با سلام و تشکر از سایت خوبتون
میخوام اینو بگم که کسی که تو یه خانواده ای که کافر به خدا هستن و یا حتی تو یه جامعه ای که کافر به خدا هستن بدنیا میاد امتحان در مورد این فرد چطوریه؟کسی که تو اون اجتماع بزرگ میشه و پروبال میگیره چرا باید تو اون دنیا مجازات بشه؟اصلا مگه کلام خدا به اینا میرسه که حالا امتحان بشن؟ سخن شما در مورد کسانی هست که کلام خدارو شنیدن ولی تو فقرن ولی کسی که کلام حق رو نشنیده و یا حتی راه رو اشتباه رفته به این امید که داره راه درستی میره اینا چطوری قضاوت میشن؟ آیا فکر نمی کنید که سرنوشت ما تو اون دنیا به شرایط اولیه ما تو این دنیا که ما روش اختیاری نداریم ساخته میشه؟
سوال دیگه: چرا خدا که داره فیض و رحمت میرسونه خوب از اول اونو نمی رسونه چرا هرکی بدبختر بشه بیشتر بهش اجر میده؟ و اینکه بعد دنیا یعنی مسیر کمال تموم میشه و با ورود به بهشت انسان کامل میشه؟یا اینکه اونجا هم باید مسیر کامل شدنو طی کنه؟
سوال دیگه: اینکه میگید خدا وقتی میبینه موجودی ظرفیت وجود داره خلق میکنه یعنی چی؟ مگه این موجود در خارج محدوده خداست که خدا می بینه این ظرفیت داره و بهش ظرفیت میده؟ مگه از اول خودش نیافریده پس این حرف یعنی چی؟ مگه خدا فکر مینکه و سبک سنگین میکنه؟ و اینکه موجودی ظرفیت وجودی نداشته باشه بوجود نمیاد یعنی چی؟ اصلا این ظرفیت وجودی رو مگه خودش نمی ده؟ دیگه دارم گیج میشم
سوال دیگه: میگن خدا وقتی انسانها رو آفرید میدونست کی جهنمیه و کی بهشتیه ولی برا اینکه حجت بر انسان تموم بشه اونارو تو این دنیا آزمایش میکنه درسته؟ حالا سوال من اینه که خدا که از اول می دونست این قشر جهنمیه واسه چی اونارو آفرید؟آیا جهنمی کردن یک سری به فیض و رحمت رسوندنه؟اگه خلقشون نمی کرد بهتر نبود؟ اصلا چرا اونارو جهنمی قرار داد درسته اونا خودشون تو این دنیا خودشونو جهنمی میکنن ولی صحبت من اینه که خدا از سرنوشتشون خبر داشت پس رحمت الهی چطور اقتضا کرد که اونا بوجود بیان؟
با تشکر

تصویر soalcity

سلام و تشکر از توجه شما

سلام و تشکر از توجه شما
اگر لطف نمایید و از قسمت جستجوی سایت استفاده کنید، جواب سوالات خود را به راحتی می یابید. به عنوان نمونه چند مطلب که قبلا در سایت ثبت شده و جواب سوالات شماست را با لینک معرفی می کنم:
http://www.soalcity.ir/node/1883
http://www.soalcity.ir/node/2103
http://www.soalcity.ir/node/1659
http://www.soalcity.ir/node/1835
و...

نظرات