راز خلقت و هدف از آفرینش انسان چیست؟

فلسفه آفرینش انسان، در فلسفه عمومي خلقت همه موجودات تعريف شده است. این دو ماهيتي جداي از هم ندارند. بايد ديد كه هدف خداوند از آفرينش همه موجودات چيست تا آن گاه فلسفه آفرينش انسان و هدف اصلي آن براي ما روشن گردد.
تصور ما از انجام کارها، معمولا به دست آوردن سود یا رفع یک نیاز است؛ زیرا ما انسان ها موجوداتی محدود و ناقص هستیم و همواره اعمال ما به یکی از این دو امر برمی گردد؛ اما خداوند، هیچ نقصی ندارد تا با افعالش، قصد رفع آن را داشته باشد. خدا فاقد هیچ کمالی نیست تا به کمال رسیدن برای او متصور باشد؛ بلکه خدایی او اقتضای آفرینش دارد؛ زیرا «آفریدن» به معنای ایجاد کردن است. هر وجودی، خیر است و لازمه فیاض (بخشنده) بودن خداوند، عطا کردن او است. خداوند در قرآن می فرماید:
«و ما کان عطاء ربک محظورا؛[۱] عطای پروردگارت منع نشده است».
هر چیزی که اقتضای وجود و هستی داشته یا امکان وجود داشتن آن باشد، فیض وجود از خدا دریافت می کند. خداوند بخل در وجود و هستی دادن ندارد تا موجودی که امکان وجود آن است، وجود را دریافت نکند.
جهان هستی با تمام نظم و زیبایی هایش نمادی از لطف، مهربانی، علم، قدرت و حکمت خداست؛ به طوری که بدون آفرینش، صفات جمال و جلال خدا مخفی و پنهان می ماند.
هر «بود»ی، «نمود»ی دارد. نمی شود خدا فیاض باشد، اما فیضی نداشته باشد. همان گونه که نمی تواند نور باشد. اما روشنایی نداشته باشد و رحمت باشد، اما بخشش نداشته باشد. بنابراین، از همین جا می توان نتیجه گرفت که خلقت جهان و از جمله انسان، نتیجه صفات خداوند است.
خداوند فیض و بخشش دارد و لازمه آن این است که هر چه امکان وجود دارد، فیض و هستی خداوند را دریافت کند. چون قابلیت وجود برای جهان هستی بود، خداوند آن را آفرید. بنابراین، جهان هستی نشان دهنده و نتیجه صفات خداوند است . از این رو، خلقت جهان هستی با تمامی نظم و زیباییش، جلوه گر جلال و جمال خداست.
خداوند از آن جا که "علم" و "قدرت" و "فضل" و "جود" بی نهایت دارد، جهان و انسان را آفریده است. لازمه این صفات آن است که اولا، جهان را بیافریند. ثانیا، خلقت او بهترین و کامل‏ترین آفرینش باشد. در مجموعه هستی اگر وجود مخلوقی، زیبایی و کمال آفرینش مجموعه عالم را افزایش دهد، لازم است خدا آن موجود را خلق کند؛ زیرا عدم خلقت آن موجود، ناشی از عدم اطلاع و آگاهی از زیبایی آن است، یا در اثر ضعف و ناتوانی از خلقت آن است.
چنانچه خدا با توجه به علم و قدرت بی نهایت، باز آن زیبایی را خلق نکند، ناشی از عدم "فضل" و "جود" و بخشندگی است و خدا از بخل، منزه است. "جود" و رحمت و بخشندگی او بی نهایت است. پس جهانی که خدا خلق می کند، باید کامل‏ترین صورت ممکن را داشته باشد. هر چه امکان تحقق دارد، از طرف خداوند فیض وجود دریافت می کند. هدف نهایی تک تک موجودات و مجموعه عالم هستی، اعم از دنیا و آخرت، همین است.

در حقیقت، غایت و هدف افعال الهی همان خود اوست . خداوند چون خداست، می‌آفریند. آفرینش، لازمه خدایی اوست؛ زیرا وجود بهتر و ارزشمند تر از عدم است. خداوند این فیض را از عام دریغ نمی نماید؛ در عین حال، آفرینش خداوند هم بر اساس صفات حکمت و علم او در نهایت اتقان و استحکام و هدف مندی است . همچنین مسیری معین برای موجودات آن تعبیه شده است . سرانجامی دقیق و محاسبه ای کامل در برابر رفتارها و کنش های اختیاری موجودات مختار، در نظر گرفته شده است.
بر این اساس، آخرت و معاد هم در همین جهت، ضرورت وجود می یابد؛ چون به شکوه بیش از پیش این مجموعه و عادلانه بودن ساختار عالم کمک می کند. این امر همخوان با روح جاودانگی طلب انسان است و بستر رسیدن به کمالات وجودی انسان را که برترین مخلوق خداوند است، مهیا می سازد.

البته این موضوع از منظر غایت فاعل و هدفی است که علت ایجاد عالم در آفرینش دارد. در کنار این امر، این عالم و خود مخلوق خداوند هم به نوعی دارای هدف و مقصدی است که در مسیر حرکت خود در نهایت به آن منتهی می گردد.
در پايان، براي درك حقيقت هدف خداوند تذكر اين نكته ضروري است كه ما دو هدف داریم: یکی هدف فعل و دیگری هدف فاعل. بین این دو تفاوت وجود دارد. به این مثال توجه نمایید:
صنعتگری موتوری را می سازد که قادر به حرکت با سرعت ۸۰۰ کیلومتر در ساعت است. هدف این موتور که فعل صنعتگر است، رسیدن به سرعت مورد نظر است. اما هدف اصلی سازنده موتور، نشان دادن توانمندی خود یا رسیدن به شهرت و مانند آن است. با این توضیح باید گفت که فارغ از هدف خداوند در خلقت عالم و اقتضای ذات و صفاتش، این عالم هم مسیر و مقصدی را در پیش دارد که هدف آن به شمار می رود. اين هدف، تکامل انسان و رسیدن به غایت نهایی ذات انسانی اوست.
در آیات قرآن آزمایش [۲] و عبادت[۳] به عنوان علّت آفرینش انسان شناخته شده است. در عین حال، آفرینش بسیاری از مظاهر خلقت مانند آنچه در زمین است، برای او تعریف شده است.[۴] از این امر می توان نتیجه گرفت که غایت حکیمانه ای که خداوند در مسیر خلقت عالم در نظر گرفته، تکامل انسان و رسیدن او به درجات والای وجودی و در نهایت، بهره مندی او از این کمالات و رشد و پیشرفت آدمی است.


[۱]. اسراء (۱۷) آیه‏ ۲۰.
[۲]. ملک (۶۷) آیه ۲.
[۳]. ذاریات (۵۱) آیه ۵۶.
[۴]. بقره (۲) آیه ۲۹.

facenama

دیدگاه‌ها

سلام کارتون

سلام کارتون عااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود. خدا قوت اگه کاری از دست منم بر میاد بگید براتون بکنم.

تصویر شهر سوال

با عرض سلام و تشکر از شما

با عرض سلام و تشکر از شما

سلام ،ماکه آخر متوجه نشدیم

سلام ،ماکه آخر متوجه نشدیم خداانسان رو برای چی خلق کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
برای این که با عبادت کردن، خدایی شود و به صفات کمال برسد که سعادتش است.

سلام

سلام
مطلب شما قانع کننده نیست، فرض کنید که خواننده از بنیان با این مبانی مخالف است، با این فرمایشات شما تاثیری در خواننده ایجاد نشد.
منطقی قوی و بی خلل ارائه دهید.
لطفا بیش تر تلاش کنید.

تصویر soalcity

با عرض سلام و پذیرش نصیحت شما

با عرض سلام و پذیرش نصیحت شما برای تلاش بیشتر
باید توجه کرد که بسیاری از اندیشه ها، نیاز به مبانی پیشینی دارند. و نمی توان بدون توجه به مبانی خاص به آنها پاسخ داد. و طبیعی است که اگر کسی مبانی ما را قبول نداشته باشد، فروعات و نتایج آن را قبول نکند. یا به فرمایش شما تاثیری نپذیرد.
برای قانع کردن چنین کسانی باید با آنها بر سر مبانی گفتگو کرد. و پس از بنا نمودن مبانی، به مسائل فرعی تر پرداخت. که ما نیز در این سایت، به مباحث مبنایی توجه داشته ایم.

بحث قبول داشتن یا نداشتن

بحث قبول داشتن یا نداشتن مبانی نیست. من سالهاست که به دنبال یافتن پاسخی برای این سوال هستم . هر وقت به دنبال جواب میروم دقیقا مشابه همین جواب کلیشه ای شما دریافت میکنم./بله بنده همه اصولدین و مبانی ان را و قرآن کریم را قبول دارم.
اما هدف از خلقت انسانی که به گفته خود قرآن همیشه در رنج و سختی است برایم روشن نمیشود. خلقت انسان برای عبادت؟! برای آزمایش؟! وقتی ما نبودیم و به قول شما عدم بودیم و خداوند بنا بر فیض خودش ما را خلق کرد. در واقع موجودی سراسر از نیاز خلق کرد که پیوسته در رنج و سختی است.
تازه این رنج و سختی بنا بر اقوال دینی ما پوسته نازکی از رنج و سختی و درد و ... است که در آن دنیا در انتظار ما است.
عذاب قبر فشار قبر برزخ دوزخ نکیر منکر جهنم پل صراط ....... اگر ما عدم بودیم و وجود خارجی نداشتیم که دیگر چیزی به اسم نیاز در وجود ما نبود که به دنبال تعالی و رشد و رفع نیاز باشیم. اگر تشنه نمی شدیم که نیازی به آب نداشتیم/
و قس علی هذا
در رحمانیت و رحمت خداوند شکی نیست و نعوذ بالله نمی خواهم کفر بگویم ولی به دنبال یقین هستم.
حضرت ابراهیم علیه السلام نیز برای یقین به معاد از خداوند نشانه خواست و ماجرای چهار پرنده برایش اتفاق افتاد.
با تشکر از پیخگویی روشنگرانه شما

تصویر soalcity

سلام

سلام
هدف سختی کشیدن نیست. بلکه سختی ها مانند موتور محرکه ای عمل می کنند که انسان را در مسیر به جلو می راند. و بر خلاف فرمایش شما، این گونه نیست که همیشه سختی و رنج باشد. خصوصا با رحمت واسعه الهی و وسعت بهشت او.
و انسان نیز از عدم آفریده نشد، بلکه خاک یا مایع بی ارزشی، به موجودی باارزش تبدیل شد و چیزهای بسیاری در اختیارش قرار دادند، تا به اوج قله کمال برسد.
به هر حال به نظر می رسد، با رها کردن بخشی از حقایق، به این نتیجه منفی رسیده اید. کما اینکه فرشتگان هم در ابتدای خلقت آدم، چون بخشی از ماجرا را نمیدانستند، زبان به اعتراض گشودند.

اول باید خالق را شناخت و به

اول باید خالق را شناخت و به عظمت او پی برد و انوقت به اهداف خداوند برسیم. اگر با چشم بسته و قلب تاریک بخواهیم اهداف الهی را بدانیم به جایی نخواهیم رسید. اول اخلاص داشته باشیم تا چشمه های حکمت از قلبمان جاری شود و انوقت حقانیت و عظمت خداوند اشکار خواهد شد. تمام دنیا بر اساس عدل الهی ساخته شده است. ما زنده هستیم چون خداوند خواسته است. میمیریم چون به امر الهی میمیریم. وقتی خداوند را شناختیم اوامر او را اطاعت کرده و انتظار برکت الهی داشته باشیم طعم سعادت حقیقی نصیب ما خواهد شد. از بدکاران بپرسید ایا ارامش حقیقی دارند؟ از دزدان سوال کنید ایا ارامش حقیقی دارند؟ از بی نمازان سوال کنید احساس خوبی دارند؟
دل را باید صاف نمود و سیاهی گناهان را از روح باید زدود تا حقیقت اشکار شود.
مشکل است سلامت را برای یک معتاد مواد مخدر شرح داد و مشکل است الطاف الهی را برای گناهکاران توضیح داد.
همه ما دنبال سعادت میگردیم و سعادت جز از راه الهی محقق نخواهد شد.
باید اول خدا را شناخت بعد یه اهداف او پی برد.

مقاله ی شمابسیار زیبا بود و

مقاله ی شمابسیار زیبا بود و لذت بردم!ممنون!ولی باتوجه به اینکه گفتید هر بودی نمودی دارد پس خداوند مارا برای نمود صفات خود افریده؟؟؟؟؟؟پس یعنی استنباط می شود خداوند به خلقت ما نیازمند بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اصلا چرا باید صفات خداوند نمود پیدا می کرد در صورتی که هیچ مخلوقی نبوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قالوسبحانک لاعلم لناالاماعلمتناانک انت العلیم الحکیم(بقره_۳۲)

تصویر soalcity

سلام

سلام
نمود نشانه نیاز نیست. فرض کنید حوضی پر از آب شده است و آب از اطراف او سرازیر شده است. و این آب درختان اطراف را سیراب می کند. آیا این حوض به سیراب کردن آن درختان نیاز دارد؟
خدای متعال منبع لا یزال کمالات است و کمالاتش بروز و ظهور می یابد.

بابت مطلبتون سپاس،ولی خیلی

بابت مطلبتون سپاس،ولی خیلی ضعیف و سطحی بود،اولا در جهان خلقت تناقضات رفتاری زیادی وجود داره،بخصوص نمود این تناقض در پدیده های طبیعی بسیار زیاده،دوم اینکه موجودات زیادی قابل وجود داستن هستن ولی خلق نشده اند،به نظر میرسه فلسفه ی اثبات وجود خدا،معتقدین اون رو با مشکلات منطقی زیادی روبرو میکنه،نسبت به کسی که به وجود خدا اعتقادی نداره...

تصویر soalcity

با عرض سلام

با عرض سلام
کسی که به خدا اعتقادی ندارد، قطعا بدیهی ترین احکام عقلی را انکار می کند!
فرض کنید کسی بگوید یخچال هایی که امروزه در خانه استفاده می کنیم، در اثر سر خوردن سنگی از بالای کوه به پایین درست شده اند! کسانی که خدای غیر مادی را قبول ندارند، منطق شان در همین حد است.
اما درباره تناقضات، منظور شما از تناقض رفتاری چیست؟ و نکته بعد اینکه دنیا را چگونه می بینید که از آن تناقض می فهمید؟ حقیقت آن است که اگر نظام عالم را یک جا ببینید، از نظم و حکمت و اتقان صنع آن متحیر می شوید. اگر اهل برنامه های مستند طبیعت و حیوانات باشید، می بینید که هر جا خلل و اشکالی به وجود آمده، در اثر دخالت های انسان بوده است. و چرخه طبیعت در شکل اولی، بهترین وضعیت را داشته است. و همان نزاع های طبیعی، خود عاملی برای استمرار و جریان صحیح مسیر عالم طبیعی است.
و درباره موجودهایی که قابل وجود هستند و خلق نشده اند،منظورتان چیست؟ آیا نوع جدیدی را می گویید یا دنبال فرد جدید هستید؟ منظور از آنکه هر موجودی که قابلیت داشته خلق شده، افراد مفروض و موهوم آن نیستند. و اکنون شما هر جنسی از مخلوقات را که بگویید موجود است.

در تکمیل سوال نفر قبل

در تکمیل سوال نفر قبل
فرض کنید خدا یک میلیون انسان خلق کرده.آیا خدا می تواند یک نفر دیگر با خصوصیات متفاوت خلق کند؟اگر بله پس آن فرد هم ظرفیت خلق شدن را دارد و خدا هم از لطف نامحدودش اورا خلق میکرد پس چرا نکرد؟واگر نمی توانست هم که با توانایی نامحدود خدا در تناقض است

تصویر soalcity

سلام

سلام
اگر منظورتان از یک نفر دیگر؛ یک انسان دیگر است باید دقت کنید که ما درباره نوع سخن می گوییم. و خدا نوع انسان را خلق کرده و در میان آنها انواع و اقسام غیر قابل احصائی وجود دارد.

باسلام با وجود تمامی جوابها

باسلام با وجود تمامی جوابها باز این سوال ایجاد میشود که اصلا چرا خداوند خواست که فیض خود را به عالم برساند ما نیازمند بودیم خدا به این رساندن فیض چه نیازی داشت ؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
به نظر می رسد مساله اصلی این است که ما تنها موارد مانوس خود را ممکن می دانیم و آنچه ندیده ایم را حتی با دلیل عقلی نمی پذیریم. و الا واضح است که وقتی می گوییم خدا نیازی ندارد، نباید به دنبال این بگردیم که خدا چه نیازی دارد که فیض برساند!
چون حتی خدا به این فیض رساندن نیز نیاز ندارد.

چندین بار گفتید که خدا جهان

چندین بار گفتید که خدا جهان رو زیبا آفریده. شما دارید تو توهم زندگی می کنید؟

این دنیا کجاش زیباست؟ یه جای زیباش رو به من نشون بدید. این ظلم و ستم که به آدمی های بی گناه می شه زیباست؟ این همه مریض تو بیمارستان ها بخاطر بی پولی دارن از بین میرن.

خدا واقعا هدفی از خلقت نداشته و تنها برای سرگرمی خودش امر آفرینش رو ایجاد کرده.

اگه هدفی بوده واقعا هدف رو بگید. انقدر صغری کبری نچینید. هر چند که واقعا هدفی نبوده حتی ذره ای عدالت هم وجود نداره.

تصویر soalcity

سلام

سلام
زیبایی وقتی درک می شود که درست محاسبه کرده باشید. شما که تمام هستی را منحصر به همین عالم مادی کرده اید و همه وجود انسان را در همین چند صباح دنیا می بینید، طبیعی است که ظلم و ستم و نظایر آن برایتان غیر قابل هضم باشد.
در حالی که اگر درست نگاه کنیم، حتی همین ظلم نیز زیبایی را نشان می دهد. چون توانایی انتخاب کردن و قوه اختیار را نشان می دهد. و طبیعتا برای آن کسی هم که تحت ستم واقع شده، جای تدارک آن ظلم باقی مانده است.
در واقع مثل این است که از زندگی کرم ابریشم فقط آن مرحله ای را ببینیم که به دو خود آن قدر می تند، تا مدفون شود. در حالی که پس از این مرحله، مرحله ای دیگر آغاز می شود.

شما دارید میگید که انسان

شما دارید میگید که انسان موجودی مختار است! پس چرا خدا در زمان آفرینش انسان نظر انسان را در مورد خلقش نپرسیده؟

با اطمینان کامل می توان گفت کسی که طعم سختی و فقر را نکشیده ادعا می کنه که همه چی از روی عدالت خداوند هست.

اگه عدالتی بود دیگر خدا از آفرینش انسان سرگرم نمی شد. چون همه انسان ها یک زندگی یکسانی داشتند و این مخالف سرگرمی هست. پس عدالتی وجود ندارد.

اگر راست می گویید فقط به من یک جواب بدهید: گناه بچه کوچکی که در شرایط جنگ و فقر و گرسنگی از بین میره چی هست؟ اگه می خوایید بگید که در جای دیگر یا دنیای دیگر جبران می شه! فقط این رو بدونید که اگر دنیای دیگری هم وجود داشته باشد که وجود ندارد جز سرگرمی خدا هدف دیگری نخواهد بود.

سلامت و پایدار باشید.

تصویر soalcity

سلام

سلام
وقتی از اختیار انسان سخن می گوییم، منظورمان اختیار او در این زندگی برای تعیین سعادت یا شقاوت خودش است. نه آنکه او را آن قدر توانا معرفی کنیم که هر چه بخواهد انجام شود. طبعا انسان در اصل وجودش، در خانواده ای که در آن متولد می شود و ... هیچ اختیاری ندارد.
اما اینکه فرموده اید، آنان که عدالت خدا را معتقد هستند، همان هایی هستند که سختی و فقر را نچشیده اند، مطلبی است که اندکی توجه به تاریخ خلاف آن را نشان می دهد که چه بسیار ابوذرها بوده اند که در اوج سختی ها، در ایمانشان خللی وارد نشد.
و خدا نیز موجود محتاجی نیست که نیاز به سرگرمی داشته باشد و ظاهرا سخن شما بیشتر یک نوع بی تابی و اعتراض به سختی هاست. نه آنکه مبتنی بر منطقی مطرح شده باشد. از همین رو بهترین پاسخ این است که دعا کنیم خدای متعال شما را توانمند تر کرده و سختی های زندگی تان را به شیرینی مبدل سازد.

با سلام.

با سلام.
از اینکه به صحبت های من توجه می کنید بسیار سپاسگذارم.
وقتی آفریدگاری کسی یا موجودی را خلق می کند برای خوشبختی و سعادت او ضامن می باشد. حالا فرض کنیم که خدا از خلق انسان ها هدف داشته و به خاطر فیض خود انسان ها را آفریده است. ولی بیایید به اطراف زندگی مان نگاه کنیم و ببینید که مردم با چه مشقتی دارن زندگی میکنند(الان تو دلتون می گویید که من مانند کرم تو پیله هستم). به عنوان مثال رفتار جوان های اطراف مان را به دقت بررسی کنیم. اکثر آنها جز یک زندگی پر استرس چیز دیگری از زندگی عایدشان نشده است. البته منظور من جوان های هرزه و بی مسولیت نیست. جوان هایی که برای زندگی و عاقبت خود تلاش فراوان دارند ولی عایدشان هیچ. چرا خداوند کمکی برای آرامش و سعادت این قبیل از جوان های با تلاش نمیکند.
در ضمن من به هیچ وجه مخالف قدرت خدا نیستم ولی در امر خلقت او واقعا هدفی نیست. اگر خدا ذره ای از این قدرت را خرج خوشبختی و سعادت جوان ها می کرد دنیای به ظاهر زیبای شما خیلی بهتر از وضع کنونی بود و بسیار شادتر و سالم تر بود.
خدا می تواند برای خوشبختی و سعادت مخلوقاتش کاری کند ولی نمی کند. اگر هدف آفرینش انسانها آزمایش آنهاست ما نخواهیم آزمایش شویم باید چه کنیم؟
در ضمن صحبت های من بی تابی و اعتراض به سختی ها نیست درد دل جوان های هم سن و سالم هست. شما اگه درکی از درد من و هم سن و سال های من داشته باشید به هیج وجه این پاراگراف آخر رو نمی گفتید ولی متاسفانه نمی دونید درد چی هست.

تصویر soalcity

سلام

سلام
ظاهرا اشکال اصلی دیدگاه شما این است که دنیا را به عنوان منزلگاه سعادت و آرامش مد نظر قرار داده اید. در حالی که دنیا گذرگاه امتحان است. امتحانی که انجام شدن یا نشدنش به انتخاب ما نیست و همه ناگزیریم که آن را پشت سر بگذاریم و اختیارمان تنها در نتیجه این امتحان تاثیر دارد نه در اصل وجود آن .

با سلام مجدد

با سلام مجدد

پس شما هم به این قضیه مشرف هستید که در انسان هیچ اختیاری وجود ندارد. اگر هم انسان ها کاری را انجام می دهند به اختیارشان نیست. بر اساس ماهیت زندگی آنها و نحوه تربیت آنهاست.

به عنوان مثال از دوستان صمیمی من هستند کسانی که پدر و مادری دارند که از لحاظ اوضاع مالی در سطح خوبی هستند و خیلی راحت و آسوده نیازهای عاطفی آنها از لحاظ ازدواج و سایر موارد برآورده می شود و خیلی هم ادعای پاکی و سلامت روح دارند. ولی افرادی مانند من می بایستی از صبح تا شب کار و تلاش داشته باشند اما باز هم در آخر هیچ.

و اینجاست که باز هم نتیجه می گیریم که عدالتی هم در آفرینش خدا وجود ندارد. اما در آن دنیا جه جیز در انتظار من و امثال من هست؟ چیزی جز اجزای جهنم چیز دیگری نیست چون در این دنیا سلامت روح و روان نداشته ایم. پس بر اساس شرایطی که به خاطر عدم عدالت برای امثال ما در این دنیا پیش آمده دنیای بعدی را هم باخته ایم.

مخلصم....

تصویر soalcity

سلام

سلام
قطعا انسان این قدر اختیار دارد که بهشت یا جهنم را برای خود به ارمغان بیاورد و اسیر شرایط نیست تا آن جا که زن فرعون مومن می شود و پسر نوح کافر می شود.
ما نمی توانیم خانواده، بیماری و ... را انتخاب کنیم اما در هر موقعیتی باشیم می توانیم زشت و خوب رفتارمان را انتخاب کنیم.
و درباره وضع مالی نامساعد نیز، روزی خواهد آمد که فقرا از فقرشان خوشحال خواهند بود. چون آن پاداشی که در مقابل فقرشان دریافت می کنند بسیار فراتر از ثروت دنیایی است.

با سلام و تشکر از سایت خوبتون

با سلام و تشکر از سایت خوبتون
میخوام اینو بگم که کسی که تو یه خانواده ای که کافر به خدا هستن و یا حتی تو یه جامعه ای که کافر به خدا هستن بدنیا میاد امتحان در مورد این فرد چطوریه؟کسی که تو اون اجتماع بزرگ میشه و پروبال میگیره چرا باید تو اون دنیا مجازات بشه؟اصلا مگه کلام خدا به اینا میرسه که حالا امتحان بشن؟ سخن شما در مورد کسانی هست که کلام خدارو شنیدن ولی تو فقرن ولی کسی که کلام حق رو نشنیده و یا حتی راه رو اشتباه رفته به این امید که داره راه درستی میره اینا چطوری قضاوت میشن؟ آیا فکر نمی کنید که سرنوشت ما تو اون دنیا به شرایط اولیه ما تو این دنیا که ما روش اختیاری نداریم ساخته میشه؟
سوال دیگه: چرا خدا که داره فیض و رحمت میرسونه خوب از اول اونو نمی رسونه چرا هرکی بدبختر بشه بیشتر بهش اجر میده؟ و اینکه بعد دنیا یعنی مسیر کمال تموم میشه و با ورود به بهشت انسان کامل میشه؟یا اینکه اونجا هم باید مسیر کامل شدنو طی کنه؟
سوال دیگه: اینکه میگید خدا وقتی میبینه موجودی ظرفیت وجود داره خلق میکنه یعنی چی؟ مگه این موجود در خارج محدوده خداست که خدا می بینه این ظرفیت داره و بهش ظرفیت میده؟ مگه از اول خودش نیافریده پس این حرف یعنی چی؟ مگه خدا فکر مینکه و سبک سنگین میکنه؟ و اینکه موجودی ظرفیت وجودی نداشته باشه بوجود نمیاد یعنی چی؟ اصلا این ظرفیت وجودی رو مگه خودش نمی ده؟ دیگه دارم گیج میشم
سوال دیگه: میگن خدا وقتی انسانها رو آفرید میدونست کی جهنمیه و کی بهشتیه ولی برا اینکه حجت بر انسان تموم بشه اونارو تو این دنیا آزمایش میکنه درسته؟ حالا سوال من اینه که خدا که از اول می دونست این قشر جهنمیه واسه چی اونارو آفرید؟آیا جهنمی کردن یک سری به فیض و رحمت رسوندنه؟اگه خلقشون نمی کرد بهتر نبود؟ اصلا چرا اونارو جهنمی قرار داد درسته اونا خودشون تو این دنیا خودشونو جهنمی میکنن ولی صحبت من اینه که خدا از سرنوشتشون خبر داشت پس رحمت الهی چطور اقتضا کرد که اونا بوجود بیان؟
با تشکر

تصویر soalcity

سلام و تشکر از توجه شما

سلام و تشکر از توجه شما
اگر لطف نمایید و از قسمت جستجوی سایت استفاده کنید، جواب سوالات خود را به راحتی می یابید. به عنوان نمونه چند مطلب که قبلا در سایت ثبت شده و جواب سوالات شماست را با لینک معرفی می کنم:
http://www.soalcity.ir/node/1883
http://www.soalcity.ir/node/2103
http://www.soalcity.ir/node/1659
http://www.soalcity.ir/node/1835
و...

سلام

سلام
من شنیدم که در قیامت خیلی از کسایی که فکر میکنیم آدمای خوبین در دسته ی جهنمیا هستن و برعکس.
یه بردار رو تصور کنید که ابتداش روی -۵۰(شرایطی که توی زندگی داریم) باشه با طولی برابر ۵۰(تلاش ما که نشان دهنده ی اختیار ماست). انتهای بردار روی صفر خواهد بود.
یکی دیگه رو تصور کنید با ابتدای ۳۰ و طول ۵ نهایتا انتهای اون روی ۳۵ خواهد بود.
ما از آدما تازه در شرایط ایده آل فقط صفر و ۳۵ رو میبینیم در حالیکه خدا با عدالتش ما رو با تلاشمون برای خوب بودن میسنجه یعنی اون از بالا طول بردارو در نظر میگیره..
پس ما باید تلاشمونو بکنیم و نگران نتیجه ها نباشیم(توی امتحانای مدرسه هم هر وقت اینکارو میکردم نتیجه بهتر از اونی که انتظار داشتم میشد) اون خوب میبینه

عزیزم

عزیزم
ظلم و ستم نتیجه زیاده خواهی و تکبر ما نسانهاست
بیماران بیمارستان هم عده ای نتیجه اعمال خودشان و عده ای هم حکمت الهی است کسی که با سرعت رانندگی کرده و تصادف نموده و کارش به بیمارستان کشیده یا کسی که سیگار میکشد وبیمار میشود یا کسی که پرخوری کرده و سکته نموده ناشی از خداوند نبوده اما بیماری که حکمت الهی داشته از اسرار الهی است و اگر خداوند را بشناسی اعتراض نخواهی کرد و خداوند را بخاطر سلامتی خودت شکر خواهی نمود و در همین بیماری الهی حکمتی هست تا تو امتحان شوی که ایا به این بیمار کمک خواهی کرد یا خیر.

من نمیدونم چرا هر سوال یا

من نمیدونم چرا هر سوال یا مقاله ای در مورد خلقت و یا هدف آفرینش میشود فورا به قرآن رجوع میکنید احتمالا شما علمی به قضیه نگاه نمیکنید
شاعر میگه شنیدن کی بود مانند دیدن تا چیزیو ندیدی نباید قضاوت کنی انسان جایز خطاست هر خطای ازش سر میزنه و این کاملا طبیعی است

شما برید کتابهای علمیو مطاله کنید میفهمید که زمین در اولین پیدایشش و شکل گرفتنش ملیاردها سال پیش شکل گرفته خوب صاحب عالم هستی
مدتها قبل در ایجاد خلقی بزرگ در جهان هستی هدفی داشته که بعد ملیاردها سال در حیات امروز کره زمین انسان به تکامل رسیده ما انسانها فقط زره ای از خلقت هستی بی منتهای عالم هستیم -تا اونجای که مطالعه کردم کره زمین هم ذره ای کوچک از جهان هستی است . ملیارها سیاره در دنیا وجود داره - خوب اینجا برامون سوال پیش میاد که ایا مخلوق ما فقط روی سیاره ما متمرکز شده خوب جوابش واضح است انقدر عالم هستی بزرگه که بشر از تصور پیدایش وجود ان عاجز و ناتوانه چرا چون ما انسانها محدودیم از هر لحاظ و خدا این اجازرو به ما نداده که بیشتر بفهمیم از رازهای وجود عالم هستی

تصویر soalcity

سلام

سلام
اینکه بخواهیم چرایی خلقت را از خالق آن جویا شویم، چه اشکالی دارد؟ خصوصا با توجه به آنکه خودتان به محدودیت ما اشاره کرده اید.
و بحث علمی و چگونگی خلقت چه ربطی به چرایی خلقت دارد؟ چون این دو کاملا با هم متفاوت هستند. یک وقت می گویید فلان نجار این میز را برای چه چیز ساخته و یک وقت می گویید فلان نجار این میز را چگونه ساخته است. این دو سوالهای متفاوتی هستند.
و طبیعتا با توجه به اینکه هستی بسیار بزرگتر از آن است که ما به آن احاطه داشته باشیم، نمی توانیم خودمان درک کنیم که چرا خلق شده، مگر آنکه از خالقش مساله را جویا شویم.

در مورد راز خلقت همان عبادت

در مورد راز خلقت همان عبادت هدف نهايى است و يك ساعت فكر كردن بهتر از هزار سال عبادت كردن است
راز و اسرار جهان كس نداند و نه كسى از دنياى ديگرى امده و نشانى از انجا به ما بدهد و در اين محدويت دنياى خاكى مى بينيم ميلياردها انسان با افكار گوناگون در حال زندگى كردن هستند ولى هدفشان زندگى و حيات و احساس درست دارند

وچود خداوندی بقدری وسیع است

وچود خداوندی بقدری وسیع است که هر چه ازاو دور شویم به او نزدیکتر شده ایم " مترلینگ" میگوینداگر انسان حقیقت را کشف کند جواب همه سؤالات را خواهد یافت . ولی برای کشف یا درک حقیقت اولآ به همه حجم مغز نیاز است پس بایستی آنرا فورمت کنیم. درچنین شرایطی ارزش های والای انسانی از جمله عشق، آزادی ومعنویات قابل فهم خواهد بود البته به کمک فاکتور بسیار مهمی به نام علم.

تصویر soalcity

سلام

سلام
اینکه دور شدن؛ نزدیک شدن را نتیجه دهد، یک تناقض گویی است. دور شدن یعنی همان دور شدن!
درک خدای متعال که منشا تمام نورانیت هاست، دلی پاک می خواهد که گناه آن را آلوده کرده و مانع درک می شود. پس وسعت خدای متعال ربطی ندارد به اینکه گناه ما سبب دوری از اوست.
باقی مطالب شما نیز چندان واضح نیست. مثلا شما چگونه مغزتان را فرمت می کنید؟ همه چیزهای خوب و درست را از آن بیرون می ریزید؟ چرا؟ برای اینکه بعدا شاید بتوانید چیزهای خوب را دوباره در آن بریزید؟

سلام

سلام
از نظر منطقی شما مرتکب چند مغالطه شده اید:۱-تا ما وجود را محمول موضوعی قرار ندهیم هیچ محمول و صفتی را نمی توانیم به آن نسبت دهیم حتی خیالات ما هم وجهی از وجود ( وجود ذهنی) دارند.بنابراین نسبت دادن نیاز-بخشش-عبادت-آزمایش به چیزی که هنوز به وجود نیامده و هیچ وجهی از وجود نیز ندارد مخالف عقل سلیم است.چطور چیزی که نیست می تواند نیاز داشته باشد یا سزاوار جود و بخشش باشد.۲-از نظر عقلی و بدون در نظر گرفتن آرایه های ادبی نسبت دادن مورد فضل و جود قرار گرفتن به موجودات فاقد شعور دارای غرابت عقلی است و وارد کردن آن در استدلال قبل از دادن وجاهت عقلی به آن یک مغالطه است.۳-چیزی که بخشیده می شود پس گرفته نمی شود و به خاطر آن کسی را مواخذه نمی کنند در صورتی که خدا در مورد انسان چنین نکرده است .چگونه ممکن است چیزی هم بخشیده شده باشد وهم امانت باشد؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
۱-ما می خواهیم میزی بسازیم تا چوب های رها شده در گوشه حیات را ارزشمند کرده و از آن استفاده کنیم. به نظر شما فرق این مثال با تبدیل کردن خاک به انسان چیست؟
۲-به نظر می رسد که بین جعل بسیط و جعل مرکب دچار خلط شده اید.
۳- آنچه به انسان داده شده، پس گرفته نمی شود. ولی خود شخص ممکن است آن را تباه کند و به نظر می رسد از فاکتور اختیار در انسان غفلت کرده اید. و حرف شما مانند این است که بگوییم ممکن نیست سرمایه ای به شخصی بدهیم و بعد به خاطر نابود کردن آن سرمایه شخص را مواخذه کنیم.

برای جلوگیری از تخصصی و

برای جلوگیری از تخصصی و طولانی شدن بحث لازم است که آن را ادامه ندهم ولی از آنجا که این صفحه جزو پر بازدیدترین هاست و موضوع نیز موضوع مهمی است وظیفه خود دانستم که پاسخ اشکالات شما را بدهم .اگرچه می دانم مغالطات شما غیر عمدی و با نیت خیر است. روشن است که این کامنت نظر نهایی من است و با آمدن جواب شما این بحث خاتمه می یابد.
۱-مثال برای نزدیک شدن معنایی به ذهن است.شما نه استدلال مرا نقض کردید و نه پرسش مرا پاسخ دادید و فقط به یک مثال اکتفا کردید که البته آن هم قیاس مع الفارقی بیش نیست:من هرچه تلاش کردم هیچ وجه تشبیهی برای مثالتان پیدا نکردم ممنون می شوم اگر خودتان آن را مشخص کنید.با این وجود من اسلوب مثال شما را روی مقایسه ای که خواسته بودید پیاده کردم این هم نتیجه اش : " خدا می خواهد انسانی بسازد تا بعضی خاک های بی جان جهان را ارزشمند کرده و از آن استفاده کند"! اگر می خواهید می توانید هر کجای این نتیجه را تغییر دهید تا درست شود.
۲-به نظر می رسد مرا استاد منطق پنداشته اید من در حد شما اصطلاحات منطقی را نمیدانم اما می توانم مطالب را تجزیه و تحلیل منطقی کنم. سخن من به طور ساده این بود که عقل نمی پذیرد که مثلا یک سنگ بی جان یا مشتی خاک مورد محبت و بخشش خداوند قرار گیرد اگرچه آن را رد هم نمی کند .ولی شما این مطلب مبهم را در استدلالتان وارد کردید.
۳-به نظر می رسد از فاکتور" نه اجبار نه اختیار بلکه امری بین این دو" غفلت کرده اید.آیا خداوند با مرگ که امری گریز ناپذیر است جسم انسان را از او نمی گیرد ممکن است بگویید موقتا ولی بالاخره می گیرد.آیا خداوند برای آزمایش بعضی نعمتها را نمی گیرد.شاید بگویید خب بهترش را می دهد ولی بالاخره نعمت قبلی را به زور می گیرد. کدام بخشنده چیزی را که داده به زور می گیرد.در مورد مواخذه هم شما از مغالطه اشتراک لفظی استفاده کردید. بله اگر مواخذه به معنای سرزنش باشد اگر سرمایه را خود فرد هم به دست آورده باشد و کسی به او نداده باشد هم اورا سرزنش میکنیم.اما اگر به معنای مجازات و حساب و کتاب باشد به چه حقی انجام می شود؟ آیا اگر کسی را به خاطر نابود کردن هدیه اش مجازات کنیم کاری قبیح نیست؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
ضمن تشکر از شما و پاسداشت دغدغه های شما.
۱-مثالی که بنده عرض کرده ام، در واقع جواب نقضی است. که یک مثال روشن را بیان کرده ام تا با روشن بودن جواب شما در آنجا، از همان در بحث خودمان نتیجه بگیریم. شاید تصور غلط شما این بوده که انسان از عدم خلق شده، در حالی که انسان از عدم خلق نشده، بلکه انسان تبدیل یک نطفه بی مقدار به موجودی شریف است. یا درباره حضرت آدم (ع) تبدیل یک خاک بی مقدار به موجودی ظریف و ..
۲- فارغ از اصطلاحات منطقی جواب عرض می کنم. پس خود شما اعتراف دارید که عقل نمی تواند افاضه و بالا بردن یک موجود مثل خاک را رد کند. در واقع این یک نوع اعطاء و دادن است که آن شی را به یک شرافتی می رساند.
۳- شاید تحلیل شما از اختیار باعث شده که فکر کنید بنده از "امر بین الامرین" غفلت کرده ام در حالی که سخن بنده بر خلاف آن نبوده است و اصل اختیار مطلبی قطعی است. ضمنا اگر توجه بفرمایید این جا سخن از چیزی است که از انسان گرفته نمی شود. و آن نعمت انسان شدن است. انسان شدن فلان غذا و این جسم و ... نیست که از کسانی گرفته شده باشد.
و درباره فرق مواخذه و مجازات، هیچ مغالطه ای نبوده است. فقط نسبت ها فرق می کند. ما بر کسی که آن سرمایه را نابود کرده، ولایتی نداریم که بخواهیم او را تنبیه کنیم. و کسی که ولایت دارد می تواند این کار را بکند. خصوصا که مالک حقیقی است.

و درباره اینکه لطف کرده و فرموده اید به این گفتگو ادامه نمی دهید، تشکر می کنم چرا که فضای کامنت ها برای بحث طولانی مناسب نیست اما ما در تالارهای گفتگوی مختلفی حضور داریم که می توانید در یکی از آنها برای گفتگوی مفصل تر وارد شوید. موفق باشید.

سلام مقاله ی جالبی بود از

سلام مقاله ی جالبی بود از تلاش شما در این مسیر متشکریم

با عرض سلام و احترام و تشکر

با عرض سلام و احترام و تشکر به این خاطر که وقت میذارید و به سوال ها پاسخ می دید.

شما فرمودید که "خدایی او اقتضای آفرینش دارد و فیض خدا باعث آفرینش شده"،در این مورد یه سوال پیش میاد: ما میدانیم که فیض خدا بی نهایت هست پس چرا این فیض قبل از آفرینش انسان خودش رو نشان نداده، یعنی چرا خداوند از یک زمانی تصمیم به این امر گرفت و قبل از ان خبری از آفرینش انسان نبود؟

و همچنین فرمودید"وجود بهتر از عدم هست" ..... بنظر شما وجود انسان هایی که در این دنیا با درد و رنج زندگی میکنند و یا انسان هایی که در آخرت در جهنم بسر خواهند برد، بهتر است یا اینکه عدم وجود اینچنین زندگی؟........درواقع خدا که میدانست گروهی از انسان ها در این دنیا و گروهی دیگر در آن دنیا رنج خواهند برد و عذاب خواهند کشید،باز هم دست به آفرینش زد،آیا این مطلب با صفات خداوندی که مهر و محبتش بی نهایت است ، تناقضی ندارد؟

سلام ممنون از توضیحاتتون

سلام ممنون از توضیحاتتون

با عرض سلام و احترام و تشکر

با عرض سلام و احترام و تشکر به خاطر اینکه نظرها رو میخونید و پاسخ میدید
شما فرمودید"فیض بی نهایت خداوند موجب آفرینش انسان شده است"، در این رابطه یه سوال دارم: چرا این فیض قبل از آفرینش انسان خودش رو نشون نداد؟ در واقع چرا خدا زودتر از خلقت ادم و حوا ، دست به افرینش انسان نزد؟
در فرمایشاتون گفتید که "وجود بهتر از عدم است".در این رابطه هم یه سوال دارم : خدا که میدانست انسان هایی در این دنیا و تعدادی هم در آخرت دچار عذاب خواهند شد و بصورت جاودانه در آن خواهند ماند،پس چرا دست به این آفرینش زد؟بنظر شما باز هم وجود این چنین زندگی بهتر از عدم ان است؟فکر نمیکنید اگه آفریده نشده بودیم ، بهتر بود؟

تصویر soalcity

سلام و سپاس از توجه شما

سلام و سپاس از توجه شما
درباره بخش اول پرسش تان، اولا قبل از آدم انسان هایی دیگر خلق شده بودند. و این مطلب در روایات بیان شده است. (در كتاب توحید، ج ۱، ص ۲۷۷ از امام صادق(ع) روایتی آورده كه در ضمن آن به راوی فرموده: «شاید شما گمان می‏كنید كه خدای عزّ وجلّ غیر از شما هیچ بشر دیگری را نیافریده است. نه، چنین نیست؛ بلكه هزار هزار آدم آفریده كه شما از نسل آخرین آنها هستید.»)
ثانیا جدای از عالم مادی نیز مخلوقاتی وجود دارند.
ثالثا به اصطلاح فنی علاوه بر فاعلیت فاعل، قابلیت قابل نیز باید تام باشد. یعنی متولد شدن پسر بدون تولد پدر نمی تواند معنا داشته باشد. پس دریافت فیض الهی از جانب انسان نیاز به شرایطی دارد که انسان بتواند این فیض را دریافت کند.

اما درباره بخش دوم سوال شما: مجموعه عالم مادی را باید یکجا مد نظر قرار داد. مثل آنکه شما نمی توانید موز را بدون پوستش خریداری کنید و یا باید موز را با پوست بخرید یا آنکه از خریدش منصرف شوید.
عالم مادی یعنی مجموعه ای که همین شرها و نقص ها در آن وجود داشته باشد. اگر بنا بود شرها وجود نداشته باشد، دیگر انسان، انسان نمی بود. و خدا باید به تعداد فرشته ها می افزود نه آنکه موجود متفاوتی خلق کند.

سلام. من با نظر ارش

سلام. من با نظر ارش موافق هستم و جواب شما در رابطه با موز با پوست را قبول ندارم همان در عدم و نیستی بودن هرار برابر بهتر است ولی ما مجبور بودیم به دنیا بیاییم وزندگی کنیم وگرنه من همون عدم و نیستی را بیشتر دوست داشتم در ان موقع که دیگر احساسی نیست وتو نیستی دیگر موز با پوست لذت و درد وخوشی یا ناخوشی بهشت یا جهنم معنی ندارد و همه بسیار از نبودن خود راضی بودن البته بهتر بگم اون موقع دیگه نبودی حتی حس رضایت هم نیاز نداشتی . اقا یا خانمی که جواب میدی بهتره اگه از چیزی اطلاع نداری جواب ندی

تصویر soalcity

سلام

سلام
شاید باید یک بار دیگر نوشته بنده را مطالعه بفرمایید. چون بنده عرض نکرده ام که در اصل خلق شدن یا نشدن، مختاریم. و قبول دارم که بودن ما جبری است. مثال موز برای چیز دیگری بود که اگر بخواهیم باشیم، باید با همین ذاتیات فعلی باشیم.

ممنون از پاسختون،الان کنجکاو

ممنون از پاسختون،الان کنجکاو شدم بدونم چه تفاوتی بین هدف آفرینش ما و نسل های گذشته بشریت هست؟ در واقع چرا خداوند بساط زندگی اونها رو جمع کرد و سپس بوسیله انفجار بزرگ شرایط زندگی ما رو فراهم کرد؟ احتمال دارد ما همون نسل قبل از انفجار بزرگ باشیم که حالا در شرایطی جدید،آزمایش میشیم؟؟(البته اگه برداشتم درست باشه که زندگی قبل از انفجار بزرگ وجود داشته)

تصویر soalcity

سلام

سلام
ظاهرا فرضیه انفجار بزرگ، به اصل شکل گیری کره زمین مربوط است و مرتبط به سالهای بسیار دور (چندین میلیارد سال پیش) است. پس نمی توان گفت قبل انفجار بزرگ کسان دیگری در زمین زندگی می کردند. همچنان که ما قبل از این زندگی وجود نداشتیم. و این اولین زندگی ماست. اما اینکه هدف آفرینش موجودات قبلی چه بوده، می توانیم بگوییم فیض الهی بوده است که همیشه جاری بوده است.

کتابی در زمینه هدف از خلقت

کتابی در زمینه هدف از خلقت وآفرینش میشه بهم معرفی کنید

تصویر soalcity

سلام مراجعه بفرمایید:http:/

سلام مراجعه بفرمایید:
http://rasekhoon.net/article/show/117407/

سلام

سلام
راستشو بخواین من آدم خیلی معتقدی نبودم اما به لطف خدا چن ماهی هستش ک به خودمو خدا قول دادم ک دیگه شرمنده خدا نباشم به خاطر همین میخوام از جهلی ک این همه وقت توش بودم خلاص بشم واسه همین داشتم دنبال جواب سوالام میگشتم ک اینجا رو پیدا کردم ولی متاسفانه چیز زیادی نفهمیدم واسه همین ازتون کمک میخوام ,اگه کسی رو میشناسین ک بتونه جواب سوالای منو بده البته طوری ک من بفهمم لطفا بهم معرفی کنین ممنونم!!!!

تصویر soalcity

سلام

سلام
اگر مایلید آن لاین گفتگو کنید به این آدرس مراجعه کنید: http://www.javab.ir/09640/
همچنین می توانید با مراجعه به تالارهای گفتگو نظیر اسک دین و اسک قرآن سوالات خود را مطرح کنید.

سلام ممنون از کمکتون

سلام
ممنون از کمکتون

سلام

سلام
همه دنبال هدف آفرینش میگردن نه اینکه من نباشم اما بیشتر دنبال جواب خدا به فرشته هاهستم زمانی که فرشته ها به خدا گفتن میخای کسی رو خلق کنی که باعث فساد و خونریزی است وخدا گفت من چیزی را میدانم که شما نمیدانید اون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
بعد از این مطلب در قرآن به بحث علم اسماء اشاره شده است.
فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ (۳۳ بقره) هنگامى كه آنان را آگاه كرد، خداوند فرمود: «آيا به شما نگفتم كه من، غيب آسمانها و زمين را ميدانم.
البته منظور از اسماء در این جا مانند اسم هایی که ما به کار می بریم نیست و الا فرشتگان با شنیدن آن اسماء به آن آگاه می شدند و در این صورت دیگر آدم برتری ای برای کسب مقام خلافت الهی نداشته است. بلکه منظور از اسماء " موجودات زنده و عاقلى كه خدا بر ملائكه عرضه كرد، موجوداتى عالى و محفوظ نزد خدا بودند، كه در پس حجاب‏هاى غيب محجوب بودند" ( ترجمه الميزان، ج‏۱، ص: ۱۸۲)
که مطابق بعضی از روایات حقیقت اولیای الهی (پیامبران و ائمه علیهم السلام) هستند. (البرهان في تفسير القرآن، ج‏۱، ص: ۱۶۴)

سلاااااام

سلاااااام
بازم ممنونم از کمکتون

با سلام

با سلام

خیلی ممنونم بسیار عالی بود تمام سوال هارا خلی زیبا وفصیح روشن کردی مجددا ممنونم

تصویر حبیب الله آزادی

انسان تبلور قدرت پروردگار و

انسان تبلور قدرت پروردگار و معنا بخش جهان هستی است، کنجکاو و با درایت خلق شده
که بتواند علت وجودش را بیابد و از شمیم پرطراوت انسانیت بهره مند شود.
با درایتش به کسب علم بپردازد، تا با کنکاش و تحلیل به راز خلقت پی ببرد،
در آن حد که به حقیقت نیاز یعنی به لیاقت گاه انسان والا برسد.(از کتاب راه زندگی ص۲۲ اثر حبیب الله آزادی)

من به تمام این مسائل معتقدم

من به تمام این مسائل معتقدم ولی هر کاری میکنم متقائد نمیشم .خواهشا اگر کسی ج قانع کننده دارد منو راهنمایی کند خواااااااااااهشا

تصویر soalcity

سلام

سلام
متقاعد نشدن اگر به دلیل اشکالی منطقی باشد، قابل گفتگو و حل کردن است. اما اگر به دلیل عدم تمایل قلبی باشد، باید کم کم و با تغییر رفتار آن را ایجاد کرد.

دوستای عزیزم...معذرت میخوام

دوستای عزیزم...معذرت میخوام که اینو میگم..اما اینقدر تو مسئله دلیل اصلی آفرینش و خلقت انسان فضولی نکنید!!
چرا؟؟؟ مگه تا الان به نتیجه ی مشخصیی ام رسیدید؟؟ سهمتون از این همه اندیشه و فکر در این مورد مگه چیزی جز افسردگی و سردرگمی بوده؟؟؟
فکرتونو تو همین حالت محدودی که هست بزارین بمونه و خدا رو هم بخاطر وجودتون و وجودش شکر کنید و بس..

تصویر soalcity

سلام

سلام
ما که بهره دیگری از فکر و اندیشه گرفته ایم و توانسته ایم این سوال را جواب دهیم. البته اگر بفرمایید کجای مطلب برایتان مبهم است، شاید بتوان ساده تر توضیح داد.
هر چند اگر خودتان مایل به کشف حقیقت در این مساله نیستید، باید بگویم که این مساله از اصول دین نیست و لازم نیست همگان آن را درک کنند.

باشه پس ممنون میشم این سوالمو

باشه پس ممنون میشم این سوالمو جواب بدید:
اگه یه نفر بگه اختیار و اراده ی انسان، دقیقا همون اراده ی خداست، ایراد این حرف کجاست؟
مگه نه اینکه خود خدا میگه من عالم بر همه چیزم، پس اگه اینو بپذیریم، در نهایت خداوند عالم بر اختیار انسان نیز هست؛
یادمه یکی از دوستان گفت درسته که خدا عالم بر اختیار انسانه ، اما انسان رو با وجود دانستن اختیارش و سرانجام کارش آفریده که خودش راه درست رو پیدا کنه.
خوب من وقتی همچین جمله ای رو میشنوم، حتی فرض کنیم این جمله اصلا توی قرآن نوشته شده باشه،، این وسط یه سوال پیش میا برای من، سوال که عیب نیست،، سوالم اینه که
وقتی من یه رباط میسازم میدونم که قراره چیکارا بکنه، چرا؟ چون من درستش کردم دیگه،، اما یهو تو مسابقات رباط ها وسط مسابقه رباط من از کار میفته...من میدونستم قراره از کار بیفته؟؟ معلومه که نه..چون طبق برنامه ریزی که منا انجام دادم قرار بود مثلاً با سرعت بدووه، حالا چرا اینجوری شد؟ چرا همه چی اونطور که من میخواستم پیش نرفت؟؟؟ چون من محدودم، چون من دانا هستم اما داناترین نیستم.
خوب، حالا بریم سراغ اون مسئله: ما فهمیدیم که خدا عالم است بر همه چیز، تاکید میکنم همه چییییز.،،، من اون رباطم با فرق اینکه خالقم بر همه چیز آگاهه .حتی میدونه که الان دارم در موردش صحبت میکنم،، حالا من از کار میفتم..خالقم میدونست؟ معلومه که میدونست، اگه نمیدونست مثل اون صاحب رباط محدود میشد... یه چیز دیگه: خالقم منو از کار انداخت.چرا؟ چون اون منو برنامه نویسی کرده.
توی قرآن نوشته شده که خدا خودش گفته من جن و انس رو به دلیلی جز عبادت نیافریدم......یعنی من بنده حق ایک سوال کردن ساده رو ندارم که بگم آخه خداجونم نوکرتم،تو که اینقدر بزرگی ، تو که هیچ چیزی برات پوشیده نیست، تو که میدونی من انسان اگه انسانم به این خاطره که تو خواستی انسان باشم، تو که میدونستی من تو یکی از روزهای زندگیم میام توی این سایت و از ابهام حرف میزنم، از بحران حرف میزنم، تو که میدونستی کی بد میشه کی خوب...پس خودمونیم، قضیه چیه؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
در مثالی که زده اید، هیچ اختیاری وجود ندارد. و اشکال شما در همین جاست که اختیار خود را نمی بینید.
به هر حال خدا به جای ما انتخاب نمی کند. بلکه ما را طوری آفریده که واقعا خودمان انتخاب می کنیم. و علم ربطی به انتخاب شما ندارد. فرض کنیم شما با بررسی دقیق می فهمید که این آتشفشان دو ساعت دیگر فوران می کند، آیا چون شما به فوران عالمید، پس فوران کار شماست؟

در جاي جاي اين نظرات شما با

در جاي جاي اين نظرات شما با مثال زدن خدا را با ساير موجودات مقايسه كرديد كه البته چاره اي نداستيد ولي آيا اين مصداق قياس مع الفارق نيست؟ آيا قبول داريد در بهترين حالت انسان اگر از ١٠٠ درصد مغزش هم استفاده كند( كه في الحال امري محال است) باز هم انسان خواهد بود پس با اين فرض كه ابزاري غير از مغز نداريم آيا چيزي فراتر از مغز انسان هست( مواظب باشيد كه هر سخني زير مجموعه مغز است پس اگر بگوييد چيزي فراتر از مغز هست اين حرفتان نيز زير مجموعه مغزتان است)

تصویر soalcity

سلام

سلام
خدا را نمی توان با هیچ چیز مقایسه کرد. و مثال مطلب دیگری است که از مشابهت ها برای توضیح و آسان کردن یک مطلب استفاده می شود.
و بر خلاف تصور شما، علم یک امر مادی و در مغز نیست. بلکه یک امر روحانی است. و انسان می تواند با ابزارهای ادراکی خود فراتر از خود را بفهمد. همان گونه که کوههای بزرگ را با چشمان کوچک می بیند.
عقل انسان بسیار ساده، علیت را می فهمد، و با همین فهم به خدا می رسد. علاوه بر اینکه دل انسان در صورت پاکی مانند آینه ای عمل می کند و نور خدا را می تاباند.

با عرض سلام من از متن شما

با عرض سلام من از متن شما چیزی نفهمیدم اگر می شود به زبان ساده توضیح دهید برایم هدف خلقت انسان چیست ؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
در سایت مطالب دیگری درباره هدف خلقت وجود دارد که با جستجو در سایت می توانید آنها را بیابید که احتمالا از آنها بهره مند شوید. اما در یک کلام خلاصه، هدف رساندن انسان به سعادت است که با الهی شدن انسان و دور شدن از حیوانیات محقق می شود.

✔ عزیزان محترم

✔ عزیزان محترم
بحث نظرات از اصل مطلب جذاب تر هست.
بنده همه ی سوالات شما را در مورد این مطلب فلسفی داشتم و فکر میکردم ما بازیچه هستیم و حقایق بسیاری از ما مخفی شده و ما مثل ربات هستیم که در محدوده ی برنامه ریزیمون میتونیم فکر کنیم... و بسیار مطالعه کردم و دیدم نه! هرچه جلوتر میروم زندگی سخت تر و تنگ تر میشه...
در نهابت گفتم خدایا تو من رو آفریدی، آیا این خلقت تو اینقدر پوچ هست و من به این اندازه بی ارزشم؟
سپس با عجز و ناتوانی گفتم تو منو خلق کردی و من تسلیم مشیت تو ام و دری از انعام بر زندگی من باز شد که ایمان داشتم وجود نداره و سپس از خلقت انسان و تفکر در موردش احساس شکوه و جلال میکردم.
برای شما سه مرحله پیشنهاد میکنم :
۱- به وجود خدا ایمان بیارید ( اگر مسئله براتون رد شدست کمی بنای فلسفه رو مطالعه کنید و بعد اثبات فلسفی وجود خدا رو بخونبد)
۲- در ابنترنت مقاله " بد بینی به خداوند " رو مطالعه کنید
۳- با تمام وجود و عجز خودتون رو تسلیم خداوند کنید

و بعد برای من دعا کنید، یا حق.

••• دوستانی که ابهام دارند با

••• دوستانی که ابهام دارند با دقت بخونید :
بنده با توجه به نظر قبلی خودم و در ادامه اون شدیدا اعتراض دارم به جواب هایی که به سوالات کاربران داده شده!!
به وضوح مشخص هست که هیچ کدام از کاربران فلسفه و بنای اون و ارزش کلمات از نظر فلسفه رو نمی دانند پس چطور توقع دارید که درک کنند؟
از میان تک تک کلمات کاربران به وضوح مشخص هست که درگیر مسائلی هستند که تفکراتشون رو محدود کرده و قلبشون رو از دست دادند!
اصل فهم این سوال ( نه این جواب فلسفی) داشتن "قلبِ پاک" هست،
الف) قلب
وقتی انسان خودش رو به این دنیا و سختی های اون محدود میکنه و اعمالی که خدا برای خودش قرار داده رو انجام نمیده یقینا همون طور که خداوند را فراموش کرده خداوند هم اون رو فراموش میکند!
واقعا چطور خدایی که فرا زمان و فرا مکان هست رو با اصول کوچک انسانی مورد قیاس قرار میدید؟ چطور کاربران در مورد این مطلب بی هیچ دانشی عدل الهی رو رد می کنند؟ چطور با ارزش های پوچ ذهنی خودتون خدایی رو مورد بحث قرار میدید که فراتر از تفکرات هست و با مقیاس سنجش فکری شما تطابق ندارد؟ ما درون مقیاس سنجش هستیم، ما انسان هستیم! مقیاس سنجش ازان ما نیست پس راهی از طریق تفکرات برای ما بر شناخت خدا نیست نه حتی از طریق علم فلسفه و عرفان و ... چرا که علم رو به کمال هست و ما(که ناکمال هستیم) بوسیله علم(در حال کمال) میتونیم کمال رو بشناسیم؟ پس راه چیه؟ بله! راه ما تنها قرآن و دستوراتش هست، خداوند به همین دلیل بر ما لازم کرده که به ریسمان الهی چنگ بزنیم و پراکنده نشویم، چرا که تنها راه سعادت راهی هست که خداوند برای ما قرار داده و جلوه ای از کمال خداوند هست.
سوره الحج آیه ۳: و برخی از مردم اند که بدون هیچ دانشی بلکه از روی جهل و نادانی درباره خدا با اصرار بر یک اعتقاد بی پایه برخورد خصمانه و گفت و گوی ستیزآمیز میکنند و از هر شیطان سرکشی پیروی می کنند.
ب) قلبِ "پاک"
خداوند مهربان در سوره شمس، ۱۱ بار از بزرگ به کوچیک پشت سر هم سوگند خورده که تنها و تنها ارزش یک مطلب را برای ما روشن کنه و اون مطلب " تذکیه نفس" هست. که مثل خورشید بر زندگی تاریک ما نور را هدیه می دهد و ما رو به شکوه و جلال خلقت میرسونه! واقعا آفرینش و خلقت خداوند رو با درست کردن ربات مقایسه می کنید؟! در حالی که ذهن شما خود، مخلوق خداوند هست؟ شما ارادا کامل دارید و خداوند هرگز بر اراداه شما کنترلی ندارد مگر آنکه در جهت جنایت سنگینی باشید و خداوند شما رو برای بندگان دیگش به هلاکت برسونه! خداوند فقط شما رو سرشار از نعمت های معنوی و مادی کرده ولی شما در قلب خودتون رو بستید و همه ی انعام خداوند رو پس میزنید.
راه تاریکی ها را بر قلب خودتون ببندید، بدی هست(شیطان هم هست) و شما تنها لازم هست به خوبی ها فکر کنید و بدی ها رو به اهلش بسپارید. احساسات و قلب خودتون را با عشق به خدا و زیبایی ها پرورش بدید و ببینید زیبایی ها و روشنایی ها رو؛ گلی ببینید ، کودک نوزادی رو ببینید و غرق در نشاط و طراوت بشید و این به خودی خود ممکن نیست مگر از گناهانتون توبه کنید و واجبات رو به پا دارید؛ نه از روی تکلیف بلکه از روی عشق! بدبینی رو از خودتون دور کنید. قرآن رو ببینید، سفارش شده که اول "اعوض بلله" بگیم تا خداوند بدی ها رو ازما دور کنه، بعد میگیم "بسم الله الرحمن الرحيم" تا به یاد داشته باشیم که خداوند مهربان ترین و بخشایشگرترین و بخشنده ترین هست، قرآن رو میخونید، خداوند هرگز نگفته من از بنده بد و کافر خودم متنفر هستم، فقط گفته "دوستش ندارم- لایحب..." بعد از خواندن قرآن هم اگر شک دارید میگید "صدق الله العلي العظيم" تا یادمون باشه خداوند راست میگه و مصادیق روشن قرآن ارزش عمل دارد! بله! راه قرآن و راه خداوند روشن هست! زیباست، سرشار از خوبی ها و نیکی هاست، پس بر شما لازم هست که عقاید کهنه و بی مورد خودتون رو به دور بریزید و بنایی استوار از ارزش های راستین بر بنای قرآن برای خودتون ایجاد کنید و از خدای خودتون بخواهید! و خداوند برای شما اجابت خواهد کرد ((ادعونی استجب لکم))...
خداوند را آن جور که هست ببینید، نه آنجور که میگویند، آن جور زندگی کنید که خداوند لحظه لحظه همراه شما باشه و از هر خطر شما را در دامان محبت خودش امن نگه داره... با امامان مانوس بشید... راه مشخص هست و حالا گزینش مسیر بر عهده شماست...
در اثر عبادت خالصانه به چنان یقیتی خواهید رسید که دیگران از بودن در کنار شما همه ی غم و اندوهشون رو فراموش میکنند و شما نیز زندگی سرشار، رو به رشد و الهی خواهید داشت و اگر هدایت شوید دیگر گمراهی در مسیر شما نخواهد بود(۳۷ سوره زمر)... زندگی باارزش و زیباست... کمی تعقل کنید، یک روزی، یک جایی، در سایه ی ایمان به خدا نوبت سرمستی و شادمانی شما خواهد بود، الله یحب الصابرین؛ صبر کنید و "توکلوا علی الحی الذی لایموت" و به زیبایی هایی که در زندگیتون وجود "ندارند" ایمان بیاورید تا درک کنید هرآنچه هست از نیکی در دو جهان و بدست بیاورید!...
پس لبخند بزنید( سفارش امامان ما) و برای کمالات تلاش کنید ( لیس للانسان الا ما سعی : انسان چیزی جز تلاش نیست ) .
برای همتون آرزوی بهترین ها رو دارم. خداهمراه تک تک شما. یا علی.

بله همه ما دوست داریم زیبا

بله همه ما دوست داریم زیبا ببینیم چرا که فطرت ما را خداوند بر زیبایی ها آفریده . اما وقتی این همه ظلم و ستم که در بسیاری موارد که به عده کثیری از مردم روا میشه رو میبینیم دیگه زیبایی ها پیدا نیستند/وقتی میبینیم همزمان در یک لحظه هزاران نفر به بدترین شکل ممکن و فجیع ترین شیوه سر بریده میشوند و عده ای از خدا بی خبر به اسم خدای واحد فجیع ترین جنایات بشری را رقم میزنن زیبایی ها نازیبا میشوند. وقتی میبینیم که یک پسر بچه که از شانس بدش سر را کثیفترین انسانهای روی زمین قرار گرفته و شستشوی مغزی داده شده و به اسم دین خدا و برای خدا سر یک انسان شیعه را با افتخار و برای رفتن به بهشت می برد , زیبایی ها کمرنگ می شوند.
شما در جایی از متن تون نوشته اید:"شما اراده کامل دارید و خداوند هرگز بر اراداه شما کنترلی ندارد مگر آنکه در جهت جنایت سنگینی باشید و خداوند شما رو برای بندگان دیگش به هلاکت برسونه! " این اتفاقاتی که شما در سالهای اخیر می بینید جنایت سنگین نیست به نظر شما ؟
بنده به عنوان یک مسلمان زاده شده شیعه اعتقادات مذهبی و دینی خود را محکم نگه می دارم و هر روز به خداوند از شر شیطان پناه می برم و به ائمه اطهار به قلب و زبان متوسل میشوم و سعی میکنم با توکل به خداوند قلبم را پاک نگه دارم اما میخواهم به خداوندی که به او عشق میورزم به یقین نزدیک شود و به دنبال یافتن دلایل روشن تری از خلقت هستم تا ارادت و یقینم به او بیشتر شود.
حضرت ابراهیم خلیل الله هم بای یقین در باره معاد از خداوند متعال نشانه خواست و خداوند به او ماجرای چهار پرنده را الهام کرد....
هر گاه در مورد دلیل و فلسفه خلقت از مراجه دینی سوال می شود همین جملات کلیشه ای بیان میشود کاش یک عالم با روح الهی میتوانست روح تشنه جوانان جویای حقیقت را از پاسخ به این سوال اساسی آگاه میساخت

تصویر soalcity

سلام

سلام
زیاد شدن طلاهای قلابی از ارزش طلا نمی کاهد، هر چند لازم می کند در تشخیص طلا بیشتر دقت کنیم.

سلام عالی بود خدا خیرتون بده

سلام
عالی بود
خدا خیرتون بده

سلام

سلام
بر اساس گفته شما عقل انسان محدود است كه حرف متيني است ولي آيا شما ابزاري به غير از عقل در اختيار داريد؟ قبول داريد كه نوشتن زير مجموعه عقل است؟ پس چطور با نوشتن كه زير مجموعه اي از همان عقل ناقص است ميتوان درباره خدا يا هر چيز ماوراء عقل سخن گفت؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
لطفا به این لینک مراجعه بفرمایید:
http://www.soalcity.ir/node/2031

این که می گویید هدف از آفرینش

این که می گویید هدف از آفرینش رسیدن انسان به کمال است . این کمال چیست ؟
مگر آفریده های خدا می تواند بر کارهای خدا صحه گذاری کند و به عبارتی مانند مثال موتور ساز و موتور، که موتور ساز درست است که موتور را می سازد تا به سرعت ۸۰۰ برسد ولی موتور که آن را درک نمی کند بلکه هم نوعان موتورساز آن را درک می کنند یعنی خدا این همه خلق کرده که به هم نوعان خودش نشان دهد؟ من واقعا گیج شده ام من هیچ وقت به این شک ندارم که خدا یکی است ولی واقعا از از درکش و از درک کاراش خیلی خیلی عاجزم

تصویر soalcity

سلام

سلام
کمال، الهی شدن و کسب کمالات الهی است. مثل بخشنده بودن، عالم بودن و ...
و مشکل این جاست که انسان دارای فهم و شعور را با موتوری مقایسه کرده اید که فهم و شعوری ندارد. در واقع آنچه لازمه فهم است در مصنوعات انسان نیست ولی در مخلوق خدا هست.

دوست من، ما شعور داریم، شعور

دوست من، ما شعور داریم، شعور دارای یک سر رشته غیر مادی خارج از نظم هستی است پس نباید انسانیت رو ما این موارد مقایسه کنیم!
خداوند و ما که از ذات خداوندیم فراتر از این ها هسیتیم.... عشق و عزت نفس و لذت بردن از نسیم و امثال این ها ثمره رسیدن به این است که ما ارزشمندیم و نباید خودمون رو با چیز هایی که در حقیقت جوابش رو میدونیم در قلبمون اسراف کنیم...
ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم...
یا حق

خداوند در روز خلقت از روح خود

خداوند در روز خلقت از روح خود در کالبد انسان دمیده اگر توانستید روزی خود را بشناسید و هدف خود از زندگیتان را کشف کنید هدف از نفس کشیدن دلیل محبت غم واندوه شادی ان زمان خدا را می شناسید در واقع از شناخت خود به شناخت خدا می رسید و کشف دلیل زندگانی خود کشف هدف خلقت خداست
اگر زمانی یافتید چرا غصه می خورید چرا شاد می شوید و ... خدا را در وجود خودتان یافته اید و هدفش را

ممنونم از مطلبتون، ولی من

ممنونم از مطلبتون، ولی من اینطوری قانع نمیشم... یه جورایی استدلالتون خودش میگه که خدا نیاز داشته که خودش رو نشون بده و از بندگی ما سودی می بره...

من واسم سواله که چرا خداوندی که از همه نظر کامله باید یه موجود رو خلق کنه، بهش اختیار بده، و بندازتش میون هزار تا انحرافات که جذبشون هم خیلی زیاده، بعد هم حسابرسی کنه به کارایی که کرده... آخه ما چه گناهی کردیم که باید خلق میشدیم با اختیار و بعد باید راه درست رو انتخاب میکردیم با این همه سختی؟؟ خدا از این موضوع چه سودی می بره؟ خب اگه میخواسته که خلق کنه موجودی مث انسان رو، میتونست حداقل عذاب نده کسی که راه درست نرفته رو و فقط بقیه که خوب بودن رو پاداش بده... چرا باید محکوم باشیم به آزمون شدن؟؟؟ چرا باید خلق میشدیم با این همه نقص و امیال نفسانی و بعد ازمون بازخواست بشه؟؟ بعضیا میتونن خوب باشن، بعضیا نمیتونن، خب خود خدا این طوری خلق کرده انسانو که گناهای از نظر دینمون واسش جذابه...

تصویر soalcity

سلام

سلام
اشکال شما مبنی بر این است که صالح بودن و بهشتی شدن بسیار سخت و جهنمی شدن، بسیار سهل است. حال آنکه امر بالعکس است. وقتی خوبی ده برابر می شود. و در مقابل بدی فقط یک بدی ثبت می شود، انسان باید بسیار بر جهنمی شدن، اصرار داشته باشد، تا جهنمی شود.
خصوصا زمانی که خدا بهترین بندگانش را مامور کرده، به هزار طریق ما را به راه راست هدایت کنند و در درون ما هم میل به نیکی و خیر قرار داده تا به سمت آنها جذب شویم.
و اینکه پس از امتحان، بین بد و خوب فرقی نگذارد، خلاف عدالت است. خصوصا در حالی که عذاب چیزی جز همان حقیقت اعمال نیست.

سلام.ضمن تشکر از خدمات شما

سلام.ضمن تشکر از خدمات شما بمنظور پاسخگویی به سئوالات ریشه ای چون فلسفه یا چرایی خلقت انسان.بنده حقیر تنها یک چیز را از ایات خداوند در این باب درک نمودم وان اینکه این سئوال دوپاسخ دارد .یکی انکه از خدا جواب انرا از عملی که نموده بخواهیم و دوم اینکه در یکدرجه پایین تر جواب انرا در عرصه خاکی بیابیم.با توجه به ایات قران مجید انچه که درک میشود پاسخ سئوالمان را فقط در بعد از خلقت انسان در روی زمین می یابیم اینکه ای انسان اکنون که خلقت یافتی وظیفه ات تنها پرستش من است ولا غیر واین دنیا مکان امتحانی است برای تو.پس ما جوابی از خود خداوند در باره اینکه چرا او چنین خلقتی را رقم زده است دریافت نمیکنیم.چرا؟بنظر این حقیر جواب ان این است که خداوند نخواسته که به این سئوال پاسخ گوید.چرا؟چون خواست او چنین بوده است.چرا؟چون او مافوق خواست هاست.وقتی خدا چیزی را اراده کند که انگونه باشد کیست که بگوید نه.کیست که بگوید من دوست ندارم چنین باشد یا نباشد .ما محکوم به خواست خداوند هستیم هرکس را توانیی رها شدن از این حکم است بیاید و ادعا کند(که البته خطاب به کافران و ملحدان نیست که مدعی چنین ادعای پوچی هستند).شاید جواب این سئوال را در سوره مائده ایه ۱۰۱ بیابیم که میفرماید"اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، از چيزهايى كه چون براى شما آشكار شوند اندوهگينتان مى‏كنند، مپرسيد. و اگر سؤال از آنها را واگذاريد تا به هنگام نزول قرآن، برايتان آشكار خواهد شد. خدا از آنها عفو كرده است كه آمرزنده و بردبار است. "بنابراین اینقدر خودرا به زحمت نیاندازیم تا جوابی برای چیزهایی که خداوند نخواسته که بدانیم به عمل اوریم که اگر چنین کنیم چیزی جز راضی نگهداشتن صرف خودمان بدست نمی اوریم.

تصویر soalcity

سلام

سلام
اما به نظر می رسد، خدا پاسخ این سوال را داده است!

خداوند بزرگ در ابتدا انسان را

خداوند بزرگ در ابتدا انسان را افرید نه برای این دنیا بلکه برای ان دنیا مشکل از جای شروع شد که شیطان لعین به این موجود گلی سجده نکرد و رانده شد وهم به خلق خدا که ما انسان ها هستیم توهین کرد و هم قسم خورده ما را از خالق خود که خداست دور کند چون خدا از روح خود در این جسم دمیده و ارزش بالای دارد و دلیل بدبختی همه ما انسانها سر یک تکبر و سجده نکردن شیطان است بعداز این واقعه خداوند هنوز انسانها را به زمین نیاورد بعداز امتحان کردن حضرت ادم که ببیند این ساخته خود ایا از دستوری که بابت نخوردن فعل امرشده بود چگونه عمل خواهد کرد شیطان چگونه ان را گول میزند وسرنجام ان شد که الان ایجاییم و ماررامثل حضرت ادم با دستورات خدا که مارو از گناههای گوناگون که در قران ذکر شده چه میکنیم و یقین بدارید اگر در این دنیا نمی اومدیم ان دنیا حتما امتحان میشدیم ' بطور کل''''' ما چندین میلیون یا میلیارد ادم های امده و رفته بخاطر یک موجود خبیس بنام شیطان روی زمینیم که همه شمارو فریب میخواهد بدهد شمارو از ایمان و اصلمان دور کند وقتی خدا میبینه که ما که احسن الخالقینیم و مقام بالای داده نزد فرشتگان خود این درسته که نامردی کنیم و خدارو تنها بزاریم وبه چیزی گوش کنیم که میگه گنا کن دزدی فساد حرام و'''' انجام بده این ها را بخاطر قسمی که به خدا داده که گمراه میکنم این موجودات گلی رو تا یادشان برود اصلیتشان رو و وقتی در جبهه شیطان رفتی و مردی وقتی وارد جهنم شدی میگه به درک مگه من آفریدم که از من اطاعت کردی قسم خوردم خرابت کنم نه که نجاتتان بدم ''''کلا ازما نفرت داره حسودیش میشه مغرور به ما '

تصویر p_qurani

سلام . جدا این اختلافی که بین

سلام . جدا این اختلافی که بین مفسرین در رابطه با تفسیر آیه مد نظر شما ست لازم به ذکر هست که این که انسان هبوط به زمین کرد و این که بعد از آن ترک اولی که حضرت ادم مرتکب شد و ... ( با صرف نظر از اختلاف د ر تفسیر آیه )خداوند زمنیه های هدایت را برای همه فراهم نموده با ارسال پیامبران و کتب آسمانی که کاملترین آنها قرآن هست . لذا نمیتوان این نکته را بهان ه کرد که همه بدبختی ما از شیطان است و ... بلکه خداوند متعال زمنیه های هدایت را تا سرحد کمال فراهم نموده به نحوی که اتمام حجت بر همگان شده است .

نظرات