اسلام چیست؟

پرسش:
اسلام چیست؟
 
 
پاسخ:
این نکته را نباید از نظر دور داشت که سؤال یاد شده بسیار کلی است و دین اسلام را می‌توان از جنبه‌های بسیاری مورد توجه و توضیح قرار داد. اما در اینجا سعی می‌شود به کلیاتی در تعریف دین اسلام اکتفا کنیم.
 
نکته اول: 
 در ابتدا باید توجه داشت که اسلام، یک «دین» است و در یک نگاه کلی، دین به معنای اعتقاد به آفریننده‌ای برای جهان و انسان، و دستورات عملی متناسب با این عقاید می‌باشد.»(۱) 
 در حقیقت، انسان، با تأمل و ژرف اندیشی می‌یابد که پاسخ بسیاری از سؤالاتی که برای او در طول زندگی پیش می‌آید، (نظیر بسیاری از مسایل مبدأ و معاد و تعدادی دیگر از ارزش‌های والا همچون صفات خداوند و...) در دسترس او نیست و به طور معمول نیز، راهی برای دستیابی بدان ندارد؛ از سوی دیگر، انسان، در این عالم غریب است و همواره این سؤال را بر دوش خود می‌کشاند که «از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می‌روم آخر؟ ننمایی وطنم؟». 
 این در حالی است که زندگی انسان محفوف به انواع آلام جسمانی و روحانی است. از دردها و مریضی‌ها گرفته تا رنج‌های روحی چون غربت، ترس جنون و... حتی مسئله مرگ و مرگ اندیشی روان بشر را به شدت تحت تاثیر قرار داده و برخی را به وادی نهیلیسم و خودکشی کشانده است. 
 اینها بخشی از چالش‌های پیش روی انسان در روی کره خاکی است که وی را نیازمند، «یاری» می‌سازد، نیازمند کمکی بیرونی از ناحیه عالم ملکوت که ما از این یاری با عنوان «دین» یاد می‌کنیم. 
 
 نکته دوم: 
 یاری خداوند در قالب دین، در هر زمانی بواسطه انسانهای برگزیده‌ای صورت می‌پذیرد که ما از ایشان با عنوان «نبی» یا «پیامبر» یاد می‌کنیم. پیامبران، علاوه بر آنکه پیغام آسمان را به زمینیان می‌رسانند، خود، الگویی عملی از یک انسان کامل و یک انسان تراز هستند که تبعیت از سیره و اسوه ایشان می‌تواند سعادت دنیا و آخرت بندگان خدا را به ارمغان آورد. 
 در واقع، ادیان الهی، هر کدام در زمان خود برای یاری و تکامل بشر آمده‌اند و پیامبران، جملگی، بشر را به یک هدف و یک آرمان واحد رهنمون می‌ساختند.(۲) از این رو بشارت پیامبران جدید، در بیان پیامبران پیشین منعکس گشته و انبیاء متأخر با عزّت و عظمت از پیامبران پیش از خود یاد می‌کردند. 
 پس در اینجا با یک سیر واحد مواجهیم که ابتدای آن با نبوت حضرت آدم (علیه‌السلام) آغاز شده و در نقطه پایانی خود، بعد از گذر از نبوت پیامبران بزرگی چون نوح، ابراهیم، موسی و عیسی(علیهم السلام)، به آخرین پیامبر خداوند یعنی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) رسیده است که از شریعت وی با عنوان «دین اسلام» یاد می‌شود. 
 بنابراین، ایمان به اسلام، ایمان به همه شرایع آسمانی پیشین را با خود دارد.(۳) 
 
 نکته سوم: 
 از آنجایی که سلسله پیامبران نباید به حضور دروغ گویان و متوهمان آلوده گشته و فرصت را برای طماعان و فرصت طلبان، مهیا سازد، خداوند تبارک و تعالی فرستادگان خود را با «نشان» و «حجت» به نزد بندگانش فرستاده است که از این نشان، با عنوان «معجزه» یاد می‌شود. 
 در واقع، معجزه به معنای امر خارق العاده‌ای است که دیگران در آوردن آن عاجز بوده و با تحدی همراه است.(۴) و در این میان، بحث «اعجاز» بهترین و عمومی‌ترین راه اثبات صدق ادعای پیامبری بوده و حتی به تعبیر برخی از متکلمان تنها یک راه برای شناسایی پیامبر است.(۵) 
 بر خلاف معجزه پیامبران دیگر که همگی محدود به زمان و مکان خودشان بوده است، معجزه پیامبر خاتم، یعنی «قرآن کریم» معجزه‌ای جاودان و خالد است که همه زمان‌ها و همه مکانها را در برگرفته و به عنوان آخرین پیام خداوند به بشر، چراغ هدایت را تا ابد پیش روی ایشان قرار داده است. 
 
 نتیجه: 
 از آنچه بیان شد روشن می‌شود که اسلام، امتداد و نقطه نهایی هدایت و یاری خداوند از طریق نزول ادیان و فرستادن پیامبران است که با محوریت پیامبری حضرت محمد مصطفی (صلی الله و علیه و آله) شکل گرفته و معجزه آن نیز، کتابی است که هدایت و دلالت آن، همه زمانها و مکانها را در بر گرفته است. 
 
 
 
 کلمات کلیدی: 
 اسلام، قرآن، نبوت، معجزه 
 پی نوشت‌ها: 
 ۱. استاد مصباح یزدی،آموزش عقاید، قم، مؤسسه امام خمینی ره، ۱۳۹۳ش، چ۶۶، ص۵ 
 ۲. سوره آل عمران، آیه ۱۹ «نَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ» 
 ۳. سوره بقره، آیه ۲۸۵ « آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ؟ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ » 
 ۴. علامه حلی حسن بن یوسف، مناهج الیقین فی اصول الدین، تهران، اسوه، ۱۳۸۹ش، چ۲، ص۲۶۳ 
 ۵. برای مثال، محقق لاهیجی می‌گوید:«بدان که طریق معرفت صدق دعوت نبوت، منحصر است در ظهور معجزه» (لاهیجی حسن بن عبدالرزاق، سرمایه ایمان، تهران، نشر زهرا، ۱۳۷۲، چ۳، ص۹۳) و سپس بر انحصار اثبات مدعای نبوت در اعجاز استدلال می‌کند(همان، ص۹۶).
 
کلمات کلیدی: 

نظرات