پاسخ عرفای معاصر به تجربیات هیپنوتیزمی چیست؟

هیپنوتیزم

کسی که تجربیات هیپنوتیزمی را تجربه کرده و علی الظاهر به اصطلاح خود به زندگی های قبلی خود سرک کشیده را نمی توان با آیات و روایات و چهار داستان از عرفای به نام مجاب کرد. پاسخ عرفای معاصر به این مطلب و این گونه تجربیات چیست؟

در مورد مشاهدات و یا کارهای خارق العاده ای که در عرفان های غیر اسلامی ادعا می شود باید عرض کنم این امر چیز جدید و شگرفی نیست و چه بسا حقیقت هم دارد. زیرا هر انسانی از نفس و بدن تشکیل شده است نفس اگر قوی شد کارهای خارق العاده انجام می دهد ولکن باید بین تقویت نفس و تزکیه نفس فرق قائل شد ممکن است انسان با انجام بعضی از امور و ریاضت ها نفسش را قوی کند و کارهای خارق العاده ای انجام دهد، مشاهداتی داشته باشد لکن این دلالتی بر طهارت نفس او و قربش به حق تعالی ندارد چنانکه مرتاضان هندی و بعضی از مدعیان عرفان که تعبدی به احکام شریعت ندارند این چنینند.
در واقع هر قوتی دلالت بر طهارت ندارد برای مثال می توان گفت هم گاو حیوان قوی است وهم خوک لکن گاو علاوه بر قوت، طهارت هم دارد و حلال گوشت است و قابل ذبح شرعی و گوشتش قابل استفاده است. ولی خوک در کنار قوتش ، نجس العین است.
البته تزکیه نفس تقویت نفس را در پی دارد لکن عکسش درست نیست یعنی اگر کسی در مسیر بندگی خداوندقرار گرفت علاوه بر اینکه نفسش و جانش طهارت پیدا می کند می تواند کارهای خارق العاده هم انجام دهد ولی کسی که در مسیر بندگی نیست ممکن است بتواند کارهای خارق العاده انجام دهد ولکن دیگر طهارت نفس ندارد.
لذا حق‌تعالی در سوره «الشمس» بعد از یازده بار قسمی که یاد می‌کند، و قرار است مطلب بسیار مهمی ذکر شود، می‌فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها (شمس/۹) به ترديد كسى كه نفس را [از آلودگى پاك كرد و] رشد داد، رستگار شد» یا در بیان دیگر می‌فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّی(۲) حقّا فلاح و رستگارى يافت آن كسى‌كه تزكيه نفس كرد.» و نمی‌فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ اقواها» و یا «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَقَوَّی» در واقع رستگاری در گرو تزکیه نفس و طهارت نفس است، نه تقویت نفس.بنابراین، آن‌چه مهم جلوه می‌کند، تزکیه و طهارت نفس است، که آن‌هم در گرو تعبد و تقید به دستورات شریعت و احکام دین به دست ‌می‌آید و به فرموده علامه طباطبایی(ره): «بزرگترین ریاضت دینداری است. لذا کاری‌که مرتاضان هندی انجام می‌دهند و بعضی قوایشان را نابود می‌کنند، این هنر نیست! هنر آن است‌که شهوت و غضب و سایر قوا باشند اما تحت کنترل دستورات دین و عقل قرار بگیرند.»[۱]
و یا در یک مثال دیگر. دو ظرف را در نظر بگیرید که در یکی آب سرچشمه دامنه البرز و در دیگری (با عرض معذرت) ادرار باشد. هر دو تصویر انسان را نشان می دهد. ولی اولی علاوه بر آن کارایی، پاک و قابل خوردن است ولی دومی فقط تصویر را نشان می دهد و کلا نجس می باشد و حتی اگر سر سوزنی به بدن و لباس انسان اصابت کند. آن را نجس خواهد کرد.
پس صرف مشاهداتی داشتن، کارهای خارق العاده انجام دادن، ملاک حقانیت نیست. عمده پاکی و طهارت جان است که به برکت عبودیت و عمل به شریعت حاصل می گردد و به راحتی انسان آن مشاهدات و ... را هم خواهد داشت.

پی نوشت:
۱.شمس/۹.
۲.اعلی/۱۴.
۲.محیطی،علی،صراط سلوک،ص۱۳۱،انتشارات قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)

کلمات کلیدی: 

نظرات