آیا کشفیات رشاد خلیفه درباره راز عددی قرآن صحیح بود؟

رشاد خلیفه یک مصری تبار بود که پدرش رهبر یکی از گروههای صوفی مسلک بود. و در سال ۱۹۵۹به آمریکا مهاجرت کرد و تابعیت آن کشور به او اعطا گردید. در آنجا دکترایش را در رشته بیوشیمی اخذ نمود. و سپس  مشاور ارشد سازمان ملل متحد در بخش کشاورزی و بیوشیمی بود.
رشاد خلیفه از سال ۱۹۶۸با وارد نمودن تمام متن قرآن در کامپیوترها، تحقیقاتی عددی در قرآن شروه نمود و در سال  ۱۹۷۴میلادی ادعایی مبنی بر کشف رابطه‌ای ریاضی در تعداد سوره‌ها، آیه‌ها، کلمات، اعداد و حروف قرآن را مطرح کرد.
و مدعی شد قرآن دارای یک کد پنهان نوزده است. برای نمونه, تعداد سوره های قرآن ۱۱۴است که مضربی از نوزده است. بسم الله الرحمن الرحیم که در اول سوره های قرآن می آید, دارای نوزده حرف است. اولین وحی به پیامبر دارای نوزده کلمه است. آخرین سوره نازل شده بر پیامبر یعنی سوره نصر, دارای نوزده کلمه است و اولین آیه در سوره نصر هم نوزده حرف دارد.

اندیشه های او به اینجا منتهی شد که برای اصلاح بعضی محاسباتش، آیاتی از قرآن را انکار کند! مثلا او برای اینکه تعداد آیات قرآن مضربی از عدد 19 شود، مجبور بود عدد 6348 را عوض کند، به همین دلیل مدعی شد، دو آیه آخر سوره توبه جزو قرآن نیست و باید حذف شود. این انکار او در کنار انکار سنت، و ختم رسالت بود و ادعای رسالت کرد تا آیات اضافه قرآن را حذف کند!! پس باید دانست که در گمراهی شخص رشاد خلیفه تردیدی نیست.

اما کسانی که به نوع تحقیقات او, علاقه مند هستند، باید همیشه مراقب خطرات این راه باشند. تلاش برای اثبات نظریه های مشکوک خود به هر شکل، می تواند تا آن جا پیش برود که شخص به انکار آیات قرآن و رسالت و ... کشیده شود. و ادعای رسالت کند تا برای رفع اشکالات نظریه خود، قرآن را دستکاری کند! علاوه بر اینکه پیروی از ظن و گمان مطابق قرآن جایز نیست:
«وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً؛[نجم/28] آنها هرگز به این سخن دانشى ندارند، تنها از گمان بى ‏پایه پیروى مى‏ كنند با اینكه «گمان» هرگز انسان را از حقّ بى‏ نیاز نمى ‏كند!»
«وَ ما یَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً؛[یونس/36] و بیشتر آنها، جز از گمان (و پندارهاى بى‏اساس)، پیروى نمى ‏كنند (در حالى كه) گمان، هرگز انسان را از حقّ بى ‏نیاز نمى‏سازد (و به حق نمى ‏رساند.»

و به  ما دستور داده اند که بدون علم گام برنداریم:
«وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ؛[اسراء/36] از آنچه به آن آگاهى ندارى، پیروى مكن»

و حتی اگر به صحیح ترین مطالب در این وادی نیز رسیدیم، باز هم مسیر صحیح را نپیموده ایم. چون قرآن کتاب هدایت برای زندگی بشر است که مطالب هدایتی را به روشنی بیان کرده است:
«بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبینٍ؛[شعراء/195] آن را به زبان عربى آشكار (نازل كرد)»

نه اینکه ما را مشغول این گونه محاسبات ریاضی کند. به تعبیری باید با نور در راه نگاه کرد و مسیر را پیمود و آنکس که به جای نگاه کردن با نور، به نور نگاه می کند، کور خواهد شد.
«در قرآن از دو تیپ و دو دسته‏ى فائز و خائض سخن به میان آمده است. فوز، سر برآوردن است و خوض، فرو رفتن در غم، در شادى، در بهار، در پاییز، در قدرت، در ثروت، در دنیا، در خویش و حتى در راه و در رفتن و در خدا، كه تو در هر چه كه بمانى همان بت است، چه حال خوش باشد و چه رفتن تو و چه انس تو و چه توجه تو و چه دنیا»[1]

[1]. تطهیر با جارى قرآن(3)، عین صاد، ص: 222.

نظرات