همه درها به روی من بسته شده؛ پس چرا رحمانیت خدا شامل حال من نمیشه؟

رحمت الهی

سلام. من ۲۳ سالمه و اصلا امید به زندگی ندارم. ناامید و افسرده. حتی به خودکشی هم فکر کردم. تا به این سن هرچی آرزو و دعا کردم، بهش نرسیدم (نگین به صلاحت نبوده، آخه یه دعا به صلاح آدم نیست، نه تا این سن و این همه دعا) حس بدبختی دارم و فکر میکنم خدا دوستم نداره و صدامو نمیخواد بشنوه و منو به حال خودم واگذار کرده. آیا درسته؟ آخه من خیلی گناه کردم ولی توبه کردم. یعنی دارم چوب گناهامو میخورم؟

سلام بر شما
مسلما لطف و مرحمت خداوند شامل حال همه بندگانش است. خصوصا کسانی که توفیق دعا کردن و استعانت از درگاه او را دارند. اینکه در یک مسئله خاص درمانده شده اید، به این معنا نیست که خداوند نعوذ بالله شما را فراموش کرده و به حال خودتان گذاشته. اگر در احوال بزرگان و اولیاءالله مطالعه کرده باشید، می دانید که بیشترین بلایا و گرفتاری های دنیوی برای آنها به وجود می آمده و نه تنها امیدشان را ازدست نمی دادند؛ بلکه همین بلایا را لطف خداوند می دانستند. انسان هم مثل طلا تا در کوره مشکلات ذوب نشود، نمی تواند به درجات رفیع برسد.

امام صادق(ع) درباره پاداش برخی مصائب در زندگی انسان مؤمن می فرماید: «لَوْ یَعْلَمُ الْمُؤْمِنُ مَا لَهُ مِنَ الْأَجْرِ فِی الْمَصَائِبِ لَتَمَنَّی أَنَّهُ قُرِّضَ بِالْمَقَارِیضِ؛[۱] اگر مؤمن می دانست که در برابر مصائب چه پاداشی دارد، آرزو می کرد بدنش با قیچی قطعه قطعه شود!».
همچنین در روایتی دیگر می فرماید:«فَإِنَّ عَظِیمَ الْأَجْرِ لَمِنْ عَظِیمِ الْبَلَاءِ وَ مَا أَحَبَّ اللَّهُ قَوْماً إِلَّا ابْتَلَاهُمْ؛[۲] پاداش بزرگ، در مقابل گرفتاری بزرگ می باشد، و خداوند هر گاه قومی را دوست بدارد، آنها را مبتلا می کند

البته شهید مطهری؛ در این باره می فرماید: «از این نکته نباید غفلت ورزید که مصائب، وقتی نعمت هستند که انسان از آنها بهره برداری کند و با صبر واستقامت و مواجهه با دشواریهایی که مصائب تولید می کنند، روح خود را کمال بخشد؛ اما اگر انسان در برابر سختیها، فرار را انتخاب کند و ناله و شکوه سر دهد، در این صورت بلا از برای او واقعاً بلاست.
حقیقت این است که نعمتهای دنیا نیز مانند مصائب، ممکن است مایه رقاء و سعادت باشد، و ممکن است مایه بدبختی و بیچارگی گردد. نه فقر، بدبختی مطلق است نه ثروت خوشبختی مطلق، چه بسا فقرهایی که موجب تربیت و تکمیل انسانها گردیده، و چه بسا ثروتهایی که مایه بدبختی و نکبت قرار گرفته است. امنیت و ناامنی نیز چنین است.
برخی از افراد یا ملتها در هنگام امنیت و رفاه، به عیاشی و تن پروری می افتند و در نتیجه، در پرتگاه خواری و ذلت سقوط می کنند و بسیاری دیگر از ملتها از شلاق بدبختی و گرسنگی به جنبش در می آیند و به آقایی و عزت می رسند.
سلامت و بیماری، عزت و ذلت، سایر مواهب و مصائب طبیعی نیز مشمول همین قانون است. نعمتها و همچنین شدائد و بلایا، هم موهبت است؛ زیرا از هر یک از آنها می توان بهره برداریهای عالی کرد، و نیز ممکن است بلا و بدبختی شمرده شوند، زیرا ممکن است هر یک از آنها مایه بیچارگی و تنزل گردند.
هم از راه فقر می توان به سعادت رسید و هم از راه ثروت، و از هر دو راه نیز ممکن است آدمی به بدبختی برسد. لذا نعمت بودن نعمت، بستگی دارد به نوع عکس العمل انسان در برابر آن نعمت، که شاکر باشد یا کفور، و همچنین نقمت بودن نقمت، بستگی دارد به نوع عکس العمل انسان در برابر آن که صابر و خویشتن دار باشد یا سست عنصر و بی اراده.»[۳]

موفق باشید.
/۲۸۹/

پی نوشت:
۱- مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۴۳۴
۲- کافی، ج ۲، ص ۱۰۹
۳- عدل الهی، مرتضی مطهری، ص۱۶۴ – ۱۶۵

facenama

دیدگاه‌ها

هیچ کدوم از حرفات رو قبول

هیچ کدوم از حرفات رو قبول ندارم فقط بازی با کلمات هس برا همینه که به دل نمیشینه ، شخصی که در این سن و سال به آخر می رسه،ینی چه ؟ ... هیچ بچه ای وقتی دنیا میاد خونواده اش رو انتخاب نمی کنه حالا از شانس بدش یه خونواده با یه پدر عوضی باشه که جز به عیاشی خودش به هیچی فکر نمی کنه اون بچه چی در میاد هان ... خیلی خوب باشه میشه مثه من ، برا مادرش همدم برا همسرش رفیق برا بچه هاش بهترین پدر دنیا ولی از درون پوسیده اس این وضعیت بد اقتصادی هم مزید بر علت ... من که یه لقمه حروم ور نداشتم درحالیکه با توجه به موقعیت شغلی می تونستم ... من که ازطرف زیر دستام یه آه دنبالم نیس جز دعای خیر ... و ... حالا که زمین خوردم در این سن و سال ای خدا کجایی یه بار شده در زندگی سخت من خودت رو نشون بدی تا بفهمم هستی من که تاالان بجز با تکیه به خودم از هیچ بنی بشری تقاضا نکردم هیچ کس یادش نیس که قرضی گرفتم حالا که بهت احتیاج دارم نیستی ... خیلی سخته شرمنده شدن پیش زن و بچه ... ای خدا تو که عرضه نداری درست کنی پس مرگ رو برسون

تصویر شهرسوال

با سلام

با سلام
شرايطي که در حال تجربه کردن هستيد بسيار ناراحت کننده و ناگوار است قطعا اتفاقات بيروني و توصيفاتي که از وضعيت پدرتان مطرح مي کنيد و مسؤوليت سنگيني که شما بر عهده گرفتيد براي هر فردي ناراحت کننده است. اما برداشت ،پردازش و تفسيرتان از اين وضعيت زندگي تان بسيار مهم تر از اصل اتفاقاتي است که برايتان پيش آمده است. ما بايد به عنوان يک اصل بپزيريم که دنيا جاي آسودگي و آرامش مطلق نيست بلکه جاي ناکامي ها و از دست دادن هاست البته در کنار ناکامي ها و از دست دادن ها براي اينکه به يأس مطلق نرسيم چيزيهايي را هم ما به دست مي آوريم و دلخوش آن هستيم البته بعضي از افراد با توجه به فيلتري که در ذهن خودشان گذاشته اند وضعيت مثبت و خوش خود را يا نمي بينند و يا بي ارزش مي کنند مثلا اينکه شما موقعيت شغلي داريد و زيردست داريد در حالي که خيلي از انسان هاي دوروبرتان اين موقعيت را نداشتند ، اينکه شما به اندازه اي توانمند بوده ايد که از کسي تقاضا نداشته ايد و قرضي نداشته ايد و يا اينکه اين توفيق و شناخت را داشته ايد که لقمه حرام نخورده ايد و خيلي از توفيقات و نقاط مثبتي که شما آن ها را نديده ايد و نمي بينيد. قطعا شما اگر دايما به بدبختي هايتان فکر کنيد براي يک لحظه هم نخواهيد توانست اين دنيا را تحمل کنيد. اما بدانيد که همه انسان ها در زندگي شان بدبختي هاي شديد تر و فاجعه آميز تر دارند ولي به جاي اينکه درگيري ذهني ، فکري وهيجاني براي خودشان درست کنند به فکر برنامه ريزي و راه چاره براي حل مسايلشان هستند و حتي افراد هوشمند بعضي از مشکلات خودشان يا پيرامونشان را که قابل حل نيست با جان و دل پذيرش مي کنند و اصلا خودشان را درگير آن نمي کنند. فکر نکنيد همه مشکلات فقط براي شماست و فکر نکنيد که شما هيچ نقطه مثبت و قابل توجه در زندگي تان نداريد شايد خيلي از موقعيت هاي شما در زندگي آرزوي ديگران باشد. پس خوشبخت کسي نيست که هيچ مشکلي نداشته باشد بلکه خوشبخت کسي است که با انگيزه و علاقه در حال رسيدگي و حل مسايل زندگي اش است. در مورد تقاضاها و انتظارات تان از خداوند خدمت شما عرض کنم که بدانيد هيچ معجزه اي اتفاق نمي افتد و کار دنيا آنقدر دقيق و حساب شده و منطقي و از رو علت و معلول است که بايد بر اساس آن شما خودتان را تنظيم کنيد. در حال حاضر روان شناسان تأکيد بسياربالايي بر روي پذيرش مشکلات دارند پس بهتر است شما کتاب ACT (درمان مبتني بر تعهد و پذيرش) به زبان ساده ترجمه: دكتر انوشه امين زاده را مطالعه کنيد و خودتان را تغيير دهيد در صورتي که به دليل تراکم افکار منفي به وضعيت افسردگي رسيده ايد و توانايي مطالعه نداريد درمانتان را حضوري يا تلفني پيگيري کنيد. موفق باشيد.

/۳۷۶۴۱۰/

نظرات