آیا خدا برای مردمانی که دور از هر گونه تمدن انسانی هستند، برنامه ای جهت هدایت گری ندارد؟

 اولا نسبت به گروهی که از هر گونه تمدنی به دور افتاده اند، هیچ کس اطلاع دقیقی ندارد. در واقع یا هر گونه تعامل و گفت و گو با آنها منتفی است، پس نمی توانیم بدانیم که اتفاقی در این زمینه بین آنها رخ داده یا خیر. یا آنکه امکان تعامل و گفت و گو با آنها وجود دارد، که در این صورت، همان گفت و گو کنندگان وظیفه دارند، پیام الهی را بدان ها برسانند. بنابراین ادعای بدون هدایت بودن آنها یک نوع مصادره به مطلوب و مغالطه است.

ثانیا هدایت الهی منحصر به هدایت بیرونی و به واسطه پیامبران نیست. بلکه هدایت درونی نیز در نهاد انسانی قرار داده شده است که به سبب آن هر انسانی اصول خوبی و بدی را می شناسد.

فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا (۸شمس) سپس بدیها و پرهیزگاریهایش را (به او) الهام کرد. این هدایت جزئی از ذات بشر است و هیچ انسانی فارغ از آن نیست.

هر چند با رویه ای که انسان در پیش می گیرد، می تواند آن را تقویت یا تضعیف کند. در پیامبران که مستعد دریافت وحی الهی شده اند، این هدایت درونی در وجودشان منجر به قابلیت دریافت وحی شده است. به گونه ای که اگر هیچ سخنی از خدا به واسطه ادیان قبلی نشنیده باشند، می توانند خدای حقیقی را بیابند. کما اینکه قرآن شرح حال حضرت ابراهیم ع را چنین بیان می کند:

فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى‏ كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلينَ (۷۶(۷۶ انعام) پس هنگامی که (تاریکی) شب او را پوشانید، ستاره ای دید، گفت:«این پروردگار من است» و چون غروب کرد؛ گفت:«غروب کنندگان را دوست ندارم».

در واقع انسان می فهمد که به خدا نیاز دارد و می فهمد که موجود ضعیف نمی تواند خدا باشد. بنابراین هدایت فطری برای همگان ثابت است که در دو جنبه نظری و عملی وجود دارد.

ثالثا نیاز انسان ها به دین می تواند سطوح متفاوتی داشته باشد. کما اینکه در دوره های مختلف زندگی بشر، شرایع بیان شده با یکدیگر تفاوتهایی داشته اند. دین حق اسلام با شریعت معلوم و مشخص آن، احکام متعددی برای اداره جامعه دارد. از مباحث قضایی و اقتصادی و سیاسی و ... طبیعتا عده ای انسان غار نشین یا جمع کوچک محدودی در دل جنگل های دورافتاده آفریقا نیازی به این احکام ندارند و از این رو بسیار طبیعی است که خدای متعال مکانیزمی برای رساندن شریعت بدانها طراحی نکرده باشد.

رابعا اینکه عده ای محدود به دین دست نیابند در هدف خلقت بشر اخلال ایجاد نمی کند، کما اینکه عده ای هیچ گونه تکلیف دینی ندارند. مثل مجانین یا اطفالی که پیش از سن بلوغ از دنیا می روند. و اینکه خدای متعال جهت رعایت عدالت با آنها چه می کند، بحث دیگری است که در روایات به آن پرداخته شده و از جمله مطالب بیان شده، بر پایی بستر امتحان برای آنها در برزخ است.

نظرات