برده داری در اسلام مورد تایید بوده است یا نه؟

برده داری

آیا برده داری در اسلام تایید شده است؟
اگر تایید نشده چرا خود پیغمبر و ائمه معصومین علیهم السلام برده داشته اند؟

در ابتدا باید اشاره شود که برده‌داری  قبل از اسلام وجود داشته و اسلام برای آن راه‌کار حل تدریجی ارائه داده است.
 پذیرش واقعیت و سنت حاکم بر جوامع بشری آن زمان و بیان احکام فقهی در این امر، جای اشکال و خرده‌گیری بر اسلام ندارد. آنچه در ترازوی داوری و قضاوت خردورزان نقش دارد، محتوا و کیفیت جهت‌گیری احکام فقهی  است که آیا جهت‌گیری  احکام به سمت‌وسوی تقویت بردگی است، یا در جهت رهایی تدریجی آنان.
 
پاسخ دوم درست است که در این صورت نه‌تنها نقطه‌ضعفی برای اسلام نیست، بلکه نقطه قوّت است.
 
توجه به این نکته در قضاوت نهایی به ما کمک می‌کند و آن این‌که اسلام بردگی را ابداع نکرده است، بلکه در  عصری که مسئله بردگی با تاروپود جوامع بشر آمیخته بود، به‌عنوان  امری که وجود دارد، پذیرفته؛ بابیان  دستورها در جهت رهایی بردگان قدم برداشت.
اسلام درراه آزادی بردگان پیش‌قدم شد.
 
حال چرا یک‌باره و به‌صورت انقلابی در جهت رهایی بردگان گام برنداشت، بلکه در جهت رهایی تدریجی آنان کوشید، پاسخ این است که رهایی دفعی، مشکلاتی را به دنبال داشت.  اگر نظام غلطی در بافت جامعه‌ای وارد شود، ریشه‌کن نمودن آن به زمان و برنامه حساب‌شده‌ای نیاز دارد. در غیر این صورت نمی‌توان آن را ریشه‌کن نمود. درست مانند انسانی که به بیماری خطرناکی مثل اعتیاد مبتلا شده و بیماری‌اش کاملاً پیشرفت نموده است. آزادی دفعی بردگان ممکن بود مفاسدی را در پی داشته باشد:
۱ ـ اگر اسلام یک‌باره و به‌طورکلی بردگی را لغو می‌کرد، نظام اقتصادی و اجتماعی مردم به ناگاه از هم می‌پاشید؛ در این صورت بردگان‌ که فاقد کار وزندگی و خانه و مسکن بودند، ممکن بود از جهت معیشتی و اقتصادی جامعه را به بحران سوق دهند. این هم به ضرر بردگان بود و هم به ضرر دیگران.
۲ ـ اگر بردگان به‌یک‌باره آزاد می‌شدند، با توجه به ظلم و ستمی که در طول سالیانی دراز متحمل شده بودند، به انتقام‌جویی روی می‌آوردند و سرانجام امنیت عمومی، وضع سیاسی جامعه و شرف انسانی متحمل خسارات فراوانی می‌شد.
۳ ـ اسلام در مسیر حرکت تکاملی خویش خواه‌ناخواه با جنگ‌هایی روبه‌رو می‌شد و اسیر می‌گرفت. حال اگر  اسیران را یک‌باره آزاد می‌کرد، ممکن بود بار دیگر توطئه نمایند و با مسلمانان دیگربار بجنگند. اسلام راه بهتری را انتخاب نمود؛ اوّل اسیران جنگی را به‌صورت غلامان و کنیزان وارد خانه مسلمانان نمود و به مسلمانان سفارش نمود که با آنان خوش‌رفتاری نمایند تا از نزدیک خوبی‌های مسلمانان را بنگرند و تدریجاً بافرهنگ و اخلاق اسلامی آشنا شوند و از دشمنی با اسلام دست‌بردارند و به‌تدریج آزاد شوند. در این صورت نه‌تنها با اسلام و مسلمانان دشمنی نمی‌ورزند، بلکه به یاوران و سربازان اسلام تبدیل می‌شوند.
علامه طباطبایی در این خصوص می‌گوید: "اسلام تا می‌توانست از جامعه‌های غیر اسلامی (= کافران حربی) گروهی را به شکل اسیر جنگی می‌گرفت و در جامعه حق و عدالت وارد می‌ساخت و به تعلیم و تربیتشان می‌پرداخت، سپس از راه‌های مختلف به‌تدریج آنان را آزاد ساخته و جزء جامعه اسلامی می‌نمود. (۱)
  برنامه‌های اسلام برای زدودن بردگی:
 
اسلام برای از بین بردن پدیده بردگی برنامه‌هایی را ارائه داده است. اینک به بیان برخی  می‌پردازیم:
 
 الف) لغو همه راه‌های بردگی جز یک‌راه:
 
در عصر بعثت رسول  برای بردگی راه‌های متعددی وجود داشت.  یعنی از راه‌های مختلف، انسان آزاد تبدیل به برده می‌شود مانند اسارت در جنگ،  حکم و خواست حاکمان وقت برای برده گرفتن افراد آزاد. طفلی که از مادر کنیز به دنیا می‌آمد، هرچند پدرش آزاد  بود. کسی که از رفتن به جنگ امتناع می‌کرد یا از جنگ فرار می‌کرد، تبدیل به برده می‌شد. کسانی که از کشور فرار می‌کردند و به کشور و قلمرو حکومت حاکم دیگر پناهنده می‌شد، حاکمان آن سرزمین آن‌ها را برده قرار می‌دادند. کسی که مرتکب جرائمی مانند قتل و دزدی  می‌شد، یا به‌واسطه فقر گاهی انسان آزاد خودش  یا فرزندش را در معرض فروش قرار می‌داد. یا همسرش را به‌عنوان کنیز به فروش می‌رسانید. یا از طریق آدم‌ربایی و دزدیدن فرد آزاد او را برده قرار می‌داد  یا اگر کسی در قمار می‌باخت و خود را گرو  قمار می‌داد، بعد از باخت در قمار برده دیگری می‌شد.
اسلام تمام این راه‌ها را ملغی نمود و فقط بردگی را از طریق اسارت در جنگ قبول نمود.
 
ب) زشت شمردن انسان فروشی:
 
حال که یک سرچشمه بردگی آن‌هم به‌ناچار موردپذیرش قرار گرفت، ممکن است از همین راه مردم سوءاستفاده کنند و سایه‌ شوم بردگی را بر جامعه اسلامی چیره گردانند. برای این‌که چنین اتفاقی نیفتد، اسلام آمد و خریدوفروش بردگی را بدترین و منفورترین معاملات اعلام کرد. پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) فرمود:
 "شرّ النّاس مَن باع النّاس؛ (۲) بدترین مردم کسی است که انسان‌ها را بفروشد ".
 
ج) رفتار انسانی با بردگان:
 
اسلام در مورد رفتار انسانی با بردگان بسیار سفارش نموده است. پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) فرمود: "کسی که برادرش زیردست او است، باید ازآنچه می‌خورد، به او بخوراند. ازآنچه می‌پوشد، به او بپوشاند. زیادتر از توانایی به او تکلیف نکند. (۳) امام علی (علیه‌السلام) به غلامش، قنبر گفت: "  از خدا شرم دارم که لباسی بهتر از تو بپوشم ".(۴)
هم‌چنین اسلام برای بردگان شخصیت انسانی بیان کرد تا آنجا که ازنظر شخصیت انسانی، هیچ تفاوتی میان بردگان و افراد آزاد نمی‌گذارد و معیار ارزش را تقوا قرار می‌دهد.(۵) 
نیز اسلام راه‌های فراوانی را برای آزادی بردگان در نظر گرفته است که با توجه به این راه‌ها خواه‌ناخواه بردگی از جامعه بشری زدوده می‌شود.  راه‌ها به دودسته تقسیم می‌شود:
راه استحبابی و سفارش‌های اخلاقی:
درباره پسندیده بودن آزاد نمودن بردگان، در سخنان رسول گرامی  و امامان معصوم (علیه‌السلام) بسیار سفارش و تأکید شده است. پیامبر فرمود: "هر که برده مسلمانی را آزاد کند،‌خداوند او را از آتش جهنم آزاد می‌سازد ".(۶)
 راه وجوبی و دستورهای قانونی:
 
اسلام افزون بر سفارش‌های اخلاقی و ارزش نهادن به آزاد نمودن بردگان، در موارد متعددی با دستورهای الزامی، مسلمانان را به آن وادار نموده است.
 
اینک نگاهی اجمالی به راه‌های قانونی برای آزادی بردگان:
 
۱- آزادی بردگان از راه معاهده و مکاتبه (مکاتبه مشروط یا مطلق)؛
 ۲- عتق تدبیر؛
 ۳- تبعیت اشرف ابوین؛
 ۴- عتق برای تملک انثی بر احد العمودین؛
 ۵- عتق برای تملک ذکر بر احد العمودین یا محارمی از زنان؛
 ۶- عتق سرایت؛
 ۷- عتق استیلاد (ام ولد)؛
 ۸- عتق مرضی، همانند کوری، جذام، لنگ و زمین‌گیر؛
  ۹- مسلمان شدن عبد قبل از این‌که مولایش در محیط کفر مسلمان شود؛
۱۰- هرگاه مولا گوش، بینی و یا عضو دیگری از اعضای بدن برده را جدا کند؛
 ۱۱- اگر مولا وارث نداشته باشد، برده با مال میت آزاد می‌شود؛
 ۱۲- برده مؤمن پس از هفت سال آزاد می‌شود؛ (۷)

۱۳- یکی از مصارف هشتگانه زکات، آزاد کردن بردگان است.  در زمان خلاف عمر بن عبدالعزیز فقیری یافت نمی‌شد که زکات به آنان بدهند. زکات را برای آزاد کردن بردگان مصرف کردند و شمار زیادی از آنان آزاد شدند.
۱۴- آزادی به‌واسطه عهد و نذر و قسم.
 
۱۵- آزادی به‌واسطه‌ کفاره در موارد مختلف مانند کفاره روزه، قتل خطایی. (۸)

 اسلام به جهت رعایت مصلحت و پذیرش شرایط اجتماعی زمان به‌ناچار پدیده بردگی را پذیرفت. برای آن احکامی در نظر گرفت تا برای رهایی تدریجی و معقول بردگان برنامه‌ریزی نماید. سرانجام اسلام درحرکت رهایی‌بخش بردگان پیشگام شد. با توجه به راهکارهای اسلام مبنی بر رهایی بردگان عملاً بردگی در جوامع اسلامی به‌صورت کامل زدوده شده است.

پی نوشت ها:
۱- ماهنامه پاسدار اسلام، ش ۲۲، ‌ص ۱۳.
۲- کلینی، کافی، ج ۵، ص ۱۱۴.
۳- مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۴۱ و ۱۴۲.
۴- همان، ص ۱۴۴.
۵- حجرات (۴۹) آیة ۱۳.
۶- کافی، ج ۴، ص ۱۳۴.
۷- وسایل الشیعه، ج ۱۶، ص ۳۶.
۸- تفسیر نمونه، ج ۲۱، ص ۴۱۲ _ ۴۲۳؛
 شرایع الاسلام، کتاب العتق؛ شرح لمعه، کتاب العتق.

کلمات کلیدی: 

facenama

دیدگاه‌ها

با تشکر از سایت بسیار عالیتون

با تشکر از سایت بسیار عالیتون و جوابهای بسیار منطقی و هوشمندانه و به دور از تعصب خدا انشا الله خیر دنیا و آخرت بهتون بده.
در سوال این دوست عزیز همچنان یک سوال برای بنده باقی موند و اینکه اگر اسلام برده داری رو تایید نمیکند چرا همچنان امامان برده داشته اند؟(هر چند که میدانیم از غذا و لباس خود به آنها میداده اند)البته توضیحاتتون رو خوندم ولی آیا به نظر شما از آنجاییکه امامان همه انسانها را برابر و آزاد میدانند اینکه یک انسان برای سالیان تحت امر کسی دیگر باشد آزادی انسان زیر سوال نرفته و برده داشتن امام تشویقی برای بقیه مردم برای برده داری نیست؟

تصویر پاسخگو

با سلام و تشکر از ارتباط شما

با سلام و تشکر از ارتباط شما با این سایت

رفتار و سیره اهل بیت در باره بردگان , از درخشان ترین فضایل اسلام در برخود با زیر دستان است. همین رفتار شایسته , سبب شده بود غلامان و کنیزانِ ائمه , از آزادی خود خوشحال نشوند و تقاضا کنند برای همیشه غلام آن بزرگواران باقی بمانند. اکثر بردگان در خانه اهل بیت با معارف دینی و احکام الهی آشنا می شدند و از محضر آنان استفاده های علمی و عملی بسیاری می نمودند. پس از آزادی , انسان هایی نمونه , مؤمن و حقیقت جو بودند;بسیاری از آنان به خاطر عشق به مولای خود, به درجه رفیع شهادت رسیدند که ذکر حکایات آن ها سبب طولانی شدن بحث خواهد شد.
در این جا به نمونه ای از رفتار امام علی علیه السلام با غلام خود که یکی از شهیدان راه ولایت است (۱) اشاره می کنیم :
روزی امیرمؤمنان با قنبر به بازار رفتند. حضرت دو پیراهن کرباسی , یکی به دو درهم و دیگری به سه درهم خرید و به قنبر فرمود: پیراهن سه درهمی را تو بردار.
قنبر عرض کرد: ای امیرمؤمنان ! تو به منبر می روی و با مردم بیش تر سر و کار داری , سزاوار است پیراهن بهتر را شما بپوشید!
حضرت فرمود: ای قنبر! تو جوان هستی و باید مانند جوانان باشی . من از خدا شرم می کنم لباسی بهتر از تو بپوشم (۲)

آیا نام این رفتار برده داری و استثمار انسان ها است ؟ آیا این رفتار نمونه ای از تبعیض نژادی است ؟!

نمونه ای دیگر :
امام زین العابدین در هر ماه کنیزان خود را می خواند و می فرمود: پیرشده ام و قدرتِ بر آوردن حاجات زنان را ندارم . هر یک از شما می خواهد, او را شوهر دهم و اگر بخواهد, بفروشم .اگر خواهد, آزادش کنم . چون یکی از آنان عرض می کرد: نخواهم , حضرت سه مرتبه می گفت : خدا وندا! گواه باش.اگر یکی خاموش می ماند, به زنان دیگر می فرمود: از وی بپرسید چه خواهد؟ پس به هر چه مراد او بود, رفتارمی کرد(۳)
بهترین راه برای ریشه کن ساختن برده داری , آزاد ساختن آنان بود. اسلام آزاد ساختن بردگان را بسیار ستود وآن را کفاره بعضی گناهان قرار داد. رسول خدا و اهل بیت , به این سنت حسنه بسیار مقید بودند.مجلسی در بحار از سید بن طاووس و او از امام صادق علیه السلام روایت می کند که امام زین العابدین علیه السلام در آخرین شب ماه رمضان , غلامان و کنیزان خود را گِرد می آورد و می فرمود: من از بدی های شما در گذشتم , آیا شما از رفتار بدی که با شما کردم , در می گذرید؟
می گفتند: آقای ما! تو به ما بدی نکرده ای و ما از تو گذشتیم !
حضرت می فرمود:بگویید: خدایا! علی بن حسین از ما گذشت , از او درگذر و چنان که ما را آزاد کرد, از آتش دوزخ آزادش کن !
می گفتند: آمین !
آن گاه حضرت می فرمود: بروید! از شما گذشتم و به امید بخشش و آزادی , شما را در راه خدا آزاد کردم !
چون عید می شد, بدان ها پاداش گران می بخشید. حضرت در پایان هر رمضان , دست کم بیست تن برده و کنیز را که خریده بود, در راه خدا آزاد می کرد, چنان که غلامی را بیش از یک سال نزد خود نگاه نمی داشت و گاه در نیمه سال او را آزاد می ساخت (۴)
داشتن غلام و کنیز برای رسول خدا و ائمه اطهار را نمی توان در تضاد با نفی برده داری در اسلام دانست , زیرا این نوع برده داری به رابطه پدر و فرزندی بیش تر شباهت دارد تا به رابطه مولا و برده !

پی نوشت ها:
۱.قنبر ر ا حجاج بن یوسف ثقفی به شهادت رساند; علامه مجلسی ، بحارالانوار, ج ۴۲ ،ص ۱۳۵
۲.همان , ج ۷۱ ، ص ۱۴۴
۳. شیخ عباس قمی ،منتهی الآمال , زندگانی امام چهارم , مکارم اخلاق حضرت , ش ۵ .
۴.بحار, ج ۴۶ ،ص ۱۰۳ـ ۱۰۵ روایت طولانی تر از آن است که ماآوردیم.

نظرات