قد حضرت آدم (ع) چقدر بوده است؟

حضرت آدم (ع)

درباره طول اندام حضرت آدم (ع) روایتی به این صورت بیان شده است:

از امام صادق (ع) پرسیدم در ازاى قد آدم هنگامى كه بزمین فرود شد چه اندازه بود و درازاى حوا (ع) چه اندازه بود؟ فرمود: در كتاب على بن ابى طالب یافتیم كه خدا عز و جل چون آدم (ع) و همسرش حوا (ع) را بزمین فرود آورد دو پاى آدم روى گردنه كوه صفا بود و سرش زیر افق آسمان و راستى كه بخدا از آزار گرماى آفتاب كه باو میرسید شكایت كرد، خدا عز و جل بسوى جبرئیل وحى كرد كه آدم از اینكه گرمى آفتاب باو میرسد و اثر میكند شكایت دارد و جبرئیل او را درهم فشرد و درازاى او را هفتاد ذراع بذراع خودش ساخت و بحواء (ع) هم فشارى داد و درازاى او را سى و پنج ذراع بذراع خودش ساخت.(الكافی، ج‏۸، ص: ۲۳۳)
اما در سند این روایت، مقاتل بن سلیمان وجود دارد که وثاقت او ثابت نشده و به همین دلیل حدیث ضعیف می باشد.

درباره محتوای این حدیث بحث ها و اشکالات زیادی با بعضی از جواب ها، وجود دارد، که قسمتی از آن را تقدیم می کنم:
«بدان كه این خبر از معضلاتى است كه فهم ناظران را سرگردان كرده و از مشكلاتى است كه خامه و كامه كاملان و قاصران را نومید ساخته و اشكال آن از دو جهت است.

۱- كوتاهى قامت چگونه باعث رفع آزار حرارت خورشید است.
۲- اگر قامت آدم ۷۰ ذراع بذراع خودش شده باشد خلقت او بى‏تناسب گردیده و بسیارى از كارهاى ضرورى بر او مشكل شده و این مناسب با مقام نبوت و اتمام نعمت از طرف رب العزت بوى نیست.

جواب از اشكال ۱ بدو وجه است:
۱- ممكنست خورشید از غیر جهت انعكاس نیز حرارتى داشته باشد و قامت آدم آنقدر بلند بوده است كه از طبقه زمهریریه هوا درگذشته و از آن آزار میكشیده و مؤید آنست آنچه در برخى اخبار عامیه در باره داستان عوج بن عناق رسیده كه او ماهى را در برابر چشمه خورشید بر مى‏آورد تا بحرارت آن بریانش كند.
۲- بوسیله بلندى قامت خود نمى‏توانسته است زیر ساختمان یا در سایه كوه و درختى بیاساید و باین واسطه از حرارت خورشید آزار میكشیده و چون قامتش كوتاه شده است این محذور برطرف گردیده است و میتوانسته در زیر ساختمان و جز آن در سایه باشد.

و اما پاسخ از اعتراض دوم بچند وجه است:
۱- آنچه یكى از افاضل اساتید ما گفته است كه تناسب خلقت منحصر نیست در آنچه امروزه معهود است زیرا خداوند قادر است كه انسان را بر هیئتهاى دیگرى بیافریند كه همه آنها تناسب در خلقت داشته باشد و معلومست كه اعضاء كنونى ما بمانند اعضاء آدم نیست و قامت ما چون قامت او نیست و آن خداوند كه توانا است ما را در قامتى كوتاهتر از او بیافریند و دست ما را كوتاه‏تر از قد ما مقرر سازد توانا است كه براى آدم تناسب اندام را بوجه دیگرى مقرر كرده باشد و قدش كوتاه و دستش بلند باشد و براى آن مفاصل بسیار مقرر كرده و یا آن را نرم آفریده كه در طوع اراده او باشد بمانند آنكه باین ذراع و عضد معمولى كار توان كرد.
۲- كه باز همین فاضل نامبرده گفته است و آن اینست كه مقصود از هفتاد، ۷۰ گام یا ۷۰ وجب باشد و قدم و وجب را در كلام نیاورده براى شهرت اندازه‏گیرى قامت با قدم كه قرینه مقام تواند شد چنانچه اگر گویند طول قامت انسان هفت است بذهن پیش آید كه مقصود هفت قدم است و مقصود اینست كه طول قامتش ۷۰ قدم معمولى شد » (روضه كافى-ترجمه كمره‏اى،  ج‏۲، ص۵۷)

اگر علاقه به مطالعه بیشتری در این باره دارید، به همین آدرسی که از کتاب روضه کافی ارائه شده، مراجعه بفرمایید.

نظرات